شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
1. اگه برین کتاب انسانها رو بردارین و دنبال توضیحات این صورت فلکی بگردین به این میرسین: هفت ستاره که طوری کنار هم قرار گرفتن که انگار یک داره و در واقع کلهی انسان رو تشکیل دادن. دو ستارهی نزدیک به هم سمت راست و بالای این کله، و دو ستارهی نزدیک به هم سمت چپ و بالای این کله قرار داره، به صورتی که یک حلقهی فرشته مانند میتونیم تصورش کنیم. (ازینا که بالا کله اینه: ) دو ستاره زیر هم و پایین کله، که نقش گردن و بخشی از بالا تنه رو ایفا میکنه. و پنج ستاره در فاصلهای پایینتر از اونا که به عنوان قوز برداشت شده. چهار ستاره در راستای دو ستاره زیر کله، که ادامهی بدن رو شامل میشه و در نهایت سه ستاره برای پای راست و سه ستاره برای پای چپ. پس در نهایت یک انسان قوز دار رو داریم که از بس خوبه همچون فرشتهها حلقهای به پاس خدمات نیکش بالای سرش قرار گرفته.
اما هرچی تو کتابا میخونین رو باور نکنین! این برداشتیه که انسانها کردن، چون دوست داشتن که اینطور برداشت کردن! چراشو تو سوال 3 میگم. ولی قبل از اون بذارین چهرهی حقیقی این صورت فلکی رو برملا کنم.
کله رو انسانا درست تشخیص دادن، ولی کلهی انسان نه! بلکه کلهی پیکسی! از طرفی اون چهار ستارهی بالای کله که باهاش حلقهی فرشته مانند رو تشکیل دادن، در واقع شاخکهای پیکسیه. پا و بدن رو هم باز انسانا لطف کردن درست دیدن، ولی به موجود اشتباهی نسبتش دادن. اون پا و بدن یک پیکسیه! و اون چیزی که قوز تعبیر کردن، بال پیکسیه! میپرسین چرا یه بال داره؟ چون از نیمرخه! این صورت فلکی یک پیکسی رو از نیمرخ به نمایش گذاشته.
ولی اگه بازم براتون سوال پیش اومده که اگه نیمرخه چرا کلهش کاملا گرده و هر دو تا پا و شاخک رو طوری میبینیم که انگار مستقیم وایساده و نه نیمرخ، باید بگم تقصیر طبیعته دیگه! قدرت نقاشیش در همین حد بوده. ازونم میخواین ایراد بگیرین؟ جرات دارین برین یقهشو بگیرین! زورشو دارین بش بگین بد کشیده؟ نه دارین؟
ندارین دیگه! پس بپذیرین!
2. ایشون هستن. هم برداشت اشتباه انسانها و هم برداشت درست و حقیقی رو براتون به تصویر کشیدم پروفسور.
3. اینجاس که مشخص میشه چرا انسانها به نفع خودشون این صورت فلکی رو به شکل کاملا متفاوتی تعریف کردن. اونا معتقدن در آینده منجیای میاد که از بس دانش و تجربه و آگاهی بالایی داره، زیر بار این همه دانایی کمر خم کرده و قوز دار شده! میگن درخت هرچه بارش بیشتر بشه سرش پایینتر میاد، اینم همینه. بله شاید یکم درکش سخت باشه، ولی انسانها برای اینکه همه چیو به نفع خودشون نشون بدن چنین تعبیر چرتی رو به این صورت فلکی و قوز دار بودنش نسبت دادن. معتقدن اینقد دانا بوده که تو مغزش جا نشده، واسه همین بقیهشو پشتش گذاشته کول میکنه با خودش میبره. خلاصه که منجیشونه ایشون!
