جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 تیر 1397 18:27
نمایش جزئیات
آفلاین
بلاتریکس مشغول دید زدن معرفی شخصیت پاتریشیا بود.
- نمی تونم چیزی پیدا کنم که بشه شکنجه ش کرد.

از آن طرف آلکتو که منتظر تایید شدن فرم درخواست مرگخواری اش بود، بیرون از حبابی بود که مرگخواران و لرد سیاه در آن قرار داشتند .
- بلا یه لحظه بیا اینجا یه نگاه به اون معرفی شخصیت بندازیم. احساس کردیم اون جا اسم خودمون رو دیدیم.
- فکرشم نکن آلکتو! تو هنوز مرگخوار نشدی که! همونجا تو سرما بمون تا بیام تاییدت کنم!
- حداقل بذار یه نگاه کنیم ببینیم چرا اسممون اونجاست. لطفا!

بلاتریکس آهی کشید و به آلکتو که بیرون حباب چشمانش را به شکل گربه شرک درآورده بود، نگاهی انداخت.
- خب بیا نگاه کن! ولی هنوز هیچی تغییر نکرده تو هم نمی تونی بیای تو حباب!

آلکتو نگاه پیروزمندانه انداخت.
- گاهی اوقات خوشحال می شیم اینکه پالی درونمون حلول کرده!

آلکتو از بیرون حباب نگاهی به معرفی شخصیت پاتریشیا انداخت و لبخند پیروزمندانه اش ماسید.
- این دیگه چیه؟ کارو؟ آخه کارو؟ کدوم مترجم قسی القلب این کارو با فامیل پر معنای ما کرده؟ ما کرو هستیم با "واو" نه "الف"! ای یوآن به زمین گرم بخوری!
- خبه خبه! بسه حالا از حباب فاصله بگیر تا من یه نگاهی دیگه به معرفی شخصیت پاتریشیا بندازم، ببینم چی کار می شه کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگر بار گران بودیم رفتیم!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: دوشنبه 21 خرداد 1397 11:55
نمایش جزئیات
آفلاین
- جیـــــــــــــــــــغ ! من سنتی دوست ندارم !

لایتینا در حالی که حول محور دایره ای شکلی می دوید و جیغ می کشید با مشت به هدفون که موسیقی سنتی ای با صدا ی بلند پخش می کرد زد .
روح هم که حسابی نشیمنگاهش سوخته بود ، با هر مشت و لگد لایتینا به در و دیوار مغز او برخورد کرده و جیغ می کشید و این گونه صدایی مافوق صوت که دیوار های صوتی را پاره می کرد از گلوی لایتینا بیرون آمد .
پس روح خانم پچه ها را برداشته و از بدن لایتینا بیرون آمد . به طرف سقف حرکت کرد و نگاهی به حاضرین انداخت .

- بسیار خب نارسیسا ! می تونی اون هدفون رو از گوش لایتینا برداری .

لرد پس از گفتن این جمله نگاهی به روح انداخت که در حال انتخاب میزبان بعدی اش بود .
پس از سی مین روح با لب خند شیطانی ای به گوشه ی اتاق شیرجه زد و با سرعت وارد بدن دخترکی استخوانی و رنگ پریده شد . 
مرگخواران و لرد به دخترک خیره شدند .

- امممم ... بونجور ارباب ! کُما وَ تو؟
-

بله ... گویا . میزبان بعدی روح پاتریشیا بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: یکشنبه 20 خرداد 1397 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
لايتينا با حسرت به كيف غير جادوييش نگاهى انداخت.
حس عجيبى در گلويش بوجود آمده و چشم هايش بى دليل مى سوختند.
روح كم كم در حال كلافه شدن بود كه...

-بيا لايتينا... دركت ميكنم... بيا موزيك گوش كن تا آروم شى!

نارسيسا با لبخندى كه بى شباهت به لبخند هاى خواهرش نبود، هدفونى را روى گوش لايتينا قرار داد.
صداى دلچسب موزيك متال در گوشش پيچيد و تمام غم و غصه هاى نبود كيف را به سمت نابودى هدايت كرد. روح كه حال روحيش در حال بهبود يافتن بود، پيژامه اش را بالا تر كشيد، تكانى به خودش داد تا جايش راحت شود كه ناگهان، تمام حال خوب لايتينا مخشوش شد!

-هى... نه!... واى!... صدا قطع و وصل ميشه... داره خش خش ميكنه!... يه گوشش قطع شد... نــــه!

لايتينا جيغ و داد كنان حول محور دايره اى شكلى مى دويد و سعى مى كرد هدفون را از گوشش جدا كند.

-لايتينا... زحمت نكش! جدا نميشه... بايد تا ابد با اين هدفون به موزيك هاى من گوش كنى!

و با عوض شدن موزيك، شكنجه دردناكى آغاز شد...اينبار يك موزيك سنتى با نواى تنبك و نى جايگزين موزيك متال شده بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: شنبه 19 خرداد 1397 23:21
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:

مرگخوارا روحی رو دستگیر کردن و باید اونو شکنجه کنن. ولی شکنجه کردن روح کار ساده ای نیست! تصمیم می گیرن روح رو به نوبت وارد بدن مرگخوارا بکنن و به تناسب شخصیتی که روح توشه شکنجه اش بدن.
روح اول وارد بدن دلفی می شه. بعد لرد سیاه و بعد رودولف رو تسخیر می کنه. بعد از شکنجه رودولف،وارد بدن نجینی می شه.بعد از نجینی نوبت بلاست... و بعد از بلا روح وارد بدن لایتینا می شه.
این وسط لرد هم از دست لایتینا عصبانی می شه و تصمیم می گیره تو شکنجه شرکت کنه.

...................

مرگخواران از سالازار و روونا و هلگا و گودریک خواسته، پریدند و لایتینا را کت بسته به حضور لرد سیاه آوردند.

-من از کارکاروف خواسته بودم...تو دورمشترانگ درس خوندم من.

هکتور مگس کشی را که اصلا مشخص نبود به چه دلیلی بطور دائمی حمل می کرد در آورد و مرگخوار اضافه و همرنگ جماعت نشونده را به کف زمین الصاق کرد.

لرد سیاه با لبخند شیرینی که برای مرگخواران بسیار هم ترسناک می نمود به لایتینا نزدیک شد. دست هایش در پشتش پنهان شده بودند.

لایتینا ترسید!
-ارباب...چی تو دستتونه؟ چوب دستی؟ کمربند؟ اسید؟ هدفون پاره؟

لبخند لرد سیاه عریض تر شد.
-اتفاقا به این آخری هم اندیشیده بودیم. هدفونی که یه طرفش قطع و وصل می شه...ولی فکر بهتری به ذهنمون رسید. این برای تو!

چشمان لایتینا با دیدن هدیه ای که با روبان های سیاه و آبی بسته بندی شده بود برق زد.
-ارباب...یعنی آشتی؟ اوه...هدیه...هر چی باشه تا آخر عمر...

همزمان با حرف زدن، هدیه را هم باز می کرد...
-نگهش...ک....کیف...این یه کیفه...چقدر هم خوشگل و جمع و جوره. تا حالا همچین کیف جادویی ای ندیده بودم. می تونم همه وسایلمو بذارم توش.

لرد سیاه در این مورد کمی شک داشت...طولی نکشید که لایتینا هم شک کرد.
-امممم...ارباب...من الان چوب دستیمو به زور فرو کردم این تو. الان وقتی می خوام دستمال گردنمو بذارم یه اتفاقی میفته. انگار چوب دستیم دستمال گردنمو هل می ده بیرون.

