هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: ویژه نامه نو روز 88 ( با سالازار اسلتیرین )
پیام زده شده در: ۱:۱۱ چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۷
#1
خوب حالا یکم میان برنامه بریم که برنامه های پرسی زیادی تکراری نشه ! (البته با اجازه ی صاحاب تی وب )

تبلیعات :

برنامه های نوروز 88

شب ها شعرگولانه با حضور استاد درختیان !

پنجشنبه ها از جادوگر تی وی

-=----
فیلم سینمایی به خاطر ونی
جمعه از شبکه تلویزیونی جادوگر ای تی وی

-=-----

مجموعه موزیکال هاگوارتز میوزیکال

شنبه ها از جادوگر تی وی


=-----------
ویژه نامه نوروز 88

اجی مجلی حول حالنا

لحظه سال تحویل از جادوگر تی وی



با ما همراه باشید


*-*-*-*-*
بیندگان عزیز این شبکه برای پخش برنامه های نو روزی نیاز به اسپانسر داره

2 تن از اعضای پایه پیام شخصی بذارن در فرصت مقتضی هماهنگ میشه



روابط عمومی شبکه تلویزیونی جادوگر تی وی


نمایشنا


Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
پیام زده شده در: ۱۳:۱۹ جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷
#2
نکته توضیحی : آسپ در حالت دمپایی از هوشیاری کامل بر خوردار نیست و افکار مودی مستقیما به او منتقل میشوند .

ادامه سوژه :

ساعت 3 شب

مودی در حالی که عرق کرده از خواب میپره ! تقریبا سرخ شده ولی چون شبه شما بگین بنفش !!

مودی از جاش بلند میشه و بدون توجه به دمپاییش ! ( مودی یه پاش چوبی بوده من نمیدونم چطوری دوتا دمپایی می پوشه ( حالا بگردین توجیه در بیارین )البته در مورد تغییر کردن و آدم دیگری شدن هم اطلاعات کسب شده ولی زیاد مهم نیست 1 مودی باید چلاغ باشه D:) شروع به قدم زدن میکنه . . . .

اولین فکری که به ذهنش میرسه قتل سالازاره ! با عصبانیت آهی می کشه و شروع به نقشه کشیدن میکنه . . . .

یه کمی اونور تر ونوس نشسته داره ناخوناشو مانی کور میکنه و زیر لب یکی از آهنگهای hsm 1 رو میخونه !! ----> دوربین وارد مغز ونوس میشه :
نور صورتی رنگ مایل به بنفش خال خالی همه جا رو میگره بعد دوربین جلو تر میره تا به خاطرات ونوس میرسه . . . .
ونوس : + +

دوربین از فرط قاطی پاتی بودن احساسات ونوس در مورد خاطراتش قاطی میکنه و از مغز ونوس میاد بیرون
ونوس مانی کور کردن ناخوناشو تموم کرده و در حالی که دراز کشیده داره یه گل آفتاب گردون رو پر پر میکنه
ونی : میشه . . . نمیشه . . میشه . . نمیشه . . . میش . . .

back to madly mode eye !

مودی همچنان در حال قدم زدن دار زیر لب با خوش حرف میزنه
مودی سفید پوش با چنگ
- نه من از اون بهترم
مودی قرمز پوش با شاخ
- ولی خوب اون چاه نفت داره
مودی سفید پوش با چنگ
- عوضش تو چشمت پاکه !
مودی قرمز پوش با شاخ
- کی گفته چشمش پاکه ؟ اونم با این قابلیت ها :hammer
مودی سفید پوش با چنگ
- چشمش دیوونه است خوب دیوونه ها که گناهی ندارن !
مودی قرمز پوش با شاخ
- بروبابا دلت خوشه تو این دوره زمون هرکی زرنگه خودشو میزنه به دیوونگی !
مودی سفید پوش با چنگ به حالت قهر پشتشو میکنه و ناپدید میشه
مودی بعد از این همه خود درگیری بالاخره راه حل رو پیدا میکنه و بعد از پوشیدن ردای سفری خال خالیش به سمت در میره
مودی زیر لب : نمیذارم هیچکس دستش به مری بخوره مری و مودی بهتر از اون اسم گنده طولانیه کنار مری !! نه نمیذارم مری باید بدونه که من نمیذارم نه . . . .

در همین حین سالازار که از اکتشافات داخل مغز ونوس هیچی نفهمیده کانال رو عوض میکنه و سریال لاست رو نگاه میکنه !

این سوژه ادامه دارد !!!!

-=-=-=-=-
اصولا حیف که وقت ندارم !
وقت خوش !


