هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۲:۲۰ یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۳
#35

آنتونین دالاهوف


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۴ دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۱۱ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹
از کره آبی
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 2608
آفلاین
نام اختراع: چیز
نام مخترع: مورفین گانت
زمان اختراع: نوزده سال قبل
توضیحات: مورفین گانت معروف به مورفین گانت، از ابتدا به دنیا آمده بود. او که بسیار چست و چابک بود مدام در مرزهای شرقی کشور در تردد بود و دغدغه چیز داشت!
روزی یکی از نوچه هایش از او پرسید: اوستا بزرگ ترین هدف زندگی و هسته اصلی زندگی تو چیست؟
مورفین پاسخ داد: چیز!
روز دیگری نوچه دیگری پرسید: اوستا جهان بینی شما چگونه است؟
و مورفین پاسخ داد: چیزی!
مورفین با بدست آوردن چیزهای فراوان حتی به مقام وزارت نیز رسید و شخصی به نام آنتونین دالاهوف را به عنوان مشاور اعظم خود انتخاب کرد تا مشورت های چیزی را با او بکند و آن دو توانستند چیز را در سراسر مملکت جادوگران گسترش دهند.
از او چیزهای فراوانی در موزه چیزستان وزارتخانه به یادگار مانده است.
بعد از رفتن او از وزارت شایعات فراوانی به گوش رسید از جمله آنکه او با شناسه مخفی مجدد بازگشته است و یا اینکه او کلا افقی شده است و البته هیچکس از سرنوشت مخترع چیز به درستی اطلاع ندارد.



پاسخ به: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۱۷:۰۵ پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۱
#34

Napoleon


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۸ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۶:۳۲ پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۹
از فعلا ايران.
گروه:
کاربران عضو
پیام: 76
آفلاین
نام اختراع:اب سرد كن.
نام مخترع:پروفسور ويكتور.
علت اختراع:كمبود اب خنك در هاگوارتز.
چگونگي رسيدن فكر اختراع شده:
وقتي در هاگوارتز درس ميخوندم،ميديدم كه دانش اموزان به علت كمبود اب خنك,همش نوشيدني ميخوردند.به همين خاطر با كمك چند ساحره:(جيني ويزلي،چوچانگ،فلور دلاكور،و البته لونا لاوگود)شروع به ساختن دستگاه اب سرد كن كردم.
طرز استفاده:ابتدا ليواني را برميداريم و به بالاي دستگاه ميبريم،سپس يه بار ضربه اي به بالاي سر دستگاه ميزنيم و ليوان شروع به پر شدن ميكند.
پيغام دستگاه:بخور قلبت خنك شه.
تلفن پشتيباني:لطفا با پروفسور ويكتور تماس بگيريد.


قانون دوم نيوتن ميگه:اگه تو خيابون راه ميرين يه دفعه يه چيز گرمو نرم رو سرتون احساس كردين...مطمئن باشين ك از اون بالا كفتر ميايه.

شيطان هر كاري كرد آدم سيب نخورد!رو كرد ب حوا گفت:بخور واسه پوستت خوبه!!
لعنت به دمنتور!!!!


پاسخ به: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۱۳:۴۳ پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۱
#33

فلور دلاکورold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۴ چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۸:۰۹ جمعه ۶ دی ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1024
آفلاین
اختراع : مدل کره ی زمین

مخترع : فلور دلاکور

مدت ساخت: هشت سال

کابرد اختراع :

مدل کره ی زمین نقشه ای است که تمام شهر ها ، راه ها و راه های مخفی ، تونل ها ، روستا های متروک ، جزایر گمشده و ... را داراست . در این مدل تمام انسان هایی که در حال رفت و آمدند نیز مشخص شده و حتی محل زندگی حیوانات نادر نیز علامت خورده است .
با یک تماس انگشت به محل مورد نظر آن محل بزرگ تر و پر رنگ تر شده و به شما اجازه می دهد تا آن محل را بهتر مشاهده کنید و حتی با در خواست شما مدل سه بعدی ای از آن می سازد .

