جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

25 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19
مهمانان
6
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  106 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  220 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  224 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  214 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 27 دی 1399 22:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام اگه میشه اینو نقد کنین.


سلام.

نقد شما رو با اسب ماده فرستادیم. تحویل بگیرینش. ولی سوارش نشین. جفتک می ندازه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/10/29 0:11:52
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 دی 1399 19:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب! خوبین؟
ارباب جاعون نگرفتین که؟
ارباب من چشای این پایینی رو میخوام!


سلام ایلین! ما خوبیم.
هیچ بیماری ای نگرفتیم. ما مسدودالبیماری هستیم. بیماری اگه بیاد به در بسته می خوره.

این پایینی ایوای ماست! چشماش هم سر جاش می مونه.

نقد پست یه وجبیتو با موشی آلوده و بسیار هپلی فرستادیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/10/10 23:54:57
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 8 دی 1399 22:44
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب!
خوبید ارباب؟
ارباب میشه اینو نقد کنید؟
خلاصه داره خودش... خلاصه ی خوبیه؟
نمیدونم شکلک های اون دیالوگ بد بودن یا نه؟
نمیدونم سوژه رو درست پیش بردم ارباب؟


ایوای عزیزم!

وقتی داری این سطرها رو می خونی، ما در دور دست ها خواهیم بود.
دنبال ما نگرد...
از دیدن قیافه کج و کوله ات بسیارخسته و تکیده شدیم.

خوبیم!

شد و اونو نقد کردیم. می دیم مادام ماکسیم بیاره.

خلاصه خیلی خوبی بود. داستان رو بطور کامل و روشن و واضح و بسیار خلاصه تعریف کردی. چیزی کم و زیاد نداره.

در مورد شکلک ها و سوژه هم توی نقد توضیح دادم.

دور شو دیگه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/10/10 23:32:16
تصویر تغییر اندازه داده شده


عکس پرسنلی ایوا!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 16 آذر 1399 11:44
نمایش جزئیات
آفلاین
دوباره اومدم. به دلایل نامشخصی نميتونم ويبره بزنم.

لطفا اينو نقد کنید. اینجا سعی کردم تا جاییکه ممکنه سوژه رو جلو نبرم و رو موقعیت تمرکز کنم. ميخواستم ببینم پستم کمکی هم به سوژه کرده یا نه.


نقد شما رو دادیم سدریک بیاره. بعد از تحویل گرفتن نقد، پسش بدین. لازمش داریم. سدریک خودمونه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/9/17 23:55:30
گاد آو دوئل

با عصا
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 13 آذر 1399 17:39
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر ارباب تاریکی ها.
اومدیم این چرندیات ما رو نقد کنید.
اگه میشه خصوصی باشه اگه نشد هم مشکلی نداره ارباب.
خیلی ممنون ارباب.


درود بر رز!


نقل قول:
اگه میشه خصوصی باشه اگه نشد هم مشکلی نداره ارباب.
البته که می شه. چرا نشه.

ولی بهش نگو چرندیات... تازه اول راهی. این شروعه. فکر می کنی شروع من یا هر کدوم از قدیمی ترا عیب و ایراد نداشت؟ آدم از یه جایی شروع می کنه و به هر جا بخواد می رسه.

محل زندگیت چقدر مثبته! اینجا همیشه برات همینجوری بمونه.

نقد رو با اژدها فرستادیم! زیاد و سنگین بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز وکس در 1399/9/14 12:55:57
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1399/9/14 21:36:47
Quand je te regarde et la lune, je sens
...la lune diminuer face à ta beauté
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 13 آذر 1399 01:45
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 250 فرهنگستان ریدل، یه دیگوری!


خلاصه خوبه. بسیار ممنون که خلاصه کردی.

سوژه تا اینجاش(تا قبل از پست شما) یه کمی شلوغ شده که بهتره کمی خلوت تر و ساده تر بشه.


نقل قول:
کراب توی وضعیت بدی گیر کرده بود. باید هر طور شده بود، یه راه حلی پیدا میکرد...
شروع خوبیه. خیلی ساده و کوتاه، مسیر رو مشخص کرده.


نقل قول:
- اهم... کتی؟ یه نفر، دویست تا کوچه پایینتر، دنبال ایده میگشت... مگه نه پلاکس؟

پلاکس چاره ای جز تایید کردن نداشت. دست کتی رو گرفت بیرون رفتن، ولی کتی یه بار دیگه سرشو داخل آورد.
- اگه ایده نیاز داشتین من هستم.
این جا دو تا ایراد داره. یکیش کوچیکه و یکیش کمی بزرگتر.
کوچیکه اینه که چرا پلاکس چاره ای جز تایید کردن نداشت؟ به نظر من دلیلش باید گفته می شد.
بزرگتریه کتیه! کتی و سوژه ای که جا نیفتاده. درسته که سوژه ها با استفاده شدن در موقعیت های مختلف جا انداخته می شن، ولی صاحب سوژه قبل از رسیدن به این مرحله، باید سوژه رو تا حدی جا بندازه. این "ایده دادن کتی" رو من اولین باره که می شنوم. منی که هر روز تو سایتم. می خونم و می نویسم. وقتی من نمی دونم و نمی شناسمش، یعنی جا نیفتاده.


نقل قول:
و رفت.
درست ترین و بهترین کار ممکن! وقتی گفتم سوژه باید خلوت بشه، منظورم کارای عمیق و پیچیده نبود. گاهی به همین سادگی می شه سوژه رو خلوت کرد.


نقل قول:
مگان و لیزابلا به هم نگاه کردن؛ حق با گابريل بود! دوتاشون با فیس و افاده، از سالن بیرون رفتن.
اومدی سوژه رو خلوت کنی و بری ظاهرا! اینم چیزی بود که سوژه بیشتر از هر چیزی بهش احتیاج داشت.


نقل قول:
بلاتریکس دیگه تحملش تموم شده بود.
- بیاین یه فکری به حال این کنیم دیگه.

و به ایوا اشاره کرد
آخرش هم خوب بود. ادامه سوژه رو مشخص کردی.


نقل قول:
ميخواستم ببینم حرکت درستی زدم یا نه. خلاصه ش زياديه؟ سوژه رو خراب نکردم؟
حرکت درستی انجام دادی. مثل یه ناظر پست زدی. من اگه می خواستم اونجا پست بزنم، خلاصه می کردم، سوژه رو کمی خلوت می کردم و آخرش هم یه مسیر واضح مشخص می کردم که بقیه بتونن ادامه بدن.
همین کارا رو کردی. برای همین پستت خیلی مفید بود.


طنز خیلی پررنگ، شخصیت های خیلی پررنگ و صحنه های فوق العاده جذاب نداشت. نمی تونست داشته باشه. چون تمرکزش روی سوژه بود. گاهی مهم ترین کاری که باید انجام بدیم همینه. اینم خیلی مهمه که تشخیص بدیم، کجای سوژه باید چیکار کرد. به نظر من تشخیصت کاملا درست بود.


دور شو!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 12 آذر 1399 15:07
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دامبلدور. يه نقد آوردم.

ميخواستم ببینم حرکت درستی زدم یا نه. خلاصه ش زياديه؟ سوژه رو خراب نکردم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گاد آو دوئل

با عصا
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 12 آذر 1399 01:56
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دراکو! ما خوبیم! کم و کسری نداریم! خانواده خوبن! جدمون مرده! مرگخوارا خوبن! خودمونو که همون اول پرسیدی! چرا دوباره می پرسی و وقت ما رو می گیری؟!


جواب سوالاتونو این جا می دم. ولی نقد رو چون مال این انجمن نیست، با پیام شخصی فرستادم.

در مورد سیاه نوشتن:

پست سیاه یعنی پستی که مشخص باشه نویسنده اون به جبهه سیاهی تمایل داره. ولی به همین سادگی نیست. قوانینی داره.

سیاها با لرد با احترام حرف می زنن. سیاه نوشتن یعنی در نوشته هاتون تمایلتون رو به مرگخوار شدن یا مرگخوار موندن نشون بدین. نشون بدین که به ارتش سیاه علاقه دارین.
این جا هم منظور این نیست که لرد و سیاها رو قهرمان جلوه بدین و سوژه رو به نفع سیاها پیش ببرین. سوژه، بدون در نظر گرفتن سیاه و سفید، به هر شکلی که جالب باشه باید پیش بره.

سیاه ها باید از تمسخر مستقیم لرد و مرگخوارا خودداری کنن. این کار کمی پیچیده اس. به مرور زمان یاد می گیرین. ولی یه مثال می زنم که بهتر متوجه بشین:

نقل قول:
ولدمورت که از شدت کچلی، نور آفتاب از سرش منعکس می شد و داشت چشمای مرگخواراشو کور می کرد با دیدن ارتش محفلیا تصمیم به فرار گرفت و یهو غیب شد!
این تمسخر مستقیمه! یه سیاه نباید این جوری بنویسه. ولی محتوای نوشته اشکالی نداره. سیاه می تونه اینو به این شکل بنویسه:
نقل قول:
لرد سیاه که در اثر فقدان( یا کمبود) مو، گرمای هوا را بیشتر احساس می کرد و نور خورشید از سطح سرش منعکس می شد، با دیدن ارتش محفلی ها به خاطر آورد که کار ساخت هورکراکس هشتم نیمه تمام باقی مانده و باید سریعا خودش را به آن محل برساند. بنابراین غیب شد و جنگ را به یاران وفادارش سپرد!
این جا هم لرد فرار کرده...ولی نوع طنزش مستقیم نیست. مستقیم نمی گه لرد کچله یا لرد فرار کرده. این جا مشخصه که نویسنده طرفدار جبهه سیاهه.
یه جورایی باید بپیچونیم!


طرز خطاب کردن لرد توسط سیاها و سفیدا با هم فرق می کنه. همین طور طرز خطاب کردن دامبلدور!
برای سفیدا هم چنین قوانینی وجود داره. سفیدا هرگز دامبلدور رو مستقیم مسخره نمی کنن. بهش احترام می ذارن. یا مثلا دامبل خطابش نمی کنن.

یه فرقی که به نظر من بین سفیدا و سیاها هست اینه که سیاها تو ذهنشون و به دور از چشم لرد ممکنه حرفایی بزنن که جلوش جرات زدنش رو نداشته باشن. ولی سفیدا به دلیل سفید بودن، جایی که دامبلدور حضور نداره هم احترامش رو نگه می دارن.

گفتم که در مورد سیاه ها طنزتون نباید مستقیم باشه. در مورد سفیدا و محفلیا این حالت وجود نداره. شما می تونین مستقیم درباره شون طنز بنویسین و حتی اغراق کنین. می تونین بنویسین مالی اونقدر چاقه که به جای راه رفتن، قل می خوره. ریش دامبلدور اونقدر بلنده که زمستون از این اتاق به اون اتاق کشیده می شه و تمام محفلیا ازش به عنوان لحاف استفاده می کنن. ویزلیا اونقدر بچه دارن که وقتی دو سه تا از بچه هاشون دو سه تای دیگه رو از شدت گرسنگی می خورن، کسی متوجه نمی شه.
این وسط باید مواظب باشین که حد و مرز شخصیت ها رعایت بشه. مثلا دامبلدور و لرد جادوگرای قدرتمندی هستن. این یه واقعیته و نمی شه عوضش کرد. برای طنز نوشتن نمی شه اینا رو ضعیف جلوه داد. یه مرگخوار در حالت عادی و شرایط مساوی نمی تونه دامبلدور رو شکست بده. یه محفلی هم نمی تونه لرد رو شکست بده.

این در مورد سیاه نوشتن.

در مورد مرگخوار شدن، اولین کاری که باید انجام بدین اینه که پست های ایفای نقشی داشته باشین که مسئول تایید بتونه تشخیص بده که نوشته هاتون در سطح مرگخوارا هست یا نه. اینجا مثلا پست هاگوارتز یا کوییدیچ زیاد به درد نمی خوره. پست تکی هم خیلی مفید نیست. چون باید ببینیم سوژه رو چطوری پیش می برین. اینا برای ماموریت ها لازمه.

رفتارتون توی سایت مهمه. از این نظر که با جو سایت و ایفای نقش آشنا باشین. مثلا یکی که بره به یه ناظر بگه چرا سوژه جدید دادی، کار بدی نکرده. ولی مشخصه که با جو سایت آشنا نیست. یا کسی که همزمان برای عضویت در محفل و گروه مرگخوارا درخواست داده هم همینطور.

