ویندا روزیه ماموریت عجیب و غریبی داشت. بی جادوهای دانشمندی بودند که داشتند یک چیزی می ساختند تا بروند فضا. برای ساختن آن چیز چند سال وقت گذاشتند و ارتش آمریکا فقط یک ماه به آنها فرصت داده بود تا جمع و جورش کنند. ناامید بودند و نمی دانستند قرار است چه سرنوشت شومی داشته باشند. ماموریت ویندا این بود که برود و کاری کند آنها موفق بشوند.
- خیلی عجیب که من رو به جای فرستادن به خاور میانه برای نابودی نسل کثیف ترین ها به اینجا فرستاده به بی جادوهایی کمک کنم که قرار نبود کمکشون کنیم. اما حتما حکمتی در کاره.
ویندا به ساختمان محافظت شده پایگاه هوا و فضای تگزاس رسید و طبق دستور بدون گرفتن جان هیچ کسی و فقط با طلسم های سیاه شناخته شده و مجاز از تمامی مانع های امنیتی بی جادوها عبور کرد و به سوله بزرگ رسید که دانشمندان آشفته داشتند در آن روی سفینه ای کار می کردند که معلوم بود کار نمی کند.
- بیا اینجا ببینم.
یکی از بی جادوها با دیدن ویندا تعجب می کند و با اینکه پروتکل به او گفته هیچ غریبه ای بدون هماهنگی با خودشان نباید راه داده شود جلو می آید و با لبخند خوش آمد می گوید.
- خوش آمدید. شما؟
- من اومدم کاری کنم که مجازات نشید. نظرتون چیه مشکل این وسیله فضانوردی رو حل کنم؟
بزرگ ترین مشکل آنها این بود که هیچ باطری آنقدر توان ذخیره انرژی نداشت که بتواند سفینه را تا دوردست ها و مسافت نامعلوم پیش ببرد و برگرداند. پس ویندا این مشکل بزرگ را با چاشنی جادو حل کرد.
- اما این چطور ممکنه خانم ما...
- به جای این حرف ها آزمایش کنید.
آنها سفینه را در فضای محدودی در دشت های مکزیک آزمایش می کنند. کاملا موفقیت آمیز بود.
ویندا پیامی جادویی دریافت می کند. لبخندی شرورانه می زند.
- بسیار خب. پس واقعا شما بی جادوها تا سفر به فضا فقط یک باطری فاصله داشتید. آفرین.
دانشمندها شادمان می شوند و از او تشکر می کنند اما نمی دانند چه چیزی انتظارشان را می کشد.
- امروز فهمیدم اگر بی جادوها وقت کافی داشته باشند حتی می توانند خودشان را به دنیای بیرون از زمین برسانند. خب نه تا زمانی که گریندلوالد بخواد.
چوبش را به سمت سفینه می گیرد. سفینه پیش چشم بی جادوها ذوب می شود. جادوی سیاه ویندا وارد کامپیوترها و دیتابیس ها می شود و تمامی اطلاعات بی جادوها یک به یک خط به خط حذف می شود. برای اطلاعاتی که در دیتاسنتر های اضطراری در جای دیگری ذخیره بودند هم ترتیبی چیده بود. همه به ویروس های جادویی ترکیبی با فناوری بی جادوها آلوده شده بودند و حالا دیگر تصحیح اطلاعات غلط آنها ده ها سال زمان می خواست.
با لبخند پیروزی بر لب، ویندا بی جادوها را به حال خود رها می کند و از ماموریت موفقش برمی گردد.
آنلاینها
14 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
كلاس نجوم و ستارهشناسی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ به: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ به: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ به: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ به: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ به: كلاس نجوم و ستارهشناسی
پاسخ به: كلاس نجوم و ستارهشناسی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج










خیلی هم خوشگل تر از آدم حرف میزنم حتی!


ما باهم میریم تا ماه رو بدزدیم و برای بودار نبودن قضیه، آلنیس رو جاش جا میزنیم. 


خیلی ضدحال بدی بود 
(ماه رو میگم نه عکس! عکس هنری من خیلیم زیباست!)
