خلاصه: لرد ولدمورت مسموم شده است و محل پادزهر این سم روی یک نقشه علامت زده شده است. مرگخواران ،با تلاش فراوان، توانستند بفهمند که علامت روی نقشه، یکی از اهرام ثلاثه مصر است. به سمت هرم مذکور حرکت کردند ولی در نزدیکی ورودی آن با یک فرعون قلابی که توسط دامبلدور اجیر شده بود روبهرو میشوند. آن فرعون مرگخواران را گمراه میکند و به داخل هرمی با تلههای فراوان هدایت میکند.
توجه: این سوژه در 5 پست آینده به پایان میرسد.
******
بعد از بسته شدن ورودی هرم، تنش میان مرگخواران بالا گرفت. از هر سمت احساس خطر میکردند. گمان میکردند هر لحظه ممکن است یک تبر غولآسا از سمت راست تصویر، از میان دیوار، وارد کادر شود، دوربین روی آن زوم کند و سپس در صحنهی بود دوربین لحظهی برخورد تبر با سر آنها را ثبت کند. کسی نبود بگوید: آخه مگه تو دنیای ایندینا جونزید دلقکا؟
بعد از اینکه با داد و فریادهای زیاد حنجرهی خود را آزار دادند و به سرفه افتادند، نفس عمیقی کشیدند تا آرامش خود را بدست بیاورند. ناسلامتی مرگخوار بودند. این جلف بازیها به آنها نمیآمد. چوبدستیهایشان را بیرون کشیدند تا روشنایی ایجاد کنند. حال میتوانستند اطراف را به خوبی ببینند.
- هری آپ گایز! از مهلت سه روزمون فقط چند کلاک مونده.
کاش مرگخواران دانششان از زبان انگلیسی به این مسئله قد میداد که در سخن ویولا کلاک اشتباه است و من به عنوان نویسنده میتوانستم برای مخاطبینم موقعیت خندهداری ایجاد کنم. ولی حیف! از همهی عزیزانی که این پست را مطالعه میکنند عذرخواهی به عمل میآورم.
جدای از اشتباه لفظی، ویولا درست گفته بود. آنها باید عجله میکردند. اما برای انجام کاری، نیاز به نقطه شروع است. روبهروی آنها 5 ورودی وجود داشت. هیچ علامتی هم دیده نمیشد که مسیر درست را نشان دهد. نقشه هم دیگر کمکی نمیکرد.
- به عنوان باهوشترین مرگخوار...
امیدوارم بتوانم با گفتن نام کسی که دیالوگ بالا را گفته، خنده بر لبتان بیاورم... میرتل وارن! خندید نه؟ حق دارید نخندید. حتی اسم این بشر هم خنده را بر لب آدم خشک میکند.
مکث میرتل کمی طولانی شد. به اطرافش نگاه کرد. به نظر میرسید که دنبال چیزی میگشت. او عادت داشت که وقتی درون آب یک توالت شنا میکند، فکر کند. حال که در خشکی است، فکرش نمیآمد.
- جا داره که بگم من همین چند ثانیه پیش کلپس کردن میرتل رو پیشبینی کردم ولی بلند نگفتم که اعتماد به نفسش کم نشه. 
احتمالا با خود میگویید که: «اصلا چه نیازی بود سیبل این موضوع رو بگه؟» این را بدانید که سیبل شخصیت شوآفیای است. از هر لحظهای برای اینکه بگوید یک پیشگوست دریغ نمیکند. به خوانندگان عزیز توصیه میکنم که مانند سیبل نباشید.
بنظر میرسید شخصی که واقعا باهوشترین است میخواهد چیزی بگوید.
- وقت برای از دست دادن نداریم. میدونم همهچیز مشکوکه ولی جون ارباب مهمتره. به 5 گروه تقسیم میشیم تا بتونیم سریعتر پادزهر رو پیدا کنیم.
- امیدوارم ورودیای که انتخاب میکنم پر خواستگار نباشه تا بتونم سریعتر پادزهر رو پیدا کنم. 
کلا بخاطر وجود این شخصیت توی پستم از همهی شما عذرخواهی میکنم. 
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج











... خب کجا بودیم؟... آها! نقشه!... خب وایسا ببینم...مرلین آفتابگیر مامان، تو از همه پیرتری...بیا نقشه رو بخون مامان!
بذارین مامان یه نگاهی بندازه.