لرد بعد از نجینی یک حیوون خونگی می خواد و مرگ خوار ها هم به ایوا میگن شبیه خروس بشه.
همه چی داشت خوب پیش میرفت که یهو خروس به لرد گره خورد.
بعدش مایکل رابینسون اومد و خروس [ایوا] و لرد رو از هم جدا کرد ولی بعد یهو راه افتاد دنبال ایوا که شکارش کنه.
•~•~•~•~•~•~•~•
مایکل داشت به سرعت به دنبال خروس می دوید تا شکارش کند و اوضاع عجیبی را به وجود آورد.
مایکل به دنبال خروس می دوید تا شکارش کند و بقیه مرگ خواران هم دنبال مایکل می دویدند تا جلوی مایکل را بگیرند و ایوا نجات پیدا کند.
ایوا هم در حالی که با صدایی که اصلا شبیه صدای خروس نبود جیغ میکشید و فرار می کرد.
لرد که تازه از شر خروس نجات پیدا کرده بود هم در گوشهای ایستاده بود و با تعجب به آن وضعیت نگاه میکرد.
در یک لحظه حساس مایکل با یک پرش بلند به سمت خروس پرید.
ایوا برگشت تا به مایکل نگاه کند که همچون یوزپلنگ دنبالش بود.
ایوا هم از ترس راهش را کج کرد تا مایکل نتواند او را بگیرد و مستقیم به لرد برخورد کرد و هر دو با هم چپه شدند.
لرد که از این وضع خسته شده بود داد زد:
-این خروس است یا فیل چرا انقدر سنگین است؟مایکل به تو دستور می دهیم این خروس را بخوری تا از شرش خلاص شویم.
مایکل با خوشحالی رو خروس پرید و با یک حرکت آن را بلعید.
مرگخواران با چهرهای ترسیده به هم نگاه میکردند.
حالا مشکل دیگری به وجود آمده بود.
مایکل ایوا را خورده بود.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




