جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  108 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  226 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  226 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  217 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: چهارشنبه 9 تیر 1400 09:08
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر لرد خیلی سیاه!
این اشانتیون روی سفارشتون بوده.
نقدشم بکنید که عالیه


سلام لوسی سلام!

جواب سلام دادیم.

سرمونم کلاه گذاشتی. سفارشی نرسید. درخواست نقد رسید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1400/4/9 16:42:55
احتمالات مختلفی محتمله!
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: پنجشنبه 27 خرداد 1400 23:33
نمایش جزئیات
آفلاین
ما سلام می کنیم.

بررسی پست شماره 345 نیروگاه اتمی، مروپ گانت:


خیلی ممنون برای خلاصه. از وقتی مجبور شدیم با گوشی فعالیت کنیم به اهمیت خلاصه ها پی بردیم. چون نوشتن و پست زدن خیلی آسونه. ولی خوندن پست های قبلی واقعا سخته.
خلاصه خوب و کاملی هم بود.


نقل قول:
-ما از مرگ نفرت داریم اما مدت های مدیدیست که خود را به موش مردگی زده ایم!
شروع خیلی خوبی بود. طنزش خوب بود. متناسب با شخصیت بود. موقعیت رو خیلی خوب توضیح می داد. همیشه می گم بهتره در شروع پست، یه سرنخی در مورد سبک و توانایی خودمون به خواننده بدیم. البته جایی که سوژه و موقعیت اجازه بده. این جا هم همین اتفاق افتاده.


نقل قول:
دستان و پاهای مبارک ما که در هوا شناورند و در اثر کاهش جریان خون در رگ هایشان دچار مقادیر زیادی خشکی و سیاهی شده اند. این علائم به ما نشان می دهد که دیگر در کل زندگیمان نباید به نقشه یک پیرمرد ریشو یا غیر ریشو توجه ای کنیم.
توجهی کنیم... که اهمیت خاصی هم نداره. وقتی محتوای نوشته قوی باشه، اینجور اشتباهای ساده و کوچیک، کم اهمیت می شن. این توضیح هم خیلی خوب بود. طرز حرف زدن لرد هم از نظر جمله بندی و هم محتواش خیلی خوب بود.


نقل قول:
دامبلدور به پرنده ای که بر روی کف پای لرد سیاه در حال غذا دادن به جوجه های خود در لانه گرم و نرمشان بود نگاهی انداخت.
این صحنه خیلی خوب بود. حیف نبود به این سرعت ازش رد بشیم؟ می شد به عنوان یه صحنه مستقل توضیحش داد. این سوژه کوچولو حتی اونقدر جا داشت که می تونست کل پست رو تشکیل بده. اینجور وقتا باید انتخاب کنیم که هدفمون چیه. اگه هدف، پیش بردن سوژه باشه می شه از بعضی موقعیت ها و صحنه ها چشم پوشی کرد.


نقل قول:
-تام، پسرم، انسان های موفق در تاریخ افرادی بودند که با شکست نقشه هاشون هیچ وقت تسلیم نشدند بلکه دفعه بعد با نقشه ای بهتر دوباره از اول تلاش کردند.
آه... نصیحت های خسته کننده دامبلدور! اینم مناسب شخصیتش بود.


نقل قول:
یک کرم از نوک پرنده مادر رها شد و بر روی سر لرد فرود آمد.
خیلی خوب بود. خیلی وقتا نویسنده ها می خوان توضیحی بدن، ولی حرفی پیدا نمی کنن. اجبارا شخصیت ها رو وادار به حرکات اضافه و بی دلیل می کنن. همینجوری می شه توی موقعیت ها، صحنه های خوب برای توصیف، پیدا کرد.


نقل قول:
-فعلا که فقط ما داریم تلاش می کنیم. چطور است این بار تو تلاش کنی؟
خیلی خوب بود.


نقل قول:
لرد سیاه از جا بلند شد و لانه پرنده را به دامبلدور داد.

-باشه پسرم. من که به این نقشه اعتماد کامل دارم.

و ناگهان جسم پیرمرد با همان آغوش باز بر روی زمین نقش بست.
توضیح به نظر کم میاد. ولی کم نیست. کاملا کافیه. حتی همین کم بودنش باعث تاثیرش می شه.
یه مورد دیگه که اینجا و توی کل پست دیده می شه سیاه نویسیه. سیاه نوشتین، ولی این باعث نشده طنز پست تاثیر منفی بگیره یا در مورد بالا بردن یه جبهه یا پایین آوردن یکی زیاده روی بشه. دلیلش اینه که روی سیاه نوشتن تمرکز نکردین. جایی که موقعیت پیش اومده، ازش استفاده کردین.


