هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۷:۰۰:۳۷ دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

سدریک دیگوری


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۳ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۳۵:۴۷
از خواب بیدارم نکن!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
پیام: 167
آفلاین
سلام.
درخواست دوئل با رکسان خالی رو دارم.
مدتشم دو هفته... هماهنگ شده‌س.


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده



پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۳۲:۰۸ یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۴:۱۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5771
آفلاین
دوئل کنندگان محترم!

لطفا(خیلی خیلی خیلی با تاکید) برای پست های بالای 26 امتیاز، درخواست نقد نفرمایید!
لرد سیاه متشکر هستند.
اون لطفا برای تلطیف فضا بود...نقد بخوایین چشاتونو در میاریم! نخوایین.



......................................

نتیجه دوئل آلبوس دامبلدور و رکسان خالی:


امتیازهای داور اول:
آلبوس دامبلدور: 27 امتیاز – رکسان خالی: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
آلبوس دامبلدور:26 امتیاز – رکسان خالی: 26.5 امتیاز


امتیازهای داور سوم:
آلبوس دامبلدور:26.5 امتیاز – رکسان خالی: 27 امتیاز

امتیاز های نهایی:
آلبوس دامبلدور: 26.5 امتیاز – رکسان خالی: 26.66 امتیاز


برنده دوئل: رکسان خالی!

...................................

-بسه بابا جان....گردنم درد می کنه. برو کمی هم با کریچر بازی کن. زیاد سر به سرش نذار. پیر شده.

ویزلی کوچک با خوشحالی از شانه های دامبلدور پایین پرید و دوان دوان به طبقه بالا رفت.
دامبلدور در حالی که گردنش را می مالید از آشپزخانه خارج شد و چشمش به رکسان ویزلی افتاد که پشت میزی نشسته و در حال صحبت با مادربزرگش بود.

با ورود دامبلدور، رکسان اخم کوچکی کرد و با حالتی معذب، کمی جمع و جور شد.

دامبلدور لبخندی زد.
-راحت باش دخترم...هر کسی حق داره با خانواده اش ملاقات کنه. بعد از این هم سال، هنوز هم آرزو می کنم همچین فرصتی به منم داده می شد.

رکسان چیزی نگفت. فقط سرش را به نشانه فهمیدن تکان داد. سیریوس بلک را دید که در فاصله کمی از آن ها نشسته و نگاه پر از شک و نه چندان دوستانه خود را به آن دو دوخته بود.
رکسان می دانست تعداد زیادی از اعضای محفل از حضور گاه و بیگاهش در مقرشان ناراضی هستند، ولی کسی روی حرف دامبلدور حرفی نمی زد.

-خب مامان بزرگ...دیگه باید برم. کلی کار برای انجام دادن دارم.

مالی ویزلی با تردید و نگرانی پرسید:
-چه جور...کارایی؟

رکسان جوابی نداد و به طرف در حرکت کرد. مالی با عجله دنبالش رفت.
-صبر کن صبر کن. اینم با خودت ببر.

رکسان پاتیل را پس زد.
-نمی خوام مامان بزرگ. دفعه قبل رودولف سه روز غر زد که زندگیمون بوی پیاز گرفته. ساحره ها نزدیک خونه نمی شن. شما فکر می کنین اون جا غذا پیدا نمی شه؟

و رفت.

دامبلدور پاتیل را از مالی گرفت.
-بده به من...اتفاقا خیلی هوس سوپ کرده بود. می رم بالا اول اینو بخورم و بعد هم کمی استراحت کنم.

مالی با نگرانی به دست دامبلدور که هنوز گردنش را گرفته بود نگاه کرد.
-پروفسور...شما دیگه نباید به بچه ها اجازه بدین از سرو کولتون بالا برن. شما که هم سن و هم بازی اونا نیستین.

-نه فرزندم...ربطی به اون نداره. صداش داره دیوونم می کنه.

مالی گوش هایش را تیز کرد.
-کدوم صدا پروفسور؟

-نمی شنوی...نه؟ دائم داره حرف می زنه.
-کی؟ حرف می زنه؟ درباره چی؟

دامبلدور سوال اول را نشنیده گرفت.
-خب...معمولا درباره خود خویشتنش...قبلا هفته ای یکی دو بار حرف می زد. تازگیا زیاد شده. می گه خودم بهش اجازه می دم. نمی ذاره بخوابم. تا صبح با صدای بلند توی گوشم در مورد سیستم گوارشی دینگی که اونو دنگ می نامه حرف می زنه...

مالی چیزی از حرف های دامبلدور نمی فهمید؛ ولی اصلا دلش نمی خواست به احتمالی که دائم داخل مغزش چرخ می زد فکر کند.

-دامبلدور...دیوونه شده؟

دامبلدور از پله ها بالا رفت و خودش را به اتاقش رساند.
-بیا تو...مواظب باش لای در نمونی...

روی تختخواب دراز کشید و گردنش را گرفت.


در همین لحظات، رکسان ویزلی مسافت زیادی از محفل دور شده بود. به آخرین صحنه ای که دیده بود فکر کرد.
ریسمانی نامرئی که دور گردن دامبلدور بسته شده بود، و جادوگری کلاه به سر و متشخص که انتهای آن را سفت و سخت در دست گرفته بود و گاهی می کشید و گاهی برای تفریح، چند وزنه به آن آویزان می کرد.
رکسان لبخندی رضایتمند زد.
-لادیسلاو...ول کن نیستی...نه؟می دونستم. انتخابم درست بود.

برخلاف دیگران، رکسان ریسمان درخشان را می دید...همینطور لادیسلاو را...چرا که ایجاد کننده طلسم، قادر به دیدن جزئیات طلسم بود.

کسی نمی فهمید هدف رکسان، هرگز دیدن مادربزرگش نبود.
درد مبهم گردن دامبلدور درست از لحظه ورود او شروع شده بود. حواس پرتی و ضعف و خستگی اش نیز همچنین.

-هنوز یاد نگرفته که نباید اعتماد کنه. هنوز با خوش بینی فکر می کنه که من برای دیدن مادربزرگی که چشم دیدنشو ندارم به اون جا می رم. نمی بینی که دیگه حتی از اون نام خانوادگی استفاده هم نمی کنم؟ به زودی همشون به این نتیجه می رسن که دیگه برای محفل کافی نیستی...به زودی دیگه نمی خوانت.

در حالت عادی قدرت رکسان برای انجام چنین طلسمی کافی نبود. قبلا چندین بار امتحان کرده بود و شکست خورده بود؛ ولی این بار همکار بسیار قدرتمندی داشت که اجرای طلسم را موفقیت آمیز کرده بود.

خود دامبلدور...و تمایلش برای حفظ گذشته...

داخل مقر محفل ققنوس...دامبلدور چشمانش را به امید استراحتی کوتاه بست، و لادیسلاو با صدای بلند سرگرم توضیح دادن درباره آناتومی دم عقرب ها شد....


glsenaneesrioraebeckmintgidib


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۰۴:۴۶ جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۳:۵۱:۲۴ پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ریونکلاو
پیام: 4812
آفلاین
× رول نتیجه توسط لرد ولدمورت نوشته شده ×


نتیجه دوئل ارنی پررنگ و اگلانتاین پافت:


امتیاز های داور اول:
ارنی پررنگ: 26.5 امتیاز – اگلانتاین پافت: 25 امتیاز

امتیاز های داور دوم:
ارنی پررنگ:26 امتیاز – اگلانتاین پافت: 24 امتیاز

امتیاز های داور سوم:
ارنی پررنگ:26.5 امتیاز – اگلانتاین پافت: 24 امتیاز

امتیازهای نهایی:
ارنی پررنگ: 26.5 امتیاز – اگلانتاین پافت:24.5 امتیاز


برنده دوئل: ارنی پررنگ!

..................

-جا موندم! لعنتیا...من جا موندم!

اگلانتاین در حالی که با پیپ بر سر خود می زد، در فضای ایستگاه کینگزکراس به این طرف و آن طرف می دوید.

این رفتاری نبود که مردمی که با اگلانتاین آشنایی داشتند، انتظارش را داشتند.
اگلانتاین اصولا شخصی بود آرام و خونسرد!
چیزی که باعث می شد این بار به این شکل خونسردی اش را از دست بدهد، اولین دوئلش بود!

تا آن لحظه متوجه نشده بود که چرا ارنی، محل دوئل را مدرسه هاگوارتز انتخاب کرده بود، ولی حالا می فهمید.
حالا که قطاربه شکلی غیر منتظره کمی زودتر از زمانی که اعلام شده بود حرکت کرده بود.
حتی تعدادی از دانش آموزان هم موفق به سوار شدن نشده بودند.

اگلانتاین دور و برش را نگاه کرد. باید خودش را به هاگوارتز می رساند...هر طور شده.
دوان دوان همه گوشه و کنارهای ایستگاه را جستجو کرد، شاید به امید یافتن قطاری دیگر!

-نیست...لعنتی...هیچ قطار دیگه ای نیست. دوئلم!

اگلانتاین اشک می ریخت و اشک هایش قطره قطره از پیپی که در دهان داشت خارج می شد.
تا این که صدای گفتگوی دو نفر را شنید.

-حواستو جمع کن. با این ماشین می ریم دنبالشون. اصلا نباید از قطار دور بشیم. اگه الان حرکت کنیم ده دقیقه دیگه می رسیم به قطار هاگوارتز و تعقیبش می کنیم.

اگلانتاین دست از اشک ریختن برداشت...شانس با او یار بود. ماشین پرنده ای پیدا کرده بود که او را به هاگوارتز و یا حداقل به قطار می رساند.
به آرامی به ماشین نزدیک شد. در عقب آن را باز کرد و در صندلی عقب بین تپه ای ازاسلحه و رداهای شسته نشده پنهان شد.

ماشین، فرشته نجات او بود.

ماشینی که ساعتی بعد به وسیله بمب پرتاب شده توسط ارنی منفجر می شد...




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۸:۵۹ شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۳:۵۱:۲۴ پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ریونکلاو
پیام: 4812
آفلاین
سوژه دوئل سرکادوگان و هوریس اسلاگهورن: روز تولد!

توضیح:

امروز روز تولد شماست...و اجازه دارین که یک آرزو بکنین. این آرزو هر چی باشه بر آورده می شه.

در مورد روز تولد یا جشن احتمالی هم می تونین بنویسین...ولی موضوع اصلی اون آرزوئه که برای خودتون، شخص دیگه ای یا دنیا یا هر چیزی می کنین...و البته عواقبش.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل یک ماه( تا 23:59 سه شنبه شش اسفند) فرصت دارید.

...........................................

سوژه دوئل اما دابز و ربکا لاک وود: افتتاح!

توضیح:

شما یه مغازه یا سالن(خیاطی...آرایشگاه...سالن ماساژ، ورزش، یا هر جایی) باز کردین. اولین مشتریتون یکی از سه داور دوئله.
اولا توضیح بدین که چه جور جایی باز کردین و دوما درمورد اون داور بنویسین که به عنوان مشتری مراجعه کرده که چی می خواد و چی می شه.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل دوهفته ( تا 23:59 یکشنبه 20 بهمن) فرصت دارید.

.........................................

سوژه دوئل گابریل دلاکور و رودولف لسترنج: مامور سرشماری!

شما به عنوان مامور سر شماری برای گرفتن آمار به جایی مراجعه می کنین. هاگوارتز...خانه ریدل ها...خونه یه نفر یا هر جایی. ولی واقعیت اینه که قصدتون جمع کردن اطلاعات برای شخص یا گروهیه. مثلا لرد...وزارتخونه...یا هر کسی. یا هدفتون فهمیدن و کشف موضوعیه.
می تونین موقع مراجعه به اون مکان، تغییر شکل بدین یا با اسم و شکل و هویت واقعی خودتون برین.

توضیح بدین که کجا می رین...دنبال چی هستین و چی گیرتون میاد!


برای ارسال پست در باشگاه دوئل یک هفته( تا 23:59 یکشنبه 13 بهمن) فرصت دارید.



نیش بر بازنده و بال بر برنده!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۶:۰۵:۱۸ شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸

ریونکلاو، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

گابریل دلاکور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۳۹ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۳:۴۶:۰۰ شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹
گروه:
ریونکلاو
کاربران عضو
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 200
آفلاین
سلام به داورای گوگولی که انقدر متقارن نشستن!

دوئل هماهنگ شده با ایشون براتون آوردم!

لطفا مهلتش هم یه هفته باشه.

مچکرم!


کی آماده‌ی شفاف شدنه؟




تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۲:۳۲:۲۵ جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

اما دابز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱ چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۳۷:۳۴
از کتابخانه مرکزی
گروه:
کاربران عضو
محفل ققنوس
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 102
آفلاین
سلام.
بابت مزاحمت معذرت می خوام الان می رم بیرون.
در خواست دوئل دارم با ایشون قبلا هم هماهنگ شده. مدتش هم بی زحمت دو هفته باشه.


من این رویا را خیلی دورتر از موعود تحمل می کنم! فرقی نمی کند. من آرزو دارم آزادانه پرواز کنم. از طرق آسمان آبی در قلبم . آسمان آبی دور از ذهن که در فردا ها جاری می شود.

Blue Sky in My heart

فقط در سکوت- کلمات
فقط در تاریکی - نور
فقط در مرگ- زندگی
به مبارزه شاهین ها نگاه کن؛ در آسمان خالی.

私の愛する親愛なる

مزاحم شدم؟ میشه سوال بپرسم؟
魔法の世界
レイモンド


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۱:۲۳:۵۴ جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

سر کادوگان


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۴۹ چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸۵
آخرین ورود:
امروز ۲:۰۷:۱۸
از این تابلو به اون تابلو!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
گریفیندور
پیام: 222
آفلاین
:نفس کش گویان و یورتمه روان، سوار بر اسب کوتوله وارد تابلوی تالار دوئل می‌شود:

- ما دعوا داریم! ما حریف می‌طلبیم! ما این خرچنگ کره خور، هوریس اسلاگهورن را به مبارزه دعوت می‌کنیم! منتها ما خودمون هم داریم کره اضافی می‌خوریم، کار و زندگی داریم باید چند جای دیگه هم شمشیر بزنیم، نتیجتا یک ماه مهلت بدید، مرسی!


تصویر کوچک شده



تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۴۰:۱۸ پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۸

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۱:۲۲:۱۳ شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 765
آفلاین
پیام ارباب بزرگ:

نقل قول:
سلام تام؟ خوبی تام؟ خوشی تام؟ دماغت چاقه؟
سلام دامبلدور...ما خوبیم. خوش نیز هستیم. دماغمون در شکل و ابعاد لازم و متناسبه. از چند جا هم نشکسته!


سوژه دوئل آلبوس پشمک دامبلدور و رکسان خالی: دزد!


توضیح:

نداره! کاملا آزادین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، ششصد و چهار هزار... یک هفته ( تا 11:59 جمعه یازده بهمن) فرصت دارید.

در پاتیل مخصوص هکتور منفجر شوید!


ویرایش شده توسط هکتور دگورث گرنجر در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۳ ۲۳:۴۶:۴۸

ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۷:۳۲:۲۵ چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸

آلبوس دامبلدور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۳ یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۹:۰۷:۵۷ سه شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹
از دست شما
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 267
آفلاین
سلام تام؟ خوبی تام؟ خوشی تام؟ دماغت چاقه؟

والا مزاحمت شدم من باب یک فقره دوئل بین من و رکس ویزلی.

قربانت،
پشمک سالخورده جوان‌دل عشق مسلک


ویرایش: هماهنگ شده و مدّت زمانشم شیشصد و چهار هزار و هشتصد ثانیه باشه.


Vita brevis


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۳:۵۱ سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۴:۱۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5771
آفلاین
داوطلبان دوئل لطفا مثل ارنی نباشید و خونسردی خود را در مقابل سوالات، حفظ بنمایید!

قبل از اعلام سوژه، سوژه های قبلی هر دو نفر رو بررسی می کنیم. قبلا یه سوژه مقصد اشتباه به ارنی داده بودیم که شبیه این سوژه نبود، برای همین از بین چند سوژه این یکی به نظرمون مناسب تر بود:


سوژه دوئل ارنی پررنگ و اگلانتاین پافت: مسئولیت!

توضیح: بطور موقت و برای یک بار، مسئولیت قطار هاگوارتز به شما سپرده شده. قراره امتحان کنن که از پس این کار بر میایین یا نه.

در مورد هر کدوم از مراحل سفر می تونین بنویسین. ایستگاه...مسیر...داخل قطار و پذیرایی...هدایت قطار...رفتارتون با هم گروهی هاتون(یا هم گروهی های سابقتون) و گروه های دیگه...و این که آخرش چی می شه و به کجا می رسین و این مسئولیت رو برای همیشه بهتون می دن یا نه.
نتیجه رو بهتره بنویسین. ولی در مورد بقیه مراحل، اجباری نیست.
داخل قطار می تونین مهمانی بجز دانش آموزا هم داشته باشین. مثل پروفسور لوپین که با قطار رفت به هاگوارتز.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، یک هفته ( تا 11:59 چهارشنبه 9 بهمن) فرصت دارید.


جان سالم به در ببرید!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۱ ۲۳:۱۴:۵۷

glsenaneesrioraebeckmintgidib







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.