آيلين يا آماندا
قرار بود كه پست هركى رو بگين چى شد.
از امضا ى انجمن هم خوشم اومد.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
سازمان بینالمللی حمایت از ساحرهها
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

بِسم اِلرٌوونا اَلبیگٌ القٌدرتَ
1-این موضوع در جلسه ی بعدی نیز تدریس شود؟ ( چون جواب این سوال مهمه و مربوط به درسه، براش نمره در نظر گرفته میشه و این نمره به همه ی کسایی که نظر بدن، تعلق میگیره) ( 2 امتیاز)
اوستاد، هر چی می خواین درس بدین؛ فقط تعداد سوال ها رو کمتر کنین!
من که می گم نه.
2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز) ( لازم به ذکره من این متن رو از الان نوشتم و در یک لحظه روی همین تاپیک قرار خواهم داد و بعد از عس انداختن، پاکش خواهم کرد، در هنگام اعلام نمرات عکس نیز قرار خواهد گرفت؛ متنی که بیشترین شباهت را داشته باشد، بیشترین امتیاز را خواهد داشت! )
خب، از طرف رییس سازمان حمایت از گرگینه های بی نام و نشون و طرد شده از خانه: عاغای ریسس این سازمان جادویی!
به نام مرلین.
مرلین را شکر می گوییم که توانستیم با یک نامه جادویی، از شوما دعوت به عمل در بیاوریم که به گروه ما بپیوندید. در این گروه، همه چیز مورد نیاز شوما قرار دارد: تشک استیکی جادویی، گوشت های نیم پز، اینترنت گوشت ساز جادویی آنلاین، طلاهایی از جنس گوشت جادویی و حتی اعضای جادویی بدن گوشتی!
اون تو نامه ـش وای گرین زده؛ من که نزدم. من فقط نامه رو نقل قول جادویی کردم.sot3:
از دور اشاره می کنن که نامه از فلور دلاکور بوده. بــــــعلــــــــه. مثل یان که باید این نامه رو بنویسیم. اون نامه قبلی، فقط بخاطر این بود که فلور حوصله کاغذ پیدا کردن نداشت و روی این برگه که مهم ترین برگ زندگی شوما بود؛ هم برای تهدید بیشتر و هم برای تحرک کمتر نوشته:
بیل، تو منو نا امید کردی. -_-
فکر نمی کردم که تو هم... اگه می دونستی که چه شوکی به پروانه های دلم وارد کردی... -_-
اشک هام داره فرا می ریزه. منتظرم به خونه برگردی. البته اصلا عجله نکن؛ چون سم برگر ـت هنوز نپخته. چیز هایی که از مورفین هم گرفتم؛ دیگه کم کم تو راهن. سعی کن چیزی نخوری تو راه. آبی نور جادویی رو معده ـی خالی بیشترین اثر رو داره. *_*
راستی، می دونستی ارباب کروشیو دیلاکس بهم یاد داده؟ ^_^
زیاد لازم نیست صبر کنی تا طرز کارکرد ـش رو ببینی. فقط کافی ـه بیای خونه عشقم...
اما خودت بگو. گیوتن از جنس گالیون رو بیشتر می پسندی یا گیوتن ناتی رو؟ می خواستم هر دو تا رو بخرم؛ اما خب، هنوز به مرحله پیشرفته ورد "گردینیوس جدیدیوس بسازیوس" نرسیدم. o_O
آها! داشت یادم می رفت ها. داری می آی خونه؛ برو از مغازه کروشیوی ممد پاتر و هری پاتر و دیگر برادران به جز لرد ولدمورت پاتر" اون کله ساب ـی که کله رو له می کنه بخر. تا حالا طرز کارش رو ندیدم. اما به نظر می آد چیز خوبی باشه. &_&
عزیزم، دیر نکنی. موهاهاهاهای پروانه ای!
3- به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)
این هم از دوازده خط جادویی زوپسی ما:
می شه از دو جهت نگاه کرد: از جهت ساحره گی و از جهت جادوگری. خب، مشاهده می کنید که از جهت ساحرگی، ساحره ها خیلی بدبخت ِ جادویی هستند و از جهت جادوگری، برعکس. اما اگه بخوایم از جهت شصخ شصخی نگاه کنیم؛ می بینیم به ساحره ها بیشتر ظلم شده. دلایل:
خرید: کی ـه که می گه پول جادویی در آوردن، سخت تر از خرید ـه؟ ساحره مظلوم جادویی، باید ساعت های جادویی زیادی، در فروشگاه های جادوگرانه و ساحرگانه بمونه و خرید کنه برای کل اعضای خانواده و حتی برای خودش. در خردسالی، باید خودش بره به آقای دیاگون دار(!) و بگه: ببخشید؛ من یدونه کرم جادویی سوکس می خواستم.
در نوجوانی باید برای مادر و پدر ـش و خواهر و برادراش، بستنی جادویی بخره و در موقع همسر داری، باید برای اون جادوگری که تو خونه لم داده و بچه هاش و در بعضی مواقع، خواهر و برادر و مادر و پدر و مهمون های جادوییش؛ غذا و لباس(!) جادویی بخره.
در خطر گرفتن از جانب جادوگران: از اون جایی که جادوگر ها خیلی زشتن(!) کسی بهشون محل نمی ذاره. اما... خب، لطافت، شصخ شصخی بودن، زیبایی خیره کننده، هند سام بودن(فقط برای در اومدن چشم لی جردن- بــــــعــــــــــله. دختر هندسام هم داریم. کدی) ، هم جنس بودن با یک شصخ شصخی و برتریت های بیشمار ساحره های جادوی، باعث می شه که جادوگران، حسودی کنن و سعی در اذیت داشته باشن.
4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
5- نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
خلاقیت لی جردن عالی بود. ما هم کپی پیست می کنیم و جواب ها رو ترکیب می کنیم:
آدم و حوای جادویی:
آدم نگاهی به حوای جادویی می کند و می گوید: والغا، شوشی مونا پروکساندی (عزیزم، می دونستی که جوونی ـم رو واسه حسرت خوردن ای سیب ها
گزروندم و نخوردم؟)
حوا نگاه ما قبل تاریخی ای به آدم می کند و می گوید: والغا، شانا لاکا بوتو میتی، شه یه. (عزیزم، اینا سیب معمولی نیست؛ جادویی ـه.)
آدم خواب را از سرش می پراند و برای این که نمره ای را از دست ندهد؛ یک تیریپ ماقبل تاریخی جادویی می گیرد و می گوید: والغا، می ری؟ (عزیزم، راس می گی؟)
- والغا، می رم. (عزیزم، راس می گم!)
بعد برای این که زیادی از سوال منحرف نشن؛ سیب رو پرت می کنن یه گوشه و با هم عکس یادگاری می گیرن. (آماندا از آینده براشون دوربین جادویی برده بود.
)
میدل ایجز( من انگلیسی بلدم پروفسور؛ بر خلاف شوما که نمی دونستین وند یعنی چی.
(دو شکلک: شدت شوخی بیشتر!) :
جادوگر ساحره را می بیند. ساحره جادوگر را می بیند. چشم ها هم دیگر را بررسی می کند. با دیدن چهره های زیبای دو طرف، به طرف هم دیگر هجوم می آورند و هفت، هشت دقیقه به طرف هم می دوند ولی باز نمی رسند! جادوگر در وسط راه از شدت دوری غش می کند و ساحره بیوه می شود و حتی فرصت حرف زدن پیدا نمی کند. از آن دور دور ها، یک ومپایر نا مشخص جادوگر، روح ها را مرئی می کند و جادوگر با شادی به ساحره می گوید:-
اما فرصت حرف زدن پیدا نمی کند. چون ساحره به شدت به آستر کت قرن 2 (!) جادویی جادوگر علاقه مند شده و می گوید: اگه برام این رو زنونه ـش رو نخری؛ طلاقت می دم!
حالا این که ازدواج جادویی هنوز صورت گرفته و اینا... به عهده نویسنده می باشه و شصخ شصخی من در این مشکل، هیچ اشتباهی نکرده.
حالا ها حالا:
ساحره به طرز جادوگرانه ای روی یک تیکه برگ صلح، شناور می ماند و به جادوگری که رد می شود؛ می گوید: من، ساحره ی عدالت، شوما را مرده اعلام می کند.
بعد از این حرف، شمشیری جادویی و آغشته به زهر باسیلیسک(!) ظاهر می کند و بر روی دوش جادوگر می گذارد.جادوگر با ناراختی سری به زمین می اندازد و تیپ مستحکم ـم را شل می کند. اخمی می کند و با نا امیدی می پرسد: اما گٌلم... من رییس شرکت کرم حلزون ـم!
بدین ترتیب، هر دو نیمه گمشده ـشان را پیدا می کنند و ساحره، ترازوی جادویی عدالت را پایین گذاشته و چشم بند ـش را باز می کند و نمیه ـی گمشده ـش را ملاقات می کند: گالیون!
و آن ها، سال های طولانی به خوبی و خوشی زندگی می کنند!
یک رول بنویسید و در آن حمله ی ساحرگان به دامین سایت جادوگران و موفقیت یا عدم موفقیت آنها در تغییر آن به ساحرگان دات او آر جی را به تصویر بکشید! ( 12 نمره)
آیلین پرینس روی صندلی ای که از چیز(!) درست شده بود؛ نشسته بود و با خوش حالی، ساحرگان را نگاه می کرد. آماندا بروکل هرست، در کنار او، باد بزنم جادویی بزرگی را در دست داشت و او را باد می زد.
هنگامی که ساحرگان تعظیم کنان با دیس های جادویی ای اسکار گاتوآ(!) ی حلزونی جادویی وارد شدند؛ آیلین به آماندا امر کرد که دیس را جلو بیاورند.
آماندا چشم غره ای رفت. البته مواظب بود که آیلین نبیند؛ نه این که از او بترسد؛ پرینس سلاحی داشت به نام "چغولی" یا "خبر چینی" و فردی محکم و استوار، وزیر گانت کبیر العظم پشت او بود که هر کسی را از بی احترامی به او، می ترساند. حتی یک ومپایر ده هزار ساله را...
آیلین پرینس با نگاه به حلزون ها، سیاهی ای را دید که گویا رگ جادویی حلزون بوده. اما او فکر کرد که مشکل از غذاست. او غذا ها را با خشم به روی صورت ساحره ها ریخت و با نگاهی که حتی موی پوست کلفت ترین ها را صاف می کرد (مثلا وزیر گانت!
)؛ از ساره ها توضیح خواست.
آماندا برای توضیح داوطلب شد.
- به روونا اون ها گفتن که همین سیاهی ها برای پوست خوبه. راس می گم. گفتن که داخل ـش استامینوفن و پارکینسون و مالاریا داره. ما نمی خواستیم...
آیلین که این بار در نقش پروفسور پرینس ظاهر شده بود؛ به او توجهی نمی کرد و فقط به دیس غذا زل زده بود. پروانه دلاکور، متوجه شد که این بار، آیلین به صورت خودش نگاه نمی کند و مسئله مهم است. با اکراه پرسید: مای لرد؟! سرورم؟ :worry:
آیلین جوابی نداد.اما کمی بعد، به آرامی سر بلند کرد و در حالی که لبخندی شیطانی و مرموز در دور لب ـش شکل گرفته بود؛ به آرامی گفت: من آینده ای رو دیدم که این جا، جادوگران... ساحرگان ـه.
ساحره ها مات و مبهوت به هم نگاه کردند. کسی چیزی متوجه نشد. لینی با اخم گفت: خودت فهمیدی چی بلغور جادویی کردی؟
آیلین از شک در آمد و گفت: نــــــــــه. چی گفتم؟
پادمای هوش ریونی، گفت: شوما گفتین ما باید این جا رو ساحرگان دات آی آر کنیم.:pretty:
فلور سری تکان داد و گفت: لایک جادویی ـت می کنم بدجور، دختر ماهی (ماهی نه؛ اهل ماه!). بعد از این کار، می ریم کلک اون آنتی ساحریال ها رو می کنیم. مگه نه آیلین؟
.
آیلین دوباره جواب نداد و زد توی ذوق همه بچه ها. دوباره به دیس خیره شده بود. او اما، قبل از این که کسی سوال بپرسد؛ با لبخندی سرش را بلند کرد و گفت: بی خیال! دیدم که موفق نمی شیم.
برین همون مرغ جادویی بریون ـم رو بیارین!
اگر آن موقع، چشم غره، می توانست کسی را بکشد؛ حتی اگر آیلین، هفتصد تا هورکراکس داشت؛ تا به حال، نه صد بار مرده بود!
1-این موضوع در جلسه ی بعدی نیز تدریس شود؟ ( چون جواب این سوال مهمه و مربوط به درسه، براش نمره در نظر گرفته میشه و این نمره به همه ی کسایی که نظر بدن، تعلق میگیره) ( 2 امتیاز)
اوستاد، هر چی می خواین درس بدین؛ فقط تعداد سوال ها رو کمتر کنین!
من که می گم نه.
2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز) ( لازم به ذکره من این متن رو از الان نوشتم و در یک لحظه روی همین تاپیک قرار خواهم داد و بعد از عس انداختن، پاکش خواهم کرد، در هنگام اعلام نمرات عکس نیز قرار خواهد گرفت؛ متنی که بیشترین شباهت را داشته باشد، بیشترین امتیاز را خواهد داشت! )
خب، از طرف رییس سازمان حمایت از گرگینه های بی نام و نشون و طرد شده از خانه: عاغای ریسس این سازمان جادویی!
به نام مرلین.
مرلین را شکر می گوییم که توانستیم با یک نامه جادویی، از شوما دعوت به عمل در بیاوریم که به گروه ما بپیوندید. در این گروه، همه چیز مورد نیاز شوما قرار دارد: تشک استیکی جادویی، گوشت های نیم پز، اینترنت گوشت ساز جادویی آنلاین، طلاهایی از جنس گوشت جادویی و حتی اعضای جادویی بدن گوشتی!
اون تو نامه ـش وای گرین زده؛ من که نزدم. من فقط نامه رو نقل قول جادویی کردم.sot3:
از دور اشاره می کنن که نامه از فلور دلاکور بوده. بــــــعلــــــــه. مثل یان که باید این نامه رو بنویسیم. اون نامه قبلی، فقط بخاطر این بود که فلور حوصله کاغذ پیدا کردن نداشت و روی این برگه که مهم ترین برگ زندگی شوما بود؛ هم برای تهدید بیشتر و هم برای تحرک کمتر نوشته:
بیل، تو منو نا امید کردی. -_-
فکر نمی کردم که تو هم... اگه می دونستی که چه شوکی به پروانه های دلم وارد کردی... -_-
اشک هام داره فرا می ریزه. منتظرم به خونه برگردی. البته اصلا عجله نکن؛ چون سم برگر ـت هنوز نپخته. چیز هایی که از مورفین هم گرفتم؛ دیگه کم کم تو راهن. سعی کن چیزی نخوری تو راه. آبی نور جادویی رو معده ـی خالی بیشترین اثر رو داره. *_*
راستی، می دونستی ارباب کروشیو دیلاکس بهم یاد داده؟ ^_^
زیاد لازم نیست صبر کنی تا طرز کارکرد ـش رو ببینی. فقط کافی ـه بیای خونه عشقم...
اما خودت بگو. گیوتن از جنس گالیون رو بیشتر می پسندی یا گیوتن ناتی رو؟ می خواستم هر دو تا رو بخرم؛ اما خب، هنوز به مرحله پیشرفته ورد "گردینیوس جدیدیوس بسازیوس" نرسیدم. o_O
آها! داشت یادم می رفت ها. داری می آی خونه؛ برو از مغازه کروشیوی ممد پاتر و هری پاتر و دیگر برادران به جز لرد ولدمورت پاتر" اون کله ساب ـی که کله رو له می کنه بخر. تا حالا طرز کارش رو ندیدم. اما به نظر می آد چیز خوبی باشه. &_&
عزیزم، دیر نکنی. موهاهاهاهای پروانه ای!
3- به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)
این هم از دوازده خط جادویی زوپسی ما:
می شه از دو جهت نگاه کرد: از جهت ساحره گی و از جهت جادوگری. خب، مشاهده می کنید که از جهت ساحرگی، ساحره ها خیلی بدبخت ِ جادویی هستند و از جهت جادوگری، برعکس. اما اگه بخوایم از جهت شصخ شصخی نگاه کنیم؛ می بینیم به ساحره ها بیشتر ظلم شده. دلایل:
خرید: کی ـه که می گه پول جادویی در آوردن، سخت تر از خرید ـه؟ ساحره مظلوم جادویی، باید ساعت های جادویی زیادی، در فروشگاه های جادوگرانه و ساحرگانه بمونه و خرید کنه برای کل اعضای خانواده و حتی برای خودش. در خردسالی، باید خودش بره به آقای دیاگون دار(!) و بگه: ببخشید؛ من یدونه کرم جادویی سوکس می خواستم.
در نوجوانی باید برای مادر و پدر ـش و خواهر و برادراش، بستنی جادویی بخره و در موقع همسر داری، باید برای اون جادوگری که تو خونه لم داده و بچه هاش و در بعضی مواقع، خواهر و برادر و مادر و پدر و مهمون های جادوییش؛ غذا و لباس(!) جادویی بخره.
در خطر گرفتن از جانب جادوگران: از اون جایی که جادوگر ها خیلی زشتن(!) کسی بهشون محل نمی ذاره. اما... خب، لطافت، شصخ شصخی بودن، زیبایی خیره کننده، هند سام بودن(فقط برای در اومدن چشم لی جردن- بــــــعــــــــــله. دختر هندسام هم داریم. کدی) ، هم جنس بودن با یک شصخ شصخی و برتریت های بیشمار ساحره های جادوی، باعث می شه که جادوگران، حسودی کنن و سعی در اذیت داشته باشن.
4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
5- نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
خلاقیت لی جردن عالی بود. ما هم کپی پیست می کنیم و جواب ها رو ترکیب می کنیم:
آدم و حوای جادویی:
آدم نگاهی به حوای جادویی می کند و می گوید: والغا، شوشی مونا پروکساندی (عزیزم، می دونستی که جوونی ـم رو واسه حسرت خوردن ای سیب ها
گزروندم و نخوردم؟)
حوا نگاه ما قبل تاریخی ای به آدم می کند و می گوید: والغا، شانا لاکا بوتو میتی، شه یه. (عزیزم، اینا سیب معمولی نیست؛ جادویی ـه.)
آدم خواب را از سرش می پراند و برای این که نمره ای را از دست ندهد؛ یک تیریپ ماقبل تاریخی جادویی می گیرد و می گوید: والغا، می ری؟ (عزیزم، راس می گی؟)
- والغا، می رم. (عزیزم، راس می گم!)
بعد برای این که زیادی از سوال منحرف نشن؛ سیب رو پرت می کنن یه گوشه و با هم عکس یادگاری می گیرن. (آماندا از آینده براشون دوربین جادویی برده بود.
)میدل ایجز( من انگلیسی بلدم پروفسور؛ بر خلاف شوما که نمی دونستین وند یعنی چی.
(دو شکلک: شدت شوخی بیشتر!) :جادوگر ساحره را می بیند. ساحره جادوگر را می بیند. چشم ها هم دیگر را بررسی می کند. با دیدن چهره های زیبای دو طرف، به طرف هم دیگر هجوم می آورند و هفت، هشت دقیقه به طرف هم می دوند ولی باز نمی رسند! جادوگر در وسط راه از شدت دوری غش می کند و ساحره بیوه می شود و حتی فرصت حرف زدن پیدا نمی کند. از آن دور دور ها، یک ومپایر نا مشخص جادوگر، روح ها را مرئی می کند و جادوگر با شادی به ساحره می گوید:-
اما فرصت حرف زدن پیدا نمی کند. چون ساحره به شدت به آستر کت قرن 2 (!) جادویی جادوگر علاقه مند شده و می گوید: اگه برام این رو زنونه ـش رو نخری؛ طلاقت می دم!
حالا این که ازدواج جادویی هنوز صورت گرفته و اینا... به عهده نویسنده می باشه و شصخ شصخی من در این مشکل، هیچ اشتباهی نکرده.

حالا ها حالا:
ساحره به طرز جادوگرانه ای روی یک تیکه برگ صلح، شناور می ماند و به جادوگری که رد می شود؛ می گوید: من، ساحره ی عدالت، شوما را مرده اعلام می کند.
بعد از این حرف، شمشیری جادویی و آغشته به زهر باسیلیسک(!) ظاهر می کند و بر روی دوش جادوگر می گذارد.جادوگر با ناراختی سری به زمین می اندازد و تیپ مستحکم ـم را شل می کند. اخمی می کند و با نا امیدی می پرسد: اما گٌلم... من رییس شرکت کرم حلزون ـم!
بدین ترتیب، هر دو نیمه گمشده ـشان را پیدا می کنند و ساحره، ترازوی جادویی عدالت را پایین گذاشته و چشم بند ـش را باز می کند و نمیه ـی گمشده ـش را ملاقات می کند: گالیون!
و آن ها، سال های طولانی به خوبی و خوشی زندگی می کنند!
یک رول بنویسید و در آن حمله ی ساحرگان به دامین سایت جادوگران و موفقیت یا عدم موفقیت آنها در تغییر آن به ساحرگان دات او آر جی را به تصویر بکشید! ( 12 نمره)
آیلین پرینس روی صندلی ای که از چیز(!) درست شده بود؛ نشسته بود و با خوش حالی، ساحرگان را نگاه می کرد. آماندا بروکل هرست، در کنار او، باد بزنم جادویی بزرگی را در دست داشت و او را باد می زد.

هنگامی که ساحرگان تعظیم کنان با دیس های جادویی ای اسکار گاتوآ(!) ی حلزونی جادویی وارد شدند؛ آیلین به آماندا امر کرد که دیس را جلو بیاورند.
آماندا چشم غره ای رفت. البته مواظب بود که آیلین نبیند؛ نه این که از او بترسد؛ پرینس سلاحی داشت به نام "چغولی" یا "خبر چینی" و فردی محکم و استوار، وزیر گانت کبیر العظم پشت او بود که هر کسی را از بی احترامی به او، می ترساند. حتی یک ومپایر ده هزار ساله را...
آیلین پرینس با نگاه به حلزون ها، سیاهی ای را دید که گویا رگ جادویی حلزون بوده. اما او فکر کرد که مشکل از غذاست. او غذا ها را با خشم به روی صورت ساحره ها ریخت و با نگاهی که حتی موی پوست کلفت ترین ها را صاف می کرد (مثلا وزیر گانت!
)؛ از ساره ها توضیح خواست. آماندا برای توضیح داوطلب شد.
- به روونا اون ها گفتن که همین سیاهی ها برای پوست خوبه. راس می گم. گفتن که داخل ـش استامینوفن و پارکینسون و مالاریا داره. ما نمی خواستیم...

آیلین که این بار در نقش پروفسور پرینس ظاهر شده بود؛ به او توجهی نمی کرد و فقط به دیس غذا زل زده بود. پروانه دلاکور، متوجه شد که این بار، آیلین به صورت خودش نگاه نمی کند و مسئله مهم است. با اکراه پرسید: مای لرد؟! سرورم؟ :worry:
آیلین جوابی نداد.اما کمی بعد، به آرامی سر بلند کرد و در حالی که لبخندی شیطانی و مرموز در دور لب ـش شکل گرفته بود؛ به آرامی گفت: من آینده ای رو دیدم که این جا، جادوگران... ساحرگان ـه.
ساحره ها مات و مبهوت به هم نگاه کردند. کسی چیزی متوجه نشد. لینی با اخم گفت: خودت فهمیدی چی بلغور جادویی کردی؟

آیلین از شک در آمد و گفت: نــــــــــه. چی گفتم؟
پادمای هوش ریونی، گفت: شوما گفتین ما باید این جا رو ساحرگان دات آی آر کنیم.:pretty:
فلور سری تکان داد و گفت: لایک جادویی ـت می کنم بدجور، دختر ماهی (ماهی نه؛ اهل ماه!). بعد از این کار، می ریم کلک اون آنتی ساحریال ها رو می کنیم. مگه نه آیلین؟
.آیلین دوباره جواب نداد و زد توی ذوق همه بچه ها. دوباره به دیس خیره شده بود. او اما، قبل از این که کسی سوال بپرسد؛ با لبخندی سرش را بلند کرد و گفت: بی خیال! دیدم که موفق نمی شیم.
برین همون مرغ جادویی بریون ـم رو بیارین!اگر آن موقع، چشم غره، می توانست کسی را بکشد؛ حتی اگر آیلین، هفتصد تا هورکراکس داشت؛ تا به حال، نه صد بار مرده بود!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دافنه گرینگراس در 1392/6/1 20:15:49
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