نقل قول:
-خودمان را شکر نکند جدی جدی مردی؟!
جمله با خودش تضاد داره. چون احساسات لرد هم تضاد داره. دلش می خواد دامبلدور مرده باشه ولی تو این موقعیت، به نفعش نیست که مرده باشه. برای همینه که این تضاد درسته.


آخر پست خیلی خوب بود. نفر بعد آزادانه می تونه انتخاب کنه که دامبلدور مرده باشه، بیهوش شده باشه یا صرفا زیادی در نقشش فرو رفته باشه. هر سه انتخاب هم می تونه جالب باشه.

طنز پستتون خوب بود.

شخصیت ها خوب بودن. شخصیت لرد عالی بود.

سوژه خوب پیش رفته.

شکلک ها به جا و مناسب بودن.


انتظار دیگه ای هم نداشتیم راستش. از اول مشخص بود اینجوری می شه. شما تجربه کافی دارین و خوب می نویسین.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1400/3/27 23:37:02
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: پنجشنبه 27 خرداد 1400 18:12
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: یکشنبه 23 خرداد 1400 16:02
نمایش جزئیات
آفلاین
مای ارباب!
ارباب چرا حس میکنم این چندوقته در حاشیه‌این؟ منافقا در تلاش برای ضعیف کردن دسترسیتون به سایت هستن؟ ارباب به هکتور بگم منافقارو ذوب کنه؟
براتون بسته اومده، گفتن بهتون بدمش، منم چون پیتری هستم وظیفه‌شناس براتون آوردمش و اصلا توشو نگاه نکردم. فقط فهمیدم یه پست قابل نقده. وگرنه اصلا نگاه نکردم توشو. بله.
اون چیزی که درموردش بهم گفتینو سعی کردم تو پستای اخیرم رعایت کنم، و امیدوارم که توی این پست هم تا حد زیادی کم شده باشه.
و اگه میشه خصوصی بفرستینش. ممنون!

بازم طولانی شد. سیاه‌ترین بمونین!


با نظر شما مخالفیم. مخصوصا با قسمت حاشیه.
با وجود نداشتن دسترسی و قطع و وصل شدن، هنوزم بیشتر از همه هستیم. یه خط ویرایش به اندازه ده پست وقتمونو می گیره الان. ولی تاثیری روی فعالیت و حضورمون نذاشته.

نقد رو امروز می فرستیم. همون روزی که درخواست کردین. کاش همه همینقدر در حاشیه باشن.



نقد شما رو ساعاتی پیش با گودزیلا فرستادیم. قبلش هم فلفل به خوردش دادیم. خشمگین شد. ممکنه شما رو ببلعه. چنین افکاری در سر داشت. ولی ما مایل نیستیم ببلعه. در رو باز نکنین. بگین نقد رو از زیر در بندازه توی خونه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیتر جونز در 1400/3/23 16:06:45
ویرایش شده توسط پیتر جونز در 1400/3/23 16:07:24
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1400/3/23 17:16:15
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1400/3/23 23:39:46
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: شنبه 22 خرداد 1400 00:14
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب خوبید؟!

ارباب اینو نقد میکنید؟!


سلام ایوا.

نه... نقد نمی کنیم!


وقت نقد کردنشه، اومده نقد می خواد.

نقد شما رو با بلاجری خشمگین فرستادیم. به عنوان دستمزد باید اجازه بدی چند ضربه بهت بزنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1400/3/22 23:09:09
تصویر تغییر اندازه داده شده


عکس پرسنلی ایوا!
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: جمعه 21 خرداد 1400 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
لوسی!


نقل قول:
سلام دوباره بر لرد خیلی سیاه!(از ایزابلا یاد گرفتم! )
سلام.
بله بله... چیزای خوبی یاد گرفتین.


بررسی پست شماره 210 گلخانه تاریک، لوسی ویزلی:


نقل قول:
-بده،ایوا تو بخور!
ایوا که معلوم بود نسبت به معجون قهوه حس خوبی ندارد گفت
-نه نمیخوام! اینو نمیخورم!
آخر هر جمله ای علامت می ذاریم. هر جمله ای بدون استثنا. اینو قبلا هم گفته بودم. الان علامت بعد از "گفت" کو؟


شروعت ساده بود. ایراد و اشکال بزرگی نداشت، ولی این سادگی می تونه خواننده رو کمی دلزده کنه. برای همین بهتره شروعمون حداقل یه عنصر جذب کننده داشته باشه. یه دیالوگ جالب، یه طنز خوب یا هر چیزی که بتونه خواننده رو جذب کنه.


نقل قول:
بعد لیوان را از دست هکتور گرفت و یک ضرب بالا رفت بعد از خوردن،متوجه مزه ی تلخ زهر ماریه قهوه شده و قهوه رو توی صورت ایزابلا که تازه وارد اتاق شده بود تا از هکتور نظرش را درباره ی قهوه بپرسد،تف کرد.

اما چون بار اولش بود که قهوه میخورد اثر آن سریع شروع شد.(انرژی زیاد)

و حالا هکتور و بقیه شاهد کتی ای بودند که با فرمت دور اتاق می دویید.
اینجا دنیای جادوییه. انرژی زیاد و دویدن دور اتاق، خیلی ساده اس. چرا خودتو محدود می کنی؟ قهوه می تونست هر اثر عجیب و غریبی روی کتی بذاره. حتی یه تغییر کوچیک مثل این که به جای دویدن، دور اتاق پرواز کنه، جالب ترش می کرد.
هر جایی که فرصتش رو داشتین، از ساده نوشتن و صحنه های معمولی فاصله بگیرین. بذارین خلاقیتتون اینجوری پرورش پیدا کنه. وقتی داستانتون هم توی دنیای جادوییه و هم طنزه، زیاد دنبال این نباشین که همه چی منطقی باشه.


نقل قول:
-هیچی چون اولین بارش بوده زیادم خورده اینطور شده،باید صبر کنیم اثرش تموم شه
اینجاش خوب بود. توی این مدت می تونه اتفاق خاصی بیفته که صحنه جالب تر بشه.


پست کمی ساده بود. احتیاج به یه نقطه قوت داشت. شخصیت ها کمی کمرنگ بودن. طنز خیلی کمرنگ بود.
شکلک ها خوب بودن.

سوژه رو خوب پیش بردی. دلیلش هم اینه که سعی نکردی خیلی جلو بری. به جاش از موقعیت استفاده کردی که کار خیلی خوبیه.


جمله ها و توضیحا خیلی بهتر شدن. مشکل اساسی الان ساده بودنه. ساده بودن شخصیت ها، اتفاقا، حرفا. روی این باید کار کنی. شخصیت ها رو دیگه کم و بیش می شناسی. کمی دقیق تر شو. توی هر موقعیتی به این فکر کن که جالب ترین حرف یا حرکت این شخصیت ها چی می تونه باشه. به چیزایی فکر کن که ساده و معمولی نباشن. به ذهن همه نرسن. خواننده رو غافلگیر کن.


تموم شد لوسی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: چهارشنبه 19 خرداد 1400 15:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب ببخشید میشه اینو نقد کنید؟ ممنون پیشاپیش.


یادمون رفته بود ویرایشت کنیم‌ جیسون‌.
نقد شما رو با قوی سیاه باشکوهی فرستادیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1400/3/22 1:44:43
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: چهارشنبه 19 خرداد 1400 12:50
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دوباره بر لرد خیلی سیاه!(از ایزابلا یاد گرفتم! )
ممنون بابت نقد قبلی،
باتوجه به نکاتی که گفته بودین چندتا پست دیگه زدم
این آخریش.
نقد میکنید اینم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
احتمالات مختلفی محتمله!
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: دوشنبه 17 خرداد 1400 23:59
نمایش جزئیات
آفلاین
یه ذوق زده دیگه اومد!


نقل قول:
سلام و درود بر لرد خیلی سیاه
"خیلی سیاه" رو خیلی پسندیدیم. درست تشخیص دادی. ما خیلی سیاهیم.


بررسی پست شماره 209 گلخانه تاریک، ایزابلا سامربای:


نقل قول:
_ارباب یه دونـــــــــــــــــــه باشن... واسه ی نمـــــــــــــــــــونه باشن.
شروع قشنگ و پر شور و نشاطی داشتی. به خواننده انرژی می ده.
جمله هایی که استفاده کردی، چیزایی هستن که هکتور توی امضاش نوشته و استفاده از این جمله ها وقت و نکته سنجی شما رو می رسونه. خیلی خوب و به جا بود. این که هکتور توی آزمایشگاهش تنهاست و در واقع داره با خودش حرف می زنه، بامزه ترش کرده. چون هکتور یه شخصیت خل و چله و این کار براش عادیه.


