ورود
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
جادوگران از نگاه ساحرگان و جادوگران

بعد از مدتی، نتونستم در مقابل وسوسهی نوشتن همراه با اعضا مقاومت کنم. ساخت اولین شناسهم یهکم برام سخت بود و به مشکلات فنی خورد؛ اما بیخیال نشدم. چیزی تو جادوگران بود که تو دنیای واقعی کمتر میدیدم؛ یه فضای صمیمی و دوستداشتنی. حمایتی که از اعضای تازهوارد میشد علاقهم به اینجا رو بیشتر کرد.
چیزی که من رو تو جادوگران نگه داشت، آدمهاش بودن. نه یک یا دو آدم خاص، بلکه میشه گفت تموم اعضایی که باهاشون کم یا زیاد تعامل داشتم. بعضی از فضاهای مجازی، بعد از یه مدت به خاطر جو مسموم، دعواهای بیپایان و قضاوتهای شتابزده، دلم رو میزدن؛ اما جادوگران هرگز اینطور نبوده. جزء معدود فضاهاییه که حس میکنم قضاوت کردن تند و نابهجا، درگیری و مسائل اینچنینی توش اگه نگم صفره، لااقل خیلی کمتر از بقیهی فضاهاست.
اگه بخوام به یه تازهوارد معرفیش کنم، احتمالا یه چیزی شبیه این بگم:
- اگه میخوای نویسندگیت رو قوی کنی و در عین حال، از یه جو گرم لذت ببری، این سایت پیشنهاد خوبیه.
این سایت فقط یه سایت معمولی دربارهی هری پاتر یا نوشتن نیست، بلکه پره از آدمهای دوستداشتنی.
افرادی که لایک کردند


چرا عضو شدین؟
صبح که داشتم سایت رو چک میکردم دیدم یه پخ از طرف جناب وزیر دارم واقعا نگران شدم، اما وقتی دیدم جریان چیه باید چی بنویسم خیلی بهش فکر کردم. به اینکه اصلا بنویسمش یا نه، اینکه کلمات رو چه جوری کنار هم قرار بدم تا اونقدر که تو ذهنم هست کافی باشه.
ولی الان که دارم می نویسم تصمیم گرفتم صدای ذهنمو خاموش کنم و فقط بنویسم، به اینکه بنظرم عالی و کافی نیست فکر نکنم فقط بزارم احساساتم ادامش بده.
اولین بار که با جادوگران آشنا شدم اینترنت قطع بود خیلی بی حوصله داشتم تو گوگل میگشتم تا سایت جادوگران رو پیدا کردم بدون اینکه فکر کنم فقط تصویر شماره ی ۲۱ توصیف کردم، اگر از من اون موقع بپرسید هیچ وقت فکر نمی کردم ادامش بدم یا حتی دوباره به سایت سر بزنم، اما همون چند خط اولی که نوشتم کافی بود که بتونم به ذهن پر سر و صدام سروسامون بدم.
چه چیزی باعث شد بمونین؟
از وقتی وارد سایت شدم ادمای مختلفی رو دیدم، باهاشون حرف زدم و وقت گذروندم، هلنا و ملانی جز اولین نفرهایی بودن که باهاشون حرف زدم، سر موضوعات مختلف و باعث شدن حس خونه بودن داشته باشم، حس این رو داشته باشم که وقتایی که خیلی خستم یا حوصله کسی ندارم جادوگران همیشه هست که یادم بندازه
times, if one only remembers to turn on the light.”
ولی یه سری افراد باعث شدن حتی وقتی حس می کردم دیگه جایی برای موندن ندارم و باید برم، به جای فرار کردن به موندن فکر کنم، به جای اینکه بخوام برای همیشه محو بشم، به اینکه اینجا واقعا خونس فکر کنم.
