جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  107 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  226 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  226 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  217 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: امروز ساعت 18:18
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
با سلام خدمت لرد و مارشون


1 - هرگونه سابقه عضویت قبلی در یکی از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید.


خیر هیچگونه فعالیتی نداشته و تنها به فکر کشت و کشتار بوده ام.

2- مهمترین فرق دامبلدور و لرد در کتاب چیست؟


فکر میکنم چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است نه؟ معلومه لرد باحال تر و قوی تره.
در ضمن، دامبلدور دماغ داره.


3- مهمترین هدف جاه طلبانه‌تان برای عضویت در مرگخواران چیست؟

کشت و کشتار. شنیدم محفل کشتی ران های خوبی داره.


4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها (یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.


دامبلدور: گوشت خوشمزه با دسر پشمک


5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟


من فکر میکنم به دلیل تعداد زیادشون روزی یکیشون رو سرخ میکنن و میخورن. دیگه به قید قرعه هست.

6- بهترين راه نابود کردن يک محفلی چيست؟


اواز میخونیم تا جذبمون بشن بعد نابودشون میکنیم.


7- در صورت عضويت چه رفتاري با نجيني خواهيد داشت؟


خب چون با مارماهی ها رابطم خوبه شاید بتونم با مارهای خشکی هم رابطه خوبی داشته باشم. میتونم بهش اواز یاد بدم.



8- به نظر شما چه اتفاقي براي موها و بيني لرد سياه افتاده است؟


نظری ندارم. دلیلی نمیبینم توی مسائل خصوصی و ظاهری کسی دخالت کنم.
پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 خرداد 1405 17:36
نمایش جزئیات
آفلاین
اوس.

مزاحم شدم که بگم کاتانا هر روز بهونه‌ی گوشه‌ی تراسِ خودش توی عمارت رو می‌کنه.
کاتانا تاتامی‌ش رو برداره بیاد؟

اوس مجدد.

مرگخواران نیست که؛ شعبه‌ی دوم یاکوزاست!

"تاتسویای ما" شدی!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/3/19 0:04:52
“I would recognise you in total darkness, were you mute and I deaf. I would recognise you in another lifetime entirely, in different bodies, different times. And I would love you in all of this, until the very last star in the sky burnt out into oblivion
پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: چهارشنبه 6 خرداد 1405 22:14
نمایش جزئیات
آفلاین
من از راه اومدم، جعفر خواست اومدم
من از راه اومدم، حیدر خواست اومدم

ارباب می‌دونم یه چلاقِ کم‌مفصل در ارتش داشتن، عذاب‌آوره. ولی اگه قول بدم بشینم یه گوشه از تسترال‌ها مراقبت کنم، چی؟

بخاطر پیشنهاد آخرت قبولت می‌کنیم. اتاقت هم اتاق نیست. اصطبل تسترال‌هامان است.

"تام ما" شدی.
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/3/7 22:19:48
آروم آقا! دست و پام ریخت!

پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: یکشنبه 3 خرداد 1405 12:13
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب.
من کلیدمو راستش گم‌کردم... درواقع نه اینکه ایوا یه وقتی همیشه یه کپی از کلید عمارت نگه میداشت ها! ولی اره.
نظرتون چی شد؟ میشه بیام تو؟

شنیده بودیم که از سفرت بازگشتی ایوا! خواستیم دستور مرگت را به بلامان بدهیم. زیرا انتظار داشتیم اول اینجا بیایی و بعد به گشت و گذارت ادامه دهی.

"ایوای ما" شدی!
ویرایش شده توسط الکساندرا ایوانوا در 1405/3/3 12:18:28
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/3/3 15:34:11
تصویر تغییر اندازه داده شده


عکس پرسنلی ایوا!
پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 اردیبهشت 1405 20:57
نمایش جزئیات
آفلاین
1) هرگونه سابقه عضویت قبلی در یکی از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید.
-اگه به زبان خوش شرح ند...آخ! منظورم اینه که نه! من از اول هم می خواستم مرگخوار بشم و هم محفلی! اما بعد دیدم که نسبتا ناممکن به نظر میاد ، حتی برای محفل درخواست پذیرش هم فرستاده بودم ولی...
دملزا از آن طرف میز به سمت تنها ارباب تاریکی خم می شود.
-میگم لرد جان ، شما اگه یه جاسوس توی محفل داشته باشی خوبه ها ، نه؟ هم من به آرزوم می رسم ، هم به شما اطلاعات مفید مفید میدم!

