هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۲:۰۲ یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۳

باری ادوارد رایان


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۴ سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۲۱:۵۵ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳
از چی بگم؟
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 274
آفلاین
اربابا! بسی ببخشید که این همه سرتان را درد می آوریم ما! می شود زحمت این را هم بکشید؟

با تچکر!


خوب زندگی کن. بزرگ شو و... کچل شو! بعد از من بمیر و اگه تونستی با لبخند بمیر. توی کارات دودل نباش. ناراحتی چیز باحالی برای به دوش کشیدنه ولی تو هنوز خیلی جوونی!


کوروساکی ایشین- بلیچ

تصویر کوچک شده




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۱:۱۲ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳

لاوندر براون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۴ سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۸:۴۲ یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 76
آفلاین
اگه میشه زحمت اینم بکشید:

پست 27 افسانه ولدمورت



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۰:۲۷ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳

نجینی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۷ چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۶:۲۶ پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳
از زیر سایه لرد سیاه
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 30
آفلاین
میشه زحمت پست ۲۹ افسانه لرد ولدمورت رو‌ هم بکشین؟ مرسی.




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۳۷ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳

مورگانا لی فای old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۲ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۷:۵۵ شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
از من دور شو جادوگر!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 403
آفلاین
اجازه ارباب؟
میشه لطفا
اینو نقد بفرمایید


تصویر کوچک شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۰۹ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۱:۵۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5867
آفلاین
هکتور


شما هر چقدر دلتون خواست بیایین اینجا...ما خوشحال می شویم...

بررسی پست شماره 21 افسانه لرد ولدمورت، هکتور دگورث گرنجر:


نقل قول:
مرلین در اتاقش قصد کانکت شدن به عالم ملکوتی رو داشت تا بلکه بتواند راه حلی برای مشکلش بیابد.

یک شروع ساده و معمولی رو با یک کلمه ساده ولی خلاقانه مثل "کانکت شدن " برای خواننده جذاب کردین. این کارتون به خواننده اطمینان می ده که با یه نویسنده بی تجربه یا خام طرف نیست.


هیچ تلاشی برای برقرای تعادل بین دیالوگ ها و توصیفاتتون ندارین. این تلاش یکی از دلایلیه که پست تعدادی از اعضا خشک و بی روح به نظر می رسه. خوشبختانه شما دچار این مشکل نشدین. هر جا فکر می کنین لازمه چند دیالوگ رو پشت سر هم می نویسین و هر جا لازم می دونین شخصیت هاتون رو وادار به انجام حرکتی می کنین. کنترل داستانتون رو به خوبی به دست گرفتین. جمله ها کلیشه ای و تکراری نیستن.در گیر قالب های از پیش تعیین شده نشدین. خیلی خوب بود.


نقل قول:
- به کجا کانکت شدی بابا؟ پشت سرتو ببین. منم هکتور.

مرلین که تا آن لحظه فکر میکرد تنهاست، با شنیدن صدای هکتور ریش هایش چنان گرهی خورد، که در خطر باز نشدن همیشگی قرار گرفت:
-تو دیگه از کجا پیدات شد؟ اصلا تو اتاق من چی کار میکنی؟

هکتور سینه اش را جلو داد و گفت:
-به دستور ارباب دارم شخصیت پردازی میکنم همه منو بشناسن.

خب...ظاهرا این کارو به شکلی فوق العاده دارین انجام می دین. شخصیتی رو که کاملا ناشناس بود خیلی خوب معرفی کردین. الان دیگه من به عنوان خواننده در پست های شما دنبال هکتور می گردم.چون به نظرم شخصیت بسیار جالب و جذابی داره.

استفاده تون از مسائل داخل سایت خیلی به موقع و بجا بود. طنزی که بکار می برین خلاقانه و دوست داشتنیه. طنز چیزی نیست که بشه به کسی آموزش داد. شاید فقط بشه کمی راهنمایی کرد. کمی استعداد می خواد و کلی تجربه. طرف باید با خوندن پست های خوب کم کم خودش طنزش رو پیدا کنه و بهتر و بهترش کنه. شما قدم های اول رو خیلی سریع و به خوبی برداشتین. مشخصه که عنصر استعداد در شما کمی زیاد بوده!


ایده تعییر رنگ لباس و کروشیو زدنش ایده فوق العاده ای بود. شما یک سوژه فرعی به داستان اضافه کردین که به پیشرفت سوژه اصلی هم کمک زیادی کرده. نکته مهمترش اینه که تکراری نیست.این روزا کمتر پیش میاد که با ایده ای که تکراری نباشه روبرو بشیم.


نقل قول:
و پیش از آنکه هکتور بتواند هشدار های ایمنی از قبیل لامپ اضافه خاموش، مصرف بی رویه ممنوع و... را به او بدهد با سرعت پیامبری خودش کل معجون را روی لباس ریخت و به سمت اتاق لرد به پرواز در آمد.

اشاره به هشدار های ایمنی اشاره بجایی بود. ادامه دهنده ها می تونن برای ایجاد سوژه های جدید از این نکته استفاده کنن.


شخصیت ها تون مثل قبل پخته و جا افتاده هستن.موذیگری خاصی که تو لحن هکتور بود...طمع مرلین که حتی صبر نکرد که هکتور حرفشو تموم کنه و لرد حق به جانب همیشه شاکی!


من زیاد اهل گرفتن ایراد نگارشی نیستم. مگه اینکه خیلی واضح باشه.بعضی از جمله هاتون از نظر ساختار و فعل ها کمی مشکل دارن. اگه بعد از نوشتن یه بار پستتونو بخونین احتمالا خودتون هم متوجهشون می شین.مثلا:
نقل قول:
لرد که توجهش جلب شده بود لباس را از مرلین میگیرد و مشغول بررسی میشوند که...



پستتون خوب بود.هیچ ایراد واضح و قابل اشاره ای نداشت.

در همه سوژه ها منتظر هکتور خواهیم بود و همچنین منتظر ایده های خلاقانه و طنز خوب شما.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسی پست شماره 25 افسانه لرد ولدمورت، نجینی:


نقل قول:
در باز شد و نجینی خودش را با شدت، به داخل پرت کرد.

خب...این شکل ورود اشکالی نداره. ولی فراموش نکنین که شما شخصیت خاصی رو انتخاب کردین. یه شخصیت جالب که با بقیه فرق می کنه. ازش استفاده کنین. نجینی یه ماره. مثلا در این صحنه می تونست یه ورود غیر عادی داشته باشه.از هر جایی که خواننده نتونه پیش بینی کنه. از لوله بخاری...از آستین لرد...از داخل نی نوشابه! سوژه های خاصی رو که فقط نجینی می تونه ازشون استفاده کنه از دست ندین.


رفتار لوس و از خود راضی نجینی به نظر من جالب بود.احتمالا اگه نجینی توی کتاب شخصیتی برای خودش داشت و می تونست حرف بزنه یه همچین شخصیتی پیدا می کرد. فقط دقت کنین که اخلاق و رفتار نجینی همه جا ثابت باشه تا به خوبی بین اعضا جا بیفته. اگه لوسه، همه جا لوس باشه.


نقل قول:
کت و شلوار مشنگی راه راه گورخری که دستش بود را با افتخار بالا آورد:«اینم لباس که

برای رفتن به سازمان ملل بپوشین!»

اینجا سوژه عوض شده. یکی از چیزایی که باید بهش توجه کنین اینه که تا چه حد می تونین سوژه رو تغییر بدین. در پست قبلی قرار شد هکتور و مورگانا با هم لباس رو تهیه کنن...این موضوع نباید عوض می شد.یا اگه لازم بود عوض بشه باید یه دلیل منطقی براش میاوردین. از اونجایی که همون سوژه به اندازه کافی جالب بود، بهتر بود به همون شکل ادامش می دادین. نجینی وارد ماجرا می شد ولی دخالتی در مورد لباس نمی کرد.


نقل قول:
لرد اخمی کرد:«تو انتظار داری من این لباسو بپوشم؟تو منو با مشنگا هم سطح می دونی؟»

عکس العمل لرد خوب بود. لرد شما در عین حال که سعی می کنه جذبه خودشو حفظ کنه یه جور ضعف در مقابل نجینی داره. که ناشی از علاقه ش به این مار می شه.


نقل قول:
مرلین برای باز کردن لرد سیاه از سرشون، با لحن ملکوتی ادامه داد:«همین الان آیه ای بر من نازل شد، همه ی جادوگران از این پس،باید کت و شلوار دومادی بپوشن به جای ردا!»
هکتور گفت:«اصلا من همین الان میرم کت و شلوار دامادی می گیرم می پوشم!»
مورگانا:«منم باهات میام!»

رفتار هکتور و مرلین و مورگانا با مزه بود.دستپاچگی خاصشون و همینطور رقابت پنهانشون برای کسب رضایت لرد.


پستتون کوتاه و ساده بود. اینا نکته های مثبتی هستن.سعی نکنین تغییر خارق العاده ای در سوژه ها ایجاد کنین.شما می تونین وارد داستان بشین...بنویسین و پستتون رو تموم کنین، بدون اینکه تغییر خاصی در سوژه اصلی بدین یا حتی جلو ببرینش. مثلا اینجا زیاد مهم نیست که لرد چی می پوشه و چطوری می ره. قضیه ای که جالبه اینه که چه کسانی در این سوژه حضور دارن. موقعیتشون چیه. نجینی این وسط چیکاره اس.معمولا پرداختن به این جزئیات جالب تر از نوشتن درباره سوژه اصلیه.


موفق باشید.



I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۹:۳۵ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳

نجینی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۷ چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۶:۲۶ پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳
از زیر سایه لرد سیاه
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 30
آفلاین
لرد اگه امکانش هست اینو نقد کنید.مرسی.




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۲۹ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۲:۴۵:۴۸ پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
میدونم خیلی میام اینجا.
ولی ارباب اگه ایرادی نداشته باشه درخواست نقد اینو دارم.



پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۲:۱۰ جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۱:۵۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5867
آفلاین
بررسی پست شماره 23 افسانه لرد ولدمورت، مورگانا لی فای:



قبل از نقد اینو بگم که لازم نیست اول هر پست خلاصه بذارین. خلاصه رو هر پنج شش پست یکبار می ذاریم که اعضا مجبور نشن برای فهمیدن سوژه ده بیست پست قبلی رو بخونن.و البته بهتره پست هایی رو که تازه زده شدن خلاصه نکنیم. چون این کار باعث می شه کسی اون پستا رو نخونه و همه به خلاصه اکتفا کنن.


نقد هامو بر اساس نویسنده ش انجام می دم. با پست های قبلیش مقایسه می کنم. شما اگه نمی گفتین که این تجربه اولتونه فکر می کردم قبلا بار ها نوشتین و الان فقط شناسه عوض کردین.نوشته شما اصلا شبیه تجربه اول نبود. و مشمول عبارت "گند زدن" هم که اصلا نبود!

"چشم غره" جدا نوشته می شه. همون اول پست با یه اشتباه تایپی خواننده رو فراری ندین.


نقل قول:
لرد چشمغره ای تحویل مرلین داد که با کمی ارفاق نسبت به باسیلیسک، میتوانست پس از نگاه مرگبار گنده لات مارها، رتبه دوم نگاه های مرگبار را احراز کند.
مرلین که نمیدانست به جز ریش گره اندر گره خودش، به چه چیزی میتواند متوسل شود، سعی میکرد با رشوه دادن به چیزهایی ماورایی که حتی خودش هم ماهیت آنها را نمیدانست، حال لرد را کمی بهتر کند.

جمله بندی نسبتا سنگینی دارین. جمله های طولانی و گاها پر از طعنه و کنایه. با این وجود این جمله ها رو درست می نویسین. کار آسونی نیست. مخصوصا برای کسی که تجربه زیادی نداشته باشه.
جمله های طولانی گاهی می تونن گیج کننده باشن.جمله های شما نیستن .ولی مواظب باشین که همیشه به همین وضوح بنویسین. خیلی از نویسنده های سایت بعد از مدتی احساس می کنن می تونن کمی جلوتر برن. کمی سنگین تر بنویسن.کمی پیچیده تر. ولی بهتره فراموش نکنین که مخاطبین اینجا چه کسانی هستن.

خیلی راحت می نویسین. راحت نوشتن یعنی استرس نباشه تو نوشته شما.دستپاچه نباشین. بدونین لرد کیه و چطوری حرف می زنه و رفتار می کنه.مرگخوارا چه رفتاری دارن.این لرد و مرگخوارایی که می گم لرد و مرگخوارای کتاب نیستن. منظورم جو ایفای نقشه.شما به خوبی با این جو آشنا شدین و خودتونو وفق دادین.البته بعضی جاها هنوز یه ایرادای کوچیکی وجود داره.مثلا:
نقل قول:
. لرد گفت:
- حیف که نمیشه بزنم پس گردن ملکوتی ات ! بیشین بینیم باااا. واسه من حرکت میزنه!

جمله اول خوبه...ولی دومی و سومی کمی با شخصیتی که از لرد می شناسیم فاصله داره.


نقل قول:
یک نفر آدم دودی و سیاه و چقر با موهای بلند،در اتاق لرد ظاهر شد. در حالیکه زیر لب غر میزد.

