هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۰۹:۵۷ پنجشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۱۲:۱۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5761
آفلاین
سلام

دوئلا اینجوری انجام نمی گیرن. شما که قبلا دوئل کردین که دیگه باید بدونین.
لطفا اول حریفتونو تعیین کنین و بعد درخواست دوئل کنین. می تونین باهاش هماهنگ کنین یا نه. اگه هماهنگ کنین کارا سریع تر پیش می ره. ولی اگه هماهنگ نکنین هم هیچ اشکالی نداره. ما ازش می پرسیم.

قوانین دوئل رو هم می ذارم اینجا. اگه کسی خواست بخونه.


glsenaneesrioraebeckmintgidib


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۰۶:۵۰ پنجشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۹

لاورن د مونتمورنسی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۵۴ جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۱:۱۴:۰۶ پنجشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۹
از دهکده بلک تورن
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 54
آفلاین
سلام بچه ها!
من بعد از یه مدت طولانی اینجام :))

فقط یه درخواست دوئل دارم ، اگه کسی میخواد، بیاد با هم دوئل کنیم!!

مرلین پناهتون


We all have both light and dark inside us . What matters is the part we decide to act on . That is what we really are ... S.B

تصویر کوچک شده



پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۲۸:۰۶ جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۱۲:۱۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5761
آفلاین
نقل قول:
سلام... چیز... خیلی وقته درخواست دوئل ندادم. چجوری بود؟
دائما یه پاش این جاست ها!

سوژه دوئل رکسان خالی و سدریک گوری: تمرکز کافی!


توضیح:
شما باید خودتونو از جایی به جای دیگه برسونین.
از روش غیب و ظاهر شدن استفاده می کنین...ولی در حالی که حواستون به هر دلیلی کمی پرته(یا پرت می شه) و تمرکز کافی ندارین.

مقدمه و نتیجه با خودتون!


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، دو هفته (تا 11.59 جمعه 15 فروردین) فرصت دارید. سیزده به در جایی نرفته، نشسته و پست دوئل بنگارید.


جان سالم به در ببرید. دستاتونم بشورید.


glsenaneesrioraebeckmintgidib


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱:۲۸:۱۰ پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۹:۴۵:۴۷
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 185
آفلاین
سلام... چیز... خیلی وقته درخواست دوئل ندادم. چجوری بود؟
آها... یه دوئل میخواستم بی زحمت با ایشون. دو هفته.

هماهنگ شده ست.


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده


ارباب میشه زنده بمونم؟


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۲۸:۱۰ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۱۲:۱۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5761
آفلاین
تاتسویا...پست شما رو خوندیم و لذت بردیم. کار خوبی کردین که پست رو هر چند کمی دیر، ارسال کردین.


نتیجه دوئل اگلانتاین پافت و تاتسویا موتویاما:

امتیازهای داور اول:
اگلانتاین پافت: 26.5 امتیاز – تاتسویا موتویاما: صفر امتیاز

امتیازهای داور دوم:
اگلانتاین پافت: 26 امتیاز – تاتسویا موتویاما: صفر امتیاز

امتیازهای داور سوم:
اگلانتاین پافت: 27 امتیاز – تاتسویا موتویاما: صفر امتیاز

امتیازهای نهایی:
اگلانتاین پافت: 26.5 امتیاز – تاتسویا موتویاما: صفر امتیاز


برنده دوئل: اگلانتاین پافت!

.................................

-آقای پافت... به نام قانون، سریعا درو باز کنین.
-آقای پافت... این آخرین اخطاره. اگه باز نکنین مجبور می شیم درو بشکنیم.

ماموران وزارتخانه در خانه را بشدت می کوبیدند و اخطار هایشان را لابلای صدای در، اعلام می کردند.

اگلانتاین هم قصد نداشت که در را باز نکند؛ فقط تا حد زیادی، آرام و بی خیال رفتار می کرد.
در حالی که صدای ماموران، کل محله را به ستوه آورده بود، اگلانتاین سرگرم بستن دکمه های کتش بود.
-بستم...بستم...بعدی رو هم بستم...و آخری رو نتونستم ببندم. چرا؟ چون که دکمه اول رو اشتباهی بستم! عجب اتفاق بامزه ای! الان همه رو باید باز کنم و از اول ببندم.

حتی صدای شکسته شدن در هم موفق نشد آرامش عمیق اگلانتاین را بر هم بزند!

ماموران وزارتخانه که به سختی در را شکسته بودند، در مقابل منظره ای که پیش رویشان قرار داشت مات و مبهوت شده بودند.

-دره؟
-درو که شکستیم.
-یه در دیگه؟
-پشت درش در ساخته؟

اگلانتاین در حال بستن دکمه ها:
-البته که در ساختم! فکر می کنن اینا اولین کسایی هستن که در خونه رو می شکنن!

و بالاخره بعد از نگاهی به آینه، از وضعیت ظاهری خودش احساس رضایت کرده و به سمت در رفت.
در را باز کرد.
در را باز کرد.
و باز هم در را باز کرد!
و به مامورین رسید.
-آقایون...مطلع باشید که خسارت در رو از وزیر خواهم گرفت. حالا فرمایش!

-شما به جرم دعوت خانم موتویاما به مبارزه، و حاضر نشدن در محل مبارزه، بازداشت هستین. هر چند خود خانم موتویاما هم به دلایل نامعلوم محل مبارزه رو ترک کرده بودن. فقط شمشیرشونو جا گذاشته بودن. چقدر هم عصبانی بود؛ ولی همین نشون می داد که ایشون اومدن و شما نیومدین.

اگلانتاین کمی فکر کرد.
اولین جارویش را در جشن تولد سه سالگی اش از عمه پدرش دریافت کرده بود.
-نه...نه...زیادی رفتم عقب.

ورود به هاگوارتز!
-نه...اینم خیلی عقبه. جلو تر.

فارغ التحصیلی؟
-
شروع به کار؟
-
اعتیاد به پیپ؟
-
دیروز صبح؟
-این خوبه!

دیروز صبح از خواب بیدار شده بود و دو ساعت تمام، میز صبحانه را با سلیقه و وسواس بسیار چیده بود...ولی بعدش متوجه شده بود که حوصله صبحانه خوردن ندارد. بساط صبحانه را همراه رومیزی جمع کرده و از پنجره بیرون انداخته بود.
بقیه روز را صرف کشیدن پیپ خاموش، و تفکر درباره این که بقیه روزش را چگونه بگذراند کرده بود!

-من کسی رو دعوت به مبارزه نکردم.

مامورین برگه رسمی دعوت به مبارزه را جلوی چشمانش تکان دادند.
-این برگه از همین خونه ارسال شده...


فلش بک...روز قبل


اگلانتاین خواب بود.
پیپ همیشه خاموشش با عصبانیت روی میز آشپزخانه پرید و با خاکستری که از شومینه جمع کرده بود شروع به نوشتن کرد.

بدین وسیله خانم تاتسویا موتویاما را به مبارزه ای تن به تن دعوت نموده و تمامی عواقب ناشی از عدم رعایت قوانین را پذیرفته و...

متن که تمام شد، آن را با انگشت اگلانتاین مهر زد.
-من باید تکلیفمو با این کاتانای خودخواه و مغرور روشن کنم. صاحبش که بیاد اونم مجبور می شه بیاد. به من گفت خاموش! باورت می شه؟

مخاطبش انگشت اگلانتاین بود. انگشت، نظری در این مورد نداشت.

-منم کُند خطابش کردم. باید بودی و می دیدی که چطور رنگ به رنگ شد.

انگشت نبود و ندید!

نامه را ارسال کرده بود.
و بعد به فکر فرو رفته بود...
مثل همیشه که اول کاری را انجام می داد و بعد، فکر می کرد.
-کاتانا فلزیه. من با آتیشم می تونم ذوبش کنم...می تونم؟ ...البته که می تونم. الان خاموشم. ولی روشن که بشم می تونم. جنس من از چوبه. شمشیر می تونه آسیبی به من وارد کنه؟

خیلی سعی کرد به هر بهانه ای که شده، جواب رد به خودش بدهد...ولی موفق نشد. حتی انگشت اگلانتاین هم جواب سوال را می دانست.

این شد که پیپ تصمیم گرفت پایش را از گلیمش درازتر نکرده و در بقیه ماجرا دخالتی نداشته باشد.


پایان فلش بک


-باشه، باشه، باهاتون میام. صبر کنین... پیپمو بردارم!

پیپ را گوشه لبش گذاشت و بسیار محترمانه برای بازجویی و مجازات به وزارتخانه برده شد.



glsenaneesrioraebeckmintgidib


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۳۱:۱۹ دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۰:۱۲:۱۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5761
آفلاین
جواب سلام دادن می شیم.

متاسفانه دوئل کردن با رودولف ممنوعه. با بقیه داورا هماهنگ شده اس! به امید دیدار! سال نو میمون!


glsenaneesrioraebeckmintgidib


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۵:۴۴:۰۳ یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

رابستن لسترنج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۹ پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۰۷:۳۶
از سیرازو
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
پیام: 218
آفلاین
سلام کردن می شم!

درخواست دوئل رو داشتن می شم با رودولف لسترنج! مدتش یک هفته بودن می شه! هماهنگ شده هم هستن می شه!


تا همیشه، لرد ولدمورت، ارباب من هستن می شن!

تو قلب من جا داشتن میشه!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۳۹:۳۱ سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
دیروز ۱۳:۲۹:۳۱
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 765
آفلاین
سوژه دوئل اگلانتاین پافت و تاتسویا موتویاما: شوخی!


توضیح نداره که آزاد باشین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، یک هفته ( تا 23:59 چهارشنبه 21 اسفند) فرصت دارید.


سر پر مویتان در پاتیل!


سر پر مویشان؟
تو اخراجی هک!
جمع کن وسایلتو. پاتیلت جا نمونه.داور جایگزین که میاد، راحت باشه.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۳ ۲۲:۴۳:۲۹

ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۴۷:۳۵ دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

اگلانتاین پافت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۶ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۳:۵۸:۱۳
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 79
آفلاین
سلام
درخواست دوئل با تاتسویا موتویاما (اسمش از منم سخت تره) دارم.
هماهنگ شده...مهلت یه هفته.


ارباب...ناراحت شدید؟


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۸:۵۹ شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
امروز ۱۶:۰۳:۲۸
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ریونکلاو
پیام: 4812
آفلاین
× پست نتیجه توسط لرد ولدمورت نوشته شده ×


پست های شما فراموش شده بود. صمیمانه عذرخواهی می کنیم.


نتیجه دوئل رکسان خالی و سدریک دیگوری:

امتیازهای داور اول:
رکسان خالی: 26 امتیاز – سدریک دیگوری: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
رکسان خالی: 26.5 امتیاز – سدریک دیگوری: 26 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
رکسان خالی: 26.5 امتیاز – سدریک دیگوری: 26 امتیاز

امتیازهای نهایی:
رکسان خالی: 26.5 امتیاز – سدریک دیگوری: 26 امتیاز


برنده دوئل: رکسان خالی!

.....................................


خرررررررررررر...پففففففففف....


لرد سیاه از خواب پرید!

در حالی که خود او پشت میز کارش و روی چندین پرونده مرگخوار شدن خوابش برده بود، شخصی با آرامش روی تختخواب گرم و نرمش دراز کشیده بود و...

-و خرو پف می کند! کلاه منگوله دار به سر گذاشته و خرسی عروسکی هم بغل کرده. اینطور که می بینیم رو بالشی ما را هم عوض نموده! این همه جسارت از چه کسی ممکن است سر بزند؟

برای لرد سیاه مهم نبود که طرف، چه کسی است. هر کسی که باشد، مستحق مرگ بود.

-آواداکداورا!


ساعتی قبل:


-مطمئنی؟ کاملا...هاااااااا ... و صد در....هااااا ... صد؟
سدریک جمله کوتاهش را با دو خمیازه پی در پی به پایان رساند و رکسان با عجله او را بطرف اتاق لرد سیاه هل داد.
-البته که مطمئنم. ارباب صبح زود رفتن مسافرت. تو الان هر جا بخوابی یکی میاد مزاحمت می شه. یا لینی میاد می ره تو چشم و دماغت. یا نجینی می پیچه به پرو پات یا هکتور زمین لرزه ایجاد می کنه. تازه اینا در صورتیه که رودولف و بلاتریکس یکی از دعواهای همیشگیشونو راه نندازن. تنها جایی که می تونی با آرامش بخوابی همین جاست. اتاق لرد سیاه! برو استراحت کن. تا زمان دوئلمون هم که خیلی مونده. سرحال باش! اینجوری که نمی تونی دوئل کنی.

سدریک باور کرد...کلاه منگوله دارش را به سر گذاشت و رو بالشی محبوبش را از جیبش خارج کرد و وارد اتاق لرد شد.


یک ساعت بعد!


رکسان با شنیدن فریاد "آواداکداورا" به خودش لرزید.
-هوووووووف... حل شد. چیزی نمونده بود که مجبور بشم برم باشگاه دوئل و دوباره باهاش روبرو بشم. از دیشب خیلی به نظرم ترسناک می رسه. شبیه یه خنجر...یه شمشیر...از خودش جرقه در میاره. انگار موجود زنده اس. شرارت رو توش دیدم. هر لحظه ممکن بود به خودم حمله کنه...مغزشو بگووووووو...اون مغزش...

صدای لرزان هکتور از دور دست ها به گوش رسید.
-رکساااااان! کجایی! اولا که دوئلتون کنسل شد. دوما چوب دستیتو چرا انداختی تو باشگاه؟ بیا بگیرش!

رکسان با شنیدن اسم چوب دستی، فریاد بلندی کشید و بقیه راه را تا اتاقش بدون وقفه دوید!









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.