جادوگران رو چطور به یه تازهوارد معرفی میکنین؟
و چرا فکر میکنین اون هم باید عضو بشه و بمونه؟
کسایی که Potterhead و فقط یه کوچولو به نویسندگی رو دوست دارن، تو جادوگران خیلی احساس خوبی دارن. وقتی اولین پستمو با کلی استرس و نگرانی تو سایت گذاشتم و بازم با کلی استرس برای نقد گذاشتمش، آکی نقدش کرد و باعث شد به نوشتن بیشتر ادامه بدم، انگیزه ی بیشتری بگیرم دلم بخواد بیشتر بنویسم، البته هنوز ملان از دستم زیاد حرص میخوره، ولی خب تقصیر کمالگرایی رزه دیگه؟
راجب اینکه یه تازه وارد دلیل برای موندن پیدا کنه، من نمیتونم نظری بدم؛ چون بنظرم اگر جادوگران رو یه دنیا در نظر بگیرم هرکس که وارد این دنیا بشه مطئنم خودشو رو متعلق به یه قسمتش میدونه و برای همیشه احساس تعلق داشتن رو نسبت به جادوگران داره.
افرادی که لایک کردند


از اونجایی که جناب وزیر، شخصاً این موضوع مهم رو مطرح کردن، بنده هم به عنوان معاون محترم، بسیار زحمتکش و کاملاً وفادار به وزارتخانه، اومدم تا پاسخ بدم.
بالاخره اگر معاون وزیر در چنین مواقعی پیشقدم نشه، ممکنه فردا صبح یک یادداشت رسمی و سه اخطار اداری روی میزم ظاهر بشه و به یه جلسه دوساعته با موضوع «اهمیت مشارکت اعضای وزارت در فعالیت های مردمی» دعوت بشم!
پس قبل از اینکه چنین فاجعهای رخ بده، بهتره شروع کنم.
من جادوگران رو از طریق جستجوی اینترنتی پیدا کردم. ماجرا از اون اتفاقهایی نبود که از قبل براش برنامه داشته باشم یا اصلا بدونم میخوام چیکار کنم؟
فقط یک جستجوی ساده بود، چند نتیجه مختلف و در نهایت کلیکی که من رو به اینجا رسوند.فکر میکنم دلیلی که باعث شد وارد سایت بشم اولاً این بود که من اونموقع شدیداً پاترهد بودم و اینکه سایت هریپاتریای وجود داشته باشه و من عضوش نباشم، مایه تاسفم بود.
اما کمکم متوجه شدم که اینجا، یه سایت معمولی نیست.داخل اکثر سایتهای هریپاتری، چندتا داستان درباره شخصیتها وجود داره و یه فرم برای گروهبندی وجود داره، نهایتش اینه که چندتا کامنت میذاری یا اگه فروشگاه داشته باشن، مجسمه یا چوبدستی میخری. تمام! همینه به مرلین!
اما اینجا چی؟ آیا با یه فرم احمقانه گروهبندی میشی که هربار داخل یه گروه میندازتت؟
واقعا فکر نمیکنم سایتی باشه که بهتر از جادوگران ملت رو گروهبندی کنه.وقتی من وارد سایت شدم، قطعا نمیدونستم همین کلیک ساده قراره بعداً باعث بشه که جادوگران به یکی از بخشهای مهم زندگیم تبدیل بشه.
اگر اون روز کسی کنارم میایستاد و میگفت: «این صفحه رو خوب نگاه کن، چون ممکنه چند وقت دیگه بخشی از زندگی مجازیت بشه»، احتمالاً باورش نمیکردم. شاید حتی میگفتم زیادی اغراق میکنی. اما حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم ورود به جادوگران دقیقاً از همون اتفاقهای کوچیکیه که اول معمولی به نظر میرسه، ولی بعداً میفهمی یک مسیر تازه رو جلوی پات باز کرده.
ایفای نقش این فرصت رو میده که برای مدتی از جای همیشگی خودت بیرون بیای و وارد ذهن و دنیای یک شخصیت دیگه بشی. باید فکر کنی اون شخصیت چطور حرف میزنه، به اتفاقها چطور واکنش نشون میده، چه چیزهایی براش مهمه، از چه کسانی خوشش میاد، با چه کسانی مشکل داره و در یک موقعیت عجیب یا خندهدار چه رفتاری از خودش نشون میده.
