-تازه لینی هم کشتی!این مهم ترین کاری بود که کردی!
گویا بانز موفق شده بود به افکار کریس نفوذ کند.
-بانز از فکر من برو بیرون!الان میخوام به چیزای دیگه فکر کنم که خصوصیه!
لرد کم کم میخواست دوباره بخوابد،این را از حالت چشمانش میشد فهمید.
-ارباب امشب قراره فیلم کله زخمی و جام آتشو بده!همون که شما دیگوری رو میکشید!ببینیم؟
-نه سول،ما علاقه ای به فیلم های مزخرف و تحریف شده ی کله زخمی نداریم.
کریس تلویزیون را روشن کرد و شبکه ویزاسپورت را انتخاب کرد.
-کوییدیچ ببینیم؟
-نه ریس،ما از کوییدیچ متنفریم!فقط میخوایم بخوابیم!
بلاتریکس تلویزیون را خاموش کرد،ممکن بود اشعه هایش برای لرد ضرر داشته باشد.
-ارباب دوئل بدون چوبدستی برگزار کنیم؟برای تنوع چیز جذابیه!
-نه نه نه!ما میخواهیم بخوابیم!کسی حرف بزند به خودمان قسم که به شکل فجیعی میکشیمش!
-ارباب میاید بیست سوالی بازی کنیم؟
لرد میخواست به وعده خود عمل کند و مرگخوار مذکور را به شکل فجیعی بکشد،لردی بود عمل کننده،اما متوجه شد مرگخوار مذکور لینی است که قبلا کشته شده،راه حل همین بود،لینی نمیمرد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج











هکتور، سریعا معجون رو میریزی توی حلقشون تا ما تاثیرات زیباش رو مشاهده کنیم. 


