حالت دربیاد .- ارررر..ارباب؟
به آرامی به پشت سرش نگاه کرد. لرد حتی وقتی نبود هم بود.
- ارباب؟
جای تعجب نداشت . حتما توهم زده بود. به ناخنی که از دهن تام بیرون زده بود،والان تنها بخش باقی مانده از آرسینوس بود ، و انبوه مرگخوارانی که حتما هافلی بودند و با پشت کار ناخن سینوس را از حلق تام بیرون می کشیدند ، نگاه کرد . بعد به تام که گریه می کرد نگاه کرد. سپس به گودال تازه ایجاد شده در خانه ی ریدل نگاه کرد . کلا به همه نگاه کرد. ولی کسی به او نگاه نکرد. به جز گودال.
- چیه نگاه می کنی؟
- باید موهاتو شونه کنی.
- وا! مگه مو ها ی من چشه؟
- باید موهاتو شونه کنی.
- ببین داری می ر..
- باید مو هاتو شونه کنی .
- ا...
- باید مو هاتو شونه کنی.
بلاتریکس تا ده شمرد . سه بار هم شمرد. ولی گودال دست از سرپر
کردن کاسه ی صبر بلاتریکس با شعار «باید موهاتو شونه کنی» برنداشت . سرانجام کاسه ی صبر بلاتریکس لبریز شو.
- کروشیو.
بلی ، بلاتریکس کروشیویی نثار گودال کرد؛ غافل از اینکه گودال کف زمین بود و روی زمین پسر اربابش. و حتی گودال هایی که روی زمین اند بلد نیستند به اربابش و پسرش احترام بگذارند، و وقتی کسی بهشان کروشیو می زنه می ریزند. بی توجه به اینکه پسر ارباب رویشان نشسته و آرسینوسی را قورت می دهد...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

حل شد... حله. بچه خودشو خیس کرده بود..عوضش کـر... آخ! آخخخخ!
منو گاز میگیری؟ کی دندون در اوردی تو اصن؟!

چی شده سینوس؟ تام جونیور مارو کجا میبری این موقع شب؟ میدونی وقت خوابه بچه خیلی وقته که گذشته ؟





