هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۳:۰۰:۴۰ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸

هافلپاف

ارنى پرنگ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۳ دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۲۲:۰۸
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 183
آفلاین
جلسه ی دوم کلاس آموزش دوئل.
تمرینات این جلسه را در تاپیک **همانند يك سفيد اصيل بنويسيد** ارسال کنید.


ارنست پرنگ با صدای زنگ ساعتش بیدار شد. با عجله لباس هایش را پوشید و با شتاب پشت اتوبوس شوالیه نشست و قان قان کنان خودش را تا در کلاس رساند و داخل پرت کرد.
-اوه بچه ها متاسفم که کمی دیر کردم. ب..بچه ها؟

فقط مستخدم پیر هاگوارتز در حال جاروکردن کلاس بود.ارنست بار دیگر به ساعتش نگاه کرد.

-فقط نیم ساعت دیر کردم. امکان نداره به خاطر نیم ساعت تاخیر کلاس تعطیل بشه.
-به خاطر نیم ساعت نه. اما به خاطر یک روز و نیم ساعت چرا.
-چی؟
-میتونی تقویم رو نگاه کنی.

ارنست با تردید به سمت تقویم رفت و چشمانش را برای دیدن ان چیزی که دید لعنت کرد. او یک روز تمام تاخیر کرده بود. اینطوری حتما اخراج میشد.

-الان کجان؟
-کیا؟
-دانش اموزا. اونا الان کجان؟
-برای اردو رفتن به مقر محفل ققنوس. اما... .

ارنست خودش را به سرعت به محفل رساند و وارد شد. دانش اموزان در صف های منظم دنبال تور لیدر در حرکت بودند و به همه جا سرک میکشیدند. ارنست خودش را جلو رساند و کمی با تور لیدر صحبت کرد بعد هم لگدی زیر تورلیدر زد و از موضوع خارجش کرد، پست تدریس تا همینجا هم بدون هیچ نکته ی اموزشی بیش از حد طولانی شده بود. ارنست میکروفون را برداشت و شروع به صحبت کرد.
-خب دانش اموزان عزیز تدریس جلسه ی دوم کلاس اموزش دوئل را شروع میکنیم.

دانش اموزان وسط اردو:

-خب هم تفریح میکنیم و محفل رو میبینیم هم درس میدیم چطوره؟

دانش اموزان: جیغ و دست و هورا.

ارنست به سمت اولین اتاقی که دید رفت. بالای اتاق نوشته شده بود. مانند یک صفید اصیل بنویسید.
-خب دانش اموزان عزیز این اتاق، اتاقیه که اصیل ترین جادوگران دست به چوب میبرند و اثری جاودانه از خودشان باقی میگذارند. در این اتاق از آموزش تکنیک های حرفه ای دوئل تا نوشتن خاطرات لذت بخش انجام میشود. بهتره بریم داخل.

داخل اتاق اسطوره های محفل در حال تمرین و دوئل کردن بودند. ارنست با دیدن ان صحنه چیزی به ذهنش رسید.

بچه ها چطوره این دفعه با یک اسطوره ی محفلی دوئل کنید؟

بچه ها هاج و واج مانده بودند که چطور با چنین ابرقدرت هایی دوئل کنند و زنده بمانند اما ارنست خیال انهارا راحت کرد و یکدفعه بین دو دوئل کننده پرید و طلسمی به شانه اش گرفت و رد بسیار خفیفی گذاشت.
محفلی ها همه پشت سر هم داخل صف رفتند. یکی از دانش اموزان ریونکلاوی پرسید:
- چرا صف تشکیل دادین؟
-میخوایم بوس کنیم زودتر خوب شه.

و ارنست با افکت دیدین گفتم خطری نداره به بچه ها اشاره کرد که حریفی برای مبارزه انتخاب کنند.

تمرین: یکی از محفلی ها یا جادوگران سفید تاریخ را انتخاب کرده و با وی دوئل کنید. 29 امتیاز!

توجه: جادوگران سفید از طلسم های ممنوعه استفاده نمیکنند.
توجه: جادوگران سفید به شما اسیب جدی نمیزنند.
توجه: برنده شخصی است که بتواند سه طلسم را به جادوگر مقابل خود بزند.

یک امتیاز در صورتی که شما شخص برنده باشید به شما تعلق خواهد گرفت.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۲:۰۹:۱۴ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸

هافلپاف

ارنى پرنگ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۳ دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۲۲:۰۸
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 183
آفلاین
نمرات این دفعه :

باهوشکلاو

لینی وارنر: 25+5=30
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.


ریموند:5 +23=28
اینکه با خود پروفسور دوئل کنی خلاقیت اضافه ای بود که به خرج دادی. شجاعانه هم بود. از وردی که انتخاب کردی استفاده نکردی. باید استفاده میکردی و توضیح میدادی نه اینکه قفط لفظش رو بگی. با اینکه اضافه کردی "ادامه وِرد کروشیو از دهن ارنست خارج نشد!" اما کافی نبود.


مغرورترین

سپتیموس مالفوی: 5+22=27
مقیاس نمره دهی، خلاقیت در انتخاب طلسم و نحوه ی استفاده از اون بود. ورد خلاقانه ای پیدا کردین. اما ازش استفاده نکردین. انتظار داشتم که وقتی ای چنین طلسمی استفاده میکنین حداقل بقیه بتونن آثار و نتایجش رو ببینن برای همین خواستم من و دیگر دانش اموزان هم اونجا باشیم. بهتر بود در مورد اینکه حریف تون چطور داره می شکنه و در کدوم سمت و ... توضیح میدادین.


درسته که بحث خلاقیت بود اما انتخاب ورد خلاقانه پنج امتیاز و استفاده ی خلاقانه از اون 25 امتیاز داشت که بر این مقیاس نمره دهی شدین. موفق باشین.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۰:۳۰:۵۳ یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

سپتیموس مالفوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۲:۱۴ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۴:۰۳:۴۵ چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
از عمارت مالفوی ها
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 23
آفلاین
1-فرض کنید در دوئل یک نفر با یکی از این هفت طلسمی که بالا نوشتم به شما حمله میکنه. سراغ کتاب ویکی جادو برید و خلاقانه ترین ورد برای دفاع اون طلسم رو پیدا کنید.
و طریقه دفع کردن اون طلسم با وردی که انتخاب کردین رو در طی یک رول بنویسید.

***
-پایان کلاس
پرفسور پرنگ این رو گفت و از کلاس خارج شد
و مثل همیشه سپتیموس بود که می خواست اول از همه از کلاس خارج بشه بلند شد کتاب هایش را در آغوش گرفت و خواست بیرون بره که دردی در بدنش پیچید
همینطور که از درد روی زمین به خودش می پیچید
سعی کرد غرور و تعصبش رو حفظ کنه و بلند شه. بلاخره از جا بلند شد و به عقب برگشت و با دیدن سه پسر که از شدت خنده در حال ریسه رفتن بودن به شدت عصبانی شد و چهره ای ترسناک به خود گرفت و سه پسر بخاطر ترس از چهره ترسناک و خوف انگیز او ساکت شدند ولی یکی از اونها جرعت به خرج داد و جلو امد.
-من..من می خوام تو رو به نبرد بطلبم...می خوام...می خوام روت رو...روت رو کم کنم
دست به سینه شد و پوزخندی که به گفته دوستاش جادوگر کش بود زد.
-عه نه بابا جدی...تو روی منو کم کنی؟
-همین چند ثانیه پیش که نقش بر زمین شدی
-خب...اون موقع از پشت خنجر زدی
-کوروشیو...
سپتیموس خودش رو به طرف دیوار کلاس پرت کرد که چشمش به پروفسور افتاد که با لبخندی ملیح به او نگاه می کرد.
پسر بالای میز استاد رفت و با اقتدار ورد رو تکرار کرد
-کوروشیو...
و بار دیگر جا خالی داد ولی دیگه صبرش سر اومده بود. سپتیموس به اون درجه از خشمش رسیده بود که آدمم می تونست بکشه یه قدم به جلو برداشت و گفت.
-خودت خواستی پسر جون
چوب دستی اش را به سمت میز گرفت.
-کورو..
-دلتریوس...
پسرک فریاد بلندی کشید و بر زمین افتاد . جادوآموزان و حتی پروفسور به خنده افتادند ولی سپتیموس به پوزخندی تحقیرآمیز بسنده کرد . و حالا این پسر بود که روی زمین به خود از درد می پیچید و از درد زمین را گاز می زد.
پروفسور بلاخره جلو آمد و با احتیاط او را از زمین بلند کرد و با دوستانش او را به درمانگاه بردند.
وحالا این سپتیموس بود که واقعا خوشحال و آسوده بود چون پروفسور قول نمره رو بهش داد.

***
جواب:دلتریوس(برای شکستن و خورد کردن اجسام)


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۳:۰۵:۰۵ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۶:۴۹:۳۹
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4830
آفلاین
*
درسته که پروفسور از لفظ "فرض کنید" استفاده کرده بود، اما اتفاقی که به محض خروج لینی از کلاس براش رخ می‌ده، نشون می‌ده اصلا هم از این خبرا نیست و اتفاقا با یک اتفاق حتمی مواجهه و نه فرضی!

- تو را به دوئل فرا می‌خوانم ای جادوجوی جوان!

فریاد مردی که اینو به زبون آورده بود به قدری بلند بود که دانش‌آموزایی که زودتر از لینی خارج شده بودن و دانش‌آموزایی که هنوز تو کلاس بودن و حتی استاد رو، به اون سمت می‌کشونه.

لینی که انتظار نداشت خودش مورد خطاب قرار گرفته باشه، اول با سردرگمی نگاهی به اطراف می‌ندازه و بعد وقتی می‌بینه نگاه مرد رو خودش قفل شده، آب دهنشو قورت می‌ده.
- اممم... با من بودین؟
- البته که با شما بودم! آماده‌ی نبردی سهمگین شو!

لینی که هنوز تو شوک بود، به پایین اومدن مرد از پله‌ها و لحظه به لحظه نزدیک‌تر شدنش زل می‌زنه. به نظر میومد طرف اصلا شوخی نداره، چون چوبدستیش تهدیدکنان به سمت لینی دراز شده بود.

لینی با تعجب نگاهی به دانش‌آموزا می‌ندازه که از هیجان بالا و پایین می‌پریدن و فریاد "دوئل دوئل" سر می‌دادن و بعد نگاهش به پروفسور پرنگ میفته که اونم بین جمعیت با اشتیاق تماشاگر منظره بود.

چرا هیچ‌کس قصد نداشت به یاریش بشتابه؟

لینی از کمک‌های زمینی قطع امید می‌کنه. بنابراین چوبدستیشو در میاره، اما قبل از این‌که بتونه حتی چوبدستیشو به سمت مرد نشونه بره چه برسه به این‌که طلسمی روانه‌ش کنه، فریاد مرد دوباره به هوا بلند می‌شه.

- کروشیو!
- آخ نامرد، قرار نبود طلسم ممنوعه بزنی... آخ... می‌ندازنت آزکابان... آخ... طلسم شکنجه رو یه دانش‌آموز... آخ... شرم بر تو باد... آخ!

لینی که از درد رو زمین افتاده بود و به خودش می‌پیچید، تصمیم می‌گیره از آموزه‌هاش تو کلاس برای دفاع از خودش استفاده کنه. نگاهی به مرد می‌ندازه که هنوز داشت از پله‌ها پایین میومد. لوستری بزرگ هم بالای سرش قرار داشت.

در کسری از ثانیه با خودش فکر می‌کنه از طلسم "دفودیو" استفاده کنه تا با ایجاد شکاف تو محل اتصال لوستر، باعث پرتاب شدن اون روی سر مرد بشه تا طلسم شکنجه‌ش متوقف بشه. اما بعد از ترس این‌که طرف بمیره، تصمیم می‌گیره طلسمشو به "گلیسیو" تغییر بده. اگه پله‌ها هموار می‌شدن اون فقط ضمن قطع شدن طلسمش، لیز می‌خورد و پایین پله‌ها میفتاد!

بی‌خطر اما مفید بود! پس تصمیم می‌گیره بره تو کارش.

- گلیسیو!

ناگهان پله‌های زیر پای مرد صاف می‌شه و در حالی که بر اثر از دست دادن تعادلش، چوبدستیش به گوشه‌ای پرتاب می‌شه، خودش هم با صدای گرومپی انتهای راه پله سقوط می‌کنه.

- آخ سرم... بابا یکم جنبه شوخی داشته باش. من که واقعا شکنجه‌ت نکرده بودم!

لینی خوش‌حال از پیروزی‌ای که کسب کرده بود، با افتخار از رو زمین بلند می‌شه که تازه می‌فهمه مرده چی گفت.
- هان؟ یعنی چی؟ تو داشتی شکنجه‌م می‌کردی!
- الکی بود. نمی‌دونم چرا خودتو به موش‌مردگی زدی. اصن خودت تعجب نکردی چطور وسط طلسم شکنجه اینقد شیک نه تنها فکر کردی چی کار کنی، بلکه عملیش هم کردی؟
- نه خب، من یه ریونکلاوی باهوش و توانمندم.
- برو بابا!

مرد با بدخلقی از جاش بلند می‌شه و در حالی که زیرلب غر غر می‌کرد، گرد و خاک رو لباسشو می‌تکونه.
- این قرارمون نبودا پروفسور!

مرد اینو رو به پروفسور پرنگ می‌گه و لینی رو همراه جمعیتی که نا امید از یک دوئل واقعی شده بودن ترک می‌کنه.




پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۰:۲۳:۲۷ شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، محفل ققنوس

ریموند


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۰ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۴:۱۲:۴۶
از اون شاخاش
گروه:
محفل ققنوس
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
پیام: 276
آفلاین
سلام پروفسور! خوبین؟

ما شنیدیم شوما سخت نمره میدین، درسته؟

((1-فرض کنید در دوئل یک نفر با یکی از این هفت طلسمی که بالا نوشتم به شما حمله میکنه. سراغ کتاب ویکی جادو برید و خلاقانه ترین ورد برای دفع اون طلسم رو پیدا کنید. (5 امتیاز)

و طریقه دفع کردن اون طلسم با وردی که انتخاب کردین رو در طی یک رول بنویسید. (25 امتیاز).))

عجیبه پروفسور! شماره یک داره شماره دو نداره! دسشویی نه تمرین شما!
****


دانش اموزان همگی بعد از توضیحات خوفناک پررنگ، بعد از کلی سگ لرز زدن بر اثر ترس، احساس کردن چشماشون داره سنگین و سنگین تر میشه!
اونقدر پلک ها سنگین میشد که به سختی صدای استاد پررنگ به گوش میرسید!

-کروشیو...

با جیغ و داد نارنجی ای که یکی از اعضای کاملا خواب ریون کشیده بود، خواب از چشمان همه ی داش اموزان پرید!

-کروشیوووو...

نفر دوم هم جیغ زنان مشغول گاز زدن زمین شد!
اینبار عضوی از گریفندور!

دانش اموزان که چشماشون گرد شده بود با وحشت به پررنگ نگاه میکردن، پررنگی که با خنده هایی شیطانی یکی بعد از دیگری و کاملا دوئل طور، دانش اموزان رو نقش زمین میکرد!
اون هم با کروشیویی که از بدترین طلسم های شکنجه بود!

-کروشیو...
-پیاز...

اولین نفری که جلوی کروشیو ی پررنگ دست به مقاومت زده بود با اولین کلمه ای که از دهنش بیرون اومده بود سعی در دفع کردن کروشیو داشت.
البته طلسم مدافعی به اسم پیاز وجود نداشته و فقط گاز بد بویی از انتهای چوب دستیش خارج شده بود و بعد هم فرد بیچاره ی مورد نظر زیر موج طلسم کروشیو قرار گرفته بود!

ارنست پررنگ حالا یکی بعد از اون یکی قربانی هاش و انتخاب میکرد و بدون درنگ طلسم کروشیو رو روشون پیاده میکرد!

اصولا پررنگ از اون دسته مربی ها و اساتیدی بود که معتقد بود باید تو شرایطش قرار گرفت تا اصل موضوع رو درک کرد!
مثلا اگه قرار بود شنا رو به بچه ها یاد بده اولین جلسه کلاس توی آبشار نیاگارا برگزار میشد!
-کروشیووو... کروشیووو... کروشیووو... کروشیووو...

تعداد دانش اموزانی که کله پا میشدن لحظه به لحظه بیشتر میشد و افرادی که باقی مونده بودن و دیده بودن هیچ طلسمی برای دفع کروشیو جواب نداده، فقط خودشون رو اماده میکردن که کروشیو رو بهتر پشت سر بگذارن!

-کروش...
-*سایلِنسیو...

ادامه وِرد کروشیو از دهن ارنست خارج نشد!

بالاخره طلسم موثر پیدا شد!
اما دابز با طلسم ساکت کردن موفق شده بود دهن پررنگ و محکم ببنده تا دیگه نتونه طلسمی رو اجرا کنه!

پررنگ که دهنش و جر داد تا دوباره بتونه حرف بزنه رو به اما کرد و با نگاهی تحسین بر انگیز پایان کلاس و اعلام کرد!



جواب سوال:
*سایلِنسیو: بی‌صدا کردن فرد یا موجود مورد نظر


ویرایش شده توسط ریموند در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۳ ۲۰:۳۶:۴۹


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۰:۲۶:۴۰ دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۸

هافلپاف

ارنى پرنگ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۳ دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۲۲:۰۸
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 183
آفلاین
ارنست پرنگ آرام و بی سر و صدا در کلاس را باز کرد و به دانش آموزان اشاره کرد داخل شوند. شب از نیمه گذشته بود و ماهِ کامل، حسابی زمین را روشن کرده بود. دانش آموزان گروه گروه وارد کلاس میشدند. اولین دسته گریفیندوری ها بودند که برای هر چیزی همیشه اول داوطلب بودند. گریفی ها سریع سراغ صندلی های خود رفتند اما معلوم بود به خاطر ساعت نامناسب کلاس کمی کسل هستند ولی خود را قوی نشان میدادند.
گروه بعدی اسلیترینی ها مثل همیشه با غرور وارد شدند و از بالای عینک دودی هایشان به گریفی ها نگاه کردند. یکی از گریفی ها با طعنه گفت:
-آفتاب بدم خدمتتون؟
-خوب شد آفتاب رایگانه وگرنه شک داشتم بتونی از عهده ی هزینه اش بربیای.

بحث های خاله زنکی و کلیشه ای گریف و اسلی با تشر ارنست که "ببندین تا آلبوس نیومده بالاسرمون" به پایان رسید. گروه بعدی ریونکلاوی ها بودند که انگار دچار موج انفجار شده بودند چون با پیراهن های از شلوار بیرون زده و کروات های نامرتب، مرتب خمیازه میکشیدند و تلو تلو خوران وارد کلاس شدند.
-سلام پروفسور.
-شما بچه ها حالتون خوبه؟
-آره پرفسور فقط از صبح درس خوندیم، بعدش رفتیم کلاس خصوصی، بعدش هم درس خوندیم. بعدش...خــو...پففف.

ارنست به یکی دوتا از ریونکلاویی ها که دچار خواب گرفتگی شده بودند کمک کرد تا سرجایشان بنشینند و بالاخره نوبت به گروه آخر یعنی هافلپافی ها رسید.

-اخه پروفسور نصف شبی وقت برگذار کردن کلاسه؟ داشتیم میرفتیم بام لندن.
-پروفسور. امروز راه پیماییه اصلا. تعطیله.
-استاد ارنی چرا استاد قبلی این درس هم اسمش ارنی بوده؟
-پروفسور بیست و نه و نیم رو سی میدین؟
-واقعی دوئل میکنیم یا رو کاغذ؟

ارنست از شور و هیجانی که هافلی ها در نیمه شب از خود نشان میدادند تعجب کرده بود.
-شما ها اصلا خوابتون نمیاد؟
-نه پروفسور. از ساعت هشت خوابیدیم دیگه.
-8 پی ام؟
-نه دیگه. هشت اِی اِم.
-

بعد از نشستن آخرین دانش اموز ارنست سراغ میز و صندلی اش رفت و قبل از هر چیزی چک کرد که که صندلی عاری از هر گونه سوزن، پونز، گوز مصنوعی و هر وسیله ی دلقک بازی دیگری باشد. بعداز اینکه خیالش راحت شد تازه نوبت به درس دادن رسید.

-خب دانش اموزهای عزیز. این درس درس الکی نیست، برعکس فلان استاد که درسش خیلی الکیه و تو زندگی واقعی هم به هیچ دردی نمیخوره. شما جوون ها باید دوئل بلد باشید. باید بتونید از خودتون دفاع کنید. چه توی هاگوارتز چه توی دنیای ماگل ها. برای همین خواستم این وقت شب بیاید تا بدونید ممکنه موقعیت های خطرناک، هر زمانی براتون پیش بیاد.
امشب میخوایم تفاوت طلسم هارو با هم مقایسه کنیم و بهترین راه مقابله باهاشون رو برای جلسه ی بعد برام میارین.
طلسم ها انواع مختلفی دارن مثلا "چارم" که باعث میشه رفتار یک شی کاملا عوض بشه اما ماهیت اون رو تغییر نمیده و یا "جینکس" که بیشتر باعث سرگرمیه اما آسیبی نمیرسونه. البته ممکنه به عنوان شوخی یکی رو جینکس کنید تا کمی بی ادب بشه. بعد ممکنه طرف بره به بد کسی بی ادبی کنه و سرشو به باد بده. فهمیدین؟

دانش اموزان همه مثل تسترال کله هایشان را تکان دادند که البته همین هم برای ارنی کافی بود.

خب میریم سراغ مبحث بعدی یه سری ورد داریم که قابلیت خنثی کردن ندارن شاید بتونید بعد از طلسم "رقص اجباری" ، "قلقلک" و "کثیف کردن" اون هارو خنثی کنید و به حالت اول برگردونید اما بعضی طلسم ها میتونن زمین گیرتون کنن و یا حتی ممکنه جان سالم به در نبریـــــــد.
-

دانش اموزان همه جا خوردند و حرف های ارنست و تاریکی شب و صدای گرگ های جنگل، حسابی ترس به جان انها انداخته بود. حداقل از بوهایی که کلاس را پر کرده بود؛ اینطور تصور میشد.

-خب ببینید یک سری ورد داریم که بهتره جا خالی بدین یا با طلسم از خودتون دورش کنید.
این ورد ها ایناست.

1-سِکتوم سِمپرا: زخم کردن بدن فرد مثل ضربات شمشیر که موجب از دست رفتن مقدار زیادی خون می‌شود.
2-استیوپفای: بیهوش کردن طرف مقابل .
3-کروشیو: شکنجه کردن.
4-پِتریفیکوس توتالوس: خشک و بی‌حرکت کردن.
5-آبلیوی‌اِیت: پاک کردن حافظهٔ افراد .
6-کانفاندو: گیج کردن شخص.
7-اوپاگنو: دشمن ساختن فرد مورد نظر با موضوع، به صورتی که فرد به موضوع حمله کند.

فهرستی از تمامی طلسم هارو در کتاب ویکی جادو جمع آوری کردم.

به عنوان تمرین:

1-فرض کنید در دوئل یک نفر با یکی از این هفت طلسمی که بالا نوشتم به شما حمله میکنه. سراغ کتاب ویکی جادو برید و خلاقانه ترین ورد برای دفع اون طلسم رو پیدا کنید. (5 امتیاز)

و طریقه دفع کردن اون طلسم با وردی که انتخاب کردین رو در طی یک رول بنویسید. (25 امتیاز).

در انتخاب کردن هر وردی که داخل اون کتاب هست آزادین.
در انتخاب کردن کسی که داره باهاتون دوئل میکنه آزادین. میتونه همکلاسی، همگروهی، و هر کسی باشه.
در انتخاب کردن محل دوئل آزادین(اگه براتون مهمه.)

توجه: در رولتون بقیه دانش اموزا و پروفسور که من هستم هم باید حضور داشته باشیم و این یک شرطه. (نیازی به دخالت مستقیم نیست. همین که اشاره کنید که اون کنار هستیم کافیه)



تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱:۳۶:۲۴ شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸

گریفیندور، مرگخواران

فنریر گری‌بک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۱ جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۰:۵۹
از زیر سایه ارباب
گروه:
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
مرگخوار
ناظر انجمن
گردانندگان سایت
پیام: 454
آفلاین
آغاز جلسه چهارم ترم 23 هاگوارتز


تدریس کلاس آموزش دوئل در طی فصل زمستان بر عهده اساتید گروه هافلپاف میباشد.




Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۰:۰۳ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹

ارنی مک میلان


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۹ دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۶:۴۵ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲
از اون بالا اکبر می آید!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 250
آفلاین
-شب که میشه به عشق تو غزل غزل صدا میشم ...
- چه خوبه همیشه ما با هم باشیم... منو تو ...
-هیشکی نگفت یه دختر تنها تو این شهر شلوغ ...
-زهر مار
این آخریه صدای ارنی بود که وارد کلاس شده بود.
ملت:
ارنی فریاد میزد: من به نظم خیلی اهمیت میدم. اصلاً بی نظمی رو تحمل نمیکنم. این یعنی چه؟ من اومدم توی کلاس بعد میبینم هر کی داره برای خودش یه چیزی میخونه. حالا نظم رو بهتون یاد میدم.
در حالی که آستین هاشو بالا میزد ادامه داد: من تکخوانی میکنم و شما هم گروه کٌر.
ملت:
حاج درک از آخر کلاس بلند شد و گفت: استاد، این کارها چیه، حالا اینا بچن نمیدونن. شما که میدونید موسیقی در آسلام نفی شده.
ملت:
ارنی گفت: مادر این بچه کیه؟ بیاد این کوچولو رو جمعش کنه.
و ادامه داد: 3...2...1 شروع میکنیم. گل من ای نازنینم.
-تو عزیز دلمی... تو عزیز دلمی... تو عزیز دلمی...
- تو چشات نشینه شبنم
-تو عزیز دلمی... تو عزیز دلمی... تو عزیز دلمی...
پس از دقایقی که ملت اوده بودن وسط و دیگه کار داشت به جاهای باریک میکشید ارنی فریادی مبنی بر "بتمرگید میخوام درس بدم" زد.
- خب حالا که یکم حال کردین درسو شروع میکنیم.
همینطور که به سمت تخته میرفت گفت: امروز میخوام یه طلسم رو براتون بگم. یکی از کثیف ترین طلسم هایی که تا به حال اختراع شده. ما این طلسمو نمیخونیم برای اینکه ازش استفاده کنیم. چون استفاده از این طلسم جرم محسوب میشه و مجازاتش هم 3 ماه حبس در آزکابانه. ما اینجا فقط ضد طلسمشو میگیم. قبل از اینکه بیشتر توضیح بدم بگم که از امروز شروع میکنم نکات مهمی که در دوئل باید بهش توجه کنید را براتون بگم.
سپس درشت روی تخته نوشت:
کروسیاتوس
نحوه ی عملکرد: باعث میشه که حریف از کمر به پایین فلج بشه.
ضد طلسم:آنته سیا(antesia)
- خب یه توضیحاتی میدم.اول اینکه برای استفاده از این ضد طلسم باید حداقل 3 متر با حریف فاصله داشته باشید. نحوه ی تکون دادن چوبدستی هم یه حرکت سریع از بالا به پایین دقیقاً مثل اینکه میخواید یه چیزی رو پرتاب کنید.
-حالا چند نکته برای دوئل میگم.
1. هیچ وقت به حریفتون نزدیک نشید و حد اقل فاصله ی 5 متر رو حفظ کنید که فرصت دفع طلسم رو داشته باشید.
2. تا حد امکان سعی کنید از ورد های غیر کلامی استفاده کنید.
3. مهارت چفت شدگی به شما خیلی کمک خواهد کرد. حتماً از آن برای بستن ذهن خود و خواندن ذهن حریف استفاده کنید.
دوباره گچ سفید رو برداشت و روی تخته نوشت:
تکالیف این هفته:
1. 3 مورد دیگر به نکات دوئل اضافه کنید. (تکراری نباشه) هر مورد 5 امتیاز
2. خودتون را تصور کنید که در حال دیدن یک دوئل هستید. هر چه مشاهده میکنید را در قالب یک رول بنویسید. 15 امتیاز


ویرایش شده توسط ارنی مک میلان در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۲۸ ۲۰:۰۴:۱۶

تصویر کوچک شده


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۹:۱۹ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹

ارنی مک میلان


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۹ دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۶:۴۵ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲
از اون بالا اکبر می آید!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 250
آفلاین
گریفیندور:29
بیل ویزلی:25
دابی:30
فرانک لانگ باتم:30
روبیوس هاگرید:30
آقای الیواندر:30
راونکلاو:23
لودو بگمن:30
ارگ کثیف:30
بادراد ریشو:30
اسلیترین:23
مليندا بوبين:30
نارسیسا مالفوی:30
آگوستوس پای:30
هافلپاف:0
بوق


تصویر کوچک شده


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۰:۴۹ دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۹

آقای الیوندرold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۴ چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۷:۲۴ چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰
از دستت عصبانیم!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 266
آفلاین
یکی از ورد هایی را که تا به حال یاد گرفته اید یا اختراع کردید را با نحوه ی تلفظ و عملکردش بنویسید.


ورد: ریدیکیولوس [Riddikulus]
تلفظ ورد: ri-di-KYOO-lus
ریشه لغوی ورد: لاتین. "ridiculum"=مضحک، از کلمه "ridere"=خندیدن

کاربرد: طلسمی ساده که نیازمند نیروی ذهن است. جادوگر هنگام فرستادن طلسم باید بدترین ترسش را در حالتی مضحک تصور کند. اگر طلسم درست اجرا شود، بوگارت مجبور میشود تا شکلی خنده دار بخود بگیرد که نوعی دفاع از طرف جادوگر در برابر شکل ترسناک بوگارت محسوب میشود


یک رول بنویسید که در آن با استفاده از درس این جلسه و طلسم های قبلی با یک نفر دوئل میکنید.(طنز یا جدی)

مثل همیشه در کتابخانه نشسته بودند و صحبت می کردند.
رون : کوییدیچ هم وضعش خوب نیست جدیدا. این ...!
هری حرف او را قطع کرد و گفت : من می رم دستشویی الان میام.
و بلند شد رفت. رون گفت :
آره داشتم می گفتم این بازی آر رو نباید به ریونکلا می باختیم.
از سمت دیگر کتابخانه کسی گفت :
آره ، شما همیشه بازنده اید.
هرمیون و رون برگشتند. و مالفوی را روبروی خود دیدند. رون فریاد زد :
تو اینجا چی کار می کنی مالفوی!
هرمیون گفت : ولش کن بابا!
مالفوی گفت : آره ولم کن! اومدم کتابخونه! مشکلی داری؟
رون که از خشم صورتش سرخ شده بود چوب دستی اش را بیرون آورد و به سمت مالفوی گرفت.
- اکسپلیارموس
این مالفوی بود که به سرعت چوب دستی اش را بیرون آورده و رون را خلع سلاح کرد.
هرمیون گفت : دیگه بیشتر از گلیمت پاتو دراز کردی مالفوی. اما او هم تا چوب دستی اش را بیرون آورد خلع سلاح شد.
مالفوی گفت :
حالا یه کاری می کنم شما که اینقدر این کتابخونه رو دوست دارید بچسبید بهش.
چوب دستیش را بالا آورد و به سمت رون و هرمیون گرفت :
- حدروسیوس
رون و هرمیون چشم هایشان را بستند. ولی چیزی احساس نکردند. چشم هایشان را باز کردند. مالفوی را دیدند که به یکی از قفسه های کتاب چسبیده بود هری را که پشت سر او لبخند می زد.
رون و هرمیون چوب دستی هایشان را برداشتند. و به سمت مالفوی رفتند.
ناگاهن چوب دستی مالفو در دستش تکان خورد. هرمیون متوجه شد و گفت :
اکسپلیارموس.
چوب دستی مالفوی از دستش بیرون پرید.
هری گفت :
تو که اینقدر دوست داری کتباخونه رو حالا حال کن توش.
و سه نفری از آنجا دور شدند


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.