جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  107 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  225 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  216 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 تیر 1399 00:52
نمایش جزئیات
آفلاین
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 22 خرداد 1399 17:41
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب! دیدم خرداد ماه داره تموم میشه از سهمیه نقد عمومیش استفاده نکردم.
نتیجتا گفتم سوخت نشه این ماه.
بی زحمت نقد کنید.

خلاصه سوژه تا اول این پست:
مرگخوارا می‌خوان برای فنریر زن بگیرن و قصد دارن گزینه هارو از دفترچه ی موارد ازدواج رودولف انتخاب کنن. حالا فنر موقعی که می‌خواستن بهش دفترچه رو نشون بدن غیب میشه و مرگخوارا هم از نجینی می‌خوان تا براشون ردیابیش کنه.


اراده ما در این راستا قرار گرفته که هیچ پستیتو نقد نکنیم. همشون از دم بد هستن. پست هایی که در گذشته زدی و در آینده خواهی زد!

حالا صبر کن ببینیم چی می شه.



ویرایش 2:

نقد پست شما با حلزون ارسال شد. امیدواریم قبل از رسیدن، به مرگ طبیعی بمیرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/3/22 18:09:06
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/3/23 22:50:53
آروم آقا! دست و پام ریخت!

پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 22 خرداد 1399 00:43
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 411 قصر مالفوی ها، آیلین پرنس:


نقل قول:
-تو دیگه کی هستی؟
- مامور برق.

نارسیسا زیر لب گفت:

-مامور برق دیگه چی چیه؟

-خودمم نمی دونم

-حالا چطوری از دستش راحت شیم؟
این جا یه موقعیت جالب وجود داره. مامور برقی ک می خواد برق اینا رو قطع کنه و لردی که نباید متوجه جریان بشه.
ایراد اول اینه که دیالوگ ها نباید به این سادگی باشن. نباید معمولی و بی هدف باشن. مثلا "مامور برق چی چیه" یه کم عجیبه. اینا وقتی برق دارن، مطمئنا می دونن مامور برق چیه.
وقتی پست اینجوری شروع بشه و مدتی هم ادامه پیدا کنه، توقع خواننده از نویسنده کاملا پایین میاد. ناامید می شه. اینم باعث می شه پست رو با بی میلی بخونه. لابلای همین دیالوگا باید یه نکته ای نوشته بشه. یه سرنخی که خواننده بفهمه می تونه روی نویسنده حساب کنه. کار خیلی سختی هم نیست. یه ذره سرعتتون رو کمتر کنین. صبر کنین. فکر کنین که تو این موقعیت چی می تونن بگن یا چه اتفاقی می تونه بیفته که اوضاع رو از سادگی و معمولی بودن در بیاره.
مورد بعدی قسمت "نارسیسا زیر لب گفت" هست. اون قسمت رو در ادامه حرفای نارسیسا و مامور برق نوشتی. باید مشخص می کردی که مخاطبش لوسیوسه.
بین نارسیسا و دیالوگش نباید فاصله بذاری.


نقل قول:
-کروشیو! خب حالا بهتر شد

-آن مرد که بود لوسیوس؟

-کس مهمی نبود. مشنگ بود.
اگه یه یکی کروشیو بزنیم چه اتفاقی میفته؟
جیغ می کشه...روی زمین میفته...از درد به خودش می پیچه.
این جا چی شد؟ طرف مرد؟ تو سکوت گذاشت و رفت؟
برای هر موقعیتی از طلسم های مناسب استفاده کنین. اینجور اشتباها هم منطق پستتونو زیر سوال می برن و هم مهارت و تسلط شما روی طلسم ها کتاب رو.


نقل قول:
-کس مهمی نبود. مشنگ بود.

-پدر لوسیوس مشنگ است؟

-خیر ارباب.
طنز این قسمت خوب بود. ولی طرف قرار بود پدر نارسیسا باشه!
دیالوگ های پشت سر هم رو هم بدون فاصله بنویس. مگه این که بینشون مکث یا تردیدی باشه که این جا نیست.


