شفادهندهها (مجمله دلفی و رابستن) ملت رو معاینه میکنن و مشکلات جسمی و روحی برای ملت تولید میکنن و هزینهاش میگیرن.
نکته: تا الان فنریر گریبک، مهمان، آلکتو کرو، بلوینا بلک، گادفری میدهرست، دروئلا روزیه، دورا ویلیامز و گریگوری گویل و لینی وارنر و سلینا مور و ادوارد و کریس چمبرز و دیانا کارتر و ملاقه و کلاه و کراب و بانز و هری پاتر و لیسا تورپین ویزیت شدن.
------------------------------
_بیمار بعدی!
در اتاق باز شد و یک مرد بسیار جذاب و خوش چهره وارد شد..شفاگر که محو جمال و جلال و جبروت مرد تازه وارد شده بود، گفت:
_ببخشید...شما رو تا حالا ملاقات نکرده بودم..اسمتون؟

_رودولف هستم!
_
_چیزی شده؟

_رودولف هستی؟ نیستی ها...هستی؟
_هستم به مرلین!

_نکنه عمل کردی؟ هوم؟ چطور اینقدر خوش چهره شدی؟ و خوش صدا؟ و کلا اینقدر برازنده! معجون تغییر قیافه خوردی؟

_از اول همینجوری بودم!

_بابا بسه دیگه، اینقدر اعتماد به نفس نداشته باش...یا عمل کردی، یا دروغ میگی! رودولف میلیونها سال نوری با برازنده بودن و خوش چهره بودن فاصله داشت!

_بیا این کارت شناساییم اصلا!
شفاگر کارت را از دست مردِ رودولف نام گرفت و روی آن را خواند...
_خب...عکست که خودتی...جلوی نام هم زده رودولف...راست میگی...نه! وایسا ببینم، جلوی نام خانوادگیت نوشته "اسپلمن"...ببینم اصلا این کارت چیه؟ اسمپلمن کیه؟

_چطور من رو نمیشناسی؟ این کارت عضویت در "کنفدراسیون بین المللی جادوگران" هست...من نویسندهی کتاب "اوراد و طلسم ها" هستم...توی

شفاگر گوشِ رودولف اسپلمن را گرفت و کشید! همانطور که گوشش را میکشید، او را از اتاق بیرون انداخت!
_همون یه دونه رودولف توی دنیای جادوگری داریم، واسه هفت پشتمون کافیه...بعدی!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

آره دیگه اگر من الان یه بچه یتیم بیچاره نبودم که اینطوری باهام صحبت نمیکردید!


رابستن نمیدونه خشم فروخورده یعنی چی. اینو یه گوشه یادداشت میکنه که بعدا از ارباب بپرسه.
...
...گوشواره هم داشتن داره...شینیون هم جدیدا شروع کردن کرده...دیگه کم موندن مونده که مانی و پدی رو هم کور کردن کنه! خجالت نکشیدن نمی کنی، خواستن می خوای که دو نفر رو کور کردن کنی؟ 