اما! به راستی که تعبیر حقیقیش چیه؟
برتری حشرات نسبت به انسانها! روزی میرسه که انسانها در مقابل حشرات به زانو در میان و مشخص میشه در واقع این حشرات هستن که نژاد برتر هستن و نه انسانها. حالا در راس این زنجیرهی نژاد برتر، یعنی حشرات، برترین حشرات عالم یعنی پیکسیها قرار دارن. همونطور که احتمالا تا الان متوجه شدین، اتفاقی که قراره بیفته حکمفرمایی پیکسیای بر کل عالم خواهد بود. پس انسانها منجی و اینا رو درست تشخیص دادن، ولی تحریفش کردن به نفع خودشون! حقیقت منجی بودن یک پیکسی و حکمرانی برترین نژاد در بین حشرات بر تمام عالمه.
ستارگان و صورت فلکی هرگز دروغ نمیگن! پس بهتره از حالا مواظب رفتارتون با پیکسیا باشین.
1. یه صورت فلکی رو در نظر بگیرین و توضیح بدین که شکل چیه.
من وقتی به اسمون نگاه کردم برای بار اول متوجه شکل خاصی تو ستاره ها نشدم. برای بار دومم که نگاه کردم نشدم؛ برای بار سوم و چهارمم نشدم! ولی... پنجمین بار که نگاه کردم متوجه یه شکل شدم. بعدش فکر کردم شاید چون خوابم میاد همچین چیزی میبینم، ولی وقتی با دقت بیشتر نگاه کردم بازم همونو دیدم! برای این که شکلم کامل تر بشه ستاره هارو به هم وصل کردم؛ با چند تا خط صاف و چند تا منحنی شکلم کامل شد: یه اردک که دورش ستاره های فراوونی میدرخشیدن و یه گل به نوکش گرفته بود.
3. حالا بر اساس همون صورت فلکی تحلیل کنین که چه اتفاقی قراره بیفته.
این اردکه با اون گلش یعنی این که قراره یه دسته اردک بهمون حمله و همه ی گل و بوته هارو از بین ببرن! اون ستاره های دور اردک نشونه ی اینه که تعدادشون زیاده و گل توی نوکشم همونطور که گفتم یعنی میان و کلک گل و بوته هامونو میکنن!
1. یه صورت فلکی رو در نظر بگیرین و توضیح بدین که شکل چیه.
اولش که ما هیچی ندیدیم!( قبلا گفته بودیم ما اصن چیزی ع پیشگویی سرمون می شه!)
اما بعد که یکم دقت کردیم یه چیزایی رو دیدیم! ستاره های وسط به هم وصل می شدن و یه بیضی مانند می ساختن! و ا هر طرف بیضی دوتا چیز بیض مانند دیگه وصل می شدن شبیه گوش بودن، بالا تر از گوشا دوتا، شکل مخروطی به بیضی اولیه وصل می شدن که شکل شاخ بودن؛ داخل بیضی چند تا ستاره دو تا شکل مخروطی دیگه می ساختن، که شکل چشم بودن و کمی بالا تر از چشما چند تا ستاره با وصل شدن بهم؛ شکل ابروی بالا رفته رو نشون می دادن که نشونه عصبانیتِ؛ وسط بیضی بزارگ یه شکلی بود که نفهمیدم چیه، ولی ما رو یاد دماغ گاو می انداخت، پایین دماغ هم چند تا ستاره به شکل دهن اخمو بودن.
بعد از کمی فکر کردن به این نتیجه رسیدیم که صورت فلکی گاو عصبانیِ رم کرده ست!
3. حالا بر اساس همون صورت فلکی تحلیل کنین که چه اتفاقی قراره بیفته.
خب... ما گاوا رو خوب می شناسیم! اصلا می دونیم نشانه این صورت فلکی چیه. این صورت فلکی اینو می گه که: تا چند وقت دیگه قرارِ یکی ع گاوای لیتل میش آباد ( زادگاه بارفیو فقید) به یه راسوی بوگندو (تو ستاره ها حرفی نزده بود غریزه مون اینو می گه! )، که برحسب تصادف یوآن بمپتونه یه شاخ حسابی بزنه؛ که دل ما رو خنک کنه!
به به! استاد چقدر بهتون عینک میاد. هدفونم می ذاشتین، تیپتون بهترم میشد.
۱-یه صورت فلکی رو در نظر بگیرین و توضیح بدین که شکل چیه.
من هر شب که میومدم، هیچی دستگیرم نمیشد و می رفتم. اما یکی از شبا، دیدم که پنج تا ستاره برق می زنن. یعنی انقدر زیاد بود که ماه انگار بی نور بود. کنار هم که گذاشتمشون، یعنی چند بار موجی وصلی کردم، چند بار زیگزاگی، که بالاخره فهمیدم که باید خط صاف بکشم. کشیدم و کشیدمو از اولین ستاره به دومین. دومین به سومی.
سومی رو ضربدری به سمت عقب یعنی به چهارمی وصلوندم. چهارمی رو از سومی گذروندم و به ستاره ی آخری که سمت راست ستاره سومی بود، خط کش کردم. و تازه فهمیدم این یه فلشه. اما این اصل کاری نبود. سر فلش به ستاره هایی که مثل خورشید بودند، اشاره می کرد. پس رفتم اون سمت. انقدر ستاره ها در هم بر هم بودن که خدا می دونه. پس سریع رفتم یه دفتر نقاشی آوردم.
خودکارو برداشتم. و اون شکل ستاره ای رو کشیدم. همش وصل کردم. از هر نوعی که فکر کنین. که باز به این نتیجه رسیدم، بازم باید صاف بکشم تا در بیاد. و بعدش باور نمی شد که چی در اومده بود! همه چی رو به همه چی وصل کردم. ستاره هایی که توی چند تا ستاره ای دیگه بودن رو بهم و دوریا رو به هم.
۲-نقاشی همون صورت فلکی رو بکشین.
ببینی، باور نمی کنی. ( می دونم زشت شد و همینطور که دست خطم بده!) پس برات می نویسم چی نوشتم.
وسط آسمون: یه ماشینه زرد نوشته ی توی ماشین: توش نوشته زرد. اون پایین: فلش. اون شکلکه: می دونم مربوط به درس نیست. اما برای این دو جلسه ای که برامون زحمت کشیدی، یه شکلک برات کشیدم.
۳-حالا بر اساس همون صورت فلکی، تحلیل کنین که چه اتفاقی قراره بیفته!
خب این که معلومه. اون یه ماشینه و توش نوشته زرد. زردم یعنی هافلپاف. پس... این جمله ی تحلیل منه: " نگاه کنین( فلشه) هافلپافی ها دارن فرار می کنن" آره دیگه... خب برای این فرار می کنیم که: یکی از هافلپافی ها می گوید، ما از دست کلاسا دیوونه شدیم به طوری که داریم موهای کلمونو می کنیم. ما از دست هوریس با این ترمش، فرار می کنیم."
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Cause i don't wanna lose you now I'm looking right at the other half of me
1. یه صورت فلکی رو در نظر بگیرین و توضیح بدین که شکل چیه. ایندفعه تصمیم گرفتم با فشار آوردن به مخم زودتر یه صورت فلکی بیابم.واسه همینم با دقت بیشتری به ستاره ها نگریستم.طولی نکشید که ستاره هایی رو دیدم که یه دایره درست کرده بودن و دقیقا زیر اون یه لایه دایره شکل دیگه بود و زیر اون لایه هم یه لایه دایره شکل دیگه!دور تا دو اون لایه دایره شکل اولی ستاره ها به شکل استوانه بودن و وسط اون لایه دایره شکل اول...ستاره ها یه هلال با سری شبیه به سر کوزه تشکیل داده بودن!
3. حالا بر اساس همون صورت فلکی تحلیل کنین که چه اتفاقی قراره بیفته. با توجه به لایه های دایره شکل ستاره ای و ستاره های استوانه شکلی که دور لایه دایره شکل اول قرار دارن با اون ستاره های هلالی که سری شبیه سر کوزه دارن و وسط اون لایه دایره شکل اول هستن... احتمالا امروز هلگا یه کیک موزی بززززرگ با شمع برامون درست میکنه! شکمم داره قار و قور میکنه بهتره خودمو واسه کیک موزی بزرگ با شمع هلگا آماده کنم...!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/20 21:57:35 ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/20 21:59:16 ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/20 22:00:19 ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/20 22:01:57
در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو میزنند... فرزندان هلگا میدرخشند!
***
شادی رو میشه در تاریکترین لحظات هم پیدا کرد، فقط اگه یه نفر یادش باشه که چراغ رو روشن کنه!
جادوآموزان این جلسه میدونستن که باید برن تو حیاط چون استادشون اصولا آدم نرمالی از نظر فکری محسوب نمیشد. اونا همین طور منتظر شدن مثل جلسه قبل. میدونستن که باید صبر ایوب و ده بیست نفر دیگه رو هم داشته باشن که بتونن تحمل کنن. اما این دفعه دقیقه ها گذشت، ساعتها، کم کم خورشیدم یه سر به نشونه تاسف برای جادوآموزای اسکل شده تکون داد و غروب کرد. بعدش ماه درحالی که داشت خمیازه میکشید تو آسمون پدیدار شد. اما لایتینا نیومد.
جادوآموزان که داشتند چرت میزدند کم کم میخواستند بند و بساطشونو جمع کنند که لایتینا سوت زنان وارد حیاط هاگوارتز شد. - خب چه جادوآموزای باهوشی که خودشون اومدن تو حیاط و برای درس آمادن.
جادوآموزا میخواستن هرچی که دم دستشونه رو به سمت لایتینا پرت کنند. نه حالا بر اساس عرف این کار که گوجه پرتاب میشه، بلکه کتاب ودفتر و موبایل هایی که توی کیفشون قایم کرده بودن. ولی وقتی فکر کردند متوجه شدن جلسه آخره و به نفعشونه امتیاز گروهشونو به قهقرا نبرن.
- خب درس امروز درباره ستارههاس. میدونین که من از بس استاد خفنیم بر چندتا درس تسلط دارم.
لایتینا یه عینک آفتابی از جیبش در آورد و رو چشمش زد که خفنیتش چندبرابر شه.
- آفتاب بدم خدمتتون استاد؟
این بار لایتینا لنز عینک رو پرت نکرد بلکه یه تراکتور از تو کیفش بیرون آورد و روی جادوآموز انداخت!
جادوآموزان:
- خب داشتم میگفتم. هرچندتا ستاره یه صورت فلکی رو تشکیل میدن، حالا ما از روی صورت فلکیا میتونیم اتفاقات آینده رو پیش بینی کنیم!
بعد از این لایتینا میخواست یه صورت فلکی رو روی آسمون نشون بده و تحیلیلش کنه که متوجه شد همه چی زیاد تاریکه. در همین لحظه صدای جادوآموز کتلت شده تو ذهنش اکو شد... اصلا آفتاب نبود که. لایتینا سوت زنان عینک شو در آورد و بعد به جادوآموزانی که چهارچشمی بهش خیره شده بودن، نگاه کرد. به نظر میومد اصلا متوجه نشده بودن که لایتینا عینک زده بود. لایتینا هم خوشحال شد و توضیحاتشو ادامه داد و به سمت آسمون پر ستاره اشاره کرد. - اون سه تا ستاره رو میبینین؟ اون صورت فلکی بوقه! و من از اونجایی که ستاره هاش خیلی کم نور شدن میتونم بفهمم بوق گرون شده!
جادوآموزان که بازم پوکر شده بودن. نه به خاطر تحلیل لایتینا بلکه به خاطر این که اصلا متوجه نمیشدن لایتینا کدوم ستاره ها رو میگه! اما به نظر نمیومد لایتینا براش مهم باشه چون شروع کرد به گفتن تکالیف این جلسه.
~ تکالیف ~
1. یه صورت فلکی رو در نظر بگیرین و توضیح بدین که شکل چیه. 2. نقاشی همون صورت فلکی رو بکشین. 3. حالا بر اساس همون صورت فلکی تحلیل کنین که چه اتفاقی قراره بیفته. سوال یک: به هیچ عنوان از صورت فلکی های واقعی استفاده نکنین. از ذهن خودتون کمک بگیرین و خلاقیت فراموش نشه. مثلا میتونین بگین که دوتا ستارهس و میشه بینش خط مواج کشید و حالا این یه دریاس. این یه مثال خیلی سادهس. انتظار خلاقیت بیشتری دارم. سوال دوم: مثل همونی که توی خود متن درسم گذاشتم. سوال سوم: بازم نمونهش توی درسنامهم هست. محدودیتی ندارین. هرچی خلاقانه تر و بامزه تر خیلی بهتر.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
The MUSIC is making me growing The only thing that keeps me awake is me knowing There's no one here to break me or bring me down
همه خیلی خوب و بامزه نوشته بودین و کلا خیلی حال کردم با تکلیفا.مخصوصا سوال اول و سعی کردم نقاط قوت هر تکلیف و چیزایی که خیلی بولد و جالب بودن رو بگم.
اسلیترین
نجینی: 8+2 : 10 سوال دوم خیلی خوب بود. خیلی هوشمندانه و همین طور خلاقانه جواب دادی. =)))
گریفیندور
آلکتو کرو: 8+2 : 10 سوال اول بامزه بود. همین که آخرش به علامت ها دقت نکردی و گفتی قراره گاو بباره خوب بود.
پروتی پاتیل: 4+2: 6 کلی ناراحت شدم که چرا به سوال اول دقت نکردی و وقتی که براش گذاشتی عملا هدر رفته. من گفته بودم که پیشگویی کنین چی از آسمون قراره بباره، اما تو درمورد اتفاقات و حوادث پیشگویی کرده بودی. به هرحال احساس کردم حداقل اون زمانی که برای تکلیف گذاشتی شایسته نمرهس.
لیزا چادکس: 8+1.75: 9.75 سوال اول بامزه بود خیلی. همین گاز زدنا جالب بود. ولی سوال دوم... احساس میکنم کم توضیح دادی. چون مثلا یه شیای که برای یه نفر ارزشمنده رو که پرت نمیکنن تو حلق یه نفر دیگه. نتیجتا منظور رو به نظرم درست نرسوندی.
آرتمیسیا لافکین: 8+2: 10 دقت به نور خورشید و رنگ ابرا خوب و جالب بود.
ماتیلدا استیونز: 8+2: 10 توجه به این که بارم سوال اول زیاد بود و سعی کردی متناسب باهاش بنویسی رو خیلی خیلی تحسین کردم. بامزه و خلاقانه هم نوشتی.
نیمفادورا تانکس: 8+1.5: 9.5 همونطور که خودتم گفتی یه کم دلیلت به نظرم بی ربط بود. یعنی جا داشت که بازم روش فکر کنی یه چیز خلاقانه تر بنویسی. و این که مثلا درسته.
ریونکلاو
پنه لوپه کلیرواتر: 8+1.5: 9.5 سوال اول خیلی خوب بود. همین سادگی ابرا رو که استفاده کردی خیلی خیلی خوشم اومد. اون نیم نمره از سوال دومم برای این کم کردم که به نظرم جا داشت بیشتر تحلیل کنی و بنویسی درمورد سوال دوم.
لاتیشا رندل: 8+1.75: 9.75 این پیشزمینهای که ساختی که لاتیشا همه چیو تلویزیون میدید به شدت جدید و جالب بود برام. آفرین. فقط کاش یه دلیل بهتر مینوشتی برای سوال دوم. یعنی یه کم خلاقانه تر و این صبتا.