رفتار توی سایت هم مهمه. کسی که دائم غر می زنه، ایراد می گیره، دعوا می کنه، به بقیه توهین می کنه، حرفای تند و تیز می زنه، نمی تونه تاثیر خوبی روی گروه بذاره. مخصوصا حرفایی که در مورد گروه مقابل(محفل) زده می شه. مثلا مرگخوارا، دامبلدور رو به هیچ اسم یا لقبی بجز دامبلدور خطاب نمی کنن. البته در این مورد توضیحات کامل تر توی انجمن مرگخوارا هست که به درد بعد از مرگخوار شدن می خوره.

شخصیت هایی که توی کتاب عضو محفل بودن، توی سایت نمی تونن مرگخوار بشن. این یه قانونه.
ولی شخصیت هایی که توی کتاب به وضوح سفید بودن هم ترجیحا نباید سیاه بشن. مثلا شخصیت لونا یا نویل رو هم قبول نمی کنیم. اینا محفلی نبودن. ولی سفید بودن. مرگخوار شدنشون توی سایت، خلاف ایفای نقششونه.

موارد جزئی تری مثل عکس هم وجود داره که مانع خاصی نیست و با یه تذکر درست می شه. مثلا طرف عکس دامبلدور رو گذاشته باشه!

دراکو شخصیت شناخته شده و مشخصیه.یه پسر ترسو، مغرور، لوس و از خود راضی. یکی که دائم به پدرش تکیه می کنه و می خواد توانایی های خودشو به پدرش ثابت کنه.
این قالب اصلی دراکوئه. اینو نمی شه عوض کرد. یعنی نمی تونیم یه دراکوی متواضع باشیم!
توی همین چهارچوب می تونین تغییرات کوچیکی به شخصیت بدین. زیادم روی این موضوع تمرکز نکنین. به نظر من فعلا باید روی نوشته هاتون کار کنین. وقتی پست ها اونقدر قوی شدن که از پس جا انداختن یه شخصیت بر اومدین، می شه به سوژه های دراکو فکر کرد.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 آذر 1399 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب! خوبید ارباب؟ کم و کسری ندارید؟! خانواده، جد، مرگخواران خوبن؟ و صد البته خودتون؟
ارباب ایــــــــــــــــــن پست رو نقد کنید و همراه اون نکات مرگخوار شدن، رفتار هایی که برای شناسه دراکو خوبه و سیاه نویسی رو توضیح بدید؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 1 آذر 1399 21:55
نمایش جزئیات
آفلاین
ما تام نیستیم بی خرد! ما اربابیم. ارباب بزرگ لرد ولدمورت کبیر!
ریش و میش هم نداریم کسی بهش دست بزنه. کسی اصلا جرات نمی کنه به ما دست بزنه. ولی منتظریم این دامبلدور بمیره، تاکسیدرمیش کنیم. بذاریم جلوی خانه ریدل ها. هر کی رفت و اومد دستی به ریشش بکشه و در باز بشه. چنین سیستمی تعبیه خواهیم کرد.

آموس! پسر شما رو هم گروگان گرفتیم. اگه یک بار دیگه، ما رو با اشخاص کهنسالِ جادوپژمرده اشتباه بگیری، دوباره و سه باره می کشیمش. روی اونم چنین سیستمی تعبیه کردیم. از وقتی اومده هم کاری بجز خوابیدن انجام نداده. در این حد مفید و به درد بخوره.

اسمت هم که هم وزن این فسیل متحرکه. اصلا خوشمون نیومد.
کاش بمیری!
اسمت می تونست چیزی مثل آمودمورت باشه. ولی در اون صورت هم شبیه اسم ما می شد و به جرم شباهت به ما کشته می شدی.
در نتیجه اول و آخرش می میری. با سرنوشت کنار بیا.

این پیرمرد چرا امضاش همچینه؟ ما رو طلسم کرد؟ نکنه آدم خوبی بشیم؟
اگه آدم خوبی بشیم خیلی ناراحت می شیم. ممکنه برای کم شدن ناراحتیمون، آموس رو بکشیم.

بعدشم این پیرمرد دو تا داد کشید اینجا، تارهای صوتیش پاره شدن. از تسترالامون بهش پیوند زدیم. ممکنه گهگاهی شیهه بکشه. نترسین. دکترش گفت طبیعیه.

یه نفر دست دامبلدور رو بگیره و از این جا ببره تا کنترلمونو از دست ندادیم!


ما می ریم در اوج خشم و عصبانیت، نقد کنیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!