1- این موضوع در جلسه ی بعدی نیز تدریس شود؟ ( چون جواب این سوال مهمه و مربوط به درسه، براش نمره در نظر گرفته میشه و این نمره به همه ی کسایی که نظر بدن، تعلق میگیره) ( 2 امتیاز)
استاد
نه مرسى لازم نيست.
2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز) ( لازم به ذکره من این متن رو از الان نوشتم و در یک لحظه روی همین تاپیک قرار خواهم داد و بعد از عس انداختن، پاکش خواهم کرد، در هنگام اعلام نمرات عکس نیز قرار خواهد گرفت؛ متنی که بیشترین شباهت را داشته باشد، بیشترین امتیاز را خواهد داشت!)
ببخشيد من فكر كنم اين درست نيست.
اونى كه اون چيزى كه شما نوشتيد را نديده بايد چيكار كنه؟
حالا من يه چيزى مى نويسم.
فلور نوشته: بياى خونه پاتو قلم مى كنم. اگه موضوع را به نفع ساحره ها نكنى پدر پدربزرگت را در ميارم.
3- به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)
خب معلومه ديگه بيشتر در حق ساحره ها ظلم شده . در زمان جادوگران مصر باستان جادوگران فقط حق درس خواندن داشتن و زنان مجبور بودن در خانه بچه دارى كنند.
در زمان هاى گذشته زنان حق نداشتن پست مهمى در دولت داشته باشن.
زنان مجبور بودن ازدواج كنن و اگر نمى كردن به آن ها در آن زمان توهين مى شد.
به زنان ارث نمى رسيد ، بلكه به پسر خانواده يا يكى از فاميل ها ى پسر مى رسيد.
زنان يا ساحرگان در آن زمان بيشتر شبيه ماشين جوجه كشى بودن تا آدم.
در كل كتاب هم تمام زنان در حاشيه قرار داشتن و نقش خاصتى نداشت. مثلا هرميون كه در كتاب نقش سوم بود. در كل كتاب هم تمام شخصيت هاى مهم مرد بودن چون اين موضوع از ريشه مشكل دارد. البته به طور كلى نه زن نه مرد قدرت درك همديگه ى هم ديگه را ندارن پس كلا نمى تونين بگين كه از نظر ما بيشتر در حق زنان ظلم شده يا نه ولى به نظر من حق زنان.
البته به جز كتاب هرى پاتر در كتاب هاى ديگه هم پسر ها نقش اول رو داشتن. اگه فكر كنين تو كتاب هم وزير سحر و جادو هم مرد بود.از هر نظر نگاه كنين موضوع بر عليه مرد ها ميشه.
4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
انسان هاى اوليه
قيافه ى مرد هنگام ديدم زن
مصر باستان
وقتى مرد زن ساحره را مى بيند با به دام انداختن يك جن براى زن و گفتن اين حرف با زن ازدواج مى كند: من جادوگر خوبى هستم.
زمان حال
مرد جادوگر: آهاى خانم خوشگله.
ساحره با عشوه ى بيشتر از جلوى جادوگر رد مى شود.
5- نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
زن به مرد: تو بدن سازى ميرى ؟چه هيكلى.
مرد هم صاف تر مى ايستد.
زن سر خيابون مى ايستد و منتظر مدل بالاترين جاروى پرنده است.
یک رول بنویسید و در آن حمله ی ساحرگان به دامین سایت جادوگران و موفقیت یا عدم موفقیت آنها در تغییر آن به ساحرگان دات او آر جی را به تصویر بکشید! ( 12 نمره)
ساحره ها به وزارت سحر و جادو حمله كردن .
آيلين: ساحره ها جمع بشين تا حمله كنيم.
آماندا :حمله!
ساحره ها :حمله!
و همه با هم به داخل وزارت حمله كردن.
ساحره ها به چند گروه تقسيم شدن و به جاهاى مختلف رفتند.
اعضاى اصلى سازمان حمايت از ساحره ها به طرف دفتر مورفين رفتند و در را از جا در آوردند.
مورفين از ترس زير ميز قايم شده بود. آيلين كلاه وزارت را از سر او برداشت و به سر خودش گذاشت.
و از اين به بعد سايت جادوگران به ساحره ها تغيير كرد.
استاد
نه مرسى لازم نيست.
2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز) ( لازم به ذکره من این متن رو از الان نوشتم و در یک لحظه روی همین تاپیک قرار خواهم داد و بعد از عس انداختن، پاکش خواهم کرد، در هنگام اعلام نمرات عکس نیز قرار خواهد گرفت؛ متنی که بیشترین شباهت را داشته باشد، بیشترین امتیاز را خواهد داشت!)
ببخشيد من فكر كنم اين درست نيست.
اونى كه اون چيزى كه شما نوشتيد را نديده بايد چيكار كنه؟
حالا من يه چيزى مى نويسم.
فلور نوشته: بياى خونه پاتو قلم مى كنم. اگه موضوع را به نفع ساحره ها نكنى پدر پدربزرگت را در ميارم.
3- به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)
خب معلومه ديگه بيشتر در حق ساحره ها ظلم شده . در زمان جادوگران مصر باستان جادوگران فقط حق درس خواندن داشتن و زنان مجبور بودن در خانه بچه دارى كنند.
در زمان هاى گذشته زنان حق نداشتن پست مهمى در دولت داشته باشن.
زنان مجبور بودن ازدواج كنن و اگر نمى كردن به آن ها در آن زمان توهين مى شد.
به زنان ارث نمى رسيد ، بلكه به پسر خانواده يا يكى از فاميل ها ى پسر مى رسيد.
زنان يا ساحرگان در آن زمان بيشتر شبيه ماشين جوجه كشى بودن تا آدم.
در كل كتاب هم تمام زنان در حاشيه قرار داشتن و نقش خاصتى نداشت. مثلا هرميون كه در كتاب نقش سوم بود. در كل كتاب هم تمام شخصيت هاى مهم مرد بودن چون اين موضوع از ريشه مشكل دارد. البته به طور كلى نه زن نه مرد قدرت درك همديگه ى هم ديگه را ندارن پس كلا نمى تونين بگين كه از نظر ما بيشتر در حق زنان ظلم شده يا نه ولى به نظر من حق زنان.
البته به جز كتاب هرى پاتر در كتاب هاى ديگه هم پسر ها نقش اول رو داشتن. اگه فكر كنين تو كتاب هم وزير سحر و جادو هم مرد بود.از هر نظر نگاه كنين موضوع بر عليه مرد ها ميشه.
4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
انسان هاى اوليه
قيافه ى مرد هنگام ديدم زن
مصر باستان
وقتى مرد زن ساحره را مى بيند با به دام انداختن يك جن براى زن و گفتن اين حرف با زن ازدواج مى كند: من جادوگر خوبى هستم.
زمان حال
مرد جادوگر: آهاى خانم خوشگله.
ساحره با عشوه ى بيشتر از جلوى جادوگر رد مى شود.
5- نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
زن به مرد: تو بدن سازى ميرى ؟چه هيكلى.
مرد هم صاف تر مى ايستد.
زن سر خيابون مى ايستد و منتظر مدل بالاترين جاروى پرنده است.
یک رول بنویسید و در آن حمله ی ساحرگان به دامین سایت جادوگران و موفقیت یا عدم موفقیت آنها در تغییر آن به ساحرگان دات او آر جی را به تصویر بکشید! ( 12 نمره)
ساحره ها به وزارت سحر و جادو حمله كردن .
آيلين: ساحره ها جمع بشين تا حمله كنيم.
آماندا :حمله!
ساحره ها :حمله!
و همه با هم به داخل وزارت حمله كردن.
ساحره ها به چند گروه تقسيم شدن و به جاهاى مختلف رفتند.
اعضاى اصلى سازمان حمايت از ساحره ها به طرف دفتر مورفين رفتند و در را از جا در آوردند.
مورفين از ترس زير ميز قايم شده بود. آيلين كلاه وزارت را از سر او برداشت و به سر خودش گذاشت.
و از اين به بعد سايت جادوگران به ساحره ها تغيير كرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
به ياد قديما
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/05/24
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: پنجشنبه 19 آذر 1394 15:41
از: کجا شروع کنم؟
پستها:
43

1-این موضوع در جلسه ی بعدی نیز تدریس شود؟ ( چون جواب این سوال مهمه و مربوط به درسه، براش نمره در نظر گرفته میشه و این نمره به همه ی کسایی که نظر بدن، تعلق میگیره) ( 2 امتیاز)
نه استاد به اندازه ی کافی صرف شد. دیگه میل ندارم!
2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز) ( لازم به ذکره من این متن رو از الان نوشتم و در یک لحظه روی همین تاپیک قرار خواهم داد و بعد از عس انداختن، پاکش خواهم کرد، در هنگام اعلام نمرات عکس نیز قرار خواهد گرفت؛ متنی که بیشترین شباهت را داشته باشد، بیشترین امتیاز را خواهد داشت! )
خب به نظر من از همسرتون بوده. حالا این رولینگ فلور دلاکور رو همسرتون کرده بود ولی میگن از وقتی که رابرت گلبریت شده دیگه به مسائل خصوصی ملت کاری نداره. واسه همینم نمیدونم همسرتون کیه!
متنشم احتمالا این بوده:
عزیزم؟ بیلی جونم؟ امشب میای خونه؟ باید بیای! اصلا مگه جرات داری نیای؟ میخواستی کجا بری؟ هان؟ هان؟ این چه وضعیه؟ این چه زندگیه؟ مامان بیا ببین دختره مثل دسته گلت بدبخت شده
اعتماد دیگه؟ میخوای اعتماد نشونت بدم؟ اصلا میدونی اعتماد چیه؟ تو به من اعتماد نداری؟ تازه غذا هم میخواد! آخه مگه تو به من اعتماد داری که من بت غذا بدم؟ آخه مگه این زندگیه؟ به تو ظلم شده؟ مظلوم منم، بیچاره منم! مامااااااااااااااااااااان
3- به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)
به نظر من به ساحره هابیشتر ظلم شده. اولین علتشم اینه که اگه ساحره ها این همه انجمن های ساحرفمینیست راه نمینداختند حتی نمیتونستن بی اجازه برن خونه ی مامانشون چه برسه به کارهای دیگه!
همیشه این جادوگرا بودن که با محدود کردن ساحره ها و دست کم گرفتنشون حکمرانی کردند. این جادوگرا بودن که به زور و بازوی چوبدستیشون میبالیدند و ساحره های ظریف و ملوس رو از حقوق مسلمشون محروم میکردند.
به نظر اکثر جادوگران، ساحره ها موجودی عروسک مانند هستند تا صابشون (شوورشون) باهاشون بازی کنه و بعد اینکه عروسک بازی تموم شد بیخیالشون بشه. اون ها ساحره ها رو آشپز و مسئول بشور و بساب و ماشین جوجه کشی میدونستند!
به نظر بیشتر جادوگران ، مقصرهای واقعی ساحره ها هستند! ساحره ها مقصرند وقتی بهشون حمله میشه، وقتی به حریمشون تج... میشه! کلا مقصرند دیگه!
ساحره های زیادی بودند که چوبدستیاشون توسط همسرشون ثبت و ضبط شده! ساحره های زیادی بودند که از همسرشون، برادرشون و یا حتی پدرشون کتک خوردند! مگه همین مامیِِ ولدی نبود که میزدن تو دهنش؟ مگه همین دختر معصوم نبود که اونقدر تحقیر شد تا قدرت های جادوییش رو نمی تونست استفاده کنه؟ آخر سرم همه ی کینه ی جادوییش رو به فرزندش سرایت داد و ولدک رو به دنیا آورد و همه رو بدخت کرد! اصلا مسئول همه ی این ولدک بازیا کیه؟!جادوگرااااااااااااااااااااا! بله یــــــــــــــــــــــــــــــم!
4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
خب این دو تا حالت داره اینکه صابش باشه یا نباشه! اگه صابش باشه یا به قول مدرنیته ساحره ی مورد نظر ناموسش باشه
در این شرایط بسیار سخت و خشن و همچون ابولهول می ایستادند و دنبال بهانه ای برای زدن و یا مسخره کردن بودندد .
اما در حالت دوم که صابش نباشه! اونموقع چهره ای بسیار خودگولاخ پندار به خود گرفته و شکم را جلو داده و پشت ساحره ی مورد نظر افتاده و تیکه های به قول خودشان تسترال کنی می اندختند و یا چشم ابروهای آنچنانی آمده و سعی در جذب و از مسیر بدر کردن داشتند.
اما خب نمیشه گفت حتما و صد در صد این شکلی بوده و کلا هیچ جادوگر مهربونی و هیچ ساحره ی بدی وجود نداره. بدی و خوبی یه مسئله ی نسبی هستش! چه بسا بودن جادوگرایی که واقعا جادوگر (مرد) بود و بودند ساحره هایی که نا جادوگر (نامرد) بودند!
5- نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
خب الان یاد یانگوم مشنگ ها و ایل و تبارشون افتادم که همش خم و راست میشندن و میگفتن "بفرماییــــــــــــد سرورم"! خب بابا یا باید با ترس و لرز می ایستادن یا با ترس و لرز دیگه! انگار که زبونم لال یارو مرلینه!
بعدم خیلی با ادب و سر به زیر و مهربون و تو سری خور بودن!
شکر مرلین الان شرایط درست شده و یکم سر و سامون گرفتن!
پ ن: این پست فقط جنبه ی تکلیف داره و نویسنده بیشتر نوشته ها رو قبول نداره و اصلا نمیخوام به کسی بی احترامی بشه
نه استاد به اندازه ی کافی صرف شد. دیگه میل ندارم!

2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز) ( لازم به ذکره من این متن رو از الان نوشتم و در یک لحظه روی همین تاپیک قرار خواهم داد و بعد از عس انداختن، پاکش خواهم کرد، در هنگام اعلام نمرات عکس نیز قرار خواهد گرفت؛ متنی که بیشترین شباهت را داشته باشد، بیشترین امتیاز را خواهد داشت! )
خب به نظر من از همسرتون بوده. حالا این رولینگ فلور دلاکور رو همسرتون کرده بود ولی میگن از وقتی که رابرت گلبریت شده دیگه به مسائل خصوصی ملت کاری نداره. واسه همینم نمیدونم همسرتون کیه!
متنشم احتمالا این بوده:
عزیزم؟ بیلی جونم؟ امشب میای خونه؟ باید بیای! اصلا مگه جرات داری نیای؟ میخواستی کجا بری؟ هان؟ هان؟ این چه وضعیه؟ این چه زندگیه؟ مامان بیا ببین دختره مثل دسته گلت بدبخت شده

اعتماد دیگه؟ میخوای اعتماد نشونت بدم؟ اصلا میدونی اعتماد چیه؟ تو به من اعتماد نداری؟ تازه غذا هم میخواد! آخه مگه تو به من اعتماد داری که من بت غذا بدم؟ آخه مگه این زندگیه؟ به تو ظلم شده؟ مظلوم منم، بیچاره منم! مامااااااااااااااااااااان

3- به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)
به نظر من به ساحره هابیشتر ظلم شده. اولین علتشم اینه که اگه ساحره ها این همه انجمن های ساحرفمینیست راه نمینداختند حتی نمیتونستن بی اجازه برن خونه ی مامانشون چه برسه به کارهای دیگه!
همیشه این جادوگرا بودن که با محدود کردن ساحره ها و دست کم گرفتنشون حکمرانی کردند. این جادوگرا بودن که به زور و بازوی چوبدستیشون میبالیدند و ساحره های ظریف و ملوس رو از حقوق مسلمشون محروم میکردند.
به نظر اکثر جادوگران، ساحره ها موجودی عروسک مانند هستند تا صابشون (شوورشون) باهاشون بازی کنه و بعد اینکه عروسک بازی تموم شد بیخیالشون بشه. اون ها ساحره ها رو آشپز و مسئول بشور و بساب و ماشین جوجه کشی میدونستند!
به نظر بیشتر جادوگران ، مقصرهای واقعی ساحره ها هستند! ساحره ها مقصرند وقتی بهشون حمله میشه، وقتی به حریمشون تج... میشه! کلا مقصرند دیگه!
ساحره های زیادی بودند که چوبدستیاشون توسط همسرشون ثبت و ضبط شده! ساحره های زیادی بودند که از همسرشون، برادرشون و یا حتی پدرشون کتک خوردند! مگه همین مامیِِ ولدی نبود که میزدن تو دهنش؟ مگه همین دختر معصوم نبود که اونقدر تحقیر شد تا قدرت های جادوییش رو نمی تونست استفاده کنه؟ آخر سرم همه ی کینه ی جادوییش رو به فرزندش سرایت داد و ولدک رو به دنیا آورد و همه رو بدخت کرد! اصلا مسئول همه ی این ولدک بازیا کیه؟!جادوگرااااااااااااااااااااا! بله یــــــــــــــــــــــــــــــم!

4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
خب این دو تا حالت داره اینکه صابش باشه یا نباشه! اگه صابش باشه یا به قول مدرنیته ساحره ی مورد نظر ناموسش باشه
در این شرایط بسیار سخت و خشن و همچون ابولهول می ایستادند و دنبال بهانه ای برای زدن و یا مسخره کردن بودندد .اما در حالت دوم که صابش نباشه! اونموقع چهره ای بسیار خودگولاخ پندار به خود گرفته و شکم را جلو داده و پشت ساحره ی مورد نظر افتاده و تیکه های به قول خودشان تسترال کنی می اندختند و یا چشم ابروهای آنچنانی آمده و سعی در جذب و از مسیر بدر کردن داشتند.
اما خب نمیشه گفت حتما و صد در صد این شکلی بوده و کلا هیچ جادوگر مهربونی و هیچ ساحره ی بدی وجود نداره. بدی و خوبی یه مسئله ی نسبی هستش! چه بسا بودن جادوگرایی که واقعا جادوگر (مرد) بود و بودند ساحره هایی که نا جادوگر (نامرد) بودند!
5- نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
خب الان یاد یانگوم مشنگ ها و ایل و تبارشون افتادم که همش خم و راست میشندن و میگفتن "بفرماییــــــــــــد سرورم"! خب بابا یا باید با ترس و لرز می ایستادن یا با ترس و لرز دیگه! انگار که زبونم لال یارو مرلینه!
بعدم خیلی با ادب و سر به زیر و مهربون و تو سری خور بودن!
شکر مرلین الان شرایط درست شده و یکم سر و سامون گرفتن!
پ ن: این پست فقط جنبه ی تکلیف داره و نویسنده بیشتر نوشته ها رو قبول نداره و اصلا نمیخوام به کسی بی احترامی بشه

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1388/03/30
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 19:05
از: رو شونههای ارباب!
پستها:
5457

1- این موضوع در جلسه ی بعدی نیز تدریس شود؟ ( چون جواب این سوال مهمه و مربوط به درسه، براش نمره در نظر گرفته میشه و این نمره به همه ی کسایی که نظر بدن، تعلق میگیره) ( 2 امتیاز)
خیر! هرچی سوال در مورد این موضوع بود پرسیدین دیگه، بسه. مرسی! نوموخوایم!
2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز) ( لازم به ذکره من این متن رو از الان نوشتم و در یک لحظه روی همین تاپیک قرار خواهم داد و بعد از عکس انداختن، پاکش خواهم کرد، در هنگام اعلام نمرات عکس نیز قرار خواهد گرفت؛ متنی که بیشترین شباهت را داشته باشد، بیشترین امتیاز را خواهد داشت!)
خب اون لحظه میتونه واسه روزای آخر کلاستون باشه، میتونه هم زمانی باشه که اصلا هیشکی تو سایت نیست. ای بابا!
از طرف نیمه پریزاد زیبا و باهوش ریونکلاو و البته همسر شما، فلور دلاکور بود!
متن نامه:
یادت باشه چیا گفتی! اگه فقط یک بار به من شک کنی یا چیزی بگی که در نهایت به شک کردن به من ختم بشه، اونوقت حتی فرصت گفتن این جمله رو که " مگه به من اعتماد نداری " رو هم پیدا نمیکنی که بت بگم. بلافاصله از زندگی من شوت میشی بیرون، بدون دادن فرصت دوباره. چون خودت تو این تدریس نشون دادی که کامل ماجرای اعتماد داشتن رو میدونی و اگه در جهت شک کردن به من حرفی بزنی، تووووو از زندگی من اخرااااااجی و کاملا وااااااضحه که به مــــــــن اعتمااااااااااااد نداااااااااااااری! فهمیدی my love؟
3-به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)
فکر نکنم نیازی به توضیح باشه که به کدوم بیشتر ظلم شده، هر آدمه بی طرفی واسش واضحه که جواب مسلما ساحرگانه!
اصلا مگه در ابتدا، ساحرگانوآدمحوا حساب میکردن؟ نخیر! اونا اصلا هیچ حقی نداشتن و کلا اختیار و کنترلشون دست خودشون نبود. در این حالتم معلومه که چه ظلمای به ناحقی بهشون روا میشده و چه ساحرگان رشید و دلاوری که در این راه به شهادت میرسیدند!
حتی شایعاتی مبنی بر اینکه اون دهه های اول ساحرگان حتی حق حمل چوبدستی در خارج از خانه رو بدون همراه داشتن همسر یا پدر نداشتن. والا نمیدونم اینا دیگه چه قانونای مسخره ای بوده! یعنی داشتن چوبدستی برای ساحرگان، فقط به منزله ی تهیه ی امکانات درون خونه و پخت و پز و اینا بوده.
وقتیم خیلی وقتا اجازه نداشتن با خودشون چوبدستی به بیرون از خونه ببرن، خب ممکن بود حیوون وحشی ای اصلا قاتلی چیزی بشون حمله کنه و بکشدشون. به هر حال قدیما مث الان خیابون و اینا که نبوده، جنگل و کوه و بیابون و اینا بوده و پر از حیوون.
اما بعدا جادوگران دیدن ای بابا همینطوریم که نمیشه که، اون اوایل خیلی رو اینکه باید همه اصیل زاده باشن پافشاری میکردن، خب وقتی دیدن برخی ساحرگان در اثر این ظلم های ناروا جان به جان آفرین تسلیم میکنن، تصمیم گرفتن که یه تغییری بدن. اونا به ساحره های اصیل نیاز داشتن که بتونن نسلشونو اصیل زاده ادامه بدن و اینجا بود که تازه جرقه هایی در مورد حقوق زنان زده شد.
اولیش همون استفاده از چوبدستی در هرجا که بخوان و در هر موردی که بخوان بود. اینجا بود که ظلم ساحرگان به جادوگران آغاز شد ... بقیه ی داستان در سوال آخر!
4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
همونطور که تو سوال قبلی هم گفتم در ابتدا ساحره اصلا شخص خاصی نبود!
فقط کسی تلقی میشد که کارای تو خونه رو انجام بده و یه مکان امن و گرم و نرم و خوش خوراکی برای جادوگرا بوجود بیاره. واسه همین با غرور و سینه سپر کرده و لحنی خشن و تند و با زور و جبر با ساحره ها رفتار میکردن و اگه جادوگری خیلی لطف میکرد یک ساحره رو پیش دیگران با عنوان (این/اون) و جلوی خودش با عناوینی چون (هی/اوی/OOO/هه) خطاب میکرد.
بعدشم مطابق سوال 3 بالاخره ساحرگان حق اصلی هرکسی تو جامعه ی جادوگری رو بدست آوردن و اینجا بود که جادوگرا مجبور شدن ملایم تر با ساحره ها برخورد کنن. اونارو با اسم صدا میزدن، اما همچنان اجازه ی خروج از خونه رو به راحتی نمیدادن و چون تازه ساحره ها حق و حقوق پیدا کرده بودن، همچنان اون حالت تند حرف زدنشون باقی موند اما خب خیلی آزار دادن ساحره ها کاهش پیدا کرد.
در نهایت وارد دوره ای میشیم که دیگه همه روشن فکر و دارای عقل کافی(!) و اینا شدن و تمام حق و حقوق ساحره ها و جادوگرا برابر شد و اینجا بود که دیگه اصلا مهم نبود طرف ساحره س یا جادوگر، اصلا کاری به جنسیت نداشتن و همه برابر شدن و جادوگرا با مهربانی با ساحره ها رفتار میکردن و بهشون اجازه ی کار کردن میدادن و با پیشوندهایی چون دوشیزه و بانو و خانوم اونارو مورد خطاب خودشون قرار میدادن.
5-نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
اون اوایل مطابق با توضیح سوال 3، اصلا یک وضع افتضاحی بود. ساحره ها هم برای اینکه از دست کتک زدنا و جادو کردنای جادوگرا رو خودشون در امان بمونن، مجبور بودن هرچی جادوگره میگه انجام بدن. خیلی هم سعی میکردن باشون مهربون باشن و مدام ورد زبونشون "چشم چشم" بود و کلا کاری جز اطاعت و تعظیم و اینا در برابر جادوگرا نداشتن. دیگه جادوگرارو هم چی خطاب میکردن جز جناب آقای فلان و اینا.
وقتی اون قانون در مورد حمل چوبدستی توسط ساحره ها اومد، اینجا بود که ساحره ها در محیط خانه شروع به آزار و اذیت جادوگرا کردن و با پرت کردن وسایل خونه به سمت جادوگرا یه شمه ای از قدرت خودشونو به جادوگرا نشون دادن. در اوایل تصویب این قانون، چون ساحره ها خیلی جرات نداشتن بیرون خونه بیان، در بیرون خونه جرات نداشتن خیلی به جادوگری حمله کنن، اما دیگه وقتی این قانون خوب جا افتاد، زمونه برعکس شد! اینجا بود که ساحره ها به خاطر خشمی که در گذشته ها داشتن، شروع کردن به آزار و اذیت جادوگرا و زجر دادنشون. اینجا هم لطف میکردن نام جادوگرو برا صدا زدن انتخاب میکردن و دیگه خبری از آقای فلان و جناب فلان و اینا نبود.
آخرشم که جامعه مدرن شد و همه برابر شدن و این وسط دیگه هرکی به جادوگری آسیب میرسوند به خاطر ذات خودش بود و نه فرهنگ جامعه. تو این دوره دیگه آزار جادوگرا از طرف ساحره ها خیلی کم شد، اما به جاش همون تعداد معدودی از آزارا هم که بود بسیار شیک و پیشرفته بود که اصلا میدیدی کیف میکردی!
خیر! هرچی سوال در مورد این موضوع بود پرسیدین دیگه، بسه. مرسی! نوموخوایم!