نقل قول:
-ما حوصله ی بحث کردن نداریم. فعلا از اینجا می رویم و فردا از شما در باره ی کار های عجیبتان باز جویی میکنیم. بعد از بازجویی در صورت لزوم به شما کروشیو زده و در دریاچه ی کنار خانمان غرقتان می کنیم!
رسیدیم به قسمت مهم ماجرا.
شما چند پست قبل از این هم توی این تاپیک پست زده بودی و گفته بودی که لرد خانه مالفوی ها رو ترک کرد.
من اون پست رو نقد کرده بودم و گفته بودم که سوژه این بود که اینا همه چیشونو از دست دادن و قراره لرد اینو نفهمه. خارج شدن لرد از قصر مالفوی ها کمکی به سوژه نمی کنه. این جا دقیقا همون اشتباه رو تکرار کردی. بازم لرد رفته... قراره فردا ازشون بازجویی کنه که اونم کمک خاصی نمی کنه. سوژه نداره. سوژه اینه که لرد بره نقاط مختلف این قصر رو ببینه...از نبودن وسایل تعجب کنه و نارسیسا و لوسیوس برای این حالت، بهانه هایی بیارن.
سوالی که شاید پیش بیاد اینه که سوژه مجبوره و باید در همین راستا پیش بره؟
نه... الانم من اگه ادامه بدم همون جوری که شما نوشتی ادامه می دم، ولی به نظرم بهترین حالتش اینه. بعد از گذروندن این مراحل، می تونیم برسیم به جایی که الان هستیم. اون موقع لرد می تونه بازجویی کنه یا اتفاق جدیدی بیفته.
الان مهم ترین ایراد نوشته های شما همین سوژه ها هستن. چیزی که مانع قبول شدن درخواست مرگخوارشدنت می شه هم همینه. چون یه سری اشکالات هستن که با یه بار توضیح دادن بر طرف می شن. اینا رو می شه قبول کرد. ولی ایرادایی مثل اشتباه پیش بردن سوژه، احتیاج به زمان و تجربه و تمرین دارن. اینا باید قبل از ورود به گروه بر طرف بشن.


پستت اصلا توضیح نداره. توضیح لازم داره. موقعیت حساسیه. باید احساسات و عکس العمل های ظاهری شخصیت ها رو هم توضیح بدی. وگرنه صحنه ناقص می مونه.


توی نقد قبلی هم گفته بودم...آخر هر جمله ای، بدون استثنا باید علامت گذاشته بشه. شکلک، جای علامت رو نمی گیره.


پستت یه پست بد نبود. مثلا من ترجیح نمی دم که این پست کلا زده نمی شد. بودنش بهتر از نبودنشه. ولی خوب هم نبود. خیلی ساده و معمولی بود. سرعتت هنوز زیاده. از روی همه چی سریع رد می شی. سوژه ها، صحنه ها، توضیحات.
سرعتتو کم کن. صحنه ها رو توضیح بده. شخصیت ها رو توصیف کن. از معمولی نوشتن فاصله بگیر. توی صحنه ها و شخصیت هایی که حضور دارن نکته های زیادی هست که می تونی ازشون سوژه بگیری. به اینا دقت کن.


با سرعت کم دور شو آیلین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 21 خرداد 1399 16:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام میشه یه نقد دیگه بگیرم؟


سلام.
بله. فعلا می شه. بعد از این که پستتون تو تالار نقد، نقد بشه دیگه نمی شه. بعد از اون فقط پست های خانه ریدل ها رو می تونین برای نقد بیارین این جا.

نقد پست شما ارسال شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/3/22 0:57:36
خفن ترین وارد میشود

#اختلال_خودشیفتگی



Raveeeen!!!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 21 خرداد 1399 12:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام این پست رو برام نقد کنید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 16 خرداد 1399 23:38
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخاریاس


نقل قول:
جناب لرد پست دوئلمو نقد میکنن ببینم چقدر گند زدم؟
پست های دوئل کمی با پست معمولی فرق می کنن. قواعد خودشونو دارن. سوژه دارن. یه ذره تجربه لازم دارن. همینجوری تجربه کسب می کنین و دوئل کننده های خیلی خوبی می شین. ناامید نشین. ویژگی خوب شما اینه که همیشه دنبال ایراد کارتون برای برطرف کردنشون هستین.


