بعد از این که گابریل نوبت خودش رو به مرگخوار دیگهای سپرده بود، حالا با وجود انتظار زیاد حس میکنه شاید دیگه نوبتش فرا نرسه! در بین مرگخوارا هم هرچی میگرده، الستور رو پیدا نمیکنه تا براش پارتیبازی کنه. تا این که به جاش سایهی الستور رو پیدا میکنه که در نزدیکی خودش در حرکت بود.
- پیست پیست... سایهی ال؟
سایهی الستور با شنیدن صدای گابریل برمیگرده.
- من دلم میخواد بازم برم اون تو! میتونی منو ببری؟
سایه با حرکت سرش تایید میکنه، دست سایهی گابریلو میگیره و به سمت دیوار اتاق خون راه میفتن. در حالی که گابریل انتظار داشت با مخ تو دیوار فرو بره و جلوی همه مرگخوارا رسوای عالم بشه، یکهو میبینه از توی دیوار عبور کرده و داخل اتاق خونه!
- تو چه سایهی فوقالعاده و قدرتمندی هستی! حالا کافیه درو ببندم تا این دور نوبت خودم باشه!

گابریل اینو میگه و میاد به سمت در حرکت کنه که ناگهان میوهای از بیخ گوشش عبور میکنه و پشت سر اون در با صدای محکمی بسته میشه.
- اممم... فکر کنم خودشون فهمیدن من اومدم تو و درو بستن تا کارمو بکنم؟

سایهی الستور به نشانهی ندونستن شونههاشو بالا میندازه و تصمیم میگیره برای اطمینان به سمت دیوار بره تا سر و گوشی به بیرون اتاق بندازه. اما ناگهان اتاق تکونی میخوره و به ساکنان داخلش این حس رو میده که از زمین کنده شده و به هوا برخاسته. سایه که کاملا خطر رو حس کرده بود جلو میاد تا از سایه گابریل محافظت کنه. اتاق دور خودش میچرخه و میچرخه و میچرخه و به سمت دیگهای پرتاب میشه!
پایان فلشبک
اتاق با صدای پقی در جایی که به نظر خانه گریمولد میومد فرود میاد. بوی بدی که میوه از خودش ساطع کرده بود، باعث شده بود تا محفلیا علاوه بر سرگیجهای که چرخش اتاق بهشون تحمیل کرده بود، گیج و سردرگم هم شده باشن.
گابریل هم علائم مشابهی داشت و تنها فرقش با بقیه محفلیا این بود که شکنجه نشده بود. در حالی که بر اثر چرخش اتاق در گوشهای از اتاق ولو شده بود، کنترل خودشو بدست میاره و چشماشو باز میکنه تا ببینه اطراف چه خبره. اما به محض باز کردن چشماش متوجه سایههایی میشه که اونو در برگرفته بودن. محفلیون گیج بالا سرش وایساده بودن و هنوز نمیتونستن درک کنن که چی داره میشه و گابریل کیه و بین اونا چی کار میکنه!
گابریل به سایهی الستور نزدیکتر میشه و دستشو برای محفلیون تکون میده.
- سلام.

محفلیا که تازه دو گالیونیشون میفته که چی شده، نگاهشونو از گابریل و سایه الستور برداشته و به هم میدوزن. حالا باید با این مهمانان ناخونده چه میکردن؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

این صدای چی بود دیگه! نکنه وارد قیامت شدیم؟ تو حلقه مو ندیدی پلوتون؟