و این جا بود که لرد سیاه حقیقت تلخ را برملا کرد.
-بهش می گن کمبود جا! این کیف جادویی نیست لایتینا. کیفه! کیف خالی! همینه که می بینی. از این به بعد فقط اجازه داری این کیف رو حمل کنی...و همونطور که می بینی فقط یه وسیله توش جا می گیره. با دقت انتخاب کن.

لرد سیاه در شکنجه کردن بسیار خبره بود. لایتینا احساس کرد دلش می خواهد خودش را داخل کیف گذاشته و زیپش را برای همیشه بکشد...


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 20:31
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد که دیالوگ آخرو در حالی که سرشو از پنجره‌ی تراکتور بیرون آورده بود، رو به لایتینا فریاد زده بود، با دیدن لایتینایی که هد می‌زنه و حرکات موزون از خودش نشون می‌ده، شوکه می‌شه. بنابراین نگاهشو از لایتینا برمی‌داره و به مرگخوارا که گوشه‌ای دیگه ردیف شده بودن می‌ندازه.
- این الان به ما بی‌توجهی کرد؟

ایستادن تو شکنجه‌گاه به نظر میومد تاثیر زیادی تو روحیه‌ی مرگخوارا گذاشته. چرا که بلافاصله پیشنهادای شکنجه‌ی زیادی وسط میز ریخته می‌شه.

- بله ارباب! اجازه بدین با همین قمه‌هام گوشاشو بکنم و از سر در اینجا آویزون کنم!
- نیش تو گوش کفایت می‌کنه ارباب. کر شه دیگه نتونه آهنگ گوش بده!
- ولی به نظر من خالی کردن یه پاتیل معجون تو گوشش بهترین راهه.
- شلیک تیغ ارباب! تیغای سمی من می‌تونن از این گوشش وارد شن و از اون یکی گوشش خارج!

قبل از این که مرگخوار دیگه‌ای بخواد پیشنهاد گهربارشو عرضه کنه، صدای مهیبی به هوا بلند می‌شه که به رگبار پیشنهادای مرگخوارا پایان می‌ده. با ضربه‌ی پای لرد درِ تراکتور از جا کنده شده بود و به دیوار رو به روش برخورد کرده بود.
در میان گرد و غبار اندک حاصل از این برخورد، لرد ظاهر می‌شه.
- مرگخواران ما، چرا رد دادین شما؟ ما می‌خوایم شکنجه‌ش کنیم، نمی‌خوایم تا ابد از خدمت بهمون ساقطش کنیم که! این گوش نداشته باشه کاراییشو از دست می‌ده میفته یه گوشه.

مرگخوارا برای چند لحظه‌ی کوتاه مشغول فسفر سوزوندن و فکر کردن به گفته‌ی اربابشون می‌شن. طولی نمی‌کشه که سر مرگخوارا به نشانه‌ی موافقت به حرکت در میاد.

- بله ما اربابی هستیم این‌چنین دانا. ... حالا تا نزدیم یه آوادا نثارش کنیم یکی اینو جمعش کنه تا شکنجه‌ش کنیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 20:05
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: جمعه 7 اردیبهشت 1397 21:05
نمایش جزئیات
آفلاین
مسئله این بود که نصف وسایل موجود تو کیف لایتینا به دلیل استفاده نادرست ازشون، از کار کردن استعفا داده، خراب شده بودن. اما مرگخوارهای ماگل ستیز نحوه کار کردن با تراکتور رو نمیدونستن. حتی نمیدونستن که میشه روشنش کرد!

-از صندلی متحرکمان دور شوید.

مرگخوارا با شنیدن صدای لرد، دست از گشتن تو فرهنگ لغت ها و دایره‌المعارف های جادویی برای پیدا کردن معنی "تراکتور" دست کشیدن و به لرد چشم دوختن.

-جسمی به این بزرگی قطعا باید به ما هدیه بشه. به عنوان پیشکش قبولش میکنیم لا. ارباب قابلی هستیم!