بررسی پست شماره 578 باشگاه دوئل، زاخاریاس اسمیت:


اولین قدم برای نوشتن پست دوئل خوب، پیدا کردن یه ایده متفاوت و خلاقانه اس. برای بالا بردن امتیازتون دو تا عنصر اصلی دارین. ایده...خود پست.
اگه هر دوی اینا عالی باشن، نتیجه هم عالی می شه.
ایده معمولی رو به سختی می شه خیلی عالی نوشت. ممکنه...ولی سخته.
بعضی وقتا هم ایده عالیه...ولی نویسنده نتونسته خوب از کار درش بیاره.

قبل از هر چیزی در مورد سوژه تون فکر کنین. داستانی پیدا کنین که به ذهن هر کسی نرسه. معمولی نباشه. اگه ممکنه یه عنصر غافلگیر کننده توش باشه.
بعد فکر کنین که این ایده رو چطوری بنویسین. از کجا شروع کنین. به کجا برسین. چی رو کجا توضیح بدین که داستان تاثیر خودش رو بذاره. روی همه جمله ها و دیالوگ ها فکر کنین. لازم نیست وقت خیلی زیادی بذارین. موقع نوشتن هم می شه فکر کرد. به این فکر کنین که کدوم شخصیت ها توی این سوژه به دردتون می خورن و می تونن جالب باشن. روی شروع و مخصوصا پایان پستتون بیشتر فکر کنین.

سوژه شما این بود که توی یه موقعیت سخت گیر کنین و یکی بیاد بهتون پیشنهاد معامله ای برای کمک بده.
شما کل محفل رو تو موقعیت سخت تصور کردین. این کمی محدودتون کرده. اگه فقط برای زاخاریاس فکر می کردین، خیلی آزادتر می شدین.
دو تا معامله توی پست شما بود. یکی لرد بود که از محفلیا پول زیادی برای فروختن سوپ خواست و یکی دستفروش بود. در مورد هر دوشون خیلی به سختی تونستیم داستان رو به سوژه ربط بدیم. همین، تاثیر منفی روی امتیازتون می ذاره. سوژه تون اصلا پررنگ نبود و سوژه ای که داشتین، جالب تر از داستانی بود که نوشتین. این موقعیت سختی که ایجاد کردین می تونست خیلی متفاوت تر و جالب تر باشه. لازم نبود حتما جدی و بزرگ و خطرناک باشه. می تونست یه موقعیت ساده باشه...و پیشنهادی که برای معامله می گرفت هم همینطور. هر کسی می تونست باشه. هر کاری یا چیزی می تونستن از زاخاریاس بخوان. چیزی که براش مهمه..با ارزشه...یا چیزی که به دست آوردنش سخته.
این جا مهم اینه که داستانی رو انتخاب کنیم که سوژه هاش بیشترن یا مثلا می شه یه پایان جالب یا غافلگیر کننده براش در نظر گرفت.


یه ایراد خیلی اساسی شما این بود که خیلی مستقیم و با اصرار به سوژه های شخصیت ها اشاره می کردین:
نقل قول:
دوباره روزی در خانه گریمولد شماره دوازده آغاز شده بود.طبق معمول یوآن در حمام کنسرت راه انداخته بود،اما در اتاقش در کتاب غرق شده بود و زاخاریاس با خودش کوییدیچ بازی میکرد.
ریموند از خواب بیدار شد.با دقت شاخش را از زیر در اتاقش عبور داد که ناگهان چوب پنبه ای درست وسط پیشانی ریموند خورد.سرش را به سمتی که چوب پنبه از آنجا پرتاب شد برگرداند.پنه لوپه نوشابه ای را باز کرده بود:
در این مورد توی نقد پست قبلیتون توضیح دادم. فرض کنیم یه شخصیت ترسوئه. دو تا راه داره. یکی این که هر جا رسید بگه من ترسو هستم. توی چت باکس...توی پست هاش...هر جا که حرف زد.
راه دوم اینه که نگه...صبر کنه تا موقعیتش پیش بیاد و ترسش رو توصیف کنه.
اولی زننده می شه. تکراری و خسته کننده می شه. شخصیت جا نمیفته. کسی هم ازش خوشش نمیاد. دومی خیلی آروم تر، ولی درست تر و موندگارتر جا میفته. جلب توجه می کنه. این هم در مورد شخصیت خودمون صدق می کنه و هم شخصیت های دیگه. هیچوقت مستقیم و مخصوصا اینجوری پشت سر هم به ویژگی های شخصیت ها اشاره نکنین. می تونین یکی رو انتخاب کنین و یه صحنه جالب براش در نظر بگیرین و همونو توصیف کنین.
درباره زاخاریاس هم دارین همین کارو می کنین. زیادی به کوییدیچ اشاره می کنین. مواظبش باشین. اینجوری شخصیتش بد جا میفته.


نقل قول:
-اینجا دیونه خونه هستش یا محفل؟ بیاد ناهار.سوپ پیازه.
جمله اول خوب نبود. اینو یه عضو عادی بگه زیاد مهم نیست. می شه قبولش کرد...ولی وقتی یه محفلی داره می گه، حداقل زیر لب بگه. زمزمه کنه. بعد از اون همه توضیح، می شد به عده خواننده گذاشت که خودش به همچین نتیجه ای برسه. این ریزه کاریا باعث می شن فضای داستان قابل درک بشه. "ناهار سوپ پیازه" خوب بود. طوری گفته که انگار امروز ناهار جدیدی دارن.


نقل قول:
ناگهان یوآن از حمام داد زد:
-چرا آب قطع شد؟
ناگهان صدای زنگ در آمد.
دو تا "ناگهان" به فاصله کمی از هم استفاده شده. اینا موقع نوشتن جلب توجه نمی کنه، ولی موقع خوندن می کنه و کیفیت نوشته رو پایین میاره.


شکلک ها زیادن...ولی اضافه نیستن. همشون درست و به جا استفاده شدن.


شما اونقدر درگیر شخصیت ها شدین که فرصت نکردین به اندازه کافی به سوژه بپردازین. درگیر شخصیت ها شدن توی پست های ادامه دار بد نیست. البته نه این که کلی شخصیت رو وارد کنیم و درباره شون بنویسیم. درگیر شخصیت های حاضر شدن بد نیست. ولی توی پست تکی مجبوریم به داستان و مقدمه و نتیجه و روندش هم توجه کافی داشته باشیم.


نقل قول:
-کدام نابخردی گرینگوتزی هارو راز دار کرده؟

صدای خشمگین پروفسور در میدان گریمولد پیچید.تا کنون کسی پروفسور را به این خشمگینی ندیده بود.
دامبلدور به این سادگیا عصبانی نمی شه. اونم در این حد که اینجوری داد بزنه و لحنش بیشتر شبی ولدمورت بشه. این جا کلا از قالبش خارج شده.


نقل قول:
زاخاریاس در حالی جای شاخ و دندان بر روی صورتش دیده میشد در پشت سر محفلیها راه میرفت.
این جاش خوب بود. ساده و قشنگ. این جا هم همینطور:
نقل قول:
ناگهان محفلیها رستورانی را دیدند که روی آن نوشته شده بود:
-سوپ پیاز موجود است.



نقل قول:
لرد جلوی پیشخوان آمد و با محفلیها روبرو شد.ناگهان لبخندی بر گونه اش نقش بست ولی زود پاک شد و گفت:
-چه میخواستید؟
این جا اگه این شخصیت لرد نبود و یه مرگخوار بود چه اتفاقی میفتاد؟
هیچی.
جایی که لازم نیست، بهتره لرد رو وارد سوژه هایی که براش مناسب نیست نکنین. توی خیلی از سوژه ها لرد جایی هست که اصولا نباید باشه و کارایی می کنه که اصولا نباید بکنه. اشکالی هم نداره. برای سوژه سازیه...ولی این جا واقعا بود و نبودش فرقی نمی کرد. بهتر بود نباشه. در مورد دامبلدور به نظر من همچین محدودیتی وجود نداره، چون شخصیتش طوری بود که تقریبا هر جایی می شه تصورش کرد. شخصیت لرد جدی تره.


نقل قول:
-30 گالیون.

محفلیها شروع به شکایت کردند:
-شما باید حتما کتاب بیشعوری خاویر کرامنت رو بخونید.
-من گفتم این نوشابه ها توطئه کردن.
-بزنم رستورانشون بیاد پایین پروفوسور؟
-نه هاگرید.ما فرزند روشنایی هستیم.نمیشه تخفیف بدی تام؟
-همین که هست.
اینا رو محفلیا دارن می گن.
اصولا نباید بگن.
دارن با لرد ولدمورت حرف می زنن. زل می زنن بهش و کتاب بی شعوری رو پیشنهاد می کنن؟ می زنن رستورانش بیاد پایین؟
هر شخصیتی باید سر جای خودش باشه. این ضعف نیست. ایفای نقشه. بین اینا فقط دامبلدور جرات می کرد اینا رو بگه...ولی اونم سبک حرف زدنش اینجوری نیست.
اون قضیه بالا که گفتم بهتر بود لرد نباشه این جا به درد می خورد. چون اگه به جای لرد، یه مرگخوار این جا بود، می تونستن همه اینا رو بگن و مشکلی ایجاد نمی شد.

بجز این مورد و این که بهتر بود سوپ رو یه مرگخوار می فروخت، این قسمت و سوء استفاده کردنشون از این موقعیت خوب بود. ولی اینو نمی شه پیشنهاد معامله به قصد کمک حساب کرد...چون قصد کمکی در کار نیست. دستفروشه هم که اصلا از جریان خبر نداشت.


نقل قول:
-آی مردم.من گوشنمه.اگه تا 10 دقیقه دیگه سوپ به تنم نرسه زاخاریاسو از گوشنگی میخورم.
این جاش خوب بود. ولی این جا خیلی خوب بود:
نقل قول:
-اشکال نداره.مجموعه کتاب های ویکتور هوگو رو جمع میکنم.



نقل قول:
تمام محفلیها با شکم باد کرده(البته مودی بدون چشم هم بود)جلوی رستوران خوابیده بودند
این جا چه لزومی داشت بطور جداگانه به مودی اشاره بشه؟ طوری نوشتین که انگار مودی محفلی نیست.


نقل قول:
دوباره زندگی در محفل شروع شده بود.ولی ایندفعه با پنه لوپه بدون نوشابه اش.مودی بدون چشمش و مالی بدون پاتیلش .
در پایان پست رسیدیم که اشکال اصلی پست. سوژه های مستقیم و بدون نکته. این سوژه رو می شد کمی جالب تر کرد و در عین حال، به توضیحی که داده شده بود هم نزدیک تر کرد. به این شکل که دستفروش می فهمید که اینا هیچ راه دیگه ای ندارن و به یکی از وسیله های مهم و باارزش اینا گیر می داد. مثلا ریش دامبلدور رو می خواست...یا یکی از بچه های ویزلی رو...یا سر ریموند رو مثلا(که بزنه به دیوار خونه اش)...یا هر چیزی.
می گفت فقط اونو حاضرم بخرم و محفلیا سعی می کردن طرف رو راضی کنن که اونو بفروشه. در مورد بچه هم می تونستن بگن که فعلا بفروشش...بعد یه جوری ازش پس می گیریم یا بهش یاد می دیم فرار کنه یا همچین چیزی.


پست ایرادهایی داشت که همش به کم تجربگی بر می گشت. بخونین و بنویسین. همه این ایرادا برطرف می شن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 16 خرداد 1399 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام میشه لطفا اینو برام نقد کنین؟
خیلی ممنون


سلام

نقد پست شما ارسال شد. ما خواهش می کنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/3/17 0:06:35
خفن ترین وارد میشود

#اختلال_خودشیفتگی



Raveeeen!!!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 16 خرداد 1399 00:35
نمایش جزئیات
آفلاین
جناب لرد پست دوئلمو نقد میکنن ببینم چقدر گند زدم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 12 خرداد 1399 23:40
نمایش جزئیات
آفلاین
جناب لرد لطف میکنن اینو نقد کنن؟
لینک پست


نقد شما رو با خرس گریزلی فرستادیم و سفارش کردیم قبل از برگشتن شما را میل کند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/3/13 17:38:58

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 10 خرداد 1399 07:58
نمایش جزئیات
آفلاین
فلفل دلمه ای مامان لطف می کنه اینو برای مامان نقد کنه؟


مادر!

می بینیم که وقتی قراره کاری براتون انجام بدیم، اسم میوه نمیاد و ما فلفل دلمه ای می شیم.

نقد شما رو با پاتروناس خودمون فرستادیم. گفتیم وایسه با دقت براتون بخونه. اگه خواستین بهش بگین تکرار کنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!