2) مهمترین فرق دامبلدور و لرد در کتاب چیست؟
-هر دوشون جادوگر های بزرگی بودن؟ اوخ! نه این که شباهت بود!! آهان ، دامبی جون عینک میزنه ،لرد نمی زنه!

3) مهمترین هدف جاه‌طلبانه‌تان برای عضویت در مرگخواران چیست؟
واضحه دیگه بابا! میخوام مرگخوار بشم که از لرد واسه محفل...اخ! منظورم اینه که از محفل برای لرد اطلاعات مفید مفید بیارم!!!

4) به دلخواه خود یکی از محفلی ها (یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.
واقعا هدف شما از طرح این سوالا...آخ! لرد میشه انقدر با چوبدستیت ما رو نزنی؟ باشه ، میگم! هرماینی گرنجر : کتابخونه متحرک با توانایی تبدیل شدن به مالی ویزلی!

5) به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
به نظرم ویزلی‌ها آن‌قدر با کمبود کنار آمده‌اند که شکمشان هم نوعی مقاومت در برابر گرسنگی پیدا کرده است.

6) بهترين راه نابود کردن يک محفلی چيست؟
ببین لرد جان ، من خودم اگه بخوام عضو محفل بشم که برات اطلاعات بیارم نمی تونم که راه نابودی خودَ...آخ! اربابا انقدر زدی اشکم در اومد ، از این کارا نکن دیگه! کاربرد چوبدستی که این نیست عزیزم!

7) در صورت عضويت چه رفتاري با نجيني خواهيد داشت؟
نجینی احتمالا از مدل های تغییر قیافه من خیلی خوشش میاد.

8) به نظر شما چه اتفاقي براي موها و بيني لرد سياه افتاده است؟
لرد سیاه آن‌قدر روی هیبت و ابهت سرمایه‌گذاری کرده که بعضی اجزای ظاهری‌اش ترجیح داده‌اند از صحنه خارج شوند تا تمرکز تماشاگر فقط روی قدرت لرد بماند.

9) يک يا چند مورد از موارد استفاده بهينه از ريش دامبلدور را نام برده، در صورت تمايل شرح دهيد.
لرد جان؟ اینا چه سوالای مسخَ...آآه! دوباره زدی که!
ریش دامبلدور درست مثل مرلینه ها! ریش این دو نفر مو نمی زنه! تازه عروسی مرلین هم که نزدیکه لرد! شما هم اگه خواستی یه هیئت تبریک برای بابا مرلینِ ما بفرست (ترجیحا بلاتریکس رو نفرستی ها!) شاید اصلا عروسی دعوتت کرد!

تا خواندیم که حرف از جاسوسی زدید می‌دانید سراغ چه کسی رفتیم؟ بله! سوروس اسنیپ دو روِ خیانتکارِ ریش‌پرسن! او هم به ما گفت:

نقل قول:
اهم اهم پروفسور اسنیپ صحبت می‌کنه. اربابم، ای تماماً جلال و جبروت، بنده که هرگونه ارتباطی با دامبلدور رو به شدت تکذیب می‌کنم. به شدت خیلی زیادیا! اصلا دامبلدور کیه؟ محفل چیه؟ جاسوس چی هست اصلا؟ چیشد؟ قراره هم صنفی پیدا کنم؟! خب راستش به عنوان "رئیس صنف جاسوسان دوجانبه رسوای عالم" باید خدمت‌تون عرض کنم در دوشیزه رابینز استعدادهایی می‌بینم ولی هنوز راه طولانی‌ای تا ملحق شدن به این صنف در پیش دارند. پیشنهاد می‌کنم اجازه بدن شخصیت ایفایی‌شون با فعالیت و شناخت دنیای جادویی جادوگران شکل بگیره و بعداً که تجربه کافی رو کسب کردند، مجدداً اقدام کنند. در پایان بازم خاطر نشان می‌کنم که بنده هرگونه جاسوس بودن رو شدیداً انکار می‌کنم و اصلا نمی‌دونم کلمه جاسوس یعنی چه.

فعلا تایید نشد.
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/29 23:27:00
ویرایش شده توسط دملزا رابینز در 1405/2/29 23:39:04
ویرایش شده توسط دملزا رابینز در 1405/2/29 23:40:45
ویرایش شده توسط دملزا رابینز در 1405/2/29 23:42:02
ویرایش شده توسط دملزا رابینز در 1405/2/29 23:49:02
ویرایش شده توسط دملزا رابینز در 1405/2/29 23:51:04
ویرایش شده توسط دملزا رابینز در 1405/2/29 23:53:18
ویرایش شده توسط دملزا رابینز در 1405/2/30 0:02:51
✨ 𝓓𝓮𝓶𝓮𝓵𝔃𝓪 𝓡𝓸𝓫𝓫𝓲𝓷𝓼 ✨
پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: دوشنبه 28 اردیبهشت 1405 12:22
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
1 - هرگونه سابقه عضویت قبلی در یکی از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید.


سابقه؟ سابقه چیه؟! ما فقط سوء سابقه داریم. ما شنیده بودیم زندگی سپیده و ما هم چون از زندگی دیگه داستان... سیاهی مرگ و به به و چه چه!


2- مهمترین فرق دامبلدور و لرد در کتاب چیست؟


فرق؟ فرق چیه؟! ما فقط لرد ولدمورت می‌شناسیم که از هفتاد و هفت فرسخی فرقش معلومه! انقد ابهت و داستان و اینا... دامبلدور یه گوله پشم رو سرشه. دامبلدور رو چه به فرق!




3- مهمترین هدف جاه طلبانه‌تان برای عضویت در مرگخواران چیست؟


هدف؟ هدف چیه؟! کشت و کشتار خارج از لیست!



4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها (یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.


لقب؟ لقب چیه؟! هری پاتر: تنبون دزد!
این کله زخمی تنبون ما رو دزدید و رفت و همه‌جا پز داد و به هیشکی هم نگفت که این تنبون ماست. به همه میگفت شنله! نچ نچ نچ...



5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟


سیر؟ سیر چیه؟! یکی در گذشته یه بار گفت از راه ابریشم ولی چون راه ابریشم از بین رفته خیلی وقته پس هیچ راهی... باهاش موافقیم!


6- بهترين راه نابود کردن يک محفلی چيست؟


نابود؟ نابود چیه؟! داس!



7- در صورت عضويت چه رفتاري با نجيني خواهيد داشت؟


صورت؟ صورت چیه؟! ما در کله‌ی عضویت اومدیم و نگفتین در کله‌ی عضویت چه کنیم، پس این سوال رو بدون پاسخ می‌ذاریم.




8- به نظر شما چه اتفاقي براي موها و بيني لرد سياه افتاده است؟


اتفاق؟ اتفاق چیه؟! والو اتفاقی نیفتاده... خود موها و بينی لرد سیاه افتادن. چرا افتادن؟ حتم به یقین در راستای هدفی شوم!



9- يک يا چند مورد از موارد استفاده بهينه از ريش دامبلدور را نام برده، در صورت تمايل شرح دهيد.


بهینه؟ بهینه چیه؟! همچنان معتقدیم کاربردی ندارن. مثل یکی دو سال پیش.

فکر نکن نفهمیدیم که در جواب هر سوال، دو بار قسمت اصلی سوال را تکرار کردی که کسی به تو تقلب برساند. مطمئن باش اگر آن شخص را پیدا کنیم 20 بار می‌کشیمش.

"مرگ ما" شدی.


خیر ارباب! ما نیازی به تقلب نداریم. ما خودمان... پیست! اینجارو چی بگم؟ بابا خب نمی‌شه اینو بگم؟ این آخه... خیلی خب! ما خودمان تقلب می‌دهیم!

تا حالا دیدی مرگ بمیرد؟ اگر نمی‌خواهی ببینی با یک "مرگ اوت" ما را خوشحال کن!

چقد زود از دستمان خسته شدین ارباب!

مگر تتوات را دریافت نکردی؟ پس فکر نمی‌کنی باید طبق جغدی که برایت فرستادیم عمل کنی؟

اربابا! تتو کارمون سریع بود ولی هنوز صدای قیژ قیژ در عمارت رو نشنیدیم!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/28 13:34:14
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/28 13:36:16
ویرایش شده توسط مرگ در 1405/2/28 14:05:52
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/28 14:16:06
ویرایش شده توسط مرگ در 1405/2/28 14:19:08
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/28 14:20:57
ویرایش شده توسط مرگ در 1405/2/28 14:22:11
MAYBE YOU ARE NEXT

پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: یکشنبه 27 اردیبهشت 1405 16:35
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
1- هرگونه سابقه عضویت قبلی در یکی از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید.
این پیرزن زاده و وارث تاریکی هاست، آگاتا رو چه به رنگ نحس سفید

2- مهمترین فرق دامبلدور و لرد در کتاب چیست؟
پیرزن هرقدر با خودش فکر میکنه نمی تونه اون مردک ناقص الخلقه شپشو رو با لرد سیاه مقایسه کنه

۳- مهمترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در مرگخواران چیست؟
تاریکی بیشتر... گودرت بیشتر

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها(یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.
هری پاتر: کله زخمی چهار چشمی

5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟ این پیرزن همین تازگیا آرتور ویزلی رو سر مزارع هویج دیده، جدیدا به جز سوپ پیاز پوره هویج هم می خورن

6_ بهترين راه نابود کردن يک محفلی چيست؟ چای نباتای مخصوص آگاتا رو به خوردشون بدیم؟

7.در صورت عضويت چه رفتاری با نجينی خواهيد داشت؟ عصرا پیرزن نجینی رو می بره عمارت گریمولد محفل خواری

8- به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بينی لرد سياه افتاده است؟اتفاقی افتاده؟! پیرزن معتقده اون موقع که دالبوس آمبلدور تو صف دماغ گوشتی و ریش و پشم بود لرد سیاه در صف جلال و جبروت و زکاوت به سر میبردن

9_ يک يا چند مورد از موارد استفاده بهينه از ريش دامبلدور را نام برده، در صورت تمايل شرح دهيد.
محل مناسب زاد و ولد و بقای نسل شپشا

کنار چایی نباتت چیزی نبود بخوری که هرچه نقطه بود در جمله‌هایت خوردی؟

حیف که به معجون‌ها و سم‌هایت نیازمندیم.

"آگاتای ما" شدی.
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/27 18:00:46
پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: دوشنبه 7 اردیبهشت 1405 20:14
نمایش جزئیات
افتخارات
آفلاین
تصویر شروع می‌شود.
دوربین در هوا به پرواز در می‌آید و از پله‌های زیرزمین پایین می‌رویم. دیوارها زرد، کهنه و پر از لکه‌اند و نور کم جانی از انتهای پله‌ها به چشم می‌خورد. به زیر زمین که می‌رسیم. فضای شلوغ، کثیف و پر از وسایل مختلف شکنجه است. تنها یک منبع نوری رقصان فضا را روشن می‌کند و لشکری از سایه‌های بلند و کوتاه را روی دیوارها می‌آفریند. در میان آن همه وسایل، زنی ایستاده است و مقابل دستشویی کثیف با شیری فلزی، به‌سختی مشغول شستن دست‌های خونی خود است.
به او که نزدیک می‌شویم، متوجه ما نمی‌شود و حتی سرش را هم برنمی‌گرداند. اکنون که نیم‌رخش را می‌بینیم، نه‌تنها دست‌هایش خونی است، بلکه ردی از خون روی لباسش است که از پایین پیراهنش بالا می‌رود و تا دهانش ادامه میابد.
صحنه غریبی است.
بعد از چند لحظه متوقف می‌شود، به سما برمی‌گردد و مستقیم در دوربین به ما زل می‌زند. هیچ حرکتی نمی‌کند. پلک نمی‌زند و شاید حتی نفس هم نمی‌کشد.
بعد ناگهان طوری حمله‌ور می‌شود که حتی در دوربین نیز ثبت نمی‌شود. حالتی غیرانسانی دارد و سراسر وحشت خالص است.
هیچ‌چیز معلوم نیست و دوربین خاموش می‌شود.


چند لحظه بعد، تصویر را در یک قاب زیبا می‌بینیم.
اتاقی شیک، مبله و پر از رنگ و گل است. همان زن که چند لحظه پیش دیدیم در سمت چپ تصویر نشسته است. لباس صورتی‌رنگی به تن دارد که روی یقه‌اش سنگ‌کاری شده و تماماً برق می‌زند. موهایش کاملاً مرتب بالای سرش جمع شده و آرایش ملیحی دارد که صورتش را بسیار دلنشین کرده است. لبخند می‌زد و پا روی پا انداخته است. موهایش را پشت‌گوشش می‌برد و حروف طلایی در قسمت پایینی سمت راست نمایان می‌شوند.

"بلاتریکس بلک/لسترنج/ دروسلی/ بلاتریکس تنها/ تریکسی"


بلاتریکس با صدایی آرام و شمرده شروع به صحبت می‌کند.

- سابقه عضویت؟... چقدر شما شوخ هستید!... مرگخواران با من شروع شده... قبل از هر عضوی من و بودم و ارباب. اون موقع‌ها همه چیز تاریک و قشنگ بود. ما تنها بودیم؛ ولی در اوج بودیم. چه دورانی بود...

ما از او سؤالی نپرسیده‌ایم و فقط در سکوت گوش می‌کنیم. سرش را تکان می‌دهد و لبخندش عریض‌تر می‌شود. به نقطه‌ای دور خیره می‌شود و دیگر چیزی نمی‌گوید.

تصویر عوض می‌شود.
این بار در آشپزخانه‌ای بزرگ و بسیار تمییز هستیم. صدای جیغ خفه‌ای به گوش می‌رسد. به سمت صدا می‌چرخیم و بلاتریکس را می‌بینم که روی گاز خم شده است. بین او و گاز، هیکلی مانند حشره‌ای در تور گیر افتاده و دست‌وپا می‌زند. سرش درون قابلمه‌ای است که روی گاز است و می‌جوشد و بلاتریکس این سر بیچاره را درون قابلمه نگاه‌داشته است. به ما نگاه می‌کند و اخم می‌کند. می‌گوید:


- لرد عزیز منو با دامبلدور... (با صدای بوق سانسور می‌شود) مقایسه می‌کنی؟... مگه میشه زمین و آسمون رو باهم مقایسه کرد؟ لرد عزیزم به دنبال اصلاح جامعه جادوگریه. ما می‌خواهیم یه آرمان‌شهر بسازیم. فکر میکنین راحته؟ نه! نیست! قدرت، درایت و شجاعت زیادی میخواد که اصلاً در کسی جز وجود مبارک خودش نیست. یارو فقط رفته در دفترش قایم موشک‌بازی میکنه!

جمله آخر را با دهان‌کجی می‌گوید و سر درون قابلمه دیگر تنش تکان نمی‌خورد.

تصویر عوض می‌شود.
اکنون بلاتریکس با لباس آبی کم‌رنگ تابستانی و کلاه‌حصیری پشت به استخری نشسته است و عینک‌آفتابی با فریم قرمز به چشم دارد. دوباره دارد لبخند می‌زند.


- هدف ما از ایجاد مرگخواران... دقت کردی عسلم؟ ایجاد مرگخواران!... باشه؟... آفرین پسر خوب! من که میدونم تو میخوای پسر خوبی برام باشی...
بلند می‌شود و دستش را به سمت دوربین دراز می‌کند و لپ ما را می‌کشد.

- اخی... گوگولی من... خب می‌گفتم... هدف ما از ایجاد مرگخواران، جمع کردن مغزهای متفکر، رؤیاهای بزرگ و ناب در کنار هم بود. گفتم که جامعه آرمانی و ایدئال رو میخواییم بسازیم و مطمئناً به افراد خاص نیاز داریم... اوه... یادم رفت بگم... من خیلی مخالف خشونتم. یعنی ببینید اصلاً من و لرد عزیز این گروه رو ایجاد کردیم که خشونت رو به حداقل برسونیم و با دموکراسی و تفکر مثبت به اهدافمون برسیم.

لبخندی می‌زند که تمام دندان‌هایش پیدا است.

تصویر عوض می‌شود.
بلاتریکس لباسی تماماً قرمز به تن کرده و چیزی طناب‌پیچ شده را به دنبالش می‌کشد. مطمئناً انسانی است که به‌شدت بسته و پیچیده شده است و تنها موهای قهوه‌ای‌اش پیدا است.


- لقب که زیاده!... (بوق)... (بوق)... و آها!... (بوق)!... اونجوری بهم نگاه نکن... وگرنه میخوای بری تو طنابا کنار این بدبخت؟ میخوای؟... پس نشنوم صداتو!.... همین ویزلیها رو اصلاً معلوم نیست چطور سیر میکنن... ولی میخوای بگم من بودم چطور سیرشون می‌کردم... بزرگترینشون رو به سیخ می‌زدم... تکه تکه می‌کردم... می‌دادم بقیه شون بخورن... بعد میدونی چی می‌گفتم... اگر بزرگ بشین... به سیخ کشیده میشین!

با صدای گوش خراشی می‌خندد و مرد طناب‌پیچ را انگار که وزنی ندارد روی شانه‌اش را میندازد.

تصویر عوض می‌شود.
لباسی بنفش و آرایش خلیجی دارد. لباسش کمی باز است و پوست برنزه‌اش می‌درخشد. موهایش را بازکرده و گلی زیبا به یک سمتش آویزان کرده است. فنجان گل‌دارش را با ناز به سمت دهانش می‌برد و بی‌صدا می‌نوشد.

- نابودی محفل؟ اوخیی چرا؟... ما میتونیم با هم دوست باشیم... چرا باید نابود شن؟ گناه دارن!

لبخند زیبایی می‌زد و ادامه می‌دهد:
- نجینی... براش می‌میرم ها! عاشقشم... من خودم کغوسان... کروسان رو میگم... براش درست می‌کنم. با مربا خوشمزه میشه. خیلی دوست داره... تازه ما باهم برنامه ریزی کردیم برای چهره بسیار یونیک لرد در جلسه یوگای مرگخواران از کائنات تشکر کنیم. البته پیشنهاد من بود؛ ولی نجینی خیلی دوسش داشت. میدونی... من معتقدم اصلاً نباید مو یا بینی لرد رو تغییر بدیم! این یک چیز طبیعیه! ما باید دقیقاً همونجوری خودمون رو بپذیریم! اصلاً مهم نیست چه اتفاقی افتاده! ما باید با کائنات همسو باشیم! این مهمه.

تصویر عوض می‌شود.
به همان زیرزمین اول برگشتیم و بلا با دهانی خونی بالای سر ماست. همان‌طور که ما رو روی زمین نگه داشته است. تکه‌ای از ما را با دستش می‌کند و می‌خورد. لبخند که می‌زد دهانش خونی و چشمانش وحشتناک و قرمزرنگ است.
دیگر چیزی نمی‌گوید. تکه خونی وجود ما که در دست اوست بالا می‌برد و تکان می‌دهد. انگار می‌خواهد پیغامی برساند و بعد دوباره تکه خونی را می‌خورد و قورت می‌دهد.
بعد درست دستانش را میان چشمانمان فرو می‌کند. دیگر چیزی نمی‌بینیم.
فقط صدای خورده شدن ماست که باقی‌مانده است.


کجا بودی بلا؟ بوی خون از زیرزمین نمی‌آمد و ما دلتنگ شده بودیم.

"بلای ما" شدی!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/8 12:06:53
پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: پنجشنبه 3 اردیبهشت 1405 11:19
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
هــــی! مو وزوزی دیوونه چرا منو اینجا نشونـد... دمت گروگانگیر! داشتم خسته می‌شدم.

۱- هرگونه سابقه عضویت قبلی در یکی از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید.

لگد سانتور تو دوتاش! همتونـ... تا قبل از اینکه گروگان‌‌ ارباب بشم به هیچ‌جا و هیچکس وابستگی نداشتم.

2- مهمترین فرق دامبلدور و لرد در کتاب چیست؟

من گروگان‌‌ صلحم! یازده‌تا جنگ تجاری رو پایان دادم.
برای من هر دوشون از یـ... یعنی چی؟ معلومه دیگه. فقط اربابه که لطف می‌کنه و مردمو گروگان‌‌ می‌گیره.

۳- مهمترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در مرگخواران چیست؟

فرار کردن... گروگان‌ بودن.

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها(یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.

تک تکون روانی‌ایـ... دامبلدورِ گروگان‌نگیر!

5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟


اقتصادی‌ترین و به‌صرفه‌ترین گزینه برای پادگان پرآدم و کم توقعی مثل شهید گریمولد قطعا سوپ پیازه. هه! این دفعه تونستم حرفمو تموم کنم. آزادی! مرلین‌حافظ لرد سیـ... کجا با این عجله؟ حالا که اینطور شد از حرف زدن سلبی.

6_ بهترين راه نابود کردن يک محفلی چيست؟

عــــام... گروگانشون بشیم؟

7.در صورت عضويت چه رفتاری با نجينی خواهيد داشت؟

هـــوم... گروگانش می‌شم.

8- به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بينی لرد سياه افتاده است؟

یه جادوگر محترم گروگان‌بگیر اونا رو به گروگان گرفته؟

9_ يک يا چند مورد از موارد استفاده بهينه از ريش دامبلدور را نام برده، در صورت تمايل شرح دهيد.

می‌تونیم هم‌گروگانی‌هامو مثل کرم جبریشم با ریشش پیله ببندیم؛ اینطوری دیگه نمی‌تونن فرار کنن.

مطمئنیم از کاری که می‌کنیم، پشیمان می‌شویم.

"گروگان ما" شد... اسمت گروگان است احمق. منظورمان این نیست می‌خواهیم تو را گرو... به کارت ادامه دهی همین چوب دستی را در حلقت فرو می‌کنم.
ویرایش شده توسط گروگان استامپ در 1405/2/3 11:59:02
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/3 13:17:40
!MAKE HUFFLEPUFF GREAT AGAIN
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: دوشنبه 31 فروردین 1405 00:10
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر شما لرد سیاه!
چه عمارت زیبایی دارین... برج سوم، پشت دیوار، ستون اول با چه تونالیته ای از سیاه رنگ شده؟

۱- هرگونه سابقه عضویت قبلی در یکی از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید.
والا من نمی دونم... یه شبحی دم در بود، جواب یه سری از سوال ها رو بهم تقلب رسوند. احتمالا زیباییم رو که دیده بوده بسیار متاثر شده بوده. باعث افتخارش بوده که... باشه باشه می رم سر اصل مطلب، لطفا بانو نجینی رو از من دور کنین.
آره خلاصه می گفت وقتی زنده بوده اینجا خدمت می کرده. موهاشم خیلی قرمز بود! حتی موهای شبح اش! واقعا براش ناراحتم. آخه قرمز دیگه خیلی وقته از مد افتاده.

2- مهمترین فرق دامبلدور و لرد در کتاب چیست؟
وا این چه سوالیه. دامبلدور با اون حجم از ریش شبیه حاج-... آها نباید بگم؟ باشه باشه نمی گم.
خلاصه اینکه لرد سیاه برخلاف ایشون خیلی با ابهت و باکلاسن.

3- مهمترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در مرگخواران چیست؟

می خوام سالاد هایی که کاتانا درست می کنه رو تزئین کنم!
اهم... خونه ی ریدل خیلی باکلاسه. من می خوام روز به روز به این باکلاسی اضافه کنم و مطمئن شم همیشه از محفلیا باکلاس تریم.

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها(یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.
نیاز به انتخاب نیست. همشون به شدت زشت و بی کلاسن.

5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
ما که خبر نداریم.
ولی همون شبح قرمز رو یادتونه که گفتم؟ یه چیزایی راجب پیاز و سوپ پیاز و این چیزا گفت. من که نفهمیدم.

6_ بهترين راه نابود کردن يک محفلي چيست؟
...
مطمئنم جواب این سواله رو بهم گفتا... یه لحظه الان یادم میاد...
بذارین برم ازش بپرسم باز الان میام. ها...؟ نمی تونم؟

7_ در صورت عضويت چه رفتاري با نجيني خواهيد داشت؟
فلس هاشون رو شونه می کنم، به دم شون پاپیون می زنم و پیتزا هاشون رو تزئین می کنم.

8 _ به نظر شما چه اتفاقي براي موها و بيني لرد سياه افتاده است؟
مگه شما هنوز مو و بینی دارین؟ واقعا دارین؟ مو و بینی خیلی وقته دیگه از مد افتاده. بینی! واقعا چه چیز زشتی! این روزا مگه دیگه کسی هم بینیش رو نگه می داره؟ شما هم اگه نگه داشتین هرچه سریع تر برین و حذفش کنین از صورتتون.

9_ يک يا چند مورد از موارد استفاده بهينه از ريش دامبلدور را نام برده، در صورت تمايل شرح دهيد.

قبل از عهد اژدها یه دورانی بود مردم لباس های بافته شده از ریش غول ها رو می پوشیدن. سالازار شاهده خودم توی کتاب "مد و فشن جادوگران باستانی" خوندمش. درسته دامبلدور غول نیست؛ اما ریشش همون اندازه هست. اگه زمان برگردان دم دست دارین می تونیم ببریم و به به اونا بدیمش.

چه بر تو گذشت که فکر کردی اگر در فرم عضویتت بگویی خانه‌ی ما نیاز به کلاس بیشتر دارد برایت مفید است؟

"ویولای ما" شدی!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/1/31 16:44:35
This same flower that smiles today
Tomorrow will be dying