**********
-یا تک تک ریشای مرلین مقدس! تودیگه کی هستی؟!
آماندا به شخص روبه رویش نگاه کرد که چوبدستیاش را به سمتش گرفته و اگر همین الان جوابش را ندهد قطعا تبدیل به مجسمه بعدی تالار خواهد شد! سولی هم با وحشتی که در چشمانش بود به آماندا نگاه کرد.
-منم، آماندا!
-عه. واقعا؟! یه چیزی بگو بفهمم خودتی!
-خب اصلا تو کی هستی که ازم میخوای خودمو بهت ثابت کنم؟!
-خب اوکی. فهمیدم خودتی.
-عه...
سولی چوبدستیاش در جیبش گذاشت و به آماندا نگاه کرد.
-این چه وضعیه؟ چرا سر و کلت اینجوریه؟!
-مگه چشه؟
-انگار از یه معجونسازی ناموفق جون سالم به در بردی.
-خب شایدم همینطوری باشه، نمیدونم. حالا بیا کمک کن موهامو شونه کنم اگه انقدر وضعش خرابه. بعدا یادم میره.
-باشه. ولی نگفتی، چرا اینجوری شدی؟
آماندا سرش را خاراند.
-یادم نیست.
-درسته!
ولش کن. بیا بریم موهات رو شونه کنم.
فلش بک : نیم ساعت قبل - نزدیک جنگل ممنوعه
آماندا طبق معمول داشت دنبال تالار ریونکلاو میگشت! اما اینبار نمیدانست چرا سر از اینجا در آورده است که حتی برایش آشنا نیست!
-قرار بود الانا برسم تالا- وااای!
صدای جیغ آماندا با حس کردن راه رفتن چیزی روی کمرش، بلند شد.
-این چیه؟ وای! برو اونور! ازم دور شو! وای!
آماندا دوباره جیغ زد چون اینبار با دیدن عنکبوتی جلوش فهمید چه چیزی دارد روی کمرش راه میرود.
-ازم دور شین! مرلین بزرگ، من از عنکبوت میترسم... یعنی خیلی خیلی میترسم! ازم دورشون کن! خواهشا! به ریشات قسم میخورم که اسم همه پروفسورها رو حفظ کنم!
مرلین از میان تودهی نوری ظاهر گشت و خمیازهای کشید.
-هرگونه درخواستی فقط در زمان کاری پذیرفته میشود، حتی شما دوست عزیز.
و سپس با همان خستگی در توده نور محو شد و رفت.
آماندا جیغی زد و با چوبدستیاش شروع به خاراندان پشتش کرد تا شاید آن عنکبوت را از خودش دور کند.
طولی نکشید که یک عنکبوت، دوتا شد و آماندا از سر ترس و وحشت، درحالی که چوبدستی را در ردایش نگه داشته بود جیغ کشید:
-کلابزنبترکونیسوا!
بوووم!
-اهم اهم! فکر کنم رفتن.
آماندا درحالی که از میان درختان ترکیده و عنکبوتهای فرار کرده قدم زنان به سمت هاگوارتز میرفت، متوجه نگاه «خاک تو سرت با این طلسمت!» عنکبوتها شد که متاسفانه از شدت ترس آن نگاه را با «برو دیگه نبینیمت!» اشتباه گرفت و به سرعت به سمت هاگوارتز دوید!
-----
2) یک نقاشی بکشید که اثر انجام اون ورد رو نشون بده. نیازی نیست همون اتفاق توی رول باشه و اثرش روی هر چیزی مثلا هندونه، یا غول غارنشین یا هرچی باشه. (10 امتیاز)
**********
پروفسور... پروفسوری که اسمتون یادم نیست! این طلسم رو دادم یه جادوگری، که اونم نمیدونم کیه، اجرا کرد! طرحی بسیار زیبا از اونجا کشیدم! خودم بالای برج وایستاده بودم. چون یه عنکبوت اونجا بود و قرار بود طلسم اجرا بشه. هردوتاش خطرناک بود. از بالا اینو کشیدم. بسیار زیبا و دقیق!
طرح از اجرای آزمایشی و همچنین موفقیت آمیز طلسم «کلابزنبترکونیسوا»
-----
3) برای وردی که انتخاب کردید حداقل 4 تا کاربرد در زمینه های کاملا متفاوت بیان کنید. در این مورد نیازی به رول نیست و ذکر کردن اون موارد کافیه. حتی نیازی نیست توضیح بدید که چطور در اون زمینه به کار میآن. (5 امتیاز)
**********
یکیش میتونه نابود کردن حشرات باشه، مخصوصا عنکبوت!
دومیش میتونه پاکسازی محل حضور اون حشره باشه، مخصوصا عنکبوت!
سومیش میتونه دورسازی حشرات باشه، مخصوصا عنکبوت!
چهارمیش هم میتونه نابود کردن جهت نوسازی باشه، مخصوصا عنکبوت... نه چیزه...
مخصوصا برای ساختمانهای قدیمی که قراره از اول بسازنش!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