- ای بر اون روحت لعنت مرلین! می مردی اینو یه کم خطرتر نازل میکردی؟

ظاهر شدن آدمه رو متوجه شدیم...ولی جمله از کی بود؟!
اصولا باید از لرد باشه.ولی این مورد رو باید مشخص می کردین.کافی بود قبل از اون دیالوگ لرد یه حرکتی انجام می داد که مشخص می شد دیالوگ از طرف لرده.


نقل قول:
یک نفر آن پشت ها میپرسد این بخت برگشته الان در اتاق شخصی لرد چه غلطی میکند؟ عرض میکنم الان خدمتتون آقای کرگدن... نه ببخشید کارگردان...

- کروشیو!!!

این صدای لرد بود که از بحث نویسنده و کارگردان به تنگ آمده...

- آخــــــــــــ .....ارباب نزن ارواح جدت... میگم میگم.... اماااان

این نویسنده و کارگردان رو تا جایی که ممکنه وارد پست هاتون نکنین. تمرکز خواننده رو به هم می زنن. یکپارچگی داستان رو از بین می برن. کم پیش میاد که حضورشون مفید باشه.


یکی از اشکالای پست شما طنزشه. کمی خامه. کمی خشکه.این اشکالیه که به تدریج بر طرف می شه.شما وقتی چند تا پست خوب بخونین خیلی زود یاد می گیرین که نکته های طنز آمیز رو از کجا در بیارین و چطوری ازشون استفاده کنین. فقط خودتونو مجبور نکنین خواننده رو بخندونین.طنز اجباری خوب از آب در نمیاد.راحت باشین.شخصیت ها رو بشناسین.طنز هم کم کم میاد!


ظهور مسخره و ناگهانی مورگانا هیچ ایراد و اشکالی نداشت.اصولا بهتره اگه قراره یهویی بپریم وسط داستان این کار رو به شکل مضحک و مسخره ای انجام بدیم.
مورگانا اومد...یه سری "چرت و پرت"(!) گفت! نه لرد فهمید چی می گه...نه خواننده و نه احتمالا خودش! شاید همین موضوع با مزه اش کرده بود. همین چرت و پرت گفتن و طرز حرف زدن عجیب و غریب می تونه جزئی از شخصیت مورگانا بشه.مواظب باشین که حرفای مورگانا همیشه نامفهوم نباشه.مثلا وقتی که قصد داره حرف مهمی بزنه یا لازمه که خواننده منظورشو به خوبی متوجه بشه.
خیلی خوب بود که ورود مورگانا تغییری در سوژه نداد.نفر بعدی می تونه از مورگانا برای حل مشکل استفاده کنه.کارتون خوب بود.


به عنوان اولین تجربه واقعا خوب بود.

موفق باشید.


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۲۸ جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳

مورگانا لی فای old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۲ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۷:۵۵ شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
از من دور شو جادوگر!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 403
آفلاین
اربابا
قدر قدرتا
قوی شوکتا!
میشه این اولین تجربه منو نقد کنید لطفا ؟ میشه عایا؟
پست شماره 23 افسانه لرد ولدمورت


ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲۸ ۱۷:۴۸:۴۴

تصویر کوچک شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۹:۵۸ دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۱:۵۴
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5867
آفلاین
بررسی پست شماره 19 خورندگان مرگ، هکتور دگورث گرنجر:

نقل قول:

پیش از آنکه آیلین بتواند یا بخواهد جوابی بدهد، دود سیاهی به هوا بلند شد. پس از محو شدن دود، در جایی که ایلین تا ثانیه هایی پیش در خلسه بود، سیوروس اسنیپ نشسته بود.

بعضی از نکته هایی که برای طنز استفاده می کنیم فقط برای قشر خاصی قابل درک هستن. مثلا ممکنه از فیلم و سریال استفاده کنیم یا شخصیت های یک کتاب. در این موقعیت ها باید فکر کنیم! تصمیم بگیریم که حذف کردن اون گروهی که این قسمت رو درک نخواهند کرد، ارزششو داره که از این نکته استفاده کنیم یا نه. تا جایی که من دیدم معمولا ارزششو نداره! مگه اینکه نکته یا شخصیت اونقدر مشهور باشه که تعداد کسایی که نمی شناسنش به مراتب کمتر از گروه دوم باشه.
شما اینجا از تغییر شخصیت آیلین استفاده کردین. اینم یه نکته مقطعیه. مال یه مدت زمان خاص و محدوده. کسی که طی این دو سه هفته در سایت نباشه متوجه این نکته نمی شه. ممکنه گیج بشه که چی شد؟ چرا آیلین غیب شد و به جا سیوروس اومد؟ ولی وقتی کمی سبک سنگین کنیم به این نتیجه می رسیم که نکته ای که ازش استفاده کردین اونقدر جالب بود که این ریسک رو قبول کنیم. مخصوصا با توجه به اینکه کسایی که این سوژه رو ادامه می دن الان در سایت حضور دارن و احتمال اینکه یکی سه چهار ماه دیگه بیاد سراغ این پست بسیار کمه. با توجه به این نکته ها شروع شما بسیار جذب کننده بود.


