-هی اونقدر ها هم بد نیست!
- گفتنش برای تو آسونه.
-اینقدر قر نزن دیگه .
-تو خودت مثلا ساحره ای؟ خب به جای این که با اون ریش مسخره بری بیرون خودتم جادو کن دیگه.
-خب ... خب ....
در حالی که قارقاروی کتی شده به کناری پرت می شد کتی مشغول تغییر شکل خودش با جادو های بدون درد شد .
در فروشگاه شوخی فروشی ویزلی
جیانا در حالی که مشغول برسی گوی زیبای پیشگویی هشت برای کلاس پیشگویی بود متوجه شد کتی با موهایی سبز و لباس های بنفش وارد مغازه شده.
-اون اینجا چه کار میکنه؟
جرج سمت مشتری تازه رفت تا اجناسش رو بفروشه .
-سلام خانم محترم امروز چه کمکی میتونم بهتون بکنم ؟ میخواین کلاس رو بپیچونین؟میتونم بهتون آبنبات حالت تهوع آور یا سرگیجه آور رو پیشنهاد کنم....یا شاید دلتون یکم معجون سکسکه بخواد تا پروفسور اون درس تا یه هفته مدرسه نیاد؟
-من یه معجون.....
کتی به خاطر حرف های جرج کاملا فراموش کرد چی می خواد بنابراین به قفسه ها نگاه کرد تا بلکه یادش بیاد .
-من یه معجون رشد مو میخوام. البته فکر کنم.
-انتخواب تون عالیه میخواین کسی اینقدر موهاش بلند بشه که زیر پاش گیر کنه؟ میخواین دل کسی رو به دست بیارین؟ معجون عشق تازه برامون رسیده فقط قیمتش یکم بالاس ولی مطمئن باشین پشیمون نمیشین . تازه معجون پوست موز هم داریم هر کس اون رو بخوره جلوی پاش پوست موز سبز میشه.
-خب یکم معجون عشق و پوست موز و ضد تغییر صورت،یعنی چیز ....یه چیزی که اثر معجون تغییر صورت رو وارونه کنه میخوام. آخرش یادم اومد. یکم آبنبات سکسکه هم بدین .
-سلیقه شما بی نقص ....میشه صد و بیست گالیون.
- بفرمایین.
کتی با کیسه ای پر از خرید در حالی که اصلا متوجه نبود چه خسارتی به خزانه لرد زده بیرون رفت .جیانا هم پول وسایلش رو داد و دنبال کتی رفت.
-باید ببینم این همه چیز رو برای چی می خواد.
ناگهان سر راه کتی جادوگری سبز شد که شنلی سیاه پوشیده بود و مو های سفید نقره ای از اون بیرون زده بود جیانا فورا جادوگر رو شناخت و با چهره ای کاملا بی احساس به سمتش هجوم برد .کتی هم که از هیچ چیز سر در نمی آورد کنار خیابون وایساد.
-دلفی ریدل تو به اتهام فرار از آزکابان و دخالت در زمان بازداشتی.
کتی از شنیدن کلمه آخر در جا خشکش زد دلفی ریدل فامیل ارباب بود؟ باید کاری می کرد؟ ولی جیانا در حالی که طلسم های رو سمت جادو گر نشونه می گرفت خودشون رو تلپورت کرد و کتی بی چاره که نمیدونست چه بلایی به سرش اومده رو جا گذاشت. جیانا اتفاقی محتوی معجون ها رو با هم جابجا کرده بود. معجون عشق توی بطری معجون معکوس کردن جابجایی صورت بود و معجون پوست موز توی بطری معجون عشق.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج










