مرگخوارا حس میکردن با اومدن نام مامان مروپ، احضار شده و قراره بهشون حتی غذاهای خوب و سالمتری بده، بدون اینکه توجه کنه مرگخوارا به چیزای خوب و سالم حساسیت دارن.
و بعد، در به آرومی باز شد و گابریل و الستور که بستنی توی دستشون نگهداشتهبودن و جفتشون حسابی شاد بودن، وارد شدن.
- شماها چرا مو دارید؟!
- سوال اصلی اینه که شماها چرا مو ندارید؟

الستور سوال به جایی پرسیدهبود. مرگخوارا حتی بیشتر به فکر فرو رفتن و این به گابریل فرصت داد که تکتکشون رو بغل کنه و از روی سر و کلهشون بره بالا و بپره روی کله الستور.
مرگخوارا مطمئن نبودن که چرا مو ندارن، و جرئت نداشتن نام مادر لرد سیاه رو همینطوری الکی به زبون بیارن. ممکن بود زبونشون فلفلی بشه.
و بعد، همون مرگخواری که سرش به یه جایی خورده بود و فرار کردهبود، البته اگه دویدن دور خونه ریدلها رو فرار در نظر بگیریم، مرتکب دومین اشتباه اون روزش شد.
- باید کچل بشید!

- باید unalive بشی.
الستور گفت، در کمال خونسردی، در حالی که شاخهاش بزرگ میشدن و گابریل رو روی زمین میذاشت و با قدمهای بلندی به سمت مرگخوار میرفت.
مرگخوار که مثل گچ سفید شدهبود، دو تا پای دیگه هم از مرگخوار بغل دستیش قرض کرد و دوید و از پنجره پرید بیرون.
الستور که قیافهش به حالت عادی برمیگشت، صداش رو بلند کرد و گفت:
- پس گفتید مامان مروپ باعث این مو ریزی شده؟

- کسی مامان رو صدا زد؟ مامان گوشاش حسابی تیزهها!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





. باید با کچل بودنمون کنار بیایم.

اگر کسی دیگه هم دیدید که ریزش مو نگرفته بود برای ما بیاریدش.

!