نحوه ی ساخت :

ایده ی این نقشه یا مدل کره ی زمین برای اولین بار به سر فلور دلاکور مرگخوار ریون کلاوی زد .
این مرگخوار پس از اتمام طرح آن از لرد سیاه در خواست بودجه برای ساختن آن و قرار دادنش در مزایده کرد .

لرد سیاه پس از تحسین طرح و خواستن آن برای اهداف شومش چند مرگخوار را همراه فلور فرستاد تا جهان را کاوش کنند و تمام اطلاعاتشان را در این کره قرار دهند .

بالاخره پس از هشت سال این اختراع نایاب کامل شد ، مرگخواران برگزیده به خانه برگشتند و با استقبال دوستانشان رو به رو شدند ریون کلاوی ها یه نسخه دیگر از این اختراع را کپی کرده و این اختراع را ضد نسخه برداری و کپی کردند و در مزایده قرار دادند .

بالاخره وزارت سحر و جادو پس از کلی سر و کله زدن موفق به خرید این کره شد .

یکی از موفقیت های لودو بگمن وزیر سحر و جادو خریدن این کره بود .

در حال حاضر فقط دو نسخه از این کره ی عجیب وجود دارد . چند نفر از وزارت اعلام کردند نتوانسته اند ورد هایی که این کره را تشکیل می دهند پیدا کنند و حتی از نسخه برداری دو سه شهر نیز عاجز مانده اند.


بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)


Re: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۱۸:۲۰ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶
#32

هرميون  گرنجر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۹ شنبه ۳ آذر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۰:۳۷ سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
از کلاس ریاضیات جادوویی!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 215
آفلاین
نام مخترع : هرمیانی گرنجر

اختراع : شارِژر چوب دستی خورشیدی

زمان : 2 قرن قبل از تولد نیکلاس فلامل {1200 سال پیش }
در مورد اختراع :
هنگامی که چوب دستی خورشیدی به وجود امد همگان مطلع هستید که این چوب دستی قادر به انجام قوی ترین جادوهاست و به افراد زیر کلاس چهارم فروخته نمی شود این چوب دستی توسط پرتو های خورشید کار می کند و در شب هیچ اثری ندارد ولی بلاخره مخترع همین چوب دستی موفق شد تا پس از ازمایش ها وتلاش های بسیار بسیار زیاد از مواد اولیه چوب دستی و پرتو های مادون قرمز جعبه ای را بسازد که به جعبه ی خورشیدی معروف است قرار دادن چوب دستی از صبح تاشب در این جعبه ان را شارِِ کرده و امکان استفاده از ان را در شب نیز بوجود می اورد این چوب دستی در شب معمولا برای بازی کودییچ و جادوی سیاه و دفاع در برابر ان استفاده می شود.


[b][color=FF6600]!و هرمیون گرنجر رفت و همه چیز را به هپزیبا اسمیت سپرد .

و فقط چند نفر را با


Re: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۲۳:۰۷ پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۶
#31

فرمانده ماركوس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۱۳ چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۵:۰۵ شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۲
از اسکاتلند در محل قلعه خانوادگی جدیدا هم با کنت همخونه شد
گروه:
کاربران عضو
پیام: 54
آفلاین
نام افسون:آيريز اسپكتو (نام فرد مورد هدف)
نام سازنده:هانس اشنايدر(300/370)(Hans eshnider)
القاب:عضو كنفدراسيون جادوگري درسال320/رئيس و بيانگزار گروه خواهران عجيب325/دارنده مدال درجه يك مرلين330/دارنده مقام لژيون دونور فرانسه و ملقب به احيا كننده جادو/
در مورد سازنده:ميشل اشنايدر متولد 300 در شهر لوگزامبورگ آلمان سارنده و مخترع چوب دست و فاقد سواد(اگر توجه كنيد 700سال قبل تاسيس هاگوارتز است-توضيح نويسنده) بوده.
او كه از همان ابتدا بدون سرپرست بزرگ شده بوده هميشه قدرتي را در خود حس مي كرد كه به او اجازه ميداد تا كار هاي زيادي را انجام بدهد.
او بعد ها فهميد كه قدرتش حاصل امواج نيرو مند جادوست كه از درختاني كه در اطراف محل زندگيش رشد كرده اند ساتع مي شود.وقتي كه هانس اين موضوع را كشف كرد تنها 17 سال داشت(يا ريش مرلين آدم توي اين دوره زمونه چه چيزا كه نميشنوه)
او با بريدن شاخه اي از درخت(تقریباً در ابعاد چوب دست های امروزی)شروع به برسی شاخه كرد ولی نتيجه ای نگرفت;او در آفتاب نشسته بود و با بي حوصله گي شروع به چرخاندن و
بازی کردن با شاخه كرد.او همان طور كه شاخه را مي چرخاند کلماتی گنگ به ذهنش مي آمد كه باعث شد از سر شاخه جرقه هايي خارج شود.او توانسته بود راز آن چوب را حل كند. ولي باز هم مشکلی وجود داشت
تاثیر چوب آن طور كه باید مي بود نبود و جادوی حاصل آن قدرت باید وشايد را نداشت.اشنايدر تحقیقات زيادي را در اين زمنیه انجام داد كه نزديك به يك سال طول كشيد ولي در آخر فهميد كه اين تاثیر كم به خاطر اين است كه يك جسم جادويي حتما بايد با جسمي ديگر تركيب شود.
ادامه دارد...


خدایا مرا آن ده که آن به :oop


Re: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۱۵:۱۹ دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۶
#30

ریتا اسکیتر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۵۶ چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۳:۳۱ پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰
از تو اتاقم!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 568
آفلاین
نام مخترع: بومن رايت.

اختراع: اسنيچ.

توضيح درباره ي اختراع:مرغ زرين يا همان اسنيچ، ارزشمندترین توپ، در بازی کوییدیچ به حساب میاد. به طوری که اگر توسط جستجوگر یکی از طرفین مسابقه، گرفته شود صد و پنجاه امتیاز اضافی برای گروه کسب میکند؛ مرغ زرین یا اسنیچ از فلز طلا به دست میاد و تاکنون، فلز دیگری که به انعطاف پذیری طلا، برای ساخت اسنیچ باشد، یافت نشده.
این وسیله، دارای بال های نقره ای مانند نمونه ی زنده برخوردار است و مفاصل چرخشی ان، از دقتی بی مانند و سرعتی برق اسا، در زمان تغییر مسیر بهره مند است! اسنیچ طوری جادو شده که در محدوده محوطه بازی می ماند!

هدف از اختراع اسنیچ:در سال 1369، فردی به نام الفرید اکلاگ، مرغک زرین را جانوری حفاظت شده اعلام و استفاده این گونه جانور را در بازی کوییدیچ ممنوع کرد؛ کم کم وضع به صورتی درامد، که همه ی تیم های کوییدیچ در سراسر کشور، دنبال بدلی به جای مرغ زرین میگشتند! در این زمان، رایت، که یک افسونگر برجسته فلزات بود، توانست توپی را اختراع کند که قادر به تقلید از الگوی رفتاری مرغ زرین باشد!

توضیح در مورد مخترع:اقای رایت در سال 1300 در دره گودریک متولد شد. همان طور که گفته شد، او یک افسونگر برجسته فلزات بود، که کم کم برای ساخت انواع طرح های فلزیف توانست جایگاهی برای خود در جامعه ی جادوگری بیابد؛ اقای رایت سفرهای زیادی به کشورهای مصر، یونان و پاریس داشته؛ که در این سفرها توانست اطلاعات سودمندی برای حرفه ی خود بیابد. مهم ترین اختراع او، اسنیچ یا گوی زرین است که بعد از پنج سال از ممنوع شدن مرغ زرین در بازی کوییدیچ، موفق به ساخت ان شد! اقای رایت سرانجام در سال 1372 در دره ی گودریک، در حالی که در کلیسا مشغول عبادت بود، دارفانی رو وداع گفت. ارامگاه او هم اکنون در قسمتی از کلیسای گودریک قرار دارد!


ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در تاریخ ۱۳۸۶/۶/۵ ۲۰:۱۰:۳۳

... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...


Re: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۲۰:۰۸ یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶
#29

لودو بگمنold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۵ سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۹:۴۷ جمعه ۶ فروردین ۱۴۰۰
از ته چاه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 730
آفلاین
عصر يك روز باراني! كتابخانه ي هاگوارتز؛


لودو در كتابخونه، روي يكي از صندلي هاي چوبي ِ يكدست ِ كتابخوانه، در نزديكي ِ شومينه نشسته بود.
در حالي كه به نظر انگشت اشاره ي دست راستش داخل بينيش دنبال شيئي مهم () ميگشت و اكنون به نظر آن را پيدا كرده بود؛ شيء مهم به دهانش منتقل كرد و صفحه ي كتاب را ورق زد... تصویر کوچک شده

- بوق... بوق... بوق بر اين كلاسها... بوق بر هاگوارتز! آخه چقدر من اين كتاب ِ بوقي رو بخونم! بابا يكي به اينا حالي كنه كه من فقط به خاطر كوييديچ اومدم هاگوارتز... مگر نه هيچي ديگه دوست ندارم... من نميخوام تاريخچه ي جادو رو بدونم... اي خدا!
لودو زير لب همراه اين صحبت ها چندين فحش ديگه هم به هاگوارتز داد كه سانسور شد!

- خفه شو!
لودو:
و بعد از چند لحظه دستش رو گذاشت رو صفحه ي كتاب كه روي ميز بود و وزرنش رو انداخت رو دستش و سعي كرد بلند شد و كله بكشه و دور و بر رو نيگا كنه ببينه اين صدا از كدوم گوري در اومد! بره يارو رو خفت كنه...
- آخ آخ آخ... بوقي... مردك.. دماغم له شد... مردك ِ ! ()
لودو كه به حالت: در اومده بود احساس كرد كه خيالاتي شده و اثرات مشت و لگدهاي كه شب گذشته تو خوابگاه بچه ها تو سرش زدن هست! ولي بعد كه احساس كرد زير دستش با آب بيني مطهر شده، دستش رو از رو كتاب برداشت تا كف ِ اون رو ليس زد! () اونوقت يك عكس در كتاب ديد...
مرد ِ داخل عكس كه قيافه ي چروكيده اي داشت و به نظر ميرسيد كه از داخل بوق ردش كردن (اگه فهميدي اين يعني چي...) و زير پاي ارتشي از تسترال ها لگد مال شده، و لباسهاي پاره پوره و قديمي به تن داشت در حالي كه دهنش بوي گند ترشاب و تنباكو و لجن(!) ميداد شروع به صحبت كرد:
- مرتيكه ي بوقي... دماغم له شد! همين چند قرن پيش عملش كرده بودم! من هي به اين نويسنده ي بوقي گفتم عكس من رو نزار تو كتاب... حاليش نشد كه نشد...
لودو كه همچنان به حالت "ماااااااااااءءء" مونده بود؛ سعي كرد از اين حالت خارج بشه و گفت:
- ت...ت.... تو چقدر شبيه ماندانگاسي كي هستي تو؟
يارو گفت: مسواكم... خوب و تميز و پاكم... براي كرم ِ دندون... (با آهنگ بخوانيد. - ها؟ نه! ببخشيد اشتباه شد!!!)
يارو گفت: هوووم... ماندانگاس... ببينم نكته همون نوه ي بوقي ِ من رو ميگي؟!
- اره گمونم... ماندانگاس فلچر...! (لودو دراين لحظه چشش به اسم زير عكس افتاد "لودو فلچر")... اره اره... گمونم از نوادگان شما باشه... راستي اسمامون هم يكيه ي ها!
مرد داخل عكس يه صحنه اومد كه بالا بياره ولي خودش رو كنترل كرد! و گفت:
- حيف كه دستم از دنيا كوتاس... مگرنه ميرفتم اسمم رو عوض ميكردم! ... هوي... برو به نوم بگو كه پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگِ پدرجدش گفت، آبروي خاندان فلچر رو بردي... يه دزد كه جاش تو هاگوارتزه بوقي نيست. الان بايد تمام دخلاي دياگون رو خالي كرده باشه... ولي داره تو تالار هافل مرلين گاه ميشوره! بش بگو خاك بر سرش! حالام كتاب رو ببند ميخوام استراحت كنم مرتيكه... زدي دماغم رو له كردي بايد برم به پزشكم نشونش بدم... شايد يه عمل ديگه لازم داشته باشه...
لودو كه كنجكاور شده بود و يكي از نشانه هاش اين بود كه مجددآ دستش رو تا آرنج داخل بينيش كرده بود گفت: هوووم. ببينم ميتونم بپرسم پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگِ پدرجد ماندانگاس تو كتاب ِ اختراعات جادويي چيكار ميكنه؟!
- هووووم.... نسبت من و اون پسره رو چه خوب حفظ كردي بوقي!
- ما اينيم ديگه...
- خوب حالا... زيادم باهوش نيستي... اگه عقل داشتي همين صفحه رو ميخوندي... ميفهميدي تو اين كتاب چيكار ميكنم! (من هم با شما موافقم كه اين حركت شايسته ي يك پير مرد نيست... اما خوب از فقر ِ فرهنگيست ديگر.)
- پدر جان حال ندارم بخونم... خودت بگو. من يه كنفرانس دارم تو كلاس پروفسور چانگ... بگو كار ما رو را بنداز. نور به قبرت بباره... بگو؛ واست فاتحه ميخورنم!
- باشه بوقي فقط به شرطي كه به دانگ بگي چيزايي كه گفتم رو...
- باشه زودتر بگو ديگه پست طولاني شد.
- ببين مرتيكه... من در قرون وسطي زندگي ميكردم... همونطور كه ميدوني ما خانوادتآ دزد بوديم... بعد من جوون كه بودم... مثل اين دانگ بوقي نبودم كه دله دزدي كنم... ميرفتم يخچال، تلويزيون(!)... اين چيزا ميدزديدم. بعد من اينا رو ميزاشتم تو جيبم... حاليت شد چرا تو اين كتابم؟
- نه... الان اين اختراش كجا بود؟ تصویر کوچک شده
- خوب ميگم خنگي نگو نه ديگه... اَه! بابا من جيب ِ جادويي اختراع كردم! اين جيب وسطت ِ بي نهايت داره.
- اها... ايول... دمت گرم... به جامعه ي دزدان لطف بزرگي كردي ها! راستي دانگ هم از اين جيبا داره! تو تالار ما هر چي لازم داريم از جيباي دانگ پيدا ميكنيم...
- توي بوقي هم مگه هافلپافي؟؟؟ اَه.. اَه... ميگم كلآ ازت بدم اومد... خنگ هم كه هستي... ما خانوادتآ ريون بوديم... ولي اين دانگ بوقي هافلي شد... واسه همين بدم مياد از اين نوم! خول و چل ها!
و مردك ِ بي ادب عكس رو ترك كرد و لودو هم كتاب رو با بيشترين قدرت ِ ممكن (معاول 600 اسب ِ بخار!) بست و انداخت داخل شومينه.
يهو سر و كله ي مادام پينس پيدا شد: چيكار كردي بگمن؟! با كتاب كتابخونه ي من چيكار كردي؟؟؟ يالا بيا بريم... اون طرف ِ دَستار ِ كوييرل بات كار داره... بيا...


ویرایش شده توسط لودو بگمن در تاریخ ۱۶:۵۴:۳۰ پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
[size=small]


Re: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۱۵:۴۶ شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۶
#28

پرسی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۸:۴۶:۴۳ یکشنبه ۳ دی ۱۴۰۲
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3737
آفلاین
جادوگر مشهور توماس جان کنایتد یکی از جادوگران قرون وسطا در دفترچه خاطراتش از همسایه ای می نویسد که در دوران جوانی اش راه موفقیت را به او نشان داد و باعث شد که یک جادوگر موفق شود .
همسایه او یکی از بزرگترین جادوگران و مخترعان قرون وسطا بود که توماس را زیر بال و پر خود قرار داد و به او اجازه داد در خانه ی او زندگی کند و بیشتر وقت خود را در آنجا بگذراند . خیلی سال بعد جان کنایتد میلیون ها گالیون به حساب همسایه سابق خود واریز کرد تا از تشویق و دیدگاهی که در هنگام نیاز به توماس داد تا رویای خود را به تحقق برساند تشکر کند .
همسایه جان کنایتد یک جادوگر و مربی حقیقی بود . او زمان را با پسری گذراند که تعهد و وفای به عهد خود را نشان داد .
او در ادامه بدین صورت همسایه و مربی ارزشمند خود را معرفی کرد :

نام و نام خانوادگی : سیریوس مک فالیان

شغل : معاون وزیر سحر و جادو

اختراعات :
ورد : لوکوموتیوکارس ، اینسندیو
اشیا : فندک خاموش کننده نور

سوابق :
سه دوره درخشان ، معاونت وزیر سحر و جادو ؛ ریاست سازمان ورزش و تفریحات جادویی ؛ برگزار کننده جلسات دادرسی به مدت 5 سال ؛ ارائه طرح ساخت زندان آزکابان به وزارت سحر و جادو ؛ ریاست سازمان کارآگاهان به مدت 2 سال و فعالیت مداوم و کار ساز به عنوان کارآگاه به مدت 6 سال !

توضیحات اضافی :
طرح ها و نظریات او در وزارت سحر و جادو باعث پیشرفت چشمگیری در ادامه فعالیت های وزارت خانه شد . بخش های جدیدی در وزارت خانه پدید آورد ، قوانین مناسبی را تثبیت کرد و همینطور آرور های شایسته و کاردانی را آموزش و تعلیم داد و به دنیای جادوگری تحویل داد .

تولد و مرگ :
او در سال دهه 15 بعد از میلاد متولد شد و بعد از 74 سال زندگی پر فعالیت توسط یکی از مخالفان سر سخت وی شکنجه و کشته شد !


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۲۲:۳۳ پنجشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۶
#27

پیوز قدیمی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۱ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۳:۳۸ پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۹
از توی دیوارای تالار هافلپاف
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1511
آفلاین
نام مخترع : آلکسیا لاندوف (Alexia Landove)

اختراع : افسون آتش سرد کن

زمان : دهه 1430 میلادی

در مورد اختراع :
این ورد در دهه 1430 توسط آلکسیا لاندوف به وجود آمد. این ورد برای سرد کردن آتش استفاده می شود و با تمرکز بر روی آتش سرد و خواندن ورد «فریگوس ایگنر »(Frigus Igner) _ به لاتین یعنی آتش سرد _ ایجاد می شود. وقتی این ورد استفاده شود آتش مورد نظر سرد و حتی دلپذیر می شود و می شود به آن دست زد. برای مواردی که آتشی مانع انجام کاری می شود این ورد بسیار استفاده دارد و در موارد سوزاندن جادوگران توسط ماگل ها هم کاربرد های زیادی دارد.

در مورد مخترع :
آلکسیا لاندوف در سال 1398 میلادی به دنیا آمد و در یک خانواده جادوگر روسی پرورش یافت. او در سال 1409 به مدرسه جادوگری دورمشترانگ در مرز بلغارستان و بلاروس رفت و تحصیلاتش را تا سال هشتم ادامه داد.
از جمله اختراعات او می توان به سپر جادویی ، و ورد های جادویی مثل ورد آتش سرد کن ، ورد خواب آور و ورد اسکورجیفای اشاره کرد.
او در سال 1451 توسط جادوگر سیاهی به نام سیانوف کشته شد.


هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر کوچک شده






A Never Ending Story ...


Re: زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان
پیام زده شده در: ۱۲:۰۱ دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۶
#26

ایگور کارکاروفold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3113
آفلاین
اختراع شماره 884 !

نام مخترع:چو چانگ
اختراع:چوب جادوي الدار!

شرح حالي از اختراع:
اين اختراع 3 سال طول كشيد تا تكميل شود.پرفسور چو چانگ كه يكي از مخترعان حرفه اي امروزه است با مطالعات زيادي در نوع چوب هاي موجود در جهان،پر هاي پرنده هاي مختلف از قبيل كبوتر،مرغ عشق،ققنوس و كلاغ توانست به فرمولهايي از چوب جادويي قدرتمند دست پيدا كند كه البته فقط يكي از آن ميتوان درست كرد و از بقيه چوبها قدرتمند تر است و در نبرد با چوب هاي ديگر،اغلب پيروز خواهد شد.

چوب جادوي الدار الان كجاست!؟
پرفسور چو چانگ،اين چوب را به خاطر زحمات فراواني كه "مرگ"در راستاي كشتن افراد گرفته بود به او اهدا نمود.خود مرگ كه نميتوانست از آن استفاده كند مدتها در خانه اش،خاك ميخورد.سالها گذشت و بالاخره مرگ آن چوب را به شخصي داد كه بعدا بتواند جان او را بگيرد.منتها چوب طلسمي دارد كه اگر به دست يك جادوگر بخورد،اگر بميرد هم نسل هاي بعدي آن را ميتوانند بگيرند و مرگ اين را نميدانست.امروز اين چوب دستي ... .(بقيش رو بگم،افشا سازي ميشه)

الدار از چه چيزهايي ساخته شده است در واقعيت؟
چوب جادوي الدار از پر ققنوس و دم ماهي مركب و همچنين درخت بيد و سرو.اين اشيا در محلولي بسيار داغ جوشانده شده اند و بعد با يك سري كارهاي مخفيانه آن را تبديل به چوب جادو كرده اند.

الدار چرا و چه زماني ساخته شد!؟
چوب الدار سالها پيش،در ماه آگوست ساخته شده است.اين چوب فقط و فقط توسط چو چانگ،براي هديه به مرگ ساخته شده بود.

سوابق چو چانگ:
چو چانگ يكي از مخترعان بزرگ دنيايي جادوگري است.اين شخصيت كه در روز 3 اختراع به ثبت ميرساند امروزه تاريخ جادوگري هم درس ميدهد.اين نشان از هوش بالاي ايشان دارد.مهمترين اختراح ايشان كه ميتوان نام برد،اسنيچ براي بازي كوييديچ است.همچنين ايشان وردهاي زيادي اختراع كرده اند و حتي ميتوانند از كلاه گروه بندي علاوه بر شمشير گريفندور،خرگوش و كبوتر هم در بياورند !
ايشان سابقه وزارت سحر جادو و همچنين نظارت همه انجمن هاي سايت جادوگران را دارا مي باشند.

چرا الدار رو يك اختراع محسوب ميكنند؟
زيرا اين چوب را هر فرد چوب سازي همانند اليواندر نميتواند بسازد و نياز به يك فرد دانشمند دارد.در ضمن مواردي كه براي ساخت آن استفاده شده است،مواد عجيبي است كه تا حالا هيچوقت با هم قاطي نشده بودند.
همچنين چون ديگر هيچكس نميتواند چنين چوبي بسازد،اين را اختراع بزرگ پرفسور چو چانگ ناميده اند.


ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]Igor[/en] در تاریخ ۱۳۸۶/۵/۲۹ ۱۲:۰۵:۰۶
ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]Igor[/en] در تاریخ ۱۳۸۶/۵/۲۹ ۱۶:۳۳:۲۲

بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.