ویرایش شده توسط سالازار اسلایترین در تاریخ ۱۳۸۷/۱۲/۹ ۱۷:۵۱:۲۰
ویرایش شده توسط سالازار اسلایترین در تاریخ ۱۳۸۷/۱۲/۹ ۱۷:۵۵:۰۸

نمایشنا


Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
پیام زده شده در: ۲۲:۰۱ چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷
#3
مودی خسته و عرق ریز در راه پله می دوید هر چقدر نزدیک تر می شد سر صدا هم بیشتر میشد / مودی عصبانی سرعت خودش رو بیشتر کرد تا ببینه چه خبره . . . . . . . . . . . .

بعد از مدتی نامشخص مودی به مقصد میرسه و صحنه را میبینه


ونوس
:fan:
سالازار

- این دیگه از کدوم گور پیداش شد . . . با دقت بیشتر متوجه قیافه آشنای منبع سرو صدا ( به بیانی نویز ) ( به بیانی دیگر موسیقی مدرن ) میشه . . . . .

ونوس حالش بد شده و قیافشو تو هم کشیده . . .

امپراطور چشما ها شو میگیر : وای بازم ارزشی بازی !

شخص آشنا همچنان به نواختن ادامه میده . . .

ملت ارزشی :


مودی با تعجب ملت رو نگاه میکنه : پیژامه پارتیه ؟؟

ناگهان همه جا ساکت میشه
هوا تاریک و تاریک تر / صدای نفس نفس زدن حاضرین ذهن ها رو پر میکنه

Lights Up

نور افک شونصد هزار واتی روش میشه روی مودی

تق تق تق

. . .
تق تق تق

. . .
تق تق تق

ملت : تق تق تق

تق تق تق

ملت تق تق تق

مودی متفکرانه شروع به قدم زدن میکنه
ملت همچنان فکر کردن تق تق جزو اهنگه !

تق تق تق

مودی سرجاش محکم وایمیسته
تق
ملت: تق
مودی راه میره
تق تق تق
ملت: تق تق تق

مودی از عصبانی فریاد میکشه
ههههههههههههههههههه

ناگهان همه جا از سکوت در میاد و موسیقی دوباره شروع میشه این بار با صدای مودی !!!

ونوس که حوصله اش سر رفته بود کنترل رو بر میداره و تلویویزینو رو خاموش میکنه

-=-=-=-=-=-
تقصیر از من نیست hsm زده شدم :D
به این امید که پست های بدتر از این هم هست :D
وقتی دوبار پست آدم بپره بهتر از این نمیشه !


ویرایش شده توسط سالازار اسلایترین در تاریخ ۱۳۸۷/۱۲/۸ ۰:۴۶:۱۹

نمایشنا


Re: خانه اصیل و باستانی گونت ها
پیام زده شده در: ۳:۴۰ دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۷
#4
لرد سیاه همچنان خشمگین روی تخت نشسته بود و ملت داشتن پاچه هاشو میخواروندن !

بلاتریکس همچنان میخواست معجون سبز رنگ رو به لرد سیاه بده
آنتوانین همچنان پشت سر هم در حال انجام وظیفه ی ماساژوریش بود

لرد سیاه که از عصبانیت عضلاتش منقبز شده بود زیر لب نا سزا میگفت و هر 30 ثانیه یک بار نگاهی تهدید امیز به دالاهوف میکرد و دالاهوف نیم خیز خشک می شد
ناگهان لرد فریاد زد بس کنید !

ملت همه در جا سیخ شدند و سکوتی فرا تر از مرگ خانه را فرا گرفت
صدای قیییززززززز بلند و نا هنجاری سکوت را شکاند و در پس آن صدای رسا تر به گوش رسید

- لرد سسیاه

صدا بلند شد و به فریادی جیغ مانند تبدیل شد
همه وحشت زده به گوشه کنار خانه پناه بردند اما لرد لبخند زد
( بلاتریکس : مای لرد جونم این تیکه ترسناکه ها مثلا باید بترسیم لرد : اه چی میگی بابا جدمه دیگه ترس نداره که ! )

لرد به آرامی از تختش برخواست گویی بر هوا قدم گذارده باشد
نرم و بی صدا به سمت در رفت

پیکره ای سبز پوش و بلند قد جلوی در ایستاده بود . قدمی به جلو برداشت ؛ نور ماه از پنجره موهای نقره فامش را درخشان کرد

لرد سرش را خم کرد
- سالازار اسلیترین !
سالازار نگاهی سرد و بی روح به لرد می اندازد
- تام ماروولو ریدل !
جرقه ای کوچک از آتش خشم درونی لرد در چشمانش لحظه ای می درخشد
- چه چیز باعث حضور سالازار اسلیتری در این خانه شده
سالازار در جواب به لرد خیره می شود و ارتباطی ذهنی برقرار میکند . . . .

