- پدربزرگ! ضمن تشکر از شما بابت رعایت سکوت، نیازی نیست نگران باشید. کسی قصد نداره اژدهای ما رو بخوره.

ماروولو ناخودآگاه وولوم رادیویی که وجود نداشت را چرخاند تا زیادش کند و سعی کرد حواسش را به جادهای که وجود نداشت بدهد. اما او از آن دسته رانندهها بود که از لحظه سوار شدن مسافر تا پیاده شدنش - و با احتساب فحشهایی که حوالهی مسافر میکرد، حتا پس از پیاده شدنش - حرف میزنند. بنابراین تلاشش برای سکوت فقط چند لحظه دوام آورد.
- آره دیگه! انقدر همه چیز زپرتی شده که انتظار داریم اژدها هم مثل جوجه یه روزه باشه! اژدها باهاس دو روزه به سن بلوغ برسه. قحطیه دیگه! تو این دولت مشنگپرست کسی دستش به دهنش نمیرسه بخواد کلهپاچهی اژدها بخوره که! مرلین بیامرزه سالازار رو ... امکان نداشت یه روز صبحونه کلهپاچهی اژدها نخوره! حالا باز خوبه یه سری اژدهای تپل و گوشتی از خارج وارد میشه ... اونم این مشنگپرستا واسه این که اژدهای دوزاری داخلی فروش بره هزارتا انگ تراریخته و هورمونی بهش میچسبونن. اژدهای سبز دیگه کدومه؟دوکون بازار! به بهونهی این که نمیدونم رو ... چاکراه میگن ... چارراه میگن ... چی میگن ... رو انرژی جادویی و اینا تاثیر میذاره میخوان ممنوعش کنن. این حرفا کدومه؟! همه رو از خودشون در میارن!
هیچ صدایی جز وراجی بی پایان ماروولو نمیامد و لرد نمیخواست جلوی مرگخوارانش مستقیما به او تشر بزند ...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج















تام؟ این باز چیکار کرده؟ نسلش داره منقرض می شه؟ نمی شه که. اطراف پر از تامه!