هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۲۳:۴۵:۰۴ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#19

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۱۱:۴۷
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 124
آفلاین



سخن پایانی!


و در آخر، بعنوان معاون یکی از کاندیدا و یکی از کاندیدان انصرافی بالاجبار، که خیلی شخص خاصی به حساب نمیام، میخوام نظر شخصی خودمو بیان کنم.

فارغ از هر گروهی با هر رنگی، زرد، قرمز، آبی و سبز، هر جبهه‌ای، چه سفید و روشن، چه سیاه و تاریک، فارغ از هر برنامه‌ای با هر میزان تجربه و حضوری، فارغ از همه اینا، امیدوارم شخصی بیاد و بر جایگاه وزارت بشینه، که واقعا لایق باشه. واقعا دل به کار بده و دل بسوزونه! از روز اول دوران وزارتش، تا آخرین روز نظارتش یکسان و به یک میزان اشتیاق و انگیزه فعالیت کنه. هوای همه‌چیو داشته باشه و برای همه‌چیز و همه‌کس به یه مقدار وقت بزاره و تلاش کنه.

و در کل وزارتی در شان خودش، کاربرا و سایت داشته باشه و اسمش و کاراش به نیک، به یادگار بمونن!

نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کز او ماند سرای زرنگار


آرزوی موفقیت برای وزیر پیش رو دارم و تا جاییکه بتونم همواره درکنارش برای پیشبرد هرچه بهتر روند سایت و گذاشتن نام‌نیک خودش به یادگار کمک خواهم کرد. البته اگه بخواد. بدون وقفه! بدون دریغ!


Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin


در آغوش روشنایی پروفسور!


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۲۰:۲۲:۱۳ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#18

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۱۱:۴۷
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 124
آفلاین
نقل قول:
هاها... عجب تناقضی.
نظرتون راجع به اینکه حرف واحدی ارائه بدید چیه؟ چون از الان دارم بوی خوش اختلاف رو حس میکنم بین وزیر و معاون که واقعا سرگرم‌کننده و زیباست!


تناقض؟ عی مرلینت برا خودت! تناقض چیزه؟ من و بانوی وزیر هیچ مشکلی باهم نداریم و در کمال تکدلی و همدلی باهم... ببخشید یلحظه... الو الو؟... چی ش... چی شد؟... یعنی چی هنوز زندس؟... تو که گفتی مرده!... چطو بدل داره؟ این هنوز وزیر نشده!... بالگردشو دستکاری کن!... پیاده میره؟!... ناموسا خار پاهاشو من... ولش کن!... تو پرونده جدیدش سم موش بریز!... آره آره!... از سم فروشی خب، گوسفند!... میدونم گوسفندی!... زنگ زدی بگی تمومه ها!... باریکلا!... خب کجا بودیم؟!... نه ما اصلا تناقضی نداریم باهم.
خیالتون راحت!

نقل قول:
جدا؟


بله بله! پدرم همیشه میگفت: "حق دادنیه، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت!" موزه ناموس ماست. ما که قرار نیست یه دولت بی‌ناموس باشیم! ما نه تنها کودتا ها رو سرکوب نمی‌کنیم، بلکه خودمون کودتا می‌کنیم! کود رو تا می‌کنیم، میزاریم جیبمون، با عجز و التماس موزه رو پس میگیریم!


ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۲۰:۲۵:۲۱
ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۲۲:۰۱:۴۸

Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin


در آغوش روشنایی پروفسور!


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۱۹:۵۵:۵۰ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#17

گریفیندور، محفل ققنوس، مرگخواران

الستور مون


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۹:۵۳ پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۱۷:۳۱
از ایستگاه رادیویی
گروه:
گردانندگان سایت
شـاغـل
جـادوگـر
گریفیندور
جادوآموخته هاگوارتز
مرگخوار
محفل ققنوس
پیام: 176
آفلاین
نقل قول:

پاتریشیا وینتربورن نوشته:
گفته بودم قراره سازمان هم داشته باشیم؛ سازمان حمایت از گرگینه‌ها و خون‌آشام‌ها هم بخشی از اون‌ها هستن.


نقل قول:

پاتریشیا وینتربورن نوشته:
بله، همان‌طور که گفتم، قرار است سازمان‌های گوناگونی تاسیس کنم که یکی از آنها سازمان "حمایت از گل‌ها و گیاهان و حیوانات" است.


نقل قول:

کدوالادر جعفر نوشته:
وزارت ما قرار نیست به هیچ اقلیتی بپردازه! اقلیتا باید خودشون روی پای خودشون وایسن و حق خودشونو بگیرن! تا کی ما باید لیلی به لالای شما بذاریم؟ انقد لا لا کردین که از اونور نعم نعمش زده بیرون! حق دادنیه نه گرفتنی! چیز... یعنی گرفتنیه نه دادنی! نه آقا جانان من! نه! ما اینجا پول و نون یا مفت نداریم به کسی تقدیم کنیم! مـــــــــــــــــــــــــی‌خواین! بیان خودتون بگیرین! نمی‌خواین، دادنی در کار نیست!

هاها... عجب تناقضی.
نظرتون راجع به اینکه حرف واحدی ارائه بدید چیه؟ چون از الان دارم بوی خوش اختلاف رو حس میکنم بین وزیر و معاون که واقعا سرگرم‌کننده و زیباست!

نقل قول:
ابتدا در پاسخ به سوال‌تان درباره‌ى باشگاه دوئل، باید بگویم بله، قرار است مسابقات گوناگونی انجام داده شود که مربوط به دوئل هستند. می‌خواهم در وزارتخانه باشگاه دوئل راه بیندازیم.

باشگاه دوئل؟ منظورتون اینه که همه اعضا موافقن وزارت هم یک باشگاه دوئل داشته باشه؟ هوم... فکر نمی‌کنم.

نقل قول:
برنامه های وزارت، آزکابان و موزه! البته که موزه! موزه رو هم پس میگیریم از مدیریت! خاک‌روبیش میکنیم!

جدا؟


تصویر کوچک شده تصویر کوچک شده

Smile my dear, you're never fully dressed without one


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۱۹:۱۹:۵۲ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#16

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۱۱:۴۷
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 124
آفلاین
همینطور که شاهدین، برنامه های من و وزیر محترم کاملا یکی‌یه! هرکی غیر از این فکر کنه همه بدهیام به بوفه هاگزمید گردنش!...

دوم انجمن آزکابان:

آقا! من نمیفهمم مرلین وکیلی! چه معنی داره هرکی از راه رسید، زرتی میره سراغ آزکابان؟ چرا انقد با ملت دشمنی‌ان؟ چرا انقد به تشنه مردم خونین؟ تا کی ظلم؟ تا کی ستم؟ تا کی... کلمه کم آوردم خودتون یه چنتا چیز بزارین تنگش...

ما اصلا دمنتورارو میفرستیم تعطیلات... مسکن غیر مهر میسازیم، مسکن جهر میسازیم، واحد میدیم بهشون بشینن خونه جام و تری نگاه کنن. جمشون میکنیم. به جاش چی میزاریم؟ گوسفـــــــــند! بلـــــــه! گوسفند! آقا مگه گوسفندا شکنجه میکنن؟ خیر! گوسفندا جیگر در میارن! پدر در میارن! کلا در میارن! منحرف همسایه‌اته! حالا بذارین ما وزیر شیم. خواهین دید که چه بلایی بر سرتون نازل میشه...

اول از همه که شناسایی مجرمین با گوسفندامونه. مسئول آزکابانن دیگه... آزکابان به پشمشونه... چیز... زیر پشمشونه یعنی! اگه از زیر دست گوسفندا در رفتین... که هیچی! اگه گرفتنتون! انا للمرلین و انا الیه واژگون! واژگونتون میکنن! از قسمت عضلات حلقوی تحتانی آویزون میشین و ازتون اعتراف میگیرن. شکنجه پشت شکنجه. خوارتون(خارتون؟) و خفیفتون میکنن!

شکنجه اول اینکه توی اعتراف از شما پرسیده میشه که تلخ‌ترین خاطرتون توی دوران جادوگری‌تون چیه؟ آمارش که در آومد، دمارتون در اومده! اون خاطررو مسئول شکنجه‌تون انقد میزنه تو سرتون، انقد میزنه تو سرتون، انـــــــقــــــــد میزنه تو سرتون، انقد... من که داشتم میگفتم چقد میزنه تو سرتون خسته شدم. مرلین به حال شما رحم کنه...

شکنجه دوم اینه که یه گوسفند در اختیار شما قرار میگیره.گوسفند ترین گوسفندی که تاریخ گوسفندی در ادوار گوسفندی دیده شده. زبون نفهـــــــــــم! یچی میگم، یچی میخونین! گوسفندا! خیلی گوسفند... وشما قراره به این عزیز زبون نفهم، زبون بفهمونین! و تا وقتی که نفهمه آزاد نمیشین! فکر کنم چندین سال زندانی باشین و زندانی وزیر بعدی هم باشین... ووی! حالم ناحال شد!

خلاصه که دمنتورا نیستن و زندان چون دست گوسفنداس، کویته! کویت!

متوجه شدین که برنامه ها غنی‌ان. و کاملا مرتبط با برنامه های بانو وینتربورن!

تصویر کوچک شده


ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۹:۲۳:۰۳
ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۹:۲۳:۵۳
ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۹:۲۷:۱۴

Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin


در آغوش روشنایی پروفسور!


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۱۸:۵۹:۳۱ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#15

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۱۱:۴۷
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 124
آفلاین
خب... همونطور که گفتم، برنامه های معاون وزیر، باخود وزیر کاملا یکسانه...
اول از همه انجمن وزارت:

انجمن وزارت، هسته مرکزی ایفاست! وگرنه چرا هرساله اینهمه آدم خودشونو جر میدن سر و دست میشکنن که وزیر بشن، همه هم اوایل با وعده های رنگارنگ و ازهمه قشنگ میان... ولی دو سه ماه که میگذره همه جای سایت میبینیم اعلامیه زدن:

نقل قول:
گمشده!

وزیر محترم سایت، از خطوط دسترسی خارج شده و تا حد اتم، کوچک شده و از میان دیدگان همه رفته‌اند. هرکس که وزیر را روئیت کرده با شماره زیر تماس گرفته و مژدگانی خود را بدهد. وزارت بودجه نداره! شما باید به ما سور بدین! وزیر ممملکت رو پیدا کردینا! کم کسی نیست!


ما وعده نمیدیم! ما فقط میگیم قراره چه اتفاقایی بیفته و به صورت بداهه اونکارارو انجام می‌دیم. بیایم وعده بدیم که بعدا مشغول الدمبه( الذمبه؟ الزمه؟) شما نشیم!

وزارت ما قرار نیست به هیچ اقلیتی بپردازه! اقلیتا باید خودشون روی پای خودشون وایسن و حق خودشونو بگیرن! تا کی ما باید لیلی به لالای شما بذاریم؟ انقد لا لا کردین که از اونور نعم نعمش زده بیرون! حق دادنیه نه گرفتنی! چیز... یعنی گرفتنیه نه دادنی! نه آقا جانان من! نه! ما اینجا پول و نون یا مفت نداریم به کسی تقدیم کنیم! مـــــــــــــــــــــــــی‌خواین! بیان خودتون بگیرین! نمی‌خواین، دادنی در کار نیست!

کارآگاه مارآگاهی هم درکار نیست! همش گوشت سرخ و دمبه‌ی گوسفندیه! ما همه جا گوسفند کار گذاشتیم! گوسفند اینجا! گوسفند اونجا! فی کل المجمعین گوسفند! شیپ شیپ! ما کاری به مجرما نداریم ولی خدایی اگه توسط یه گوسفند مجرم شناخته شدین، همون بهتر که شناخته شین! خودم یه پرونده میدم زیر بغلتون از همینجا تا وسط میدون مرکزی هاگزمید! یه روغنی براتون بپزم، یه چصه آش روش باشه!

ما انجمن های گوسفندی تشکیل میدیم! هرکی خواست شرکت کنه. گوسفند پوشان این انجمن همه‌جای جامعه میتونن سرک بکشن. اولین قدرت پس از وزارت و کابینه‌اش این انجمنه. پرداختن به سوژه ها، برخورد با کودتاها و همه‌چی... با ایناست! هیشکی حق نداره چیزی بهشون بگه. اگرم بگه، اینا اهمیت نمیدن! گوسفند پوشن خب! چه توقعی دارین؟

مسابقه های سه‌گانه گوسفند دوانی، گوسفند خوری و گوسفند اندازی هر ماه برگزار میشه. هرکی خواست شرکت کنه. هرکی هم نخواست شرکت نکنه. به ماچه؟ خودمون با گوسفندامون شرکت می‌کنیم! به برنده ها گوسفند طلایی میدیم. چهار پرس قیمه با گوشت گوسفندی میدیم... خیلی چیزا می‌دیم! مرلین کنه شما بگیر باشین...

تصویر کوچک شده


ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۹:۰۴:۲۲

Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin


در آغوش روشنایی پروفسور!


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۱۸:۳۴:۲۴ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#14

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۱۱:۴۷
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 124
آفلاین
خب... و من چه برنامه هایی خواهم داشت؟ سوال خوبی پرسیدین! رحمت بر آن شیری که شما را خورد. برنامه من بعنوان معاون اول خانم وینتربورن، کاملا با ایشون سازگاره و من اصلا هیچ قصد مخالفتی با ایشون ندارم. منتهی قبل از همه باید بگم که من حکومتی گوسفند سالار‌طور را بنا خواهم نهاد. هیچ کجای این جادوگران بنا نیست که گوسفندی نباشه. به در و دیوار سایت گوسفند آویزون میکنم. تمامی مدیریت ها بر عهده گوسفندان خواهد بود و علاوه بر اینکه همه‌جا پشم خواهد بود، برف نیز به چشم می‌خورد.

ریاست آزکابان بر عهده گوسفندان خواهد بود. مسئول ثبت اطلاعات ما، اختصارا ساواج، گوسفند خواهد بود. شاید بپرسید که انسان ها که از گوسفندان بهتر مدیریت می‌کنند! که باید بگویم سخت در اشتباه هستید. خواهیم دید که چگونه گوسفندان پوز انسان ها را بر خاک می‌مالند! شما فرض کنید که یک انسان در فضایی پر از امیال های دنیوی و مادی و کوفتی و بی‌ادبانه و مودبانه و غیره... خود قرار می‌گیره. چیکار میکنه؟ میزنه، میدره، جمع می‌کنه، کنترل خودشو از دست میده و در نتیجه به اِفِ فنا میره!

اما یه گوسفند چطور؟ شما یه گوسفند رو در دشتی پر از علف و چمن و گل و مخدرات دیگه قرار بده. آیا کنترلشو از دست میده؟ خیر! آیا همه چیز خودشو میدره؟ خیر! آیا اون علفا رو میخوره؟ خی... چیز... یعنی میخوره! یا شایدم بکشه! ولی جنبه داره و حد خودشو رعایت میکنه. پس با همین مثال موجز میشه فهمید یک گوسفند در مقایسه با آدم بیشتر میفهمه! گوسفند مث آدم همه چیز رو میسنجه و در مدیریت با منطق برخورد میکنه. اما یک آدم، مث گوسفند سرشو میندازه پایین و به نفع خودش و خواسته هاش عمل میکنه! واضحه!

و ما همینگونه، میخوایم در دولتی سرد و پر پشم، بر شما دوستان حکومت کنیم. چه برنامه هایی خواهیم داشت؟ چه خواهیم کرد؟ آیا گوسفندان ما پشمینه های خودرا می‌درند و گوسفند بازی در میارن؟ یا مث آدم به تعهدات خود پایبند خواهند بود؟ در مصاحبه ها و بیلبورد هایی در آینده به اشتراک گذاشته خواهد شد، مشخص میشه.

برنامه های وزارت، آزکابان و موزه! البته که موزه! موزه رو هم پس میگیریم از مدیریت! خاک‌روبیش میکنیم! بله! ما اینطور دولتی هستیم! اینا همه تا شب مشخص میشه. و اما بهتون از مهم‌ترین سرمایه‌ای که ما میخوایم خرج شما بکنیم بگم! وقت! طلای عزار عیار وقت! ما وقت و زندگی خودمون رو قاطی برف و پشم به شما تقدیم خواهیم کرد. بهتون قول شرف میدم که اگه فردا اسم دولت برف و پشم از صندوق های رای بیرون بیاد، اسمی که همه جا دیده شه، اسم وزیر و معاونش باشه. ما میگیم دولت برف و پشم! شما بخونید دولت تلاش های همیشگی و بی دریغ!

تصویر کوچک شده


Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin


در آغوش روشنایی پروفسور!


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۱۸:۲۹:۵۵ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#13

مرگخواران

وینکی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۲۳ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۴:۵۶:۵۱ سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۳
از مسلسلستان!
گروه:
مرگخوار
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
پیام: 555
آفلاین
وینکی در ادامه crusadeش علیه همه زنجیرشکنان و آزادی‌بخشان جامعه تصمیم گرفت اومد و دید پاریشی زمستون‌زاده چی گفت.
وینکی خوشش نیومد از چیزی که گفت.

نقل قول:
سازمان حمایت از گرگینه‌ها و خون‌آشام‌ها هم بخشی از اون‌ها هستن.

HERESY! BLASPHEMY! PROFANITY!
زمستون‌زاده هم به همون چاه‌هایی داشت افتاد که گرگ شکلاتی افتاد و وینکی غصه خورد که آدم‌ها اینقدر دوست داشت خودشونو تا سطح موجودات پست و پلشت پایین آورد. آدما، جن بد!
نقل قول:
در صورت تمایل می‌توانید رئیس زندان شوید و برای زندانیان حکم دهید.

وینکی دوست نداشت! اگه یکی از زندانیا یه وقت تصمیم گرفت رییس زندان شد و برای خودش حکم داد که آزاد شد، آزاد شد؟ اگه رییس زندان حکم داد که زندان وجود نداشت و همه تو ذهنشون آزاد بود، آزاد بود؟ اگه رییس زندان تصمیم گرفت همه زندانیا مرغ بود، همه زندانیا مرغ شد؟ اگه یه زندانی در توانش نبود که مرغ شد، چی شد؟ وینکی دغدغه داشت.
نقل قول:
پاتریشیا اومده همه‌جارو رنگ کنه...

وینکی معتقد بود آدم‌ها وظیفه داشت همه جا رو کثیف کرد و آشغال ریخت و برای اجنه کار بیخود تراشید. با این یکی وینکی موافق بود و پا ریشی زمستون‌زاده، جن کثیف خووب.

وینکی، جن هشیار در عرصه سیاست؟



Take Winky down to the Mosalsal City, where the grass is mosalsal and the mosalsals are MOSALSAL


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۱۷:۳۲:۴۲ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#12

هافلپاف، وزارت سحر و جادو، محفل ققنوس

کدوالادر جعفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۴:۴۸ جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۱۱:۴۷
از وسط دشت
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
هافلپاف
محفل ققنوس
شـاغـل
پیام: 124
آفلاین
این‌جانب، کدوالادر جعفر، جملگی حمایتان حامی خود را در ساید خانم زمستان‌زاده مصرف می‌کنم و ساید بای ساید ایشون قدم بر خواهم داشت. چون ایشون قبول زحمت و مرحمت فرمودیدن که جملگی برنامه های من رو در وزارت خودشون اجرا نمایند و بنده را بعنوان معاون اول خود منصوب نمودن، ما نیز هم برنامه های خودمون رو متعاقبا در همین ستاد می‌گوییم.

تصویر کوچک شده

ما به کمک هم، دولت برف و پشم را در کنار هم خواهیم ساخت.


Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin


در آغوش روشنایی پروفسور!


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۱۱:۴۴:۴۸ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#11

هافلپاف

زاخاریاس اسمیت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۳۴:۲۸ جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۹:۵۸:۱۹
از نروژ
گروه:
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
هافلپاف
پیام: 23
آفلاین
سلام و درود فراوان به همه ، اللخصوص قشر زحمت کش پرده فروشا

اول از همه دوست دارم به دو مورد اشاره کنم
-اول اینکه من آتئیستم
-دوم هم اینکه قصد بی احترامی به مرلین قدرتمند و خانوم پاتریشیا رو ندارم

نقل قول:
یکی دو مورد دیگه هم بود که سعی کردیم از مواجهه با اون ها دوری گزینیم. ولی وقتی با این صحنه ها مواجه شدیم، فهمیدیم که چه ارز پاشی ها، رانت ها، ویژه خواری ها، دست های پشت پرده، روی پرده و وسط پرده قراره در دولت بانو وینتربورن انجام بگیره. آه و فغان از این رانت ها و سوء استفاده ها از مقام های دولتی! قلبمان بسیار به درد آمد... آه... .


به نظرم جناب مرلین این شمایید که نیت های پشت پرده دارید .

اینکه هر وزیری تیم مدیریتی خودش رو جمع بکنه طبیعیه .
اگه بیاد روی کار و تیم نداشته باشه دست کم برای چند روز وزارت خونه روی هواست .
اگر این کار رو نمیکردند باید به لیاقت و درایت وزیر آینده شک میکردید .

برای قلبتون هم میتونم دکتر حسام دانش آموز رو بهتون معرفی کنم .
با تشکر . زاخاریاس اسمیت


نقل قول:
زاخار اصلی میگه بِت سلام . رای ما پاتریشیا یک کلام

پیوست:



jpg  download.jpg (5.30 KB)
47985_664efce002fa8.jpg 269X187 px


ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۱:۵۳:۱۰
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۱:۵۴:۴۲
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۱:۵۷:۰۰
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۱:۵۹:۰۱
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳ ۱۳:۱۲:۰۳

زیبا ترین لبخند ها بزرگ ترین درد ها رو حمل میکنن .
تصویر کوچک شده


پاسخ به: ستاد انتخاباتی پاتریشیا وینتربورن
پیام زده شده در: ۰:۳۲:۱۶ پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳
#10

گریفیندور، مرگخواران

مرلین کبیر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۸ دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۴۰:۴۹
از دین و ایمون خبری نیست
گروه:
جادوآموخته هاگوارتز
مرگخوار
جـادوگـر
گریفیندور
شـاغـل
پیام: 748
آفلاین
یا خودمان!

ما داشتیم از اینجا رد میشدیم، دیدیم که نیکلاس فلامل گفتش که:

نقل قول:
نیکلـاس فلـامل: کاندید پاتریش تمام اون چیزیه که گریفی ها و محفلی ها و حتی آلبوس و مرلین نیاز دارن. بشتابید.


بعد سوال شد برامون که اون چیه که ما بهش نیاز داریم. بریم یه سر بزنیم ببینیم که چه خبره. سوپ پیازی چیزی نذری میدن که محفلی ها و آلبوس هم بهش نیاز دارن یا چی! بعد با این صحنه مواجه شدیم:

نقل قول:
در صورت تمایل می‌توانید رئیس زندان شوید و برای زندانیان حکم دهید.


نقل قول:
جایگاه‌‌های دیگری هم هستند که می‌توانید داشته باشید، مانند عضو شورای جادویی، رئیس سازمان دلخواه و غیره.


یکی دو مورد دیگه هم بود که سعی کردیم از مواجهه با اون ها دوری گزینیم. ولی وقتی با این صحنه ها مواجه شدیم، فهمیدیم که چه ارز پاشی ها، رانت ها، ویژه خواری ها، دست های پشت پرده، روی پرده و وسط پرده قراره در دولت بانو وینتربورن انجام بگیره. آه و فغان از این رانت ها و سوء استفاده ها از مقام های دولتی! قلبمان بسیار به درد آمد... آه... .










شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.