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
لرد چشماش رو باز میکنه ! :
بلاتریکس در حال دادن تنفس مصنوعی به لرده - :bigkiss:

دالی (دالاهوف ) یه قابلمه گرفته دستش و با رتیم میزنه به ته قابلمه - بلاتریک تنفس باید ریتم داشته باشه جانم
با من فوت کن
یک هوشت دو هوشت یک هوشت دو هوشت

لرد چشم در چشم بلاتریک پلکهاشو باز میکنه :bigkiss:

(بینندگان شنوندگان و خوانندگان عزیز این قسمت بخاطر خشونت زیاد سانسور شد !)

بلاتریکس در حالی که نصف سرش کچل شده نشسته و با تعجب به دالی که جای دستاش با پاهاش عوض شده نگاه میکنه !
لرد گویی که دارد با خود سخن میگوید گفت : میدونم کجاست
کسی زنده نخواد ماند

بلا و دالی :
. . .

*-*-*-*-*
به علت نصفه شب بودن و آلبالو گیلاس چیدن چشمان بنده از ویرایش معذورم ! باشد که رستگار شوید !
خوش باشید و موفق
یا حق!


ویرایش شده توسط سالازار اسلایترین در تاریخ ۱۳۸۷/۱۰/۳۰ ۳:۴۲:۱۳

نمایشنا


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۲۰:۰۷ جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷
#5
نقل قول:
بلييز نوشته بود : سالازار میشه جد لرد و وقتی لردم طرفدار سالازاره و همه میدونن که ولدمورت دنباله روی سالازاره و همه مرگخوارانم در پستاشون از سالازار به عنوان یک مرجع و یک رهبر یاد میکنن و همچنین مرگخواران هوکی رو بخاطر اهداف خاصی بر تخت نشوندن طبیعتا انتظار نمیره که سالازار که طرف مرگخواران فرض میشه یهو اقدام به کودتا علیه نماینده مرگخواران کنه


هوم تا حدي درست ميگي ولي اگر قرار به پيروي كردنه ولدمورت بايد از سالازار پيروي كه نه سالازار از نوه اش!! در هر صورت كودتا به اون معنايي نبود كه شما برداشت كرديد ! نقل قول:
بليز نوشته بود : در مورد فروم قدیمی هم همیشه یکی از سیاست های سایت بوده که مخالف با محدود سازی بوده

اگر پستي كه من در اين مورد داده بودم رو خونده باشي ميبيني كه گفتم محدوديتي نداشته باشه فقط قوانين خاصي داشته باشه كه اين قوانين هم به معناي ايجاد محدوديت نيست براي كنترله !
من هنوزم بر پيشنهادم در مورد فروم پايدارم چون واقعا تاپيك جواب مارو نميده خودتون هم ميدونين ! ولي چون بارون ميگه من هم حرفي ندارم بالاخره بزرگتري گفتن ! اميد وارم اين بحث ها هر چه زود تر تموم شه و دوباره صلح بر قرار شه

خوش باشيد و موفق
يا حق


نمایشنا


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۴:۲۸ جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷
#6
نقل قول:
بليز نوشته بود :... مثلا امپراطور اومد سه چهارتا پست زد کلیم همه از پستاش تعریف کردن وقتیم که دید کار نحوه برخورد داره به کجا میکشه خودشو کشید کنار ... یا مرلین اصلا وارد حاشیه نشد


هوم سلام ملت!
بليز جان براي اطلاعت ميگم كه امپراطور الان توي امتحانات به سر ميبره و قرار شده كه كلا بعد از امتحاناتش بياد توي سايت ! و در ضمن در اينكه سطحش خيلي بالا تر از اين حرفاست شكي نيست ولي اينطور هم نيست كه خودشو كنار كشيده باشه!

در مورد مرلين هم مرلين كلا قصد برگشت به سايت رو نداشت من ازش خواهش كردم كه براي يك يا دوتا پست مارو همراهي كنه !

نقل قول:
بليز نوشنته بود : اما در مورد این بحث هایی که در حال حاضر در نحوه برخورد شکل گرفته مثل زدن یک انجمن برای قدیمیا به نظر من واقعا بحث بی ارزشیه!


