هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: بهترین عضو تازه وارد
پیام زده شده در: ۹:۴۰ سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۷
#1
سلام ...

رأی من .... رأی من ... توی گلوم گیر کرده ... اول یکم توصیفش کنم.
یه عضو تازه وارد فعال و جیگرز ... یه عضو باحال... اون آواتارشم خیلی جیگرزه. کلا آدم باحالی و خفنزیه !
خود خودشه !

آره خودش ... اگه گفتی ؟ ....

گراوپ


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: بهترین نویسنده در ایفای نقش
پیام زده شده در: ۲۲:۰۱ یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۷
#2
سلام ...

گابریل دلاکور ... همیشه رولاش خوب بوده ... همیشه توی همه سایتا از اون تاپیکاش و پستای طنزش لذت می بردم ... طنزشم خیلی خوبه ...
رأی من :

گابریل دلاکور

متشکرم.


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: دفتر خانه ریدل(مجوز تاپیک)
پیام زده شده در: ۱۷:۳۱ دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۶
#3
به نام خدا
با سلام !
بنده مجوز تایپیکی رو میخواستم با نام " مرگخواران " از جلو نظام !
لرد سیاه نیروهای اهریمنی گرد آورده که بسیار قوی تر از مرگخوارانش هستند، بنابارین مرگخواران باید خود را قوی کنند و آموزش های اضافی ببینند. عده ای از مرگخواران غدر می کنند و ........

با تشکر، اگه مجوز رو بدید !


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: قدرتمند ترین جادوگرهای زنده ی حال حاظر چه کسایی اند؟
پیام زده شده در: ۱۳:۲۵ پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۶
#4
به نام خدا
1- لرد ولدمورت
2- سوروس اسنیپ
3- مینروا مک گونگال
4- هوریس اسلاگهورن
5- هری پاتر

با تشکر


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱:۵۲ چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۶
#5
به نام خدا
دوستان ! باشگاه دوئل مرگخواران علاقه مند به انجام مأموریت را برای اثبات وفاداری به لرد به عنوان عضو می پذیرد ! برای عضویت در این باشگاه کافی است که یک پست در این باشگاه زده باشید و تمایل خود را اعلام کنید !
با تشکر
راستی اینو بگم که ما توی کتاب هری پاتر دو تا فورتسکیو داریم، یکی توی یک مغازه توی دیاگونه و دومیش وزیر بوده. از لحاظ تلفظ انگلیسی با هم فرق دارند، و آن مغازه دار فامیلی هم دارد، اما این وزیره فامیلی ندارد.
-------------------------------------
فورتسکیو هم خیلی سریع راه های نفوذ نور را بست و غیب شد. لرد آنها را احضار کرده بود. آنها در خانه ریدل ظاهر شدند.
همه مرگخواران آنجا بودند. تئودور نات هم در کنار صندلی لرد ایستاده بود. لرد عصبانی بود و به محض ظاهر شدن فورتسکیو با نگاهی غضبناک در چشمان او خیره شد. بعد گفت: (( یاران وفادار من ! مشکلات زیادی داریم. همونطور که بورگین، بلیز، سالازار و سامانتا میدونن، یک نفر به ظاهر لرد در کلاس آنها ظاهر شد ! ))
این حرف لرد عجیب بود و چهره همه را متعجب ساخت. همه یه ویژه فورتسکیو گیج شده بودند. بعد لرد ادامه داد : (( آن مرد من نبودم ! ))
صورتش را رو به فورتسکیو برگرداند، دوباره به او خیره شد و با عصبانیت گفت : ((کسی که دوئل را به مرگخواران یاد می دهد، باید همیشه وردهایش را بر روی افرادی که وارد باشگاه می شوند، اجرا کند تا بفهمد که او کیست. خودت می دانی که باشگاه دوئل دارد مکان بسیار مهمی برای ما می شود و یک پایگاه برای مقابله با محفل ! چرا اینقدر راحت گول خوردی؟ ))
فورتسکیو هنوز متعجب بود، اما سرش را به زیر انداخت و اظهار پشیمانی کرد.
- به دلیل این بی لیاقتی، تو برای یک هفته تدریس نخواهی کرد ! در این مدت، سوروس اسنیپ به جای تو تدریس خواهد کرد.
بعد دوباره رویش را به مرگخواران بهت زده کرد و ادامه داد : (( محفل، برنامه های جدیدی دارد ! محفل ققنوس به کمک اسلاگهورن معجونی تهیه کرده که مانند معجون مرکب عمل می کند اما اثرش کمتر است و نیازی به موی فرد مورد نظر نیست ! آنها با چند دقیقه حضور در کلاس فورتسکیو خیلی چیزها را فهمیدند ! بنابراین مهمترین پایگاه فعلی ما در معرض خطر است. شما باید با تمام سعی و تلاشتان در کلاس های دوئل شرکت کنید. البته بعد از این یک هفته بیکاری موقت معلمتان، کلاس های وِیژه دوئل تشکیل خواهد شد، که با حضور افراد برجسته در امور مختلف حادوگری برگزار می شود. شما باید در همه چیز قوی باشید. حالا می توانید بروید !
همه گیج شده بودند. چه صحبت های عجیبی ! به این زودی فورتسکیو تعلیقی شد، باشگاه دوئل یک پایگاه بسیار مهم شد، محفل پیشرفت کرد ...
- راستی، هر چه سریعتر برای انجام مأموریت در باشگاه عضو شوید !
بله، این بهترین راه برای کشف رازهای جبهه سفید بود !
روز بعد باشگاه دوئل تاریک تر از همیشه بود. سوروس اسنیپ با ردای خاکستری رنگی در کلاس سطح w منتظر شاگردان نشسته بود. سایر مرگخواران نیز برای تمرین به باشگاه آمده بودند و وارد سالن تمرین می شدند. سالنی با شکوه که تا کنون آن را ندیده بودند. عجب سلیقه ای به خرج داده بود این فورتسکیو ! دیوارها ....
----------------------------------
با تشکر