گاهی فقط چند خط مینویسی، اما پشت همون چند خط کلی فکر و خیال هست. گاهی یک پست ساده باعث میشه نفر بعدی ایدهی تازهای پیدا کنه و داستان از مسیری بره که هیچکس از قبل انتظارش رو نداشته. همین پیشبینیناپذیر بودن، بخش بزرگی از جذابیت ایفای نقشه.
در جادوگران، داستان فقط متعلق به یک نفر نیست. هرکس تکهای از اون رو میسازه. یکی ماجرا رو شروع میکنه، یکی گره بهش اضافه میکنه، یکی همهچیز رو پیچیدهتر میکنه و یک نفر هم معمولاً وارد میشه و با یک تصمیم کاملاً غیرمنتظره، تمام برنامههای بقیه رو به هوا میفرسته!
البته بهعنوان معاون وزیر باید اعلام کنم وزارت سحر و جادو رسماً با به هوا رفتن برنامهها مخالفه، مگر اینکه این اتفاق با فرم مربوطه، حداقل سه روز کاری قبل ثبت شده باشه.

اما اگر بخوام جدیتر جواب بدم که چرا عضو شدم، باید بگم چون اینجا فرصتی بود برای اینکه علاقهام به دنیای هری پاتر فقط در حد خوندن و تماشا کردن باقی نمونه. جادوگران به من اجازه داد وارد اون فضا بشم، بنویسم، شخصیت بسازم و با آدمهایی ارتباط داشته باشم که اونها هم به همین دنیا علاقه دارن.
اما اینکه چرا موندم، سؤال سختتریه.
آدم ممکنه به خاطر یک موضوع وارد یک سایت بشه، اما برای موندن به دلایل بیشتری احتیاج داره. برای من، موندن در جادوگران ترکیبی از چند چیز بود؛ فضای هری پاتری، ایفای نقش، داستانها، شخصیتها و بیشتر از همه، دوستیهایی که کمکم شکل گرفتن.
وقتی تازه وارد میشی، همهچیز برات ناآشناست. اسمها رو نمیشناسی، نمیدونی هر بخش چه حالوهوایی داره، از روابط شخصیتها خبر نداری و شاید حتی برای فرستادن اولین پستت تردید داشته باشی. ممکنه چند بار نوشتهات رو بخونی، پاکش کنی، دوباره بنویسی و در نهایت با خودت بگی: «اصلاً خوب شده؟ کسی جواب میده؟ نکنه اشتباه نوشته باشم؟»
اما وقتی اولین واکنشها رو میبینی، وقتی کسی به پستت جواب میده، وقتی وارد گفتوگو میشی و وقتی کمکم اسمت برای بقیه آشنا میشه، حس متفاوتی پیدا میکنی. دیگه فقط یک نام کاربری نیستی. حضورت دیده میشه، نوشتهات ادامه پیدا میکنه و شخصیتت جای خودش رو در این دنیا پیدا میکنه.
بعد از مدتی، آدمها هم دیگه فقط اسمهایی کنار تصویر شخصیتها نیستن. بعضیها تبدیل میشن به کسانی که منتظر نوشتههاشون میمونی، باهاشون شوخی میکنی، ایده رد و بدل میکنی، داستان میسازی یا حتی خارج از فضای ایفای نقش هم باهاشون حرف میزنی.
فکر میکنم همین دوستیها یکی از اصلیترین دلایل موندن خیلی از ماست.
فضای هری پاتر شاید باعث بشه وارد بشیم. ایفای نقش شاید باعث بشه شروع به فعالیت کنیم. اما آدمها هستن که باعث میشن برگردیم.
گاهی ممکنه مدتی از سایت دور بشی. زندگی واقعی، درس، کار، مشغله یا هر چیز دیگهای فاصله ایجاد میکنه. اما جالبه که بعد از گذشت زمان، باز هم ممکنه به یاد سایت بیفتی. شاید اسم یک شخصیت رو ببینی، شاید صحنهای از هری پاتر یادت بندازه، شاید یکی از اعضا رو به خاطر بیاری یا فقط ناگهان دلت بخواد بدونی اینجا چه خبره.
اون موقع برمیگردی، حتی اگر فقط برای چند دقیقه باشه.