اتفاقا خيلي هم ارزشيه !! اگر از اول يك همچين تاپيك يا فرومي وجود داشت اين برنامه ها پيش نمي آمد! چون اعضاي قديمي ميتونستن اول توي اونجا شروع كنن و آروم آروم وارد رول هاي جديد بشن ! دليل مخالفتت به نظر من شخصيه !!

در ضمن در مورد ونوس و سريشيوس من كسي نيستم كه بتونم نظر بدم ! اما در مورد خودم يادم نمياد كه هيچ وقت گفته باشم من خيلي خفنم و خيلي رولام خداست و از اين حرفها من فقط گفتم قديميم!! در واقع هممون همينو گفتيم! همين الان توي شماها نويسنده هايي وجود دارن كه اگر با حوصله و سر وقت بنويسن و از ادبيات فصيح تر گويا تري استفاده كنند ( گرچه ادبيات در حال حاضر براي اكثريت قابل دركه) از خيلي از قديمي ها بهترن !!( مثل نارسيس )
-=-=-=-=-=-=-=-=-
در مورد تاپيكي كه آنيتاي عزيز براي ما زده !
من معذرت خواهي ميكنم كه پستي در اونجا زده نشد
ولي خوب اسم تاپيكي كه زده شده مسلما جذاب نيست ترجيحا در مورد تاپيك زدن كمي زمان لازمه تا ببينيم چه اسمي ميشه پيدا كرد كه به درد الان و گذشته بخوره !!

باتشكر
سالازار اسليتري توي يخچال آداس !!
پي نوشت : بليز جون در مورد سوژه هايي كه جديد و قديم كردي : سوژه ي جن وزير ميشود يك هفته قبل از ورود ما به سايت بود و ما مستقيما با همين سوژه كار داشتيم ! و در موردش پست زديم ! من خودم مستقيما با هوكي در ارتباط بودم و خودش ميدونه كه هدفمون چي بود از اين رولها ! اينكه بعضي ها موافق و بعضي ها مخالف ( يا در واقع بعضيا آدم بده و بعضيا آدم خوبن ) در رول يه امر طبيعيه كه منتها شما كاركتر هاي بد و با اعضاي بد يكي كردي !!!

خوش باشيد و موفق
يا حق !


نمایشنا


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۴:۴۳ چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۷
#7
هوم راستش منم ميخواستم پيشنهاد يه فروم رو بدم ولي فكر كردم كسي موافقت نميكنه !! براي همين گفتم تاپيك !!! منتها خوب خيلي دلم ميخواد كه يه فروم داشته باشيم ساب فروم هم قبوله !! در مورد دسترسي ملت من ميگم براي همه قابل دسترسي باشه ولي قوانيني براش وضع كنيم كه يهو پست بارون نشه !!!

ولي خوب من هم فكر كنم بعد از اين همه مدت بشه در مورد اين پيشنهاد فكر كرد !!

پي نوشت : به ونوس : پسوردمو كه ميدوني حدس زدن لارم نداره

خوش باشيد و موفق
يا حق!


نمایشنا


Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
پیام زده شده در: ۴:۳۲ چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۷
#8
در اين لحظه نويسنده پست قبل ( مري باود ) ماشين تحريرشو ميزنه زير بقلش كه از مقر جديد اتحاد خارج بشه ! انتهاي قدم اول :

سالازار اسليتري : مـــــــــري باود !!

مري در همون حالت قدم برداشتن خشكش ميزنه!!!

سالازار ادامه ميده : چه خوب شد اومدي مري باود همين الان ميخواستم در مورد نقشمون به برو بچس ج چ تو ضيح بدم !!

ملت خاكستري :
امپي : سالازار ممكنه اين خانوم محترم رو به ما معرفي كني؟

سالازار : ميشناسينش ديگه !! ايشون همون مري باود هستن كه مري باود بودن !!

امپي : چه عحيب !!
سالازار : خوب ملت خاكستري توجه! من تصميم گرفتم ما يه عضو جديد داشته باشيم !!

ملت : يعني يه عضو قديمي ديگه ديگه ؟
سالازار : نه ديگه! اتفاقا اين عضوه جديده ولي خيلي شبيه قديمياست !!1
امپي : چه عجيب !!

نا گهان سر و صداي بلندي بپا ميشه و چهار ستون مترو شروع ميكنه به لرزيدن !
بعد از 30 ثانيه لرزيدن يه واگن خالي ميرسه !!!
اسكاور: ملت بياين بريم قسمت اصلي پايگاه اتحاد رو نشونتون بدم !!!!

2 ساعت و 45 دقيقه بعد بيست هزار فرسنگ زير لندن!!!

امپي : چه عجيب !!

اسكي در حالي كه با مقر زير زميني خيلي حال ميكرد همر ميزد

مري باود همچنان تو شوك بود و سعي ميكرد كه قدم دوم رو هم برداره !!

سالازار تمام راه رو توضيح داده بود مشخص كرده بود كه وظايف عضو جديد گروه خاكستري چيه ! اين آخر هم يه حرف عجيب زده بود :
سالازار : اتفاق من قصد دارم كه اگر داوطلبي پيدا شد باز هم عضو جديد بگيرم چون در حال حاظر به چندتا نيروي خوب نياز داريم

امپي : چه عجيب!!!


ویرایش شده توسط سالازار اسلایترین در تاریخ ۱۳۸۷/۱۰/۱۸ ۴:۳۷:۵۲

نمایشنا


Re: داستان‌هاي کوتاه
پیام زده شده در: ۴:۰۴ چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۷
#9
چندي پيش رهگذري نگاهي بر آسمان زير پايش انداخت ، تبسمي كرد نگاهي به مخلوق خود انداخت . . .


داشتم قدم ميزدم ؛ صداي قدم هايم تنهايي را از خاطرم پاك ميكرد
نگاهي به آسمان انداختم ، اشكي بر گونه ام لغزيد . . .

اشكي ديد بر گونه مخلوق . . . خلقش تنگ شد ، تبسمش رنگ باخت اشكي بر گونه اش لغزيد . . .

سرم را پايين آوردم چشمانم را بستم . . .
صداي رعد آمد آسمان نيز ميگريست گويي با من هم غصه بود !


نمایشنا


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۳:۵۸ چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۷
#10
نقل قول:
ونوس :هوممممم
ببخشید این سالی جون ما بعضی وقتا یادش میره به زبون مارا حرف نزنه!!
به عنوان مترجم سالی!
mikeshadesh
یا
mikoshadesh
؟
که در ادامه ی متن می فهمیم نارسیسا رو زمین کشیده شده!
پس گزینه ی اول صحیح است!!


هوم خوشبختانه وني عزيز توضيح كاملي در اين مورد داد فقط ميخواستم يكمي تكرار كنم كه قضيه روشن تر بشه !

فرق بين اين دو واژه رو از فعل اصليشون ميشه فهميد :d كشيدن ! كشتن!!

حالا ديگه خودتون داوري كنيد!
در ضمن اين اعضاي جديد قديم براي اين راه نيافتاد كه ما به شما گفتيم جديد ! براي اين بود كه شما ما رو قديمي ميدونستين !!
و خوب ما حقيقتا قديمي هستيم!

نقل قول:
وني :لطفا شناسه ی ونوسو بلاک کن که منم به هوای دوست جونام وسوسه نشم بیام سایت!


هوم پويان جان من اين شناسه رو ميخوام! ميخوام قبل از اينكه دير بشه پيام شخصياشو بخونم پس بلاكش نكن ! بدش به من :d
در ضمن وني ؟ آداس چي ؟ عدسي چي ؟ طناب دار چي ؟


نقل قول:
ببینید، من از وقتی اومدم توی سایت، یه قانون نانوشته دیدم که میگه: یه نویسندۀ خوب اگه می بینه نفر قبل از خودش یه سوتی داده، باید بتونه هنر نویسندگیش رو به کمک بگیره و اون سوتی رو رفع و رجوع کنه و نباید به قدرت نویسندگی، یا خود اصل سوتی نفر قبلی اشاره ای بکنه.


هوم موافق نيستم ! اين قضيه رول پلي اينگ يه سرگرميه ! يه قسمتي براي تفريح ! براي بال بال زدن تو ي داستانهايي كه تموم شدن !!! درسته كه روي قانون نوشتن و صحيح نوشتن لذت بخش تره اما اينكه بخوايم گير بديم اينطوري بنويس اونطوري بنويس يه جورايي نافرمه!! به نظر من اينجا نقش ناظر به چشم مياد!! اينجاست كه ناظرا بايد ببينن يكي با پست اشتباهش داره تاپيك رو خراب ميكنه ! از طريق پيام شخصي راهنماييش كنن!! توجه : راهنمايي نه نقد! نه تو سري !! نه اينكه مجبورش كنن پستشو پاك كنه!!! فقط راهنماي !!

هوم به لوسيوس
قبول آقا شما شاغل ولي عمرا شرايط شغليت به سختي من نيست

پي نوشت : بارون عزيز آستاكبار فراموش نشود !!!


نمایشنا






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.