نقل قول:
_اول تو.
_نه اول تو.
_من در میزنم، تو حرف بزن.
توی یکی از نقدهای آخرم که یادم نمیاد برای کی بود، گفته بودم شخصیت های مرگخوارا رو می شه ساده لوح، لوس، مهربون یا بچه جلوه داد؛ ولی اولا باید حد و مرزش رعایت بشه، چون به هر حال اینا مرگخوارن. دوما باید با توجه به موقعیت، این کار انجام بگیره.
این دیالوگی که شما نوشتی هم بچگونه اس... ولی درسته. اینجا هم موقعیت کمک کرده و هم زیاده روی نشده. اگه در این حد باشه، می شه قبولش کرد.


نقل قول:
در با سر و صدا باز شد و ثانیه ای نگذشته بود که هکتور با پرتاب انواع معجون از آنها پذیرایی کرد...


_معجون ضد جوش. معجون پیری. معجون جوونی. معجونِ معجون.
خوب بود این صحنه.
معجونا رو می شد کمی غیر عادی تر، خنده دارتر و عجیب تر انتخاب کرد. ولی به هر حال صحنه خوبی بود.
هکتور شما خیلی خوبه! چرا هکتور شما اینقدر خوبه!


نقل قول:
با جیغ و داد کتی نه تنها هکتور واکنش نشون داد؛ بلکه صدای رودولف هم از اتاق کناری به گوش رسید.

_ساحره های باکمالات مساوی جیغ های باکمالات.
رودولف کمی اضافه بود. می تونست نباشه.


نقل قول:
_هکتور، ملاقه‌ت رو نیاز داریم. همین حالا بده به من.
_شرط داره.
_چه شرطی؟
_باید از معجونی که تازه پختم؛ یه ذره بخورین تا ببینم چی میشه!
شرط هکتور خوب بود. و برای همین می شه گفت سوژه رو خوب پیش بردی.


نقل قول:
ایوا و کتی به هم نکاه کردند، تا الان خطر های زیادی رو به جون خریده بودن؛ این یکی هم روی بقیه!
صحنه و موقعیت رو خیلی خوب توضیح می دی. کوتاه، ولی کامل و جالب.


نقل قول:
_این شما و این معجون قهوه!
_قهوه چیه؟
_خوردنیه؟
_پوشیدنیه؟
_بوییدنه؟
_خودمم نمیدونم چیه. از یه دختره که میخواست بیاد توی خونه؛ به عنوان باج گرفتم. فکر کنم خیلی خوشمزه باشه چون سه ساعت داشت درموردش توضیح میداد.
سوژه رو کمی جلو بردی و ادامه رو به عهده نفر بعدی گذاشتی. کار خوب و مفیدی بود.


شخصیت ها خوب بودن. هر کدوم مستقل و سر جای خودشون. نه زیاد پررنگ شدن و نه بی مصرف! از هر کدوم به اندازه استفاده کردی.

سوژه خوب و به اندازه پیش رفته.

طنز پست ملایم، ولی قشنگه. حرکات مضحک هکتور، موقعیت رو خنده دار کرده.


پست شما هیچ مشکل بزرگ و اساسی ای نداشت.
شخصیت ها رو خوب بشناس. که البته اینطور که می بینم خودت هم داری همین کار رو می کنی.
برای وارد کردن شخصیتی به سوژه و موقعیت، احساس اجبار نکن. توی هر موقعیتی از شخصیتی که برای اون موقعیت، جالب یا مفیده استفاده کن.

در مورد ایزابلا... نظر من اینه که قهوه نمی تونه سوژه باشه. فقط باعث می شه احساس کنی مجبوری ازش استفاده کنی. این کار هم فقط خودتو محدود می کنه. دست و پاتو می بنده. نوشیدن قهوه یا خود قهوه جالب نیست. خنده دار نیست. نمی شه تغییرش داد و ازش استفاده های مختلف کرد. همینه که بعدها جلوتو می گیره. مگه این که بتونی به شکلی خاص و متفاوتش کنی... که حداقل به نظر من کمی بعیده.
من در قدم اول برای پیدا کردن سوژه برای یه نفر، معرفی شخصیتش رو می خونم. که ببینم نکته قابل توجهی توش پیدا می شه یا نه. که اگه نشه هم هیچ اشکالی نداره. طرف باید صبر کنه تا نکته قابل توجه، پیدا بشه.
در مورد شما خوشبختانه ایزابلا محدود به قهوه نشده. ویژگی های دیگه ای داره که می شه روشون کار کرد. ذوق زدگی و شور و هیجان ایزابلا هم خیلی جالب و دوست داشتنیه.


ویبره زنان از ما دور شو ایزابلا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: دوشنبه 17 خرداد 1400 21:06
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام و درود بر لرد خیلی سیاه.
نقد میکنین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Hufflepuff