2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز) ( لازم به ذکره من این متن رو از الان نوشتم و در یک لحظه روی همین تاپیک قرار خواهم داد و بعد از عکس انداختن، پاکش خواهم کرد، در هنگام اعلام نمرات عکس نیز قرار خواهد گرفت؛ متنی که بیشترین شباهت را داشته باشد، بیشترین امتیاز را خواهد داشت!)
خب اون لحظه میتونه واسه روزای آخر کلاستون باشه، میتونه هم زمانی باشه که اصلا هیشکی تو سایت نیست. ای بابا!

از طرف نیمه پریزاد زیبا و باهوش ریونکلاو و البته همسر شما، فلور دلاکور بود!
متن نامه:
یادت باشه چیا گفتی! اگه فقط یک بار به من شک کنی یا چیزی بگی که در نهایت به شک کردن به من ختم بشه، اونوقت حتی فرصت گفتن این جمله رو که " مگه به من اعتماد نداری " رو هم پیدا نمیکنی که بت بگم. بلافاصله از زندگی من شوت میشی بیرون، بدون دادن فرصت دوباره. چون خودت تو این تدریس نشون دادی که کامل ماجرای اعتماد داشتن رو میدونی و اگه در جهت شک کردن به من حرفی بزنی، تووووو از زندگی من اخرااااااجی و کاملا وااااااضحه که به مــــــــن اعتمااااااااااااد نداااااااااااااری! فهمیدی my love؟

3-به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)
فکر نکنم نیازی به توضیح باشه که به کدوم بیشتر ظلم شده، هر آدمه بی طرفی واسش واضحه که جواب مسلما ساحرگانه!
اصلا مگه در ابتدا، ساحرگانو
حتی شایعاتی مبنی بر اینکه اون دهه های اول ساحرگان حتی حق حمل چوبدستی در خارج از خانه رو بدون همراه داشتن همسر یا پدر نداشتن. والا نمیدونم اینا دیگه چه قانونای مسخره ای بوده! یعنی داشتن چوبدستی برای ساحرگان، فقط به منزله ی تهیه ی امکانات درون خونه و پخت و پز و اینا بوده.
وقتیم خیلی وقتا اجازه نداشتن با خودشون چوبدستی به بیرون از خونه ببرن، خب ممکن بود حیوون وحشی ای اصلا قاتلی چیزی بشون حمله کنه و بکشدشون. به هر حال قدیما مث الان خیابون و اینا که نبوده، جنگل و کوه و بیابون و اینا بوده و پر از حیوون.
اما بعدا جادوگران دیدن ای بابا همینطوریم که نمیشه که، اون اوایل خیلی رو اینکه باید همه اصیل زاده باشن پافشاری میکردن، خب وقتی دیدن برخی ساحرگان در اثر این ظلم های ناروا جان به جان آفرین تسلیم میکنن، تصمیم گرفتن که یه تغییری بدن. اونا به ساحره های اصیل نیاز داشتن که بتونن نسلشونو اصیل زاده ادامه بدن و اینجا بود که تازه جرقه هایی در مورد حقوق زنان زده شد.
اولیش همون استفاده از چوبدستی در هرجا که بخوان و در هر موردی که بخوان بود. اینجا بود که ظلم ساحرگان به جادوگران آغاز شد ... بقیه ی داستان در سوال آخر!

4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
همونطور که تو سوال قبلی هم گفتم در ابتدا ساحره اصلا شخص خاصی نبود!
فقط کسی تلقی میشد که کارای تو خونه رو انجام بده و یه مکان امن و گرم و نرم و خوش خوراکی برای جادوگرا بوجود بیاره. واسه همین با غرور و سینه سپر کرده و لحنی خشن و تند و با زور و جبر با ساحره ها رفتار میکردن و اگه جادوگری خیلی لطف میکرد یک ساحره رو پیش دیگران با عنوان (این/اون) و جلوی خودش با عناوینی چون (هی/اوی/OOO/هه) خطاب میکرد.بعدشم مطابق سوال 3 بالاخره ساحرگان حق اصلی هرکسی تو جامعه ی جادوگری رو بدست آوردن و اینجا بود که جادوگرا مجبور شدن ملایم تر با ساحره ها برخورد کنن. اونارو با اسم صدا میزدن، اما همچنان اجازه ی خروج از خونه رو به راحتی نمیدادن و چون تازه ساحره ها حق و حقوق پیدا کرده بودن، همچنان اون حالت تند حرف زدنشون باقی موند اما خب خیلی آزار دادن ساحره ها کاهش پیدا کرد.
در نهایت وارد دوره ای میشیم که دیگه همه روشن فکر و دارای عقل کافی(!) و اینا شدن و تمام حق و حقوق ساحره ها و جادوگرا برابر شد و اینجا بود که دیگه اصلا مهم نبود طرف ساحره س یا جادوگر، اصلا کاری به جنسیت نداشتن و همه برابر شدن و جادوگرا با مهربانی با ساحره ها رفتار میکردن و بهشون اجازه ی کار کردن میدادن و با پیشوندهایی چون دوشیزه و بانو و خانوم اونارو مورد خطاب خودشون قرار میدادن.
5-نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
اون اوایل مطابق با توضیح سوال 3، اصلا یک وضع افتضاحی بود. ساحره ها هم برای اینکه از دست کتک زدنا و جادو کردنای جادوگرا رو خودشون در امان بمونن، مجبور بودن هرچی جادوگره میگه انجام بدن. خیلی هم سعی میکردن باشون مهربون باشن و مدام ورد زبونشون "چشم چشم" بود و کلا کاری جز اطاعت و تعظیم و اینا در برابر جادوگرا نداشتن. دیگه جادوگرارو هم چی خطاب میکردن جز جناب آقای فلان و اینا.
وقتی اون قانون در مورد حمل چوبدستی توسط ساحره ها اومد، اینجا بود که ساحره ها در محیط خانه شروع به آزار و اذیت جادوگرا کردن و با پرت کردن وسایل خونه به سمت جادوگرا یه شمه ای از قدرت خودشونو به جادوگرا نشون دادن. در اوایل تصویب این قانون، چون ساحره ها خیلی جرات نداشتن بیرون خونه بیان، در بیرون خونه جرات نداشتن خیلی به جادوگری حمله کنن، اما دیگه وقتی این قانون خوب جا افتاد، زمونه برعکس شد! اینجا بود که ساحره ها به خاطر خشمی که در گذشته ها داشتن، شروع کردن به آزار و اذیت جادوگرا و زجر دادنشون. اینجا هم لطف میکردن نام جادوگرو برا صدا زدن انتخاب میکردن و دیگه خبری از آقای فلان و جناب فلان و اینا نبود.
آخرشم که جامعه مدرن شد و همه برابر شدن و این وسط دیگه هرکی به جادوگری آسیب میرسوند به خاطر ذات خودش بود و نه فرهنگ جامعه. تو این دوره دیگه آزار جادوگرا از طرف ساحره ها خیلی کم شد، اما به جاش همون تعداد معدودی از آزارا هم که بود بسیار شیک و پیشرفته بود که اصلا میدیدی کیف میکردی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/01/29
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:18
از: دنیای انتظار
پستها:
165