از بین تحسین هوش و ذکاوت لرد توسط مرگخوارا، کوچکترین مرگخوار، مرگخوار پیکسی، خودش رو به تراکتوری که حالا صندلی متحرک لرد شده بود رسوند. پیکسی چرخی زد اما جایی نزدیک لرد برای فرود پیدا نکرد. پیکسی بازم چرخ زد و چرخ زد تا سرگیجه گرفت و سقوط کرد.

-پدال هایی برای ورزش مچ پاهایمان تعبیه شده. بسیار از این وسیله خرسندیم.فقط... چرا احساس میکنیم در حال حرکت هستیم؟

-ارباب! میخواد مرگخواراتونو بخوره
-گلدون شکنجه‌مو شکنوند
-رژ لب جدیدمو خورد هیولای رژ لب خور

اما لرد به جیغ و داد مرگخوارا اهمیتی نمیداد و پدال ورزش مچ پا رو بیشتر فشار میداد.

-ما از ویراژ دادن خوشمان میاد! صدای کلاغ هم پخش میکنه. بدویید مرگخوارهایمان.

اما صندلی متحرک، ساکن شد! با توقف ناگهانی تراکتور، سر لرد به فرمان برخورد کرد و لینی از روی سوییچ تراکتور سُر خورد و افتاد.

-شانس آوردیم دماغ نداشتیم وگرنه در این سانحه له میشد. این چه پیشکشی بود لایتینا؟! قصد جان ما رو کرده بود! چرا متوقف شد؟ داشتیم ویراژ میدادیم!
-سوختش تموم شد ارباب تقصیر من نیست که.
-به فجیع ترین شکل ممکن شکنجه ت میکنیم لایتینا. تک تک آهنگات رو جلوی چشمت میکشیم. سیم تک تک هدفوناتو تیکه تیکه میکنیم.

ولی لایتینا تهدیدای اربابشو نمیشنید. هدفون شکسته چسب‌کاری شده ش رو روی گوشش گذاشته بود و داد میزد:
-Gimme fuel, gimme fire, gimme that which I desire, ooh!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
One must always be careful of the books and what's inside them, for the words have the power to change us

-Tessa Gray-

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: دوشنبه 20 فروردین 1397 01:44
نمایش جزئیات
آفلاین
- چیکار کنی رودولف؟

بلاتریکس که به تازگی از دست روح نجات یافته بود، اکنون با خشمی وصف نشدنی به رودولف می نگریست.

- ام... هیچی... خوبی؟

بلاتریکس رودولف را کشان کشان به گوشه ای برد تا انتقام تمام این مدت را از او بگیر و از کادر خارج شد.

در حینی که مرگخوارا در حال بحث کردن بودند لایتینا به سمت دیوار رفت و با پخش اهنگی غمگین شروع به عزاداری برای هدفون از دست رفته اش کرد.

- پیس پیس... به نظرت نمیدونه جادوگره و میتونه درستش کنه؟
- نه فکر نکنم.
- تو کیفش چسب نداره؟
- وسایل تو کیفشو خراب کنیم شکنجه بشه.

مرگخواران خوشحال از کشف خود به سمت لایتینا و کیفش حمله و شروع به بیرون کشیدن اولین چیزی که دستشان به آن می رسید کردند.

- بِکش! بِکش!
- چرا انقد سنگینه؟

بالاخره با سعی و تلاش و همکاری مرگخواران، تکه ای از وسیله ای که در کیف لایتینا بود پیدا شد.

- این چیه؟
- چرخه؟
- ماشینه؟

لایتینا با خوشحالی اعلام کرد:
- تراکتور!

خراب کردن وسایل انقدر هم کار ساده ای نبود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: شنبه 18 فروردین 1397 15:14
نمایش جزئیات
آفلاین
لایتینا از آن دست موجوداتی بود که وقتی آهنگ گوش می‌کنه و به خصوص هد می‌زنه، متوجه وقایعی که در اطرافش در حال رخ دادن هستن نمی‌شه. پس طبیعی بود ندونه تو چه مخمصه‌ای گیر افتاده.
اما هر انسان بالغی با دیدن سیل عظیمی از مرگخوارا که لبخند شیطانی بر لب داشتن و بدتر از اون، لحظه به لحظه بهش نزدیک‌تر می‌شدن، تا آخر خطو می‌خونه.
- چی شده بچه‌ها؟ با من حرف بزنین! به روونا طاقت شنیدنشو دارم.

لایتینا به سختی آب دهنشو قورت می‌ده و به مرگخوارا که حالا دورش حلقه زده بودن زل می‌زنه.
- الان دیگه دارم جدا نگران می‌شم.

مرگخوارا بدون توجه به سوال‌های بی‌پایان لایتینا، مشغول تصمیم‌گیری در مورد سرنوشتش می‌شن.

- خب خب خب. اینم از شکنجه‌شوی بعدیمون.
- به نظرتون چه شکنجه‌ای براش مناسب‌تره؟
- هدفونشو از گوشش در بیاریم؟
- معجون هدفون از گوش در بیار بدم؟

مرگخوارا نگاهی به هدفون لایتینا که دقایقی پیش از گوشش جدا شده بود و محکم به دیوار خورده بود می‌ندازن. به نظر پیشنهاد از پیش رد شده‌ای میومد.

رودولف از وقفه‌ی پیش اومده استفاده می‌کنه و با خوش‌حالی پیام بازرگانی‌ای ارسال می‌کنه.
- می‌گم می‌خواین تا شما تصمیم می‌گیرین، جهت اطمینان از اینکه لایتینا فرار نکنه من نگهش دارم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: یکشنبه 27 اسفند 1396 04:35
نمایش جزئیات
آفلاین
روح تو هوا معلق بود و همین طور چشماش رو دور تا دور اتاق می‌گردوند. نمیدونست کی رو انتخاب کنه که شکنجه‌ی کمتری بشه. با خودش گفت که شاید بتونه از این مخمصه فرار کنه، و در همین لحظه چشمش به پنجره‌ی خیلی خیلی کوچیکی افتاد که گوشه‌ی اتاق بود.

بنابراین، روح با دستاش دامن نداشته شو بالا گرفت و با نوک پاهاش روی هوا پاورچین پاورچین شروع به راه رفتن کرد، تا به پنجره برسه

- اوناهاش!

مرگخوارا در یه لحظه و همه با هم، به سمت روح شیرجه زدن تا اونو تو چنگشون گیر بندازن.

مرگخوارا:

روح زرنگ تر از مرگخوارا بود و وقتی دید همه به سمت شیرجه میزنن، با یه حرکت به سمت بالا پرواز کرد و مرگخوارا با هم برخورد کردن و بعدش تا به خودشون اومدن، متوجه ستاره‌هایی شدن که دور سرشون می‌چرخید.

اما روح، متوجه دختری نشد که برعکس از لوستر آویزون بود و همزمان با آهنگ متالی که از هدفونش پخش می‌شد در حال هد زدن بود. و روح وقتی که فکر می‌کرد از دست مرگخوارا فرار می‌کنه، وارد بدن دختر شد.

-

مرگخوارا با شنیدن این جیغ به خودشون اومدن و همگی سرشون بالا کردن تا منبع جیغ رو ببینن. و در همون لحظه لایتینا هدفونشو در آورد و به دیوار کوبید. خودش هم جیغ زنان از لوستر پایین افتاد.

- حقت بود، بالاخره نفرین قهر من یقه‌تو گرفت.

با این که لیسا روشو برگردوند اما بقیه‌ی مرگخوارا نگاهی شیطانی به هم دیگه و بعدش به لایتینا انداختن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven