هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: مرگ خواران دریایی!
پیام زده شده در: ۱۲:۰۹ سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۶
#1
- حمله!!! حمله!!! به ما حمله شده!!! حمله شده...حمله شده...حمله شده...حمله شده...(صدا آروم تر میشه و طرف به نفس نفس می افته)..حمله شده...حمله...حمل...حححححح

لرد و پرسی و آنی مونی(!) با تعجب به یارو ملوانِ که صورتش کبود شده نگاه می کنن. بعد از چند لحظه ای ,که برای به کار افتادن مغرزشون لازم بوده, به جهتی که ملوان نشون داده نگاه می کنن.
یک کشتیه غول پیکر! که پرچم دزد های دریاییاش رو چسبونده جلوش به طرف کشتیه لرد نزدیک می شد.
لرد و سایرین همچنان در حال نگاه کردن بودن که یک توپ بزرگ و مشکی و سنگین می افته رو کشتی و کله ی بلیز رو جدا می کنه!

- سرورم...قربان...فکر کنم دزد های دریایی ِ ( به علت آنکه اسم به یک فیلم غربی تعلق داره از آودنش معذوریم) بهمون حمله کردن! باید جادوشون کنیم!

سکوت

- سرورم؟

سکوت

- قربان!؟

لرد ولدمورت: من کاپیتان کشتی رو می خوام! زنده و سالم!!

پرسی بهت زده به کاپیتان وحشی ِ کشتی نگاه می کنه. صدای جیغ مانندش نفسش رو بند میاره!

- همرو بکشین!

اون یک زن بود!!



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۲۳:۵۳ چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶
#2
اول از همه از تمامي كساني كه بعد از خوندن اين پست قراره به علت اينكه "مدتيه در ايفاي نقش حضور ندارم و پست نمي زنم پس حق حرف زدن ندارم" كهير بزنن عذر مي خوام!
قول مي دم دفعه ي بعدي قبل از حرف زند چندتا پست بزنم تا كهير روي بدنشون نشينه و بي خوابشون كنه!

اما اصل موضوع!!

1. قبلا ها! (همون موقع كه همگي متفق القولند كه رول خوب بود) خيلي ها نقد مي كردند و خيلي ها هم به عشق نقد شدن پستاشون مي نوشتن و همه با هم در صلح و صفا بودن! پس نميشه علت ركود ِ رو ل رو آويزون كرد گردن ِ نقد. ( يا هر طور دوست داريد صداش كنين!)

2. موضوعي كه قبل تر هم مطرح شد طرز ِ نظارت ناظرين ِ ! ناظر بايد بتونه يك فروم رو اداره كنه!! و اداره كردن معنيش اين نيست كه وقت داشته باشه هر روز آنلاين بشه و پستايي رو كه زده ميشن نگاه كنه! نگاه كردن كه هنر نيست!!!
همگي(يا حداقل غالبا) قبول دارن كه فروم امپراطوري سابق! كه نارسيسا نظارتش رو بر عهده داشت خوب بود! فكر نمي كنم اين موضوع به خاطر تماشا كردن پست ها از طرف ناظر بوده باشه!!
البته واقعيت اينه كه اين انتخاب ناظرين ِ شايسته بايد توسط مديران انجام بشه كه خوب به خاطر "سياست ها"، ديدگاها و نظراتشون اندكي بعيده!

3. خوندن پست طنز ِ خوب لذت بخشه! خوبه!! من هم با وجود اينكه هيچ موقع نتونستم پست طنز بزنم موافقم!
اما،
حق نداريم بگيم هر كي بلد نيست ديگران رو بخندونه پس نبايد بنويسه!!!
شايد بد نباشه اگر يك مرز نامحسوسي بين قسمت جدي نويسي و طنز نويسي وجود داشته باشه. مثلا قسمت مطالب اشتراكي، همينطور كه الان هست، مخصوص فن فيكشن باشه! تا اينجوري كسايي هم كه به اينطور نوشتن علاقه دارن محروم نباشن!!
كه گرچه براي اين موضوع هم لازمه علاقه مندان خودشون دست به كار درست كردن انجمن باشند و منتظر جادو نباشن!
در اين صورت ميشه يك نظم به وجود آورد. البته باز هم مشروط بر اينكه اگر كسي يكهو خوشش اومد توي يه تاپيك ديگه يه پستي بزنه كه خنده دار هم نبود باز همه ي ملت در صحنه ي جادوگران به باد طلسم نگيرنش!

خلاصه اش همين بود! پيشاپيش هم از كساني كه قراره پست بزنن و بگن من با يك خط ِ پستت هم حال نكردم!( قديما اينجور پستا رو شپلخ مي كردن به عنوان تك خطي!) متشكريم!!!



Re: زمين كويديچ هاگوارتز
پیام زده شده در: ۲۳:۰۰ پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۵
#3
هوا آفتابي و روشن و بدون ابر و باد و مهتاب و اينا بود! كلا هواي خيلي خوبي بود!!!
اعضاي تيم اسلي با خوشحالي از راه مخفي وارد رختكن تيم شدن. همگي در انتظار اومدن كاپيتان و شنيدن حرفاي پيش از شروع بازي بودند.
ناگهان رعد و برقي داخل رخت كن زده شد! پنجره(!) ها به صدا اومدن! زمين زير پاي بازيكنان اسلي لرزيد!

در اتاق كاپيتان با صدايي بلندتر از انفجار بمب هاي ماگلي باز شد. همه ي بازيكنان خيره به در نگاه مي كردند.
اما كسي كه از در بيرون اومد كاپيتان خوش اخلاق(!) و خندان تيم نبود! يك فرد شنل پوش و بلند قامت با چو بدستي اي كشيده بود.

- ارباب!
همه شش بازيكن تيم در برابر فردي كه ارباب خطابش مي كردند به زمين افتادند.
- از حالا به بعد من كاپيتان تيمم!!
بازيكنان با حالتي كه حالكي از وحشت عميقي بود به هم نگاه كردند.
- پس آرامينتا چي شد؟!
- سزاي كسي كه ارباب رو از تيم بيرون بياره و يك آني مونتاگ(!) رو جايگزينش كنه مرگه!
و بعد به طرف زمين كوييديچ حركت كرد و بازيكنان تيم هم به دنبالش رفتند!
- چیز ارباب. میتونم یه حرفی بزنم؟
- بنال
- ارباب آرامینیتا گناه داشت ها همش تقصیر این آنی مونی خبیث بید این اغفالش کرده بود
آنی مونی: بیشن بینیم بابا ... چیز ببخشید ارباب یه لحظه فراموش کردم شما اینجا تشریف دارید
لرد: اشکالی نداره مونتاگ جونم.. من تو رو خیلی دوست دارم این اشتباهاتت رو نادیده میگیرم... ولی خوب باید یادت باشه که بعدا تکرار نکنی
کریشیو

دقایقی بعد
چند دقیقه از آخرین شکنجه ی ارباب گذشته و بازی کن ها دارن به خوبی و خوشی به راهنمای هایی کاپیتان ... چیز ببخشید ارباب گوش میدن ( همون کچله رو میگم) ارباب همه رو به بازی جوان مردانه دعوت میکنه
لرد: ببینید تا وقتی میشه اون ها رو طلسم فرمان کرد که ببازن خشونت لازم نیست . من تا بازی به دقیقه ی 3 نرسیده همه رو طلسم میکنم بعد با خیال راحت بازی میکنیم

دو تیم وارد زمین شدن کاپیتان ها با هم دست دادن و بازی کن های اسلی و هافل پریدن روی جارو هاشون و رفتن فضا .. ببخشید هوا

بازکن های اسلی به امید اینکه لرد الان همه ی بازی کن های هافل رو به طلسم فرمان جادوکرده خیلی جوانمردانه بازی میکردن
مثلا به هیچ وجه چماغ های بلیز و مونتاگ به کله ی بازی کن های هافل برخورد نمیکرد

ولی یه مشکلی در بین بود . در ظاهر قرار بود هافل ها بد بازی کنن و ببازن ولی 70 به 10 جلو بودن
لرد وقت استراحت درخواست کرد

مونتاگ: ببخشید ارباب جسارته چرا ما داریم میبازیم؟
لرد: ساکت شده یه اصیل زاده هیچ وقت نمیبازه این استراتژی ماست
بلیز: چطور ما خبر نداریم ارباب؟
سامانتا: شما ها که انتظار ندارین داداشم همه ی نقشه هاشو به شما بگه؟ فقط به من میگه
لرد: نه
سامانتا: نه؟ یعنی چی نه؟ یعنی نمیگی؟ تو غلط میکنی ... ببینم اصلا نقشه داری تو؟ ... کچل

یه ساعت بعد وقت استراحت دوم

ارباب این چه وضعشه؟ ما 240 به 30 عقبیم حتی اگه شما گوی زرین رو هم بگیرین ما میبازیم

سامانتا: داداش زود تند سریع توضیح بده چه سوتی دادی این وسط کار. چیکار کردی؟ چرا طلسمت درست عمل نمیکنه؟

لرد: هیچی نشده درست عمل میکنه

سامانتا: نپیچون ... راست و درست حقیقت رو بگو

لرد: چیز ... چیز خاصی نیست یه اشتباه وچیکه

سامانتا: بگو. حرف بزن

لرد: اخه میدونی چیه؟ ورد طلسم فرمان رو یادم رفته

ملت قهرمان اسلی بعد از شنیدن این حرف مثل ماست ولد میشن رو زیمن

____________________
دقایقی بعد که هافل 300 به 40 جلو لرد و سدریک دیگوری دارن دنبال گوی زرین میکنن

لرد نعره میزنه: چرا این آذرخش راه نمیره؟ این پسره پاتر هیچ چیزش به آدمیزاد نفرته نه جونش نه جاروش.. یکی نیست بگه مرتیکه ی کچل آدم قحط بود رفتی از این
اتر جارو گرفتی

در همین هنگام سدریک گوی زرین رو میگیره و لرد همچنان داره به پاتر بد و بیراه میگه

اصلا تمام مشکلات ما به خاطر این پسره پاتره



Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۱۶:۴۸ شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۵
#4
عكس اين هفته!!

خب از اونجايي كه عكس مبهم بود!! يه مقدار توضيح مي دم.

از راست به چپ:
ليلي اوانز- جيمز پاتر- ريموس لوپين- سيريوس بلك

پشت سرشون:
پيتر پتي گرو

محوطه ي هاگوارتز!
موفق باشيد

پیوست:



jpg  teenage_muddle.jpg (49.07 KB)
21885_45e9752518cbb.jpg 550X348 px


ویرایش شده توسط آرامينتا ملي فلوا در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۱۲ ۱۶:۴۹:۵۰
ویرایش شده توسط آرامينتا ملي فلوا در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۱۲ ۲۳:۴۷:۵۱


Re: کافه محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۳:۲۳ جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵
#5
در هموني گير و داري كه مشخص نبود بالاخره كي ميترسه و از چي مي ترسه! چند ضربه به در كافه خورد!

چو: يعني كي مي تونه باشه؟!!!

ضربه ها همچنين ادامه داشتن! ملت محفلي هم كه سارا رو ناتوان و عاجز از رهبري گروه مي ديدند به طرف استر برگشتن.
استر هم از اونجايي كه خيلي جو گير شده با شجاعت خيلي زياد رفت جلوي در.

- كيه كيه در مي زنه درو با لگد مي زنه!؟

صداي پشت در: منم منم مامان بزي!!! براتون شير آوردم!!!

استر كه خيلي خوشحال شده بود رو به ملت محفلي كرد و گفت:
- مامان بزيه!! خطر بر طرف شد!!!

و قبل از اينكه بقيه ي محفليا بتونن جلوشو بگيرن در كافه رو باز كرد!

افراد شجاع و غيور! اتحاد به آرامي و با اعتماد به نفس بالا و چيزاي ديگه(!) وارد كافه شدن.

در همين لحظه استر كه متحمل ضربه ي روحي بزرگي شده بود چون انتظار ديدن مامان بزي رو داشته و با مرگخوارا مواجه شده روي زمين افتاد و توي كما رفت! بقيه ي محفلي ها هم شوكه از اين صحنه به در زل زده بودن.

بليز كه خيلي از اينكه نقشه ي متهورانش گرفته بود به خودش مي باليد دستش رو يكي يكي جلوي صورت محفليا تكون داد منتها هيچ واكنشي نديد!
-
اه! اينا چقدر لوسن. حوصلم سر رفت!! حتي پايه ي يه طلسم فرستادن هم نبودن...اون موقع تو همه ي ما رو كشوندي با خودت آوردي؟

بلا بدون توجه به نيش و كنايه ها جهت كسب اطمينان! محفلي ها رو با چندتا طلسم جادو كرد و همرو بهم بست وسط اتاق. فقط استر رو همونجايي كه افتاده بود ول كرد!

- خب حالا هر چي لازمه بر دارين تا بريم!

15 مين بعد!!

ملت اتحاد كه حتي غذاي روي ميز رو هم جمع كرده بودن آماده ي بيرون رفتن از كافه شدن كه چيزي جلوي در كافه افتاد و جلوي بيرون رفتنشون رو گرفت!!

صداي جير جير مانندي كه سعي مي كرد بدون لرزش باشه فرياد زد:

- اينجا نيروي كمكي محفل ققنوس! شما محاصره شدين!! چوب دستياتونو بندازين و بيايين بيرون...مقاومت بي فايده است!


ویرایش شده توسط آرامينتا ملي فلوا در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۱۱ ۱۳:۲۹:۲۳


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۸:۵۷ چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۵
#6
ببينيد درسته كه ناظرين قديمي نيستند و شايد هم بهتر از نميشه وضع ،اما اگر مدير روي كار ناظر دقت داشته باشه و در صورت لزوم بهش هشداري بده ناظر هم خودش رو اصلاح مي كنه.

وقتي ناظر الان فكر مي كنه يا مي دونه...مهم نيست...كه مديري وجود نداره تا سخت گيرانه مراقب كارش باشه در نتيجه اون هم ديگه كارش رو دقيق و درست انجام نمي ده.

چه بخواييم و چه نخواييم توي يك انجمن ناظر بيشترين تاثير رو مي زاره!! پس اگر بخواييم رول اصلاح بشه به نظرم قدم اول ناظرين انجمن هاي رول هستند!!!

فكر نمي كنم كسي انتظار داشته باشه مديري كليه ي پست هاي ناظرين رو بخونه و يا تمام مدت بالاي سرشون باشه!!!
اما حداقل حضورش احساس بشه. ناظر بدونه كه كسي هست تا كاراشو زير نظر داشته باشه!



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۴:۴۰ چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۵
#7
خب جالبه چطور يه بحث ساده(!) تبديل ميشه به شعبه ي حل اختلافات! همه به حدي درگيري كوبوندن هم و ايراد گرفتن از همديگه بودن كه اصلا به اصل بحث توجهي نكردن.
الان موضوع همه ي كسايي كه مي نويسن كه مساله ي شخصيه در حالي كه ابتداي بحث يك موضوع عمومي مد نظر بود!

و از اونجايي كه اميدوار بودن براي بازگشت به اصل مساله حماقت محضه ترجيحا خودم عنوانش مي كنم! به اميد اينكه اين بار شخصي نشه!

تا بحث رول پليينگ به ميون اومد يه عده در كمال " وقاحت" تنها به حل مشكلات خودشون فكر كردن! و البته اين وسط از نقش مديران عزيزي كه به جاي كمك به جهت بخشيدن به موضوع تنها به مزاياي سايت و اينكه " ما حرف زدن بلد نيستيم" اشاره كردن شايان توجه!!!

آنيتا ي عزيز من راه حل پيشنهاد ندادم و حتي " به مشكلاتي " كه ازش دم مي زدم هم اشاره نكردم. ولي آيا به فكرت رسيد به جاي " متهم " كردن علتش رو بپرسي!؟

به نظرم يكي از مشكلات بزرگي كه خيلي ها رو هم رنجونده مساله ي نظارته. افرادي كه كمي سابقه ي حضورشون بيشترِ فكر كنم هنوز طرز انتخاب ناظرين رو به خاطر داشته باشن.
تنها " بهترين ها" ناظر مي شدند. البته اشاره به اين موضوع به هيچ عنوان دليل توهين و يا دست كم گرفتن ناظرين جديد نيست...خواهشا انقدر شخصي فكر نكنيد!
همه تلاش مي كردن تا بهترين باشن كه بتونن ناظر باشند..چون ناظرين ناخودآگاه مقام بالايي داشتند.
موقعي كه سرژ، زاخي، جيمز، چو و هرپو (در جادو و جادوگري) ناظر بودند...به قول همه از بهترين زمان هاي رول پليينگ و قسمت بحث هاي پاتري بود.
چرا!؟
به خاطر احساس مسئوليت و مدريت خوبي كه داشتن.

نكته ي بعدي دخالت مديران در رول بود. موقعي كه هري، بارن، گيلدي، امپراطور، كالين...همه توي رول شركت داشتن! منظورم از شركت تنها پست زدن نيست...بلكه مديريت روي كار ناظرين و ديگران بود.
از كي تا حالا پستي توي انجمن ها از بارن ديده نشده كه مثلا فلان تاپيك اسمش به انجمن نمي خوره!؟
وقتي زماني توجه در اين حد بود مسلما بعد از از بين رفتنش وضع خيلي تغيير مي كنه!!
الان هم كه...

و بعد مي رسيم به نويسنده هاي رول! كساني كه با نوشتهاشون انگيزه ي نوشتن و پيشرفت يه عده رو فراهم مي كردن و به رول جهت مي دادن.
نه چو عزيز اين افراد به خاطر مغرور شدن نرفتن! براي اين بود كه ديدن كارهايي كه انجام مي دن مورد توجه نيست. درسته كه بيشتر براي لذت شخصيه اما در هر حال رول جاييه كه توش دست جمعي فعاليت ميشه و نميشه از تاثير اين " جمع " گذشت!!

اميدوارم اين بار بدون جهت گيري، وارد كردن مسايل شخصي و ساير مسايل بي ربط سعي كنين بتونيم راهي براي حل مشكلات پيدا كنيم!

همين!!



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۶:۴۵ دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵
#8
خب هري عزيز از اينكه با اين سابقه ي " اندك" عضويت، وقتتون رو هدر دارم تا براي بار n ام بخواييد حرفاتون رو تكرار كنيد، عميقا متاسفم!

چه كنم كه تقدير دست نداده سرچ كنم و تك تك پستاتون رو از نظر بگذرونم. اما در همين گذر كوتاه مدتم در سايت متوجه شدم كه هر موقع صحبتي از " رول پليينگ " به ميون مياد شما مصرانه از فوايد بي شمار باقي قسمت هاي سايت صحبت مي كنيد و اين نكته رو هم در ذهن خواننده مي چپونيد كه رول بخش كوچيكيه!

تا جايي كه فرصت دست داد و نگاهي به پست هاي قبليم كردم نديدم اشاره اي وجود داشته باشه به اين كه باقي قسمت هاي سايت خوب نيستند!
هيچ كس در اين مورد شكي به خودش راه نميده كه ساير قسمت هاي سايت مديريت خوبي ندارند.

اما همه در مورد رول پليينگ بحث دارند. البته كاملا قبول دارم كه قسمتي از اين موضوع به علت مشاركت فعال اعضا در اين قسمته...اما به نظرتون قسمت ديگش مربوط به مديريت ضعيف اين بخش نيست؟!

در هر حال رول پليينگ وجود داره! مگر اينكه تصميم به حذفش كنيد كه ديگه در اون صورت صحبتي هم نخواهد بود.
اما تا وقتي كه قسمتي به اين نام در سايت وجود داره پس صحبت كردن هم در موردش بي ارزش نيست.
به خصوص كه اگر اين نكته رو هم مد نظرتون قرار بديد كه اعضا " زحمت" زيادي براي اين قسمت مي كشند.

حال نمي فهمم چرا مديران انقدر اصرار به جلوگيري از رفع مشكلات رول پليينگ مي كنند؟

كريچر عزيز فرمودند كه ما همش دعوا مي كنيم و به هم " مي پريم"( گرچه نمي دونم چرا لفظ پريدن براي آدم هاي سايت به كار رفته) چرا نمي گذاريد اين بحث ها نتيجه دار باشند؟! كه بعدا كسي بياد و بگه بي خيال اينا بي نتيجست!؟

تا دعوايي راه مي افته سريع پست زده ميشه كه تموم كنين وگرنه بلاك ميشيد!

و...يكي از مهمترين نكات...چرا تا پاي اعتراض به مديران چه به طور مستقيم و يا از طريق رول به ميون مياد سريعا اولين چيزي كه در ذهن كابر تداعي ميشه بلاك شدنه!؟



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۲:۰۹ دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵
#9
خب كريچر عزيز در حقيقت پستت از سر باز كردن پست هايي بود كه زده شده بودن.

من نمي خوام تيكه تيكه كنم پستت رو و جواب بدم بهش! بلكه پيام كلي پستت مهمه و اونم اينه كه شما مطابق معمول!( كه جالبه اين اولين پست من توي اين تاپيك در اين مورده) دارين بي خودي حرف مي زنين و ما با صبر و حوصله بايد يه چرنديات شما جواب بديم.

ولي يك چيزيو متوجه نميشم!
چرا " همه"!؟
چرا تا يكي مي نويسه با كل تاريخ جادوگران مقايسه ميشه!؟؟

شحصا نيمدم اينجا بگم رول جادوگران در حال زواله چون كه فلان و فلان! من ميگم رول جادوگران به اين خاطر كه نويسنده هاي قابل هر روز دارن اينجارو ترك مي كنن از بين مي ره. نه حرفي از پارتي بازي زدم و نه از هيچ موضوع ديگه اي.

كاربرايي كه به خاطر اعتراض ناظرين اخطار ميگيرن درست...حرفي در موردش نيست ولي بلاك به علت " اعتراض" توسط مدير درست نيست!!!

بازم تكرار مي كنم من تا جايي كه مي بينم يه نفرم! و شمايي در كار نيست تا باهاشون هم نظر باشم يا نه!


شما که فکر میکنین از سر باز کردنه و چرتو پرته دیگه لزومی نیمبینم بشینم باهاتون بحث کنم . جادوگران رو کاربرانش خراب کردن نه مدیرانش .کاربرای که همیشه خودشون رو در موضع حق میبینن البته جسارت نشه با شما نیستم!!!


ویرایش شده توسط کریچر در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۷ ۲:۲۳:۲۰


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۶:۰۰ یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۵
#10
نقل قول:
ین وسط من ضرر می‌کنم؟! به گمونم از رفتن یه نفر مثه من یا امپراطور کبیر تاریکی یا نارسیسا یا حتا مملی این جادوگرانه که ضرر می‌کنه


فكر كنم پست اسكاور كه هشداري بس عظيم! مبني بر نابوديه رول پليينگ رو در بر داشت كمي پايين تر باشه!
خب چرا رول پليينگ بايد از بين بره؟ به اين علت كه ديگه افراد خلاقي براي لذت بخشيدن و زيبا كردنش وجود ندارن.
اون ها به اين خاطر كه دلشونو زده نرفتن! به خاطر اتفاقاتي بوده كه توي سايت افتاده.
واضح تر بگم: به خاطر اقدامات بقيه ي اعضا و مشكلاتي كه با مديران داشتن رفتن.

البته من كاملا متوجه اين موضوع هستم كه از نظر هري عزيز رول پليينگ فقط يك اسم بدون معنيه!
اما براي من نيست! و براي تمام كساي ديگه اي كه وقتشون رو صرف نوشتن و نظم دادن به اون قسمت ميكنند نيست.
خواسته و ناخواسته بخش زيادي از سايت تحت تاثير رول پليينگه! افرادي كه مطرح ميشن عمدتا به خاطر فعاليت توي اين بخشه نه به خاطر تعداد عكس هايي كه ارسال مي كنن!
كساني هم كه براي تفريح وارد سايت ميشن به خاطر روله نه به خاطر لذت بزرگي كه از ارسال خبر بهشون دست مي ده.
متاسفم هري عزيز ولي اينكه شما رول رو بخش حقير مي دونيد يعني اينكه افراد اون رو حقير مي دونين...افرادي كه براش زحمت مي كشن و افرادي كه اعضاي ساييتتون هستن.

اما در مورد سانسور شدن پست.
تا جايي كه يادمه قديما حرفاي زيادي زده مي شدن. اين تاپيك هم با اين اسم تند و تيز براي اين به وجود اومد. فكر نمي كنم اينجا تنها براي ايراد گرفتن مديران از كاربران باشه.(اشاره به پست هري عزيز و نظرشون در مورد نوشته ي آرشام)
اما الان تا كسي يك پست تند مي زنه...تا آشكارا مخالفت مي كنه و يا يك پست رول مخالفت آميز مي زنه يكدفعه تمام بلاياي آسماني مديريت بر سرش نازل ميشه! كه چي!؟

- من از حق خودم مي گذزرم! ولي نمي تونم از حق جناب ايكس و ايگرگ بگذرم پس تو بلاك ميشي!

بعدش هم يه اخطار طول و دراز ميگيره كه حق نداري حرف بزني و به كاراي گذشتت برگردي!
( البته اين وسط اگر هم با مديريت دوستي اي داشته باشه به طرز معجزه آسا " رحمت مديريت" بر سرش نازل ميشه.)

خلاصه مي كنم!
به عنواني فردي كه توي اين سايت عضوه و وضعيتش رو هر روز مي بينه به نظرم بايد حرفايي گفته بشه و بايد عده اي اون حرفارو بدون پيش داوري و جبهه گيري گوش بدن! وگرنه اگر بخواد به همين صورت " گوش بده و حرف نزن" جلو بريم ديگه چيزي نمي مونه كه بخواييم در موردش حرفي بزنيم!


ویرایش شده توسط آرامينتا ملي فلوا در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۶ ۱۶:۰۴:۰۳
ویرایش شده توسط آرامينتا ملي فلوا در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۶ ۱۶:۲۱:۳۸






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.