و همین برگشتن نشون میده جادوگران برای ما فقط یک سایت نیست. جاییه که بخشی از خاطراتمون در اون شکل گرفته.
برای خود من، جادوگران جاییه که میتونم همزمان هم دملزا باشم، هم عضو یک جامعه، هم نویسندهی بخشی از یک داستان و هم کسی که کنار بقیه این جهان رو زنده نگه میداره.
ممکنه یک روز در وزارت سحر و جادو مشغول بررسی پروندههای فوقمحرمانه باشی، روز بعد درگیر بحثی کاملاً بیربط بشی و چند ساعت بعد مجبور باشی توضیح بدی چرا یک موجود جادویی ناشناس وارد دفتر وزیر شده و چه کسی باید هزینهی تعمیرات رو پرداخت کنه.

برای ثبت در پروندههای رسمی باید بگم که معمولاً هیچکس مسئولیت این حوادث رو قبول نمیکنه.
اما همین تنوع باعث میشه فضا خستهکننده نشه. هر تاپیک میتونه حالوهوای خودش رو داشته باشه. یک جا داستان جدی و پرتنشه، یک جا همهچیز طنز و عجیب پیش میره، یک بخش برای گفتوگو و آشناییه و بخشی دیگه فرصتیه برای خلاقیت و نوشتن.
جادوگران به آدم اجازه میده فقط مصرفکننده نباشه. تو میتونی چیزی به این فضا اضافه کنی. یک ایده، یک شخصیت، یک شوخی، یک ماجرا یا حتی فقط یک پاسخ خوب ممکنه روی تجربهی بقیه اثر بذاره.
این ویژگی مهمیه، چون جادوگران بدون اعضاش یک ساختمان خالیه. انجمنها، گروهها، وزارت، هاگوارتز و تمام بخشهای دیگه وقتی معنا پیدا میکنن که آدمها واردشون بشن، بنویسن، واکنش نشون بدن و حضور داشته باشن.
اگر بخوام جادوگران رو برای یک تازهوارد معرفی کنم، احتمالاً بهش میگم:
«اینجا جاییه که میتونی از یک طرفدار سادهی هری پاتر به یکی از ساکنان دنیای جادوگری تبدیل بشی.»
میتونی شخصیت انتخاب کنی، وارد ایفای نقش بشی، داستان بنویسی، در انجمنها فعالیت کنی، عضو گروهها بشی، با بقیه آشنا بشی و کمکم جای خودت رو پیدا کنی. لازم نیست از همون اول همهچیز رو بلد باشی. قرار نیست اولین نوشتهات شاهکار ادبی قرن باشه یا تمام قوانین و اتفاقهای سایت رو از حفظ بدونی.
همه یک روز تازهوارد بودن.
حتی کسانی که حالا عنوانهای بزرگ دارن، زمانی با احتیاط وارد سایت شدن و احتمالاً نمیدونستن باید از کجا شروع کنن. بله، حتی معاون وزیر هم روزی معاون وزیر نبود.
حتی وزیر هم روزی وزیر نبود!
هرچند شخصاً معتقدم استعدادهای نظارتی و مدیریتی من از همان روز اول کاملاً مشهود بوده و فقط مدتی طول کشیده تا دیگران هم متوجه آن شوند. 
برای شروع فقط کافیه کمی کنجکاوی داشته باشی. بخشها رو ببینی، نوشتههای دیگران رو بخونی، شخصیتها رو بشناسی و جایی که برات جذابه فعالیت کنی. شاید در ابتدا فقط یک پست بذاری، اما همون پست میتونه شروع یک داستان، یک دوستی یا یک حضور طولانی باشه.
اما گاهی اوقات کنجکاو نیستی.
همون افرادی که کنجکاو نیستن، هیچ وقت نمیتونن وارد سایت بشن. همون افرادی هستن که به عنوان مهمان از سایت بازدید میکنن. مثل کودکی که فکر میکنه آبنبات اوج لذته، در حالی که طعم لذت های برتر رو نمیشناسه (مثلا شکلات!
)ما، یعنی اعضای سایت و مدیران باید جواب یه سوال رو پیدا کنیم:
«به نظر شما، چطوری میشه میهمانی رو که فقط لذت خوندن پستها یا داستان های هری پاتری رو میشناسه، با لذت ایفای نقش، داستان نویسی، و دسترسی به بخش های مختلف سایت آشنا کرد؟»
چیزی که شاید در جادوگران پیدا کنی و در هر جای دیگهای نباشه، همین ترکیب عجیبه؛ ترکیب دنیای هری پاتر، نوشتن، ایفای نقش، شوخی، داستان، دوستی و مهمتر از همه: حس تعلق به جمعی که هر عضو در ساختنش سهم داره.
اینجا داستان آمادهای نیست که فقط بخونیش. داستانی در جریانه که میتونی واردش بشی.
و چرا باید عضو بشی و فقط بازدیدکننده نمونی؟
چون تا وقتی فقط نگاه میکنی، جادوگران رو از بیرون میبینی. اما وقتی عضو میشی، شخصیت انتخاب میکنی و اولین پستت رو میفرستی، تازه درها باز میشن. کمکم آدمها رو میشناسی، بقیه تو رو میشناسن، وارد ماجراها میشی و بخشی از چیزی میشی که هر روز به دست اعضا ساخته میشه.
ممکنه فکر کنی حضورت فرق زیادی ایجاد نمیکنه، اما واقعیت اینه که هر عضو حالوهوای خودش رو با خودش میاره. هرکس سبک نوشتن، شخصیت، شوخیها و ایدههای مخصوص خودش رو داره. شاید دقیقاً همون چیزی که تو به سایت اضافه میکنی، باعث بشه نفر دیگهای هم بیشتر فعالیت کنه یا از یک داستان لذت ببره.
پس اگر تازه واردی، توصیهی من اینه که فقط صفحهها رو نگاه نکنی و بعد بیصدا ناپدید نشی.
عضو شو.
بچرخ.
بخون.
سؤال بپرس.
شخصیت انتخاب کن.
اولین پستت رو بنویس، حتی اگر چند بار ویرایشش کردی و هنوز فکر میکنی کامل نیست. حتی اگه توی اولین مرحله ورود به ایفای نقش، پستت تایید نشد!
هیچکس از روز اول همهچیز رو نمیدونه. مهم اینه که شروع کنی و اجازه بدی کمکم جای خودت رو پیدا کنی.
شاید ورودت به جادوگران فقط نتیجهی یک جستوجوی ساده باشه، همونطور که برای من بود. شاید اول فقط دنبال یک مطلب، یک خبر یا یک فضای هری پاتری باشی. اما ممکنه مدتی بعد ببینی شخصیتی داری، داستانهایی نوشتی، آدمهایی رو شناختی و خاطراتی ساختی که باعث میشن هر بار اسم جادوگران رو میبینی، برات فقط اسم یک سایت نباشه.
من با یک جستوجوی اینترنتی وارد شدم.
به خاطر دنیای هری پاتر و ایفای نقش عضو شدم.
به خاطر داستانها، خاطرات و دوستیها موندم.
و حالا وقتی به جادوگران فکر میکنم، چیزی که میبینم فقط مجموعهای از انجمنها و تاپیکها نیست. جمعی از آدمهاست که هرکدوم با حضورشون بخشی از این دنیا رو ساختهان.
شاید جادوگران در ظاهر یک سایت باشه، اما چیزی که بهش روح میده، اعضاش هستن.
بنابراین اگر تازه واردی و هنوز مطمئن نیستی بمونی یا نه، پیشنهاد معاون وزیر اینه که دستکم به خودت فرصت بده. چند قدم بیشتر داخل این دنیا بیا. شاید چیزی که پیدا میکنی فقط یک سرگرمی موقتی نباشه.

شاید جایی باشه که بعد از مدتی، دلت بخواد دوباره بهش برگردی.
و حالا که سخنان بنده به پایان رسید، از جناب وزیر درخواست میکنم این پاسخ را بهعنوان مشارکت رسمی معاونت ثبت کنند و از برگزاری جلسهی اداری اضافی صرفنظر فرمایند.

چه زیاد نوشتم!

با احترام
دملزا رابینز
معاون وزیر سحر و جادو
و یکی از کسانی که با یک جستوجوی ساده وارد شد، اما دلایل زیادی برای ماندن پیدا کرد
افرادی که لایک کردند

سلام به همهی جادوگران و ساحرههای عزیز،
من «کرمی» هستم، یکی از تازهواردهایی که بیشتر از یک هفته نیست پا به دنیای جادوگران گذاشتهام. اما همین چند روز برایم به اندازهی یک ترم کامل هاگوارتز پر از ماجرا بوده است.
چطور با جادوگران آشنا شدم؟
یکی از دوستانم که خودش مدتها در این سایت فعالیت میکرد، جادوگران را به من معرفی کرد. او میگفت اینجا خانهی دومش شده و من هم بعد از چند روز، کاملاً متوجه شدم چرا.
چرا عضو شدم؟
چون دیدم اینجا فقط یک سایت معمولی نیست. اینجا یک دنیای زنده است. از همان روز اول، با یک پیام خوشآمدگویی گرم مواجه شدم و راهنماییهای دقیقی برای شروع دریافت کردم.
چه چیزی باعث شد بمونم؟
چیزی که مرا ماندگار کرد، جامعهی فعال و کمککنندهی این سایت بود. من که تازهوارد بودم، با راهنمایی کاربران با تجربهای مثل دملزا رابینز و دراکو مالفوی، اشتباهاتم را یاد گرفتم و جلو رفتم. حتی یک شکایت شوخیآمیز در دادگاه آزکابان، برایم به یک تجربهی خاطرهانگیز تبدیل شد! اینجا، هیچکس تنها نیست.
جادوگران را چطور به یک تازهوارد معرفی میکنم؟
به او میگویم: «تصور کن وارد یک هاگوارتز واقعی شدی. میتوانی شخصیت محبوبت را انتخاب کنی، در کلاسها شرکت کنی، کوییدیچ بازی کنی، با دیگران دوئل کنی و حتی در دادگاههای جادویی محاکمه شوی! همهی اینها در حالی که با آدمهایی روبرو میشوی که عاشق همان چیزی هستند که تو عاشقش هستی.»
چرا فکر میکنم او هم باید عضو شود و بماند؟
چون جادوگران تنها جایی است که میتوانی همزمان هم «خودت» باشی و هم «هر کس که دوست داری». اینجا اشتباه کردن مجاز است، چون از اشتباهاتت یاد میگیری. اینجا قضاوت شدن معنا ندارد، چون همه در حال بازی هستند. و مهمتر از همه، اینجا خاطرهسازی میشود؛ خاطرههایی که تا سالها در ذهنت میمانند.
اگر یک کلمه بخواهم جادوگران را خلاصه کنم، میگویم: «خانهای دور از خانه، برای همهی کسانی که آرزوی دریافت نامهی هاگوارتز را داشتهاند.»
با احترام،
کرمی (سوروس اسنیپ)
افرادی که لایک کردند

من از طریق پیج جادوگران توی جینستاگرام با سایت آشنا شدم. راستش اولش فقط از روی کنجکاوی وارد شدم و میخواستم ببینم این سایت دقیقاً چه جور جاییه و چه کارهایی میشه توش انجام داد. اون موقع اصلاً فکر نمیکردم که یه روز جادوگران به یکی از مهمترین بخشهای زندگی روزمرهم تبدیل بشه. الان که به گذشته نگاه میکنم، همیشه به همون حس کنجکاوی افتخار میکنم؛ چون باعث شد وارد دنیایی بشم که خیلی بیشتر از چیزی بود که تصور میکردم.
وقتی عضو شدم، اول بیشتر وقتم صرف آشنا شدن با بخشهای مختلف سایت میشد. کمکم فهمیدم که جادوگران فقط یه سایت ساده برای طرفدارهای هری پاتر نیست. اینجا میشه نوشت، داستان ساخت، نقش بازی کرد، توی مسابقهها و رقابتهای مختلف شرکت کرد و با آدمهایی آشنا شد که هر کدوم دنیای خاص خودشون رو دارن.
یکی از چیزهایی که خیلی من رو به جادوگران جذب کرد، علاقهم به نویسندگی بود. همیشه از نوشتن خوشم میاومد و جادوگران این فرصت رو بهم داد که بیشتر بنویسم، خلاقتر باشم و ایدههام رو با بقیه به اشتراک بذارم. رقابتهای سالم سایت هم باعث میشدن همیشه انگیزه داشته باشم و برای بهتر شدن تلاش کنم.
اما با وجود همهٔ اینها، مهمترین دلیلی که باعث شد بمونم، آدمهایی بودن که اینجا باهاشون آشنا شدم. شاید اولش فکر میکردم فقط قراره چند نفر رو بشناسم و باهاشون گاهی حرف بزنم، ولی یه دفعه به خودم اومدم و دیدم که بعضی از اون آدمها به بخش مهمی از زندگی من تبدیل شدن. با هم خندیدیم، بحث کردیم، خاطره ساختیم و روزهای خوب و بد زیادی رو کنار هم گذروندیم. بعضی وقتها فراموش میکنم که همهٔ این دوستیها فقط به خاطر یه سایت شروع شدن.
یه نکتهٔ دیگه هم اینه که آدمهایی که باعث شدن جادوگران برام خاص بشه، فقط از گروه گریفیندور، یعنی گروه خودم، نبودن. شاید اولش فکر میکردم بیشتر وقتم رو فقط کنار همگروهیهام میگذرونم، اما کمکم با آدمهای فوقالعادهای از گروههای دیگه هم آشنا شدم؛ آدمهایی که هر کدوم شخصیت، سلیقه و دنیای خودشون رو داشتن. بعضیهاشون همفکر من بودن، بعضیهاشون کاملاً باهام فرق داشتن، اما چیزی که بین همهمون مشترک بود، علاقهمون به جادوگران و دنیای هری پاتر بود.
فکر میکنم یکی از قشنگترین ویژگیهای جادوگران همین باشه؛ اینکه مهم نیست عضو کدوم گروهی یا چه شخصیتی رو انتخاب کردی، چون آخرش میتونی دوستهایی پیدا کنی که شاید هیچوقت فکرش رو هم نمیکردی یه روز اینقدر برات مهم بشن. برای من، جادوگران فقط یه سایت برای رقابت بین گروهها نیست؛ جاییه که باعث شد با آدمهای فوقالعادهای آشنا بشم و بفهمم دوستی میتونه از جاهایی شروع بشه که اصلاً انتظارش رو نداری.
شاید اگر اون روز از روی کنجکاوی وارد جادوگران نمیشدم، هیچوقت این آدمهای فوقالعاده رو نمیشناختم.
برای من، این سایت فقط یه صفحهٔ اینترنتی نیست؛ یه جامعهست. جایی که آدمها با علاقههای مشترک دور هم جمع شدن و هر کسی میتونه گوشهای از خودش رو اونجا پیدا کنه. مهم نیست که عاشق ایفای نقش باشی، نویسندگی دوست داشته باشی، بخوای دربارهٔ هری پاتر حرف بزنی یا فقط دنبال دوستهای جدید بگردی؛ بالاخره یه چیزی پیدا میکنی که باعث بشه دوباره برگردی.
اگر بخوام جادوگران رو به یه نفر که هیچ شناختی ازش نداره معرفی کنم، میگم اینجا یه دنیای متفاوت برای طرفدارهای هری پاتره؛ دنیایی که توش فقط تماشاگر نیستی، بلکه خودت هم میتونی بخشی از داستان باشی. میتونی شخصیت موردعلاقهات رو انتخاب کنی، توی انجمنها فعالیت کنی، داستان بنویسی، با بقیه رقابت کنی و با آدمهای جدید آشنا بشی.
به نظرم چیزی که جادوگران رو از خیلی از جاهای دیگه متمایز میکنه، حس صمیمیت و تعلقیه که به آدم میده. اینجا فقط برای خوندن خبر یا دیدن چند تا مطلب وارد نمیشی؛ کمکم حس میکنی عضوی از یه جمع شدی و آدمهایی هستن که منتظر حضور تو هستن.