نقل قول:
کارگردان با خشم وارد صحنه میشه:

- هزار بار به شماها نگفتم وسط سوژه شناسه هم عوض شد با همون قبلیه ادامه بدید؟ اصلا به شما چه ربطی داره شناسه عوض شده؟ کارتونو بکنید شماها. یه بار دیگه...
- آواداکداورا!

لرد که از فریاد های کارگردان به تنگ اومده بود اون رو راهی دیاری دیگر کرد. باشد که دیگر بر سر ارباب صدایش را بالا نبرد.

مواظب این کارگردان و همه کسایی که از پشت صحنه یهو وارد صحنه می شن، باشین...توانایی بی مزه کردن کل پست رو دارن...همچین توانایی به هم زدن تمرکز خواننده رو! خوشبختانه عکس العمل به موق و جالب لرد جلوی این اتفاقا رو گرفت!!


نقل قول:
باشد که دیگر بر سر ارباب صدایش را بالا نبرد.

یک مورد دیگه ابراز احساسات در نوشته هاست! احساسات خودتون...احساسات نویسنده. این کلمه " ارباب" احساس شماست. نظر شماست. ولی وقتی بعد از عکس العمل مضحک لرد سیاه اومده، تبدیل به نکته مثبت شده. شما قدرت تشخیص بسیار خوبی دارین. خیلی راحت می تونین به احساستون اعتماد کنین. وقتی موردی هست که اصولا جالب یا درست نیست ولی در اون موقعیت خاص به نظر شما لازم یا جالبه ازش استفاده کنین. اینطور که من می بینم احساستون قابل اعتماده.


بهتره بین شخصیت و دیالوگش فاصله نذارین. به نظر من این حالت که بین "گفت" و دیالوگ یه خط فاصله وجود داشته باشه نوشته شما رو پراکنده و بی نظم نشون می ده.


هکتور رو فراموش نکنین و نذارین فراموش بشه. مخصوصا حالا که مرگخواره راحت تر می تونه وارد بعضی از سوژه ها بشه. مثلا همینجا که مرگخوارا دور هم جمع بودن می تونست وارد بشه. خوشبختانه شخصیتی که ازش ساختین به اندازه کافی طنز هست که دنبال یه ورود منطقی برای هکتور نباشیم. اجازه بدین با معجوناش وارد بشه و جا بیفته.


نقل قول:
سیوروس، در حالی که از شدت کروشیوی لرد موهای چربش به فرمت صاعقه زده ها سیخ سیخ شده بود، نفس نفس زنان گفت:

- نه ارباب، ما غلط بکنیم. راستش گلرت... یه جادوگره. میخواد بیاد خدمت شما، زیر سایه علامت شوم

موضوع سیوروس و شناسه ش کمی داشت بیش از حد لازم طول می کشید. سوژه کم کم داشت گم می شد. سوژه وقتی گم می شه که خواننده مجبور باشه برای یاد آوریش برگرده و پست های قبلی رو دوباره بخونه.چون با خوندن پست آخر فراموشش کرده. البته در خط آخر این نکته جبران شده و دوباره داستان رو به خط اصلیش برگردوندین.

می شه گفت برای نوشتن این رول فقط از تغییر شناسه آیلین استفاده کردین. این توانایی فوق العاده ایه که شما می تونین با استفاده از همچین نکته کوچیکی یه پست نه چندان کوتاه بنویسین.کارتون خیلی خوب بود.
شخصیت ها تون پخته و جا افتاده هستن...هیجان کنترل نشده سیوروس، خود بزرگ بینی مضحک لرد سیاه...همه به اندازه و در حد لازم بودن.مخصوصا با توجه به این که از طرف یه مرگخوار نوشته شده بودن.


خوب بود.

موفق باشید.


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.