ولی حسابی دلگیروم از این بازیهای تجاری که این روزا همش داره راه میوفته. متاسفانه رولینگ السادات هم از این قضیه مستثنا نیست کاکو.حالو شنفتم که خانوم اسلامیه هم برنامه هایی برای این کتاب داره و گفته که ترجمش میکنه. ولی اگه بتونیم خودجوش این کتابو ترجمه کنیم که کاسه کوزه ی اینارم بهم بزنیم، همچی بد نیستا!
از مو گفتن. خلاصه اینکه نمیدونوم سیاسیت درستیه که جادوگران به اندازه کافی از این قضایا حمایت نکرد و پوشش نداد یا نه. چون همین چی چی میگم، تجاری بازیا و اینجور چیزا، با اخلاقیات جادوگران جور نیست. ولی شاید اگه بیشتر حمایت میکردیم، میتونستیم روش مانور بیشتری بدیم. حتی توی خبرگزاری های رسمی.این دوستانم که هی میانو پز تالکین میدنو اینجور چیزا، یه جورایی کارشون اشتباه چون اصن حاج آقا اینجا جای اینجور بحثا نیست. یعنی اصن اینجا جایگاه مقایسه اثرات ادبی نیست که هی میکوبید به اثر رولینگ بنده خودا. نومدونوم منظورمو رسوندم یا نه. اینهمه شیر و کیک رو تبلیغ کردید، آخرشم بعد از اینهمه نظرات فلسفی که دادم و کلی فسفر سوزوندوم، یدونه کیک و ساندیدسم دست مو ندادید
.تا حاج آقا هاگرید نیومده با کمربند سیاه و کبودوم کنه، با اجیزه!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


البته بعدا که ازدواج کردیما، حسابی از خجالتمون در اومد. یعنی با کمربند!
حتما به بابا ناصرالدین میگم به حسابتو برسه!
نمیخواد ادامه بدی. تا به حال هرگز توی هاگواترز یک ایرانی نداشتیم. توی وجودت هیچ سخت کوشی احساس نمیکنم.
ما ایرانیا تو دنیا حرف اولو تو اصالت میزنیم. دیگه نزنی این حرفو ها. البته تازگیا یکمی ترکیبی کار میکنیم وگرنه ما اولین تمدن بشریت هستیم.