با عرض پوزش از مزاحمت، فقط خواستم به اطلاع برسونم که بانو دلاکور (
) پستشون رو درست زدن چون همونطوری که با آیلین عزیز هماهنگ کردیم، قرار شد طرفدارای حقوق ساحرگان پستاشون رو تو این تاپیک بزنن؛ و بقیه توی خود کلاس، خواستم بازم اطلاع رسانی کرده باشم!
ببخشید بازم!
) پستشون رو درست زدن چون همونطوری که با آیلین عزیز هماهنگ کردیم، قرار شد طرفدارای حقوق ساحرگان پستاشون رو تو این تاپیک بزنن؛ و بقیه توی خود کلاس، خواستم بازم اطلاع رسانی کرده باشم!ببخشید بازم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!


فقط جادوگران است و کسانی که از درکش عاجز هستند!
جزئیات کاربر

تکالیف:
1- این موضوع در جلسه ی بعدی نیز تدریس شود؟ ( 2 امتیاز)
بلی، بلی!
خیلی خوب میشه که با توجه به تکالیف دانش آموزان جلسه ی بعدی کلاس رو به این موضوع اختصاص بدین!
فقط من از قبل متن تدریستونو مشخص می کنم تا از این به بعد لازم نباشه اون دست خط افتضاحمو وسط کلاس به خوردتون بدم!
2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز)
یـکـم فکر کن...!یعنی ساحره ی دیگه ای به جز من میتونه اون تاثیرو رو شما بذاره؟! یعنی کسی جز "فلور دلاکور جهنمی ملقب به دخترک بی نام و نشون؟!"
بفرماییداستاد ویزلی عزیزم...!
این خوده نامه که بعد از کلاس وقتی تو راهرو داشتین تنفس مصنوعی میدادین دادینش دستم!
[b]3- به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)[/b]
به نظـر من، بـه دور از هر گـونه پـیش داوری مسلما در حق ساحره ها ظـلـم شده...!
در قدیم ساحره هـا حق درس خواندن رو هم نـداشـتن بـدون اجازه شوهر یا پدرشـون، مدرک آپارات با امضای قیم مذکر به سـاحرگـان داده می شـده و شوهـرشـون هـم هر موقـع می خواسـته توی هـاگوارتز با دخترای دیگه میپریده و آخـر سر هم با دسـت بـزن و اعصاب خورد میومـده خونـه تا شـام بخوره و کلی نق و غر بزنه!
الآن هم همینطـــوره!
اوضاع چه فرقی داره وقـتی وزارت به جادوگـر آسلامی موجب میشه حجاب برای ساحـره ها الـزامی بشه؟!
وقـتـی ساحره هـا می بـینن تو چتـر باکـس شوهروشون به بـلـاترکیس گفته عاشقتم (
) و اونا فـقـط به جــرم حرف زدن بــا یه جادوگــر مورد بی اعتمادی قـرار می گیـرن و شوهـرون متهـمشون مـی کنـه حتما، حتما...( افکت فین در دستمال آبی!)
حتـما فردا بـا اون میـخوان برن بیـرون!
وقتی باباشون میگه تـا شوهـر ندم تــورو بایــد تو خونـه حبسـت کنـم!
وقتی تـنـها پـنـاهگاهشون زیـر سایـه یه اربابـــه!
آخـه انصافه؟!
بعد شما به حسادت و تنـدی زنـانـه ما کـه فقـط برای جلـب توجـه شماسـ می گیـن ظلم...!
4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
اون اوایل:
جادوگر که ساحره مـامـانی که داره موهاشو بـا چماقـش به صـورت عجیبی شانه میـکنه رو دیده هول میـشه و داینـاسوری که داره سراغش میـادو نـادیـده می گیـره!
دایناسور که از ایستادن ناگهانی جادو گر که آب دهانش راه افتاده و چشمانش حالتی قلب مانند پیدا کرده تعجـب کرده مسیر نگاه جادوگـر را دنـبال کرده و ساحره را می بیـند!سپس سرش را با تاسف تکان می دهد و به صف جادوگران دیگری که در انتـظـار ساحـره نشسته انـد اشاره می کنـد و با دمـش بـه پشت جادوگر میزند و آن دو دست در دست هم میروند و در افق محو می شوند.
اون وسطا...:
ساحره دم پنجره با چادر ایستاده و به گل ها آب می دهد که ناگهان جادوگری که از کوچـه رد میشود او را می بیـند و با سر به زمین بر خورد می کند!
ساحـره با دیـدن این صحنه با نـاز می خندد و جادوگر که مشغول بلند شدن با همان اب دهان راه افتاده است را نگاه می کند.در همین حال مانند این فیلم هندیا بادی می وزد و چادر ساحره را باد می برد و موهایش را افشون می کند و دل جادوگکر را پریشون می کند و پدر ساحره را غیرتی... و داستان در تکالیف بعدی ادامه دارد
این اواخر:
ساحره در حال دویدن است و باد موهایش را پریشان کرده و نفس نفس می زند و در همین حال باران هم میاید.ناگهان جادوگری ساحره را می بیـند که دارد بـه سمـت او مـی دود و هـول می شـود و چشم هایش برق می زنند و به جای آن که جاخالی دهد می پرد جلوی ساحره و ساحره با او برخورد می کند!
جادوگر به ساحره که سرخ شده و زیر لب زمزمه می کند متاسفم کمک می کند وسیلش را جمع کند و در همین حال شماره ی خط همراه جادویی چوبدستی اش را لای کتاب های ساحره گذاشته و پس از روانه کردن ساحره مانـند این تســترال ها می نشیند و تا روز بعد به چوبدستی اش برای دریـافت پیغامی از ساحره نگاه می کنـد!
5- نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
جمع بنـدی،اوایـل،اواسط و اواخـر:
ساحـره خودش را با آرایش نـاز کرده کمی موهایـش را با انواع مواد معدنی صاف می کند و با دوستانش می رود بیرون تا جادو گری را تور کنند.
با آمدن اولین جادوگر یکـی از ساحـره ها می گویـد این مال من است و با همان کتب هایـی که بـالا به ان اشاره کردم و سر و وضع به هم ریخته و نفس نفس زنان روع به دویـدن می کنـد تا حتما به جادوگر بخورد!
یـا آن که کنـار خیابان ایـستاده در انتـظار جاوی مدل بالا و هر کس جاروی مدل سال دو هزار و سیزده آتوماتیک همراه با ادکلنـی خوشبو و قیافه خوب و اگر شد کمی خاکی نشد هم مهم نیست(
)، داشت سوار می شود و خواهش می کند تا او را به خانه اش برساند!
"منتظرتان هستم مستر ویـزلی...
شام یه چیز خوشـمزه درست کردم ^_^"
1- این موضوع در جلسه ی بعدی نیز تدریس شود؟ ( 2 امتیاز)
بلی، بلی!
خیلی خوب میشه که با توجه به تکالیف دانش آموزان جلسه ی بعدی کلاس رو به این موضوع اختصاص بدین!
فقط من از قبل متن تدریستونو مشخص می کنم تا از این به بعد لازم نباشه اون دست خط افتضاحمو وسط کلاس به خوردتون بدم!

2- متن نامه ای که بیل ویزلی دریافت کرد چه بود؟ ( 7 امتیاز) و از چه کسی بود؟ ( 3 امتیاز)
یـکـم فکر کن...!یعنی ساحره ی دیگه ای به جز من میتونه اون تاثیرو رو شما بذاره؟! یعنی کسی جز "فلور دلاکور جهنمی ملقب به دخترک بی نام و نشون؟!"

بفرماییداستاد ویزلی عزیزم...!
این خوده نامه که بعد از کلاس وقتی تو راهرو داشتین تنفس مصنوعی میدادین دادینش دستم!

[b]3- به نظر شما در طول تاریخ، به ساحرگان بیشتر ظلم شده یا جادوگران؟ مقاله ای در این مورد بنویسید و با دلیل و مدرک اثبات کنید، این مقاله باید بیشتر از 12 خط زوپسی (ینی خط معمولی هنگام نمایش تاپیک) باشد! ( 12 امتیاز)[/b]
به نظـر من، بـه دور از هر گـونه پـیش داوری مسلما در حق ساحره ها ظـلـم شده...!
در قدیم ساحره هـا حق درس خواندن رو هم نـداشـتن بـدون اجازه شوهر یا پدرشـون، مدرک آپارات با امضای قیم مذکر به سـاحرگـان داده می شـده و شوهـرشـون هـم هر موقـع می خواسـته توی هـاگوارتز با دخترای دیگه میپریده و آخـر سر هم با دسـت بـزن و اعصاب خورد میومـده خونـه تا شـام بخوره و کلی نق و غر بزنه!
الآن هم همینطـــوره!
اوضاع چه فرقی داره وقـتی وزارت به جادوگـر آسلامی موجب میشه حجاب برای ساحـره ها الـزامی بشه؟!
وقـتـی ساحره هـا می بـینن تو چتـر باکـس شوهروشون به بـلـاترکیس گفته عاشقتم (
) و اونا فـقـط به جــرم حرف زدن بــا یه جادوگــر مورد بی اعتمادی قـرار می گیـرن و شوهـرون متهـمشون مـی کنـه حتما، حتما...( افکت فین در دستمال آبی!) حتـما فردا بـا اون میـخوان برن بیـرون!

