لرد قهقهه ای شرارت آمیز میزنه و فریاد میکشه:
- آنتونین!!! سریع برو دنبال برودریک بود بیاد و به عنوان شاهد سند طلاق اینا رو امضا کنه!! سریع باش بی عرضه!! راه بیافت دیگه!! کروشیو!!
آنتونین به سرعت برق از خانه ریدل خارج میشه و به دنبال بود میره.
لرد با صدایی شرارت بار میگوید:
-خوب تدی، فقط منتظر میمونیم که بود بیاد و مدرک طلاق رو امضا کنه، اونوقت باید سلام منو به گودریک گریفیندور مرحوم برسونی

فعلا یه کروشیو کافیته، کروشیو!
و زوزه ی یه بچه گرگ به هوا میره...
مقر محفل، اتاق فرماندهیجیمز با نگرانی قدم میزنه و به تابلوی دامبلدور که یه نوار سیاه گوشه اش به چشم میخوره نگاه میکنه و با خودش میگه:
-یعنی تدی کجاست؟ چی کار میکنه؟ناگهان صدای زوزه ای از ناکجا آباد به گوش میرسه و رنگ از صورت جیمز میپره و با نگرانی زمزمه میکنه:
-نکنه تد لو رفته و الان داره شکنجه میشه؟ بهتره برای اطمینان یه دو نفر رو بفرستم که ببینن چه خبره. ویزلی و ویزلی!! سریع یه سر برید خونه ریدل یه سرک بکشید ببینید وضع تدی چطوره، حواستون باشه دیده نشید.
و دو محفلی از خانه گریمولد به سمت خانه ریدل آپارات میکنند.
حوزه علمیه لندن، اتاق برودریک بود آنتونین ناگهان از در وارد میشه و روی فرش ولو میشه.برودریک با صدایی بم میگه:
-چه شده است، فرزندم، میخواهی بختت گشوده شود؟ یا اینکه میخواهی برایت استخاره بگیرم؟
آنتونین در حالی که نفس نفس میزنه میگه:
- نه حاج آقا، فقط لرد کبیر احضارت کرده، باید بیای یه سند طلاق امضا کنی.
برودریک دستی به ریشش میکشه و میگه:
- لرد کی ازدواج کرده بود که ما خبر نداشتیم؟ آیا ایشان روحانی دیگری برای ازدواجش احضار کرده بود؟
آنتونین با عصبانیت گفت:
- لرد که نمیخواد طلاق بگیره بوقی!! میخوایم طلاق مورگانا رو از تد ریموس لوپین بگیریم!!
برودریک با خوشحالی میگه:
-آه، پس که اینطور، پس برویم.
جلوی درب خانه ریدل، مخفیگاه محفلیونفرد ویزلی به برادرش میگه:
- من یه راه پیدا کردم

گوش کن...