نقد شد!برسسی پستهای خانه ریدل شماره 17


ویرایش شده توسط تئودور نات در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۳۱ ۲۱:۳۶:۴۷

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱:۲۸ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۶
#6
به نام خدا
سلام !
من از ناظرین محترم اجازه دارم که پست پشت سر هم بزنم و همچنین در اینجا مأموریت و امیتاز بدم ! در واقع از لرد کبیر اجازه گرفتم. دوستان، هموطور که در اینجا به رول نویسی ادامه می دهید، در طول پستها بنده، به شما مأموریت هایی رو میدم و امتیازاتی. این امتیازات سبب ارتقاء کلاس های شما خواهد بود ! مأموریت ها را باید به شکل رول نویسی و دقیق انجام دهید تا لرد از ما راضی باشد ! خوشبختانه لرد از کار باشگاه تا اینجا راضی است. نتایج مأموریت ها را نیز در همین جا به صورت ادامه رول های اینجا بزنید ! به زودی مأموریت ها را اعلام خواهم کرد ...

با تشکر
--------------------------
لرد کبیر ! فقط چنین کسی چنین قدرت هایی داشت ! او برای نظارت آمده بود !
طلسم را رفع کرد و با چوبدستیش نوری تاباند. سپس گفت : (( تعجب کردید ؟ خوب، معلم بدی نیست ! توانست تا خدی طلسم را رفع کند. من خیلی وقت ندارم. از این به بعد باشگاه دوئل پایگاه قدرتمندی برای مأموریت های مرگخواران خواهد بود. شما وظیفه دعوت به همکاری مرگخواران تازه کار را دارید. من باید برم. ))
لرد این را گفت و به همان سرعتی که آمده بود غیب شد و رفت.
مرگخواران و فورتسکیو همچنان در بهت بودند. نمی دانستند که باید چه بگویند.
فورتسکیو گفت: (( خوب، وقت تعطیلیه ! خدانگهدار همه ی شما ! تعطیل ! ))
فورتسکیو که از اولین روز کاریش راضی بود و البته خیلی خسته شده بود این را گفت، و از در کلاس بیرون آمد. بعد به طرف تابلو اعلانات رفت و نوشت: (( مأموریت اول برای سلسیتنا : تحقیق در مورد این که چه کسانی تازگی مرگخوار شده اند. ))
بعد به اتاق خوابش رفت تا استراحت کند و این خستگی ها را نیز جبران نماید.
---------------------------------
دوستان ! شما رول نویسی رو ادامه بدید، یعنی کلاس های سطح m و w . سلسیتنا هم باید مأموریت خود را آغاز کند. یه مقدار اولاش سخته که هم رول نویسی باشه و هم مأموریت و بعد به هم ربطشون بدید اما این یک شیوه تقریباً جدیده تا اونجایی که من میدونم !

با تشکر

پست شما نقد شد.نقد پستهای خانه ریدل شماره 13


ویرایش شده توسط تئودور نات در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۹ ۲۳:۳۸:۲۷
ویرایش شده توسط تئودور نات در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۹ ۲۳:۳۸:۴۸

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: رویارویی با ناظران دیاگون
پیام زده شده در: ۰:۴۸ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۶
#7
به نام خدا
با سلام !
خسته نباشید ناظران عزیز !
بنده مجوز میخوام برای تاپیکی به نام "شکلات های سمی " این مغازه در کوچه ناکترن هست و در کتاب سیری در دنیای جادویی هری پاتر در نقشه کوچه ناکترن نوشته شده.
موضوع تاپیک : فورتسکیو که تازه با کمک لرد سیاه جان فیزیکی پیدا کرده با کمک لرد مغازه ای میزند که برای اجرای سیاست های لرد کبیر است. وی یک کارآگاه را نیز استخدام می کند. این کارآگاه بر حسب اتفاق وارد مغازه می شود و با پینهاد فورتسکیو استخدام می شود. اما او بی هدف استخدام نشده . او مهره ای است در دست لرد و مرگ خواران برای انجام یک سری امور.
موضوع تاپیک جدی است . من اون تاپیک رو در پست بعدی قرار بود ماجراشو شروع کنم، اما ناظران با صلاح دید خود آن را بستند. در مورد این یکی قول می دهم این طور نباشد !

با تشکر

این درخواست هایی که شما برا زدن تاپیک میدی در حد سوژه برای چنتا پست زدن هست که میتونی در تاپیک های موجود ازشون استفاده کنی موفق باشی


ویرایش شده توسط پروفسور بینز در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۸ ۱:۲۷:۵۴

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۵:۳۱ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#8
به نام خدا

ظهر روز سه شنبه، ساعت 12، سطح G
فورتسکیو که تا ساعت ده و سی دقیقه با سطح B کلاس داشت ، حالا کمی خسته بود. البته یک ساعت و نیم استراحت کرده بود ولی هنوز اندکی خسته به نظر می رسید.
با همان ردای قهوه ای وارد کلاس تنگ و ترشی شد که رویش نوشته شده بود سطح G .
اتاق سه پنجره داشت و خیلی کوچک بود. یک نیمکت عریض در یک طرف اتاق قرار داشت که رو کش آن قرمز بود. رنگ هایی که در اتاق به کار رفته بود، درست برعکس رنگ های اتاق سطح B بود. سه فانوس در سه جای اتاق به دیوار متصل بود و همراه با نور کمی که وارد می شد اتاق را روشن می کرد. در کف اتاق فرش ساده ای پهن شده بود.
فورتسکیو وارد شد، و سلام کرد.
بقیه هم جواب دادند.
- همونطور که می دونید لرد تازه به من جسم داده و من خیلی خسته ام ! لطفاً ساکت باشید، سؤالاتتون رو هم برای جلسه بعد بزارین ! تا من زود درس رو بگم. اول از همه باید بدونید که در این کلاس ما همش عملی کار می کنیم و هر از گاهی نکاتی رو هم متذکر می شم. حالا سامانتا در مقابل بورگین و سالازار در مقابل بلیز قرار بگیرن. شروع کنید.
فورتسکیو حرف های این جلسه را در همین چند جمله خلاصه کرد. دوئل شروع شد. سامانتا بدون تعظیم رو به بورگین فریاد زد : (( اکسپلیاروموس )) بورگین جا خالی داد و طلسم به سالازار خورد. همین باعث شد که او نتواند در مقابل بلیز از خودش دفاع کند.
فورتسکیو از روی نیمکت بلند شد و گفت : (( خیلی خوب بود، و البته طلسم استاندارد و خوبی رو هم به کار بردید. این اولین طلسم بین المللی بود. در ضمن شما باید تعظیم بسیار کوتاهی در مقابل دوستانتون داشته باشید. ))
در همین موقع یک صدای نا آشنا، غریب و در عین حال مخوف از پشت سر گفت : (( در برابر دوستان چطور، مرگ خوار تازه کار ؟! پارتی داشتی که این قدر زود معلم اینجا شدی؟ بزار حدس بزنم، خون اصیل هستی ! ))
حواس همه مرگخواران پرت شد.
به دلیل باز بودن در روشنایی اتاق کمی بیشتر شده بود. صورت فرد در تاریکی معلوم نبود، اما وقتی فورتسکیو جلو رفت، آن فرد فریاد زد : (( کروشیو ! )) بعد گفت : (( باید معلمتون بلد باشه از خودش دفاع کنه. )) سپس جلوتر آمد. او کسی نبود به جز ...


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: دفتر ناظرین شهر لندن
پیام زده شده در: ۸:۲۲ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#9
به نام خدا
سلام و خسته نباشید خدمت ناظران شهر لندن !
من امروز تالار عروسی فورتسکیو رو می زنم ! طنز و نیمه جدی است.

با تشکر


ویرایش شده توسط فورتسکيو در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۰ ۸:۲۸:۰۶

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: رویارویی با ناظران دیاگون
پیام زده شده در: ۰:۱۴ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#10
به نام خدا
سلام !
بنده مجوز تاپیکی رو یم خواستم به نام " عنکبوت های غول پیکر " این مغازه در کوچه ی ناکترن هست و می خواهم که موضوعش جدی و مرموز باشه ! به سورت رول نویسی ! اگر لطف کنید مجوز بدهیدممنون می شوم !
منبع نام مغازه : سیری در دنیای جادویی هری پاتر

با تشکر


خب! حدودا سوژه اش شبیه مغازه الیواندر میشه. یعنی جدی و مرموز و ترسناک. اما چون دستمون به روی چوبدستی ها بسته است چیز زیادی ازش سوژه در نمیاد.
مجوز داده شد.
پست اولو خودت بزن. در ضمن در صورتی که تاپیک موفقی نشه قفل میشه


ویرایش شده توسط ریموس لوپین در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۰ ۱۰:۰۸:۴۹

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.