وقتی باباشون میگه تـا شوهـر ندم تــورو بایــد تو خونـه حبسـت کنـم!
وقتی تـنـها پـنـاهگاهشون زیـر سایـه یه اربابـــه!
آخـه انصافه؟!
بعد شما به حسادت و تنـدی زنـانـه ما کـه فقـط برای جلـب توجـه شماسـ می گیـن ظلم...!

4- نحوه ی رفتار یک جادوگر هنگام برخورد با یک ساحره را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
اون اوایل:
جادوگر که ساحره مـامـانی که داره موهاشو بـا چماقـش به صـورت عجیبی شانه میـکنه رو دیده هول میـشه و داینـاسوری که داره سراغش میـادو نـادیـده می گیـره!
دایناسور که از ایستادن ناگهانی جادو گر که آب دهانش راه افتاده و چشمانش حالتی قلب مانند پیدا کرده تعجـب کرده مسیر نگاه جادوگـر را دنـبال کرده و ساحره را می بیـند!سپس سرش را با تاسف تکان می دهد و به صف جادوگران دیگری که در انتـظـار ساحـره نشسته انـد اشاره می کنـد و با دمـش بـه پشت جادوگر میزند و آن دو دست در دست هم میروند و در افق محو می شوند.

اون وسطا...:
ساحره دم پنجره با چادر ایستاده و به گل ها آب می دهد که ناگهان جادوگری که از کوچـه رد میشود او را می بیـند و با سر به زمین بر خورد می کند!
ساحـره با دیـدن این صحنه با نـاز می خندد و جادوگر که مشغول بلند شدن با همان اب دهان راه افتاده است را نگاه می کند.در همین حال مانند این فیلم هندیا بادی می وزد و چادر ساحره را باد می برد و موهایش را افشون می کند و دل جادوگکر را پریشون می کند و پدر ساحره را غیرتی... و داستان در تکالیف بعدی ادامه دارد

این اواخر:
ساحره در حال دویدن است و باد موهایش را پریشان کرده و نفس نفس می زند و در همین حال باران هم میاید.ناگهان جادوگری ساحره را می بیـند که دارد بـه سمـت او مـی دود و هـول می شـود و چشم هایش برق می زنند و به جای آن که جاخالی دهد می پرد جلوی ساحره و ساحره با او برخورد می کند!
جادوگر به ساحره که سرخ شده و زیر لب زمزمه می کند متاسفم کمک می کند وسیلش را جمع کند و در همین حال شماره ی خط همراه جادویی چوبدستی اش را لای کتاب های ساحره گذاشته و پس از روانه کردن ساحره مانـند این تســترال ها می نشیند و تا روز بعد به چوبدستی اش برای دریـافت پیغامی از ساحره نگاه می کنـد!
5- نحوه ی رفتار یک ساحره هنگام برخورد با یک جادوگر را در طول تاریخ بنویسید! (اعم از نحوه ی برخورد و کلماتی که به کار میبرد تا نحوه ی ایستادن و ...) (3 امتیاز)
جمع بنـدی،اوایـل،اواسط و اواخـر:
ساحـره خودش را با آرایش نـاز کرده کمی موهایـش را با انواع مواد معدنی صاف می کند و با دوستانش می رود بیرون تا جادو گری را تور کنند.
با آمدن اولین جادوگر یکـی از ساحـره ها می گویـد این مال من است و با همان کتب هایـی که بـالا به ان اشاره کردم و سر و وضع به هم ریخته و نفس نفس زنان روع به دویـدن می کنـد تا حتما به جادوگر بخورد!

یـا آن که کنـار خیابان ایـستاده در انتـظار جاوی مدل بالا و هر کس جاروی مدل سال دو هزار و سیزده آتوماتیک همراه با ادکلنـی خوشبو و قیافه خوب و اگر شد کمی خاکی نشد هم مهم نیست(
)، داشت سوار می شود و خواهش می کند تا او را به خانه اش برساند!"منتظرتان هستم مستر ویـزلی...
شام یه چیز خوشـمزه درست کردم ^_^"
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
جزئیات کاربر

مالی عزیز.
خوشحالم که دوباره به اینجا برگشتی و بیشتر از اون اینکه می بینم دیگه از اون خشم سری قبلت خبری نیست!خب راستش ما هزینه زیادی برای تعمیر اون در متقبل شدیم
هرچند اصلا اهمیتی نداره.می دونم وقتی تونستی حق و حقوقتو از شوهرت بگیری جبرانش خواهی کرد! عالیه خوشحالم که میبینم از همه فرصت ها برای احقاق حقوق زنان استفاده میکنی با توجه به پاسخی که به سوال سوم دادی. هرچند نحوه استفاده ازشون رو قید نکردی. اصلا مهم نیست عزیزم. بانو آماندا بروکل هرست شمارو راهنمایی خواهند کرد.
تایید شد.
بیل عزیز.
چه افتخاریه که استاد تاریخ جادوگری به سازمان ما سر زده. اوه بیل...متاسفانه منظورم از مرد بودن در واقع اون چیزی نیست که تو فکر کردی!از دیدگاه من متاسفانه شما هم داخل در این تعریف هستی!
با شنیدن داستان زندگی مادرت و رنج هایی که بهشون تحمیل شده واقعا اندوهگین شدم. ولی ناراحت نباش به عنوان رییس این سازمان من هوای تمام اعضامو دارم!
هوم...ساطور؟انتخاب خوبی هم کردی...زیبا،سریع و مطمئن.
با وجود این واقعا متاسفم بیل که ناچارم بگم:
تایید نشد!
دوستان و همکاران عزیزم.
دو تا مورد بود که می خواستم با شما در میون بذارم. اولین نکته اینکه ما برای نشان دادن اتحادمون و ایجاد این حس که به یه گروه تعلق داریم نیاز به یک نشان و در واقع سمبل داریم تا با قرار دادنش در امضامون این حس و حالو ایجاد کنیم. لطفا ایده هاتونو در پیغام خصوصی با من یا آماندا مطرح کنین. در ضمن آیدی منو هم می تونین از آماندا بگیرین.(الان آماندا داره تو دلش به من فحش میده!)
نکته دیگه اینکه با توجه به عضوگیری و گسترش سازمان کم کم نیازه تا سمت هایی به وجود بیان و قسمتی از کارهارو عهده دار بشن. سازمان تصمیم گرفته از بین اعضای فعال عده ای رو برای این سمت ها برگزینه. این بیشتر جنبه اطلاع رسانی داشت. جزییات دقیقترش رو بعدا خودم یا آماندا به عرضتون خواهیم رسوند.
با آرزوی موفقیت.
خوشحالم که دوباره به اینجا برگشتی و بیشتر از اون اینکه می بینم دیگه از اون خشم سری قبلت خبری نیست!خب راستش ما هزینه زیادی برای تعمیر اون در متقبل شدیم
هرچند اصلا اهمیتی نداره.می دونم وقتی تونستی حق و حقوقتو از شوهرت بگیری جبرانش خواهی کرد! عالیه خوشحالم که میبینم از همه فرصت ها برای احقاق حقوق زنان استفاده میکنی با توجه به پاسخی که به سوال سوم دادی. هرچند نحوه استفاده ازشون رو قید نکردی. اصلا مهم نیست عزیزم. بانو آماندا بروکل هرست شمارو راهنمایی خواهند کرد.
تایید شد.
بیل عزیز.
چه افتخاریه که استاد تاریخ جادوگری به سازمان ما سر زده. اوه بیل...متاسفانه منظورم از مرد بودن در واقع اون چیزی نیست که تو فکر کردی!از دیدگاه من متاسفانه شما هم داخل در این تعریف هستی!
با شنیدن داستان زندگی مادرت و رنج هایی که بهشون تحمیل شده واقعا اندوهگین شدم. ولی ناراحت نباش به عنوان رییس این سازمان من هوای تمام اعضامو دارم!
هوم...ساطور؟انتخاب خوبی هم کردی...زیبا،سریع و مطمئن.
با وجود این واقعا متاسفم بیل که ناچارم بگم:
تایید نشد!
دوستان و همکاران عزیزم.
دو تا مورد بود که می خواستم با شما در میون بذارم. اولین نکته اینکه ما برای نشان دادن اتحادمون و ایجاد این حس که به یه گروه تعلق داریم نیاز به یک نشان و در واقع سمبل داریم تا با قرار دادنش در امضامون این حس و حالو ایجاد کنیم. لطفا ایده هاتونو در پیغام خصوصی با من یا آماندا مطرح کنین. در ضمن آیدی منو هم می تونین از آماندا بگیرین.(الان آماندا داره تو دلش به من فحش میده!)
نکته دیگه اینکه با توجه به عضوگیری و گسترش سازمان کم کم نیازه تا سمت هایی به وجود بیان و قسمتی از کارهارو عهده دار بشن. سازمان تصمیم گرفته از بین اعضای فعال عده ای رو برای این سمت ها برگزینه. این بیشتر جنبه اطلاع رسانی داشت. جزییات دقیقترش رو بعدا خودم یا آماندا به عرضتون خواهیم رسوند.
با آرزوی موفقیت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
(15.43 KB)
