
اول وسط بحثِ آروم کردنِ آمبریج تو کافه ریون پریدم و بهشون گفتم که چقد بستنی توتفرنگیایی که خوردم فوقالعاده بودن!

بعدش نوبت اسلیترینیا تو شبی از شبهای ریونکلاو بود تا بحث احضار جدشون به حاشیه رونده بشه و بفهمن هاگوارتز چه دستپخت خوبی تو ساخت بستنی توتفرنگی داره!

در نهایت دوباره برگشتم پیش ریونکلاویها تو خوابگاه پسران ریونکلاو که سعی داشتن دامبلدورو گول بزنن و اینجا فهمیدم شاید بستنی آلبالوییهای خوبی هم بتونم پیدا کنم!

صدای سالازار اسلیترین:
گابریلا،
دخترم، با این سرعتی که ماموریتها رو یکی پس از دیگری تموم میکنی، کاملاً مشخصه که داری به دوران اوج خودت نزدیک میشی. و خب، دوران اوج گابریلا یکی از اون چیزهایییه که ما خیلی ازش لذت میبریم!
بریم سراغ مأموریت:
گناه چهارم:
تو قلعهی هاگوارتز بچرخ و چهار جادوآموز پیدا کن (در چهار پست جداگانه) و از هر کدوم یه جوری سوء استفاده کن تا به اهداف شخصی خودت برسی و یا به بعضیهاشون کمک کن که اونا به اهداف خودشون برسن، پیش به سوی غیر قابل پیشبینی بودن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




بعدش تو سالن بستنی توتفرنگی دوم رو یافته و نوش جان کردم.