به یه تازهوارد میگم که فقط یه بازدیدکننده نباشه. توی بحثها شرکت کنه، بنویسه، نظر بده، دوست پیدا کنه و به خودش فرصت بده که این دنیا رو بهتر بشناسه. شاید اولش فکر کنه که جادوگران فقط یه سایت معمولیه، اما ممکنه بعد از مدتی متوجه بشه که اینجا براش به جایی تبدیل شده که خاطرهها، دوستها و لحظههای ارزشمند زیادی توش ساخته؛ درست مثل اتفاقی که برای من افتاد.
شاید برای خیلیها جادوگران فقط یه سایت دربارهٔ هری پاتر باشه، اما برای من خیلی بیشتر از اینه؛ جایی پر از خاطره، دوستی و لحظههایی که هیچوقت فراموششون نمیکنم. اگه یه تازهوارد ازم بپرسه چرا باید اینجا بمونه، فقط بهش می گم: به خودت فرصت بده. شاید یه روز به عقب برگردی و بفهمی که بهترین اتفاقها از همون لحظهای شروع شدن که تصمیم گرفتی عضو جادوگران بشی.
افرادی که لایک کردند


سلام به همه @جادوگر ها و ساحرهها
احتمالاً هر کدوم از ما یه دلیل متفاوت برای عضو شدن توی جادوگران داشتیم. یکی دنبال اخبار هری پاتر اومده، یکی با جستوجوی یه موضوع اتفاقی به سایت رسیده، یکی دوستش معرفیش کرده و یکی هم مستقیم وارد ایفای نقش شده و دیگه راه برگشت رو پیدا نکرده!
اما چیزی که بیشتر از نحوهی ورودمون مهمه، دلیل موندنمونه.
چی شد که جادوگران براتون فقط یه سایت معمولی نبود؟ چه چیزی باعث شد دوباره برگردین، پست بذارین، شخصیت انتخاب کنین، داستان بنویسین یا حتی بعد از یه مدت دوری، باز هم سراغ سایت رو بگیرین؟
اینجا میخوایم جادوگران رو از نگاه خود اعضاش بشناسیم. از خاطرههاتون، آدمهایی که اینجا شناختین، تجربهتون از ایفای نقش، انجمنها، گروهها و هر چیزی که باعث شده اینجا براتون ارزشمند باشه بنویسین.
یه بخش مهم دیگه هم اینه که جادوگران رو برای یه نفر که هیچ شناختی از سایت نداره معرفی کنین. تصور کنین یه طرفدار هری پاتر تازه وارد سایت شده و ازتون میپرسه جادوگران دقیقاً چه جور جاییه، اینجا چه کارهایی میشه کرد و چرا باید عضو بشه. شما چی بهش میگین؟ چه چیزی توی جادوگران هست که احتمالاً جای دیگه پیدا نمیکنه؟ چرا پیشنهاد میکنین فقط یه بازدیدکننده نباشه، عضو بشه، فعالیت کنه و بمونه؟
لازم نیست متن خیلی رسمی یا طولانی باشه. فقط سعی کنین واقعی، شخصی و باحوصله بنویسین. چیزی بنویسین که واقعاً تجربهی خودتونه و به یه نفر که تازه وارد جادوگران شده کمک کنه بفهمه اینجا چه جور جاییه و چرا ممکنه ارزش موندن داشته باشه.
احتمالاً بخشی از نوشتههای این تاپیک در صفحههای اصلی سایت و قسمتهایی که کاربران تازهوارد میبینن نمایش داده میشه. پس لطفاً متنهاتون رو یه کم مرتبتر و کاملتر از یه پاسخ کوتاه معمولی بنویسین. شاید نوشتهی شما همون چیزی باشه که یه عضو تازهوارد میخونه و تصمیم میگیره به جمع ما اضافه بشه.
پس برامون بنویسین:
چطور با جادوگران آشنا شدین؟
چرا عضو شدین؟
چه چیزی باعث شد بمونین؟
جادوگران رو چطور به یه تازهوارد معرفی میکنین؟
و چرا فکر میکنین اون هم باید عضو بشه و بمونه؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج