
با سلام و عرض ادب خدمت شیرین عسلم.
(نویسنده دست روزالین را گرفته و به زور اجبارش کرده این نقاشی به قول خودش مفتضحانه را بکشد)
این نقاشی مسخره و ناقص رو که ملاحضه می کنید به درد عمه ی کوهیمان می خورد؛ ولی اگر بخوایم راجبش صحبت کنیم باید خدمتتون عرض کنم که این پیانو که اصلا صندلی نداره؟ خب نوازنده بدبخت کجا باید بشینه؟ اصلا این چه ایرادای ناقصیه؟ نمی شد ایراد کامل تری ایجاد کرد آیا؟
نقص دوم شمعی که باعث آب شدن پیانو شده( اگر دست نویسنده بود سوژه را جدی ادامه می داد اما روزالین به حد زیادی عصبانی است و امکانش وجود ندارد) این چه ایده ای؟ آخه کدوم نوازنده ای شمع میزاره رو سازش اونم روشن که ساز به این نازی بسوزونه؟ ایده هم ایده های قدیم.
نقص سوم هم که اون گل و بوته پشته؟ اخه چرا باید این همه گل تو پیانو اونم، پیانو اکوستیک باشه؟ اخه هرچیزی که یه جایی داره دختر جان؟ الان ساز خراب شه صداش درست در نیاد نتونی تمرین کنی؛ قطعتو درست و کامل نزنی دلت خنک میشه آیا؟
نقص چهارم که بسیار اذیتم میکنه و غیر ضروریه نت؛ اون نت که اونجا کشیده شده چیه اصلا؟ چرا باید اونجوری باشه؟ مگه اهنگ ساز دست نداشته نت دست بنویسه؟ آخه این دست خط تستسرالی چیه؟ کی بهش اعتماد به نفس داده بنویس؟ حالا اینا به کنار؛ چرا پدال یه پیانو باید کج و به جای پایه ی پیانو باشه؟
مرلین به داد قلب و ذهن کمال گرایم برسد هرچه سریع تر؛ دست کم سکته ی مغزی و قلبی رو رد کردم.
ملان عزیز و دوست داشتنی لطفا منو همراه مراجعه کمالگرات بستری کن! من این همه نقص رو نمی تونم تحمل کنم!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
