تری بوت: 8+1.75: 9.75 اون مخروطی بودن لنز رو هوشمندانه نوشتی و جالب بود واقعا. با این حال انتظار داشتم کلیت ایدهت یه کم بهتر باشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1397/5/19 22:24:12
The MUSIC is making me growing The only thing that keeps me awake is me knowing There's no one here to break me or bring me down
1. برام از روی ابرا پیشگویی کنین که قراره چه چیزی ازشون بباره و چرا؟ مثل تحلیلی که من کردم تو درسنامه. به طبع هرچی خلاقانه تر بهتر. (8 نمره)
از اونجایی که ابرها، ظاهری مخروطی دارن و انتهاشون پف کرده و رنگشون نارنجیه، امروز بارش هویج داریم. لذا از تمامی جادوآموزان، اساتید و مدیران تقاضا دارم که داخل مدرسه بمونن و بیرون نیان تا شاهد کور شدگی چشم و سوراخ شدن اعضا و جوارحتون نباشیم. همچنین این بارش هویج، با سس فرانسوی نیز همراه بوده و لطفا هاگرید رو ببندید به صندلی و صندلی رو هم به زمین میخ کنید. نه با میخ ساده بلکه با میخ طویله. با تشکر ویژه.
2. چرا لایتینا لنز دوربین رو پرت کرده بود تو حلق جادوآموز مذکور؟ چرا وسایل دیگه نه؟ (2 نمره)
دلایل زیاده. میتونه لنز دوربین، دم دستش بوده باشه. میتونه به جز لنز دوربین، چیز دیگه ای دم دستش نبوده باشه. میتونه ارادت خاصی به لنز دوربین داشته باشه. اصا شاید حلق دانش آموز مذکور، لایق لنز دوربین بوده باشه و نه چیز دیگه ای. خلاصه پروفسور یه چیزی میدونستن که لنز دوربین رو پرت کردن تو حلق دانش آموز مذکور.
1. برام از روی ابرا پیشگویی کنین که قراره چه چیزی ازشون بباره و چرا؟ مثل تحلیلی که من کردم تو درسنامه. به طبع هرچی خلاقانه تر بهتر. (8 نمره) سلام. من تمام ساعت های امروزم رو به بررسی آسمون اختصاص دادم تا تکلیف مورد قبولی ارائه کنم. صبح امروز با وجود هوای نسبتا خنک صبحگاهی، هیچ ابری در آسمون مشاهده نمیشد و نتیجه گیری من از این وضعیت این بود که هوا قراره خیلی غیرمنتظره و ناجوانمردانه عمل کنه. باید بگم پیش بینی من درست از آب در اومد و ظهر ما با آفتاب وحشتناکی روبه رو شدیم. زاویه ی تابش خورشید کمی ناعادلانه بود و من پیش گویی کردم که امروز شاید عدالت به نحو دیگه ای هم بازیچه قرار بگیره. وقتی خواهرم گرمازده شد؛ فکر نمیکردم پیش بینیم نه تنها درست باشه بلکه مربوط به خواهرم باشه! پادما به خاطر گرمازدگی از استاد درس معجون سازی اجازه گرفت تا به درمانگاه برگرده ولی به دروغگویی، ظاهرسازی و فریب به عمد استاد متهم شد. با اینکه به خاطر جریانات پیش اومده سر کلاس معجون سازی متاثر و عصبی بودم تکلیفم رو رها نکردم و بعد از ظهر هم به تماشای آسمان نشستم. نزدیک های غروب ابر سفید رنگ تپلی رو دیدم که به نظر من شبیه دختر جوان با طراوتی بود که مستقیم به خورشید نگاه میکرد. دامنش از ابرهای خاکستری رنگ پرمانند دوخته شد بود و موهای فِر و سفید شدش در پس زمینه ی آبی آسمان پخش شده بود. باید بگم من از دیدن این صحنه ی غمگین به شدت در رویا فرو رفتم. اما اجازه ندادم رویا هام منو تحت تاثیر قرار بدن و پیش گویی بی کیفیتی به جامعه عرضه کنم. من فکر میکنم جامعه ی جادویی در خطره! چرا؟ ابر دیده شده به خورشید نگاه میکرد. خورشید را اگر نماد قدرت در نظر بگیریم به وزیر سحر و جادو میرسیم.ایشون در جامعه ی جادوگران قدرتمند و منشا اقتصاد جادویی هستن. اما یک دختر تو پر با موهای سفید و چهره ای مهربون و باطنی سیاه به ایشون قلاده ی از طلا و مزین به سنگ های جادویی ارزشمند هدیه میده و به این ترتیب جایگاه ارزشمندی در نظر جناب وزیر پیدا میکنه. این موضوع مطمئنا خیلی از تصمیمات آینده ی وزیر سحر و جادو رو تحت تاثیر قرار میده و آینده ی همه ی ما به خطر خواهد افتاد.
2. چرا لایتینا لنز دوربین رو برای پرت کردن تو حلق جادوآموز مذکور انتخاب کرد؟ چرا وسایل دیگه نه؟ (2 نمره)
استاد من اونجا خودم شاهد بودم لنز دوربین دم دست ترین شی ممکن بود. اما با این حال تصمیم آنی شما رو میشه از دیدگاه های دیگه هم تایید کرد. برای مثال قطر لنز با قطر دانش آموز مذکور هم خوانی داشت و نه تنها بهش آسیب نمیزد بلکه کمک شایانی بود تا بهتر صداش در گلو خفه بشه. دومین مثال رو میتونم از موضوع ساده ای بزنم که نباید سرسری ازش بگذریم. لنزی که شما پرت کردید بدنه ی سیاه رنگی داشت و این باعث میشه جادوآموز هدف اگر خواست لنز رو در بیاره با این مشکل روبه رو نشه که دکترها لنز رو نبینن. تصور کنید اگر لنز با رنگ گلوی جادو آموز یکی بود. واقعا فاجعه ی بزرگی در علم پزشکی رخ میداد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروتی پاتیل در 1397/5/14 16:23:39
قدم قدم تا روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر! می جنگیم تا آخرین نفس!! می جنگیم برای پیروزی!!! برای عشق!!!! برای گریفیندور.
1. برام از روی ابرا پیشگویی کنین که قراره چه چیزی ازشون بباره و چرا؟ مثل تحلیلی که من کردم تو درسنامه. به طبع هرچی خلاقانه تر بهتر. (8 نمره)
ابرهایی که همین الان من در آسمان آفتابی و گرم نمیتوانم ببینم، بسیار بسیار سفید هستند و مرا یاد پشمکهای حاج برتیباتی میاندازد. البته کمی تو رفتگی دارند که میتوان گفت کسی قبل از اینها از آن بالا آنرا گازی کوچک زده است و دهنی و دستمالیش کرده است.
خب پیشگویی این است که فردا بامدادگاه برفی پشمکی میبارد و موهای حاج برتیباتی را میریزد. اما نظر من این است که تا بامدادگاه فردا بروید ابرها را با قرمز رنگ کنید تا حداقل پشمک آلبالویی حاج برتیباتی را بچشیم.
2. چرا لایتینا لنز دوربین رو برای پرت کردن تو حلق جادوآموز مذکور انتخاب کرد؟ چرا وسایل دیگه نه؟ (2 نمره)
لایتینا به وسایل گران قیمت علاقهی زیادی دارد، لنز دوربین هم از همان وسیلههاست. راستش لنز دوربین گران قیمت هم خودش دیازپام لازم شد با این حرکت لایتینا و به بخش منتقل شد.
خب وسایل دیگه هم گران قیمت شدهاند. مخصوصا خود دوربین یا قلم پر طلایی بنده یا آن کاتانای تاتسویا موتویاما.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Courage doesn’t mean .you don’t get afraid Courage means you don’t .let fear stop you