جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: یکشنبه 24 مرداد 1400 11:31
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدای به شدت گنده!
سلام پروفسور!
***********

1.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

۱-علاقه مندی به خفاش ها.

۲-علاقه مندی به زدن بندری به صورتی که شما باور میکنید داخل معجونتان ویبراتور ریخته اند.

۳-به دلیل دسته جمعی بودن، شما عین این گروه های رقصنده شبیه هم حرکت خواهید کرد‌ سی نفر همینجور عین هم هرکاری را میکنند.

۴-احساسات شما با بقیه مشترک میشود. اگر یکی دستشویی اش بگیرد مثانه همه تان خواهد پوکید

۵-به مدت بیست و چهار ساعت، به خون هیچ کس تشنه نخواهید بود حتی اگر ذاتا نیمه خون اشام باشید. چون تا خون میبینید یاد قیافه اون معجونه میفتید حالتان بهم میخورد.

۶-عشق را از شما می رباید. شما کسی را دوست نخواهید داشت.

من برای همین مورد ششم این معجونه رو نمیخورم.

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره

نام: گوم بالا گومبا!
ورد: گوم بالا گومبا!

خاصیت: تبدیل شدن فرد مورد نظر به یکی از اعضای قبایل زومبا و تماشای زومبا رقصیدن و صدای میمون در کردن وی.

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

اممم... توهم زدم که رون اومد جلوم زانو زد و ازم درخواست ازدواج کرد... خیلی رویایی بود...
بعد از اینکه با رون ازدواج کردم دیدم هرماینی داره میاد جلو و ییه بچه موقرمز بغلشه و به رون میگه: چطوووور تونستییی؟!
ولی رون میگه که فقط منو دوست داره...

آره داش، این خیلی چیژ خوفی بود، داری باژم بده بهمون...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

دختری تنها در میان باد و طوفان...

آیا او را رهایی خواهد بود از این شب غربت؟

یا مامانش دوباره او را به خانه راه خواهد داد؟

او در کوچه ی سرد قدم برمیدارد ومی اندیشد:

آیا ریختن آبلیمو در قهوه ی مادر کار درستیست؟
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: شنبه 23 مرداد 1400 14:25
نمایش جزئیات
آفلاین

1.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)


۱- علاقه داشتن به جنس مخالف و ایجاد رابطه با اون هست و چون ما در شرایط عقلی درست حسابی به سر نمی بریم میتونم علاقه نشون بدیم به همه موجودات و هر چی که در کالبد قبلی بهش علاقه نداشتیم.
۲- بی ارزش شدن این نوع گونه. چون با زیاد شدن نیمه خوناشام ها توجه ها از این گونه کم میشه. چون توجه همه به موجودات در حال انقراض هست و کسی به موجود در تعداد بالا نیاز نداره.
۳ - کم شدن امنیت موجودات دارای خون زیاد. چون با زیاد شدن خوناشام ها و ایجاد شدن عطش خون در اون ها باعث این میشه که موجوداتی که خون زیاد دارن از اسیب خوناشام ها در امان نباشن.
4- صرف جویی در منابع. ما با خوناشام شدن دیگه نیازی به اب زیاد برق توستر فر یخچال وسایل اشپزی نداریم و چون خوناشام ها مقاوم هستن نیاز به این چیز ها ندارن و صرفه جویی میشه در همه چیز.
5 - قوی شدن توانایی های قبلیمون و چون توانایی دوستامون و دشمنامون هم اینطوری زیاد میشه اصلا تاثیری نداره.
۶ - شما شاید چندین سال باید علم بیاموزید تا شاید بتونید زبون خوناشام رو یاد بگیرید ولی به محض خوردن معجون و نیمه خوناشام شدن زبونش رو یاد می گیریم.
۷ - چون خودمون هم یه نوح حیوون حساب میشیم زبون حیوانات رو بهتر میفهمیم و باهاشون ارتباط برقرار می‌کنیم.


2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره

چیلدگروش!
این یک نوع طلسم مخصوص چیرلیدر هاست و چیز لیدر ها میتونن برای تقلب، گوش های بازیکن های تیم حریف رو کر کنند تا تیمشون شانس برنده شدنش زیاد باشه و هم ازش بتونی برای حمله غافلگیر کننده به همجا استفاده کنی .
(اصلا هم شبیه طلسم اسنیپ تو هری پاتر دو نیست. )
برای اوردن کسایی که تو دستشویی ماندگار میشن و طلسم موافق حقوق ضد الودگی صوتی هم هست.

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)


ها اصلا نمی‌دونم چی شد چی نشد. سدریک در تمام روز داشت ورزش می کرد و از ضرر های خواب زیاد می گفت . بلاتریکس به نحوه نامحسوس تمام روز رو به ارباب کم محلی می کرد.

خود شما داشتید تظاهرات می کردید علیه چاقو کش ها و اونا رو محکوم می کردید. گابریل داشت با کثیفی ها دوست میشد و با وایتکس قهر کرد. ارباب با دامبلدور مسابقه ماست خوری راه انداخته بودند و همراهش منچ بازی می کردند.

رودولف دست از علاقه به ساحره های باکمالات برداشته بود و داشت به بلاتریکس ابراز محبت می کرد و بلا بهش میگفت برگرده سر کار قبلیش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: شنبه 23 مرداد 1400 12:48
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

وی، کل مدتی که تبدیل به نیمه خون آشام شده بود، صدای خفاش در می آورد. پس، از فکر وی، برایتان مینویسم.
1- نا توانی در صحبت مانند بچه ی انسان.
2- در آوردن پنجه و پنگول، و همچنین، فراری دادن قاقارو.
3- بد جنس شدن. له کردن عینک قاقارو، زیر پا.
4- ضعیف شدن بیش از حد چشم ها. اشتباه گرفتن بلاتریکس، با دیزی.

وی، پس از اتمام دوره ی نیمه خون آشام بودن، دو شبانه روز، به درگاه مرلین دعا کرد، تا دیگر از این مصیبت ها، سرش نیاید.

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. (2نمره)

قلیراپیوز:
این طلسم، کمک میکند که مانند پیوز، ملت را ذله کرده، و بعد مانند مه، ناپدید شوید. به طوری که، مانند یک روح، حرکت میکنید. وقتی به فرد مذکور رسیدید، دستتان را به هم کوفته، نامرئی میشوید و ابزار های پر کاربردی، جلویتان ظاهر میشود.
وسایلی، اعم از: سوزن ته گرد، پونز، شکلات ترکیدنی، قاقاروی خون آشام و دندان های تیز و کاربردی.
پس از اذیت کردن فرد مذکور تا سر حد مرگ، میتوانید به راحتی، فرار کنید. نکته: سعی کنید در دسترس چوب جادویی قرار نگیرید.

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

وی:
1-تمام مدت، دیزی میدید که بسیار کار میکرد و سخت کوش بود.
2- قاقارویی، با دندان های غول آسا، میدید.
3- فرق خون با شربت آناناس را نمی دانست.
4- نشانکی پشت قاقارو میدید. با عنوان، بهترین جا برای محکم ترین اردنگی.

وی، پس از تمام شدن این دوران، و اتمام گزارشش، به بیابان زد و تا الان، خبری از او نبوده است.

بدرود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!


شناسه بعدی
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: شنبه 23 مرداد 1400 01:43
نمایش جزئیات
آفلاین
1.چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.

از اونجایی که من خودم معجون بپز ماهری هستم باید بگم هر کی غیر از خودم معجون بپزه قطعا قابل رقابت با معجون های من نیست. این فقط معجون های من هستن که فاقد هر گونه عوارض جانبی هستن. طی بررسی هایی که به عمل رسوندم فهمیدم بعد از خوردن این معجون فرد تمایل زیادی به نوشیدن معجون های بی نظیر من پیدا میکنه.
از اونجایی که خون آشام ها نمیتونن زیر آفتاب بیان و نیمه خون آشام ها این مشکل رو ندارن و این معجون هم همه ویژگی های نیمه خون آشام ها رو منتقل نمیکنه لذا خورنده این معجون به رنگ کرم کاکائویی خوش رنگی در میاد که بسیار دلبره.
در قدم بعدی هم دماغ فرد خورنده به شکل کشویی در میاد و در صورت لزوم همچون خرطوم فیل دراز میشه تا بتونه خون رو از معادن مورد نظرش استخراج کنه.

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه.

نام طلسم: قیر کننده
خود طلسم: قیرپاشیسم
ویژگی طلسم: از اونجایی که لازمه حتما طلسم سیاهی باشه بعد از اجرای این طلسم تا شعاع دویست کیلومتری همه در دریایی از قیر کاملا سیاه فرو میرن.( به نظرم باید معجونش هم تولید کنم!)

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.

در حال حاضر سی و دو عدد معجون میبینم که ازشون بخار بلند میشه. بخارشون هم، بخار های عادی و نرمال نیستن. توی بخار ها هزاران هکتور در حال "ها کردن" هستن تا گرمای پاتیل های در حال جوش از بین نره.
دور این سی و دو عدد پاتیل هم هکتور هایی در حال دوایش هستن تا پاتیل ها گرم بمونن.
معجون هایی که در حال تولید توی این سی و دو عدد پاتیل هستن قراره در حلقوم تمام افرادی که الان در حال نگاه کردن به داخلشون هستن ریخته بشن. حتی شما که الان زل زدی بهش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: جمعه 22 مرداد 1400 23:54
نمایش جزئیات
آفلاین
1.چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

قطعا معجونی که روش کار نشده باید روش کار شه! اینو یکی از اساتید بنده به اسم استاد بیابونی گفتن. من عوارض زیادی از این معجون دیدم که یه چند تاییش رو میگم:
1.من معجون رو خوردم موهام سفید شد. البته شاید این عوارض محسوب نشه ولی خب...
2.اصولا خون آشاما دو تا دندون نیش دارن. نیمه خون آشاما رو نمیدونم ولی من همه دندونام نیش شده. هی لب پایینمو گاز میگیرم!
3.پیاز دیگه مزه پیاز نمیده. مزه شربت سینه میده.
4.حس بویاییم! بوی خون میاد! بوی خووووووووون!
5.یک ساعت در میون احساس گشنگی میکنم. اون میون که احساس گشنگی نمی کنم، گشنگی منو احساس میکنه!
6.نور خورشید که بهم میزنه براق میشم! بابا ویزلی براق!

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. (2نمره)

نام طلسم: سیم سالابین!
روش اجرا: نیمه خون آشام نیازی به چوب دستی نداره. دست راستش رو میاره جلو، بعد دست چپش رو. با انگشتاش بندری میزنه و اسم طلسم رو پشت سر هم تکرار میکنه.
ظاهر و ویژگی طلسم: دود قرمز رنگی اطراف فرد طلسم شده رو میگیره و اون فرد به مدت یک ساعت خشکش میزنه... ولی وقتی خونشو داری سر میکشی کاملا حس میکنه و متوجه همه چیزه!

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

پیاز! همه جا پیاز هایی رو دیدم که ازشون خون جاریست. گونی پیازی دیدم که چاقو کردن وسطش و پیاز های خونین ازش بیرون میزنه. گونی های پیاز بیشتر منو دوره کردن. همه افرادی که از کنارم رد میشن رو گونی پیاز هایی دیدم که در خون خودشون غوطه ور شدن. سوپ پیاز های مالی خونین بودن. از پیاز ها خون میچکید... از خون ها پیاز میچکید! من حتی خودم رو دیدم که در خون پیاز ها غرق میشدم و چشمانم می سوخت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
معتقد به روماتیسم در حد آرتریت و آرتریت روماتوئید

فرزند بیشتر، زندگی بهتر!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: جمعه 22 مرداد 1400 23:38
نمایش جزئیات
آفلاین
1- چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.


بلافاصله بعد نوشیدن معجون سرگیجه عجیبی توی سرم افتاد ولی بعد از چند دقیقه ناپدید شد و جای خودش رو به تشنگی خیلی خیلی شدیدی داد ، اونقدر شدید که طاقتم رو سر آورده بود و دلم میخواست گردن یکی رو گاز بزنم و خونش رو بجای آب بنوشم.
البته بعد از اینکه یه لیوان آب خوردم و مزه زهرمار اون باعث شد مخم سوت بکشه کامل متوجه اَتَشی که داشتم شدم و هرطور که بود باید تحملش می کردم. خارش شدیدی هم به تمام وجودم افتاده بود ، اونقدر خودم رو خارونده بودم که پوستم داشت کنده می شد. در آخر هم درمورد تقویت شدید شنواییم بگم ، شاید الان بگید که شنوایی که خوبه ولی نه نیست ، برای من نیست
من عاشق سکوتم ، ولی الان همه چیز رو میشنوم ... همه چیز


2- یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو ذکر کنید.


اسم طلسم رو لوپوتون پیکو گذاشتم ، به معنی درد بی پایان.
طلسم اثر خودش رو به تدریج نشون میده.
از موقعی که یک فرد طلسم بشه درست نیم ساعت بعد یک قسمت کوچیک از بدنش ، اکثرا یکی از انگشت های پای فرد شروع میکنه به درد گرفتن
اینقدر درد زیاد میشه که فرد طلسم شده به فکر قطع کردن همون عضو از بدنش می افته تا از شر درد خلاص بشه. اما وقتی موفق بشه و اون عضو رو قطع کنه درد در چند دقیقه و تدریجی به عضو دیگه ای از بدن منتقل میشه.
بعد از انگشت های پا ، درد به عضله های پا منتقل میشه و بعد از اینکه فرد طلسم شده خودش رو سلاخی میکنه
میمره و بالاخره از شر درد خلاص میشه.
فرایند انتقال درد رو کامل شرح ندادم چون طلسم بیش از حد سیاهه


3-توهم هایی که میبینید رو شرح بدین.


اولین توهمی که به سراغم اومد ارتباط مستقیمی با عارضه تشنگی داره ، تشنگی بی حد و مرزی که نسبت به خون پیدا کرده بودم باعث شده بود همه رو به شکل غذای متحرک ببینم ولی خوشبختانه فقط برای یک ساعت اول بود.
بعد از اون اتفاق خیلی عجیبی افتاد ، همه جادوآموز ها رو میدیدم که داشتن فریاد میزدن:
-لطفا گلوی مارو گاز بگیر
-لطفا خون ما رو بخور


ولی خب چیزی بجز توهم نبود پس بهتره بیخیالش بشیم.
در اخر من هرموقع زیر نور افتاب می رفتم بدنم رو می دیدم که شروع به آتیش گرفتن می کرد ولی چیزی حس نمی کردم وقتی هم زیر سایه برمیگشتم آتیش خود به خود خاموش می شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: جمعه 22 مرداد 1400 15:40
نمایش جزئیات
آفلاین
1.چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

1- پلک نزدن! ( به مدت بیست و چهار ساعت اصلا پلک نزدم!)
2- خواب آلودگی!
3- علاقه به تاریکی!
4-یکهو خشک شدن.(فکر کنید دارید غذا می خورید بعد یکهو برای 3 دقیقه تو حالت بونید و هیچ کاری نکنید!

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره

اسم : جدا شدگی!
اگر طلسم رو کسی اجرا کنید اعضای بدنش از هم جدا می شن و میرن قایم می شن! بعد خیلی جالبه که ببینید داره دنبال انگشت شستش میکنه یا به ابروش میگه برگرده سر جاش! البته برای کسی که اجراش کرده جالبه نه خود اون فرد!

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

1- چمن ها از من بلندتر بودند.
2- به جای کبوتر تو آسمان خفاش و مرغ دریایی پروار میکرد.
3- کلم های باغچه را به جای حلزون آدم کوچولو میخورد!
4- آدما به جای زمین رو سقف راه می رفتند!
5- مردم به جای جغد فلامینگو داشتند1
6- از آسمان به جای برف اکلیل طلایی می بارید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: جمعه 22 مرداد 1400 00:40
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور . اینم از تکالیف من :
1.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.
1) اگه توهم بدی بزنی ممکنه یهو یکیو بکشی
2) ممکنه تو توهمت کاری کنی اخراج بشی
3) ممکنه آدم تو توهمش برای گروهش نمره بگیره یا تکلیف انجام بده ؟ عوارض خوب می شه در اون صورت...
4) ممکنه روی شخصیتتون اثر بگذاره
2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره
این که کاری نداشت این کار حوضه تخصص منه . یه طلسم اختراع کردم حال کنید ! طلسم غیر ممکن . طلسم کشنده موقتی ! می تونید به طور موقت یه نفرو بکشید یه کاربردشم وقتی از دست یه نفر عصبانی هستید می تونید به مدت یک ساعت بکشیدش . درواقع واقعا می میره ولی بعدش زنده می شه تازهاگه معلمتونو ساعت بکشید امتحاناتتون عقب میوفته تازه این که چه کسی کشتشم یادش نمی آد !
3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)
پروفسور من همه توهمام موقتی بود و وقتی تموم می شد خود به خود می فهمیدم توهم بود .
1. اول توهم زدم پیش هکتور بودم اون معجون هم ساخت هکتور بود منو تبدیل به یه هیپوگریف کرده .
2. بعد توهم زدم مشنگم دارم تو پارک آبی بازی می کنم .( ظاهرا اون موقع رفته بودم روی برج هافلپاف غلط می زدم .)
3. بعدی توهم زدم دارم پرواز می کنم .( و در همون زمان در واقعیت بقیه رو کلی کتک زده بودم چجوریش نمی دونم. )
4. آخرم توهم زدم دارم کوییدیچ بازی می کنم روی جارو پرنده . ( و در واقعیت سوار یکی از بچه ها شده بودم که خودشم در توهم به سر می برد و اینور اونور می دوید . )
5. اینو نمی دونم ولی آرتیمیسیا می گه نصفه شب رفته بود بالای مجسمه هلگا بالا پایین می پریدم و خیلی مطمئن نیستم صحت داره یا نه ولی از اونجایی که من تو خواب راه نمی رم احتمالا مال توهمات بوده .
در کل خیلی 24 ساعت مهیجی بود . تو فکرم یه لیوان دیگه ازش بخورم....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جسیکا ترینگ در 1400/5/22 0:44:11

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سو سو میزنند...فرزندان هلگا میدرخشند!
تصویر تغییر اندازه داده شده
بله تا زنده ایم واسه هافل می جنگیم.
123 هافل برنده می شه !
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: یکشنبه 17 مرداد 1400 23:43
نمایش جزئیات
آفلاین
آرتمیسیا از خوردن معجون هراس داشت ...وقتی استاد گفت خیلی سریع برای اینکه مزه ی معجون را نچشد یک جرعه آن را پایین داد لیوان معجون را با لرزش دست برروی میز گذاشت به سختی نفس میکشید ....دهان خود را باز کرد تا شاید بتواند از طریق دهان نفس بکشد ولی به سختی توانست مقداری هوا وارد بدن کند دستش را به سمت گردن خود برد هرلحظه احساس خفگی میکرد ناگهان تغییری را در دستانش احساس کرد به دستش نگاهی انداخت استخوان بند انگشتانش به طور غیرعادی بزرگ شده بود انگشتانش را به سختی تکان میداد نمیتوانست اعضای بدن خودرا کنترل کند....ناگهان گرمایی سوزان را در بدنش احساس کرد .به پوست دستش که از ردا بیرون زده بود نگاهی انداخت
زیر پوستش انگاردریایی خروشان پر از امواج و ماهی ها درحرکت بودند تمام مولکولهای زیر پوستش بسیار تند حرکت میکردند
هر لحظه رنگ پوستش روشن تر میشد
عضلاتش سفت شده بود کم کم روی پوستش شیارهایی بوجود آمدندسریعا آستین دست دیگرش را بالا داد و متوجه شباهت اتفاق بین دو دستش بود همانطور که به دستانش نگاه میکرد ناگهان درد شدیدی را در معده اش احساس کرد اه کوتاهی کشید و خم شد دستش را به داخل شکمش فرو برد تا دردش را کمتر کند اما دردش هر لحظه بیشتر میشد به سختی از جایش بلند شد ...دستش را روی میز انداخت و به سختی قدمی برمیداشت دستانش حس نداشت هرقدمی که برمیداشت تلو تلو میخورد به سمت آینه رفت وخود را در آینه دید ناگهان قدمی به عقب برداشت نصف صورتش رنگی تیره بر خود گرفته بود....مردمک هردو چشمش به طور خاصی تغییر رنگ پیدا کرده بودند ترکیبی از رنگ بنفش ،قهوه ای و صورتی بود رنگ موهایش از آبی به ارعوانی تغییر کرده بود دستش را به سختی به سمت گوش هایش برد؛گوش هایش دراز و نوک تیز شده بودند سرش را به طرف دانش اموزان دیگر چرخاند ...هرکدام هراسان در گوشه ای از کلاس بودند همانطور که آرتمیسیا به اینه خیره شده بود ناگهان حالت تهوع پیدا کرد و به سختی خودرا به دستشویی رساند وقتی به اینه ی دستشویی نگاه کرد یک خون آشام وحشتناک دید و فاصله گرفت یاد حرف استاد افتاد ارامش خودرا کنترل کرد وبا خود گفت فقط یک توهمه فقط....توهمه ناگهان تصویر درون آینه به صدا درآمد و جیغ میکشید ناگهان آرتمیسیا سرش گیج رفت و برروی زمین افتاد خود را کنترل کرد .....از جای خود بلند شد اما بدون انکه حرکتی کند دوباره برروی زمین افتاد تصویر درون اینه باصدایی ریز صحبت میکرد:سکوت!!!!!سکوت!!!!!!!چه ترسناک!!!!!!چوبدستی اش را در آورد و به سمت آینه گرفت هر طلسمی که استفاده میکرد کار نمیکرد ....پشت سرهم کلمات بی معنی را میگفت و منتظر معجزه ای برای رهایی از آن تصویر بود
همانطور که فریاد میزد گفت:ریواندی که ناگهان....صدای انفجاری در گوشهایش پیچید صدای ان فرد وحشتناک دیگر به گوش نمیرسید صورت پر آبش که از استرس خیس شده بود را پاک کرد دیگر دل دردی را حس نمیکرد .بی حال نقش برزمین شد نفس عمیقی کشید بلند شد....ردای خودرا تمیز کرد به اینه نگاهی انداخت .شکسته شده بود! به سمت آینه ی دیگری رفت دیگر اثری از ان گوشهای دراز نبود دیگر تغییر رنگی در چهره حس نمیشد کمی فکر کرد سپس با داد و فریاد به سمت کلاس رفت و دانش آموزان را که هرکدام در گوشه ای درگیر بودند را تماشا کرد و گفت:آرامش خودتونو حفط کنید و به خلاصی خودتون فکر کنید و ادامه داد :افسونی رو به زبون بیارید (ریواندی!)
دانش آموزان با انکه درگیر بودند صدای آرتمیسیا را شنیدند تعدادی امتحان کردند ......
سپس هر کس پس از خلاصی به دیواری تکیه میداد و آرامش و رهایی را در وجودش پیدا میکرد.......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: شنبه 16 مرداد 1400 22:53
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه دوم درس جادوی سیاه فوق پیشرفته





یک هفته از جلسه اول درس کذایی جادوی سیاه فوق پیشرفته گذشته بود. جادوآموزان هاگوارتز خسته، تشنه و غمگین بودند. کلی خودشان را فحش می دادند که چرا اصلا وارد هاگوارتز شدند. بعد از جلسه اول که با خشونت شروع شده بود، جادوآموزان رغبت چندانی به شرکت کردن در کلاس نداشتند؛ اما صد حیف که کلاس عمومی بود و اگر این ترم مشروط می شدند ترم بعد هم ور دل استاد گرانقدر بودند، پس عزم را جزم کردند و با قدم های کوتاه و نااستوارخود را به کلاس رساندند ولی با کمال تعجب به جای استاد کسی دیگر پشت میز نشسته بود.
پسری با قد متوسط، موهای سفید، با نقابی ترسناک که فقط یک چشم سرخشرا نشان می داد. بی صدا و بدون توجه به جادوآموزان نشسته بود.

- کنیچیوا میناسان!

آرکو اسپایدرمن وار وارد صحنه شد.
جادوآموزان بی نوا که سکته را زده بودند، قدمی به عقب برداشتند. چند تن که بچه ننر تر از این حرف ها بودند، روی زمین کف و خون بالا می آوردند.

- خب برید بشینین که درس امروز رو شروع کنیم.

جادو آموزان با نظم و ترتیب روی قالی های سلیمانشان که اسپانسر امروز برنامه ما است، نشستند.

- خب درس امروز رو با معرفی جیسون کن* شروع می کنیم.
ارکو به سمت فرد ناشناس که تمام مدت با افکت روی صندلی پشت میز نشسته بود، رفت.

- میناسان، جیسون کن، جیسون کن، میناسان!
ارکو موهای سفید جیسون را بهم ریخت و ادامه داد:
- جیسون کن، یکی از دوستان صمیمی منه یه جورایی آنِکی * محسوب می شه. امروز واسه درس جادوی سیاه به عنوان نمونه عملی آوردم تا خیلی خوب درس رو متوجه شین!
ارکو با گفتن این حرف روی میز جهید.
- خب کی می تونه بگه خون آشام ها چه فایده ای دارن؟

از نظر جادوآموزان خون آشام ها نه تنها فایده نداشتند بلکه کلی ضرر هم داشتند؛ خون انسان ها را می مکیدند و ترسناک بودند.
- استاد موجودات ترسناک و بی فایده ای هستند!

ارکو لبخند ملیحی به جادو آموزی که این حرف را زده بود، زد.
جادوآموزان دیگر با ناباوری و ترس به جادو آموز مذکور نگاه کردند، با توجه به جلسه هفته پیش، همه فهمیده بودند که این درس، شوخی برداری نیست؛ مخصوصا که از جادوآموز پرروی جلسه پیش، خبری در دسترس نبود.

- آفرین درست بود!

جادوآموزان با ناباوری اینبار، به ارکو خیره شدند. اصلا انتظار چنین چیزی را نداشتند.

- خب حرف درستی زدی، خون آشام ها موجودات ترسناکی هستن و مثل زالو فقط خون می خورن! البته این درمورد نیمه خون آشام ها صدق نمی کنه.
ارکو به آنِکی اش اشاره کرد!
- بله درست فهمیدین جیسون کن، یه نیمه خون آشام پیشرفته ست! نیمه خون آشام ها رده های مختلفی دارن و هر رده تو طلسم به خصوصی کاربرد داره. رده بندی نیمه خون آشام ها به سه دسته کلی تقسیم بندی می شه: مبتدی، متوسط، پیشرفته.
ارکو پاهایش را از لبه میز آویزان کرد و تاب داد.
- البته درس اصلی ما بیشتر به این مربوط می شه.
با تکان چوبدستی ارکو لیوان هایی جلوی جادو آموزان ظاهر شد، که مایع محتوی خونی رنگی در آن وجود داشت.
- خب جادو آموزان عزیز ازتون می خوام همگی باهم این معجون قوی رو بنوشیم، لطفا همه بنوشین.

خود ارکو و جیسون نیز از معجون رو به رویشان نوشیدند.

- خب این معجون حاوی تار موی جیسون کن بود! این معجون باعث می شه شما واسه بیست و چهار ساعت نیمه خون آشام بشین.

جادو آموزان وحشت کردند.

- نترسید فقط برخی از ویژگی های نیمه خون آشام ها بهتون منتقل می شه، مثل اختراع سریع یک طلسم سیاه. همونطور که گفتم این جلسه، جلسه عملی مون هست بیشتر، می خوایم از نزدیک فواید و خواص این موجودات نازنین رو درک کنیم! البته کاملا طبعیه که تو این بیست و چهار ساعت دچار عوارض بشین، تار موی نیمه خون آشام خیلی قویه حتی واسه گونه خودشون. بنابراین ممکنه یکم توهم بزنین، همین!
ارکو مکثی کرد و گفت:
- این معجون یه جوریه که باید تمام افراد داخل یک اتاق ازش بنوشن تا اثر کنه و عوارضش هم برای همه ست حتی اگه خود طرف نیمه خون آشام باشه. تکلیفتون اینه:
1.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)
2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره
3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

ارکو تکلیف را روی تخت سیاه کلاس با چوبدستی ظاهر کرد و تلوتلوخوران، همراه جیسون در افق محو شد.

• کن لقبی که برای صدا زدن فرد بسیار نزدیک (معمولا مذکر) در ژاپنی استفاده می شود.
• آنِکی به معنای برادر بزرگتر است که معمولا به همه افراد بزرگتر اطلاق می شود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!