هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۸:۵۷ چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۹

بیل ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۸ جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۳:۲۳:۰۷ شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰
از ویزلی آباد!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 53
آفلاین
نام :بیلی ویزلی
گروه:گریفندور!
از اعضای محفل ققنوس
چوبدستی : چوب بلوط با مغز موی تک شاخ
جارو : پاک جاروی هفت (که بعد از بیلی به ترتیب توسط پرسی ، فرد (نه جرج) ، رون و جینی مورد استفاده قرار گرفت و از قرار معلوم بعد از جینی به بچش (لوسی) می رسه )
نژاد : اصیل

خانواده :
نام پدر: آرتور ویزلی
نام مادر: مالی ویزلی
خواهر و برادرها : جینی ، چارلی ، پرسی ، فرد ، جرج و رون ویزلی

ویژگی های ظاهری :
قد : ۱۷۸
وزن : ۶۵ ( در همین حد بگم که برخلاف برادر های چهار شونه ای که داره مثه چوب کبریته )
رنگ مو : قرمز
رنگ چشم : فندقی ( تقریبا همرنگ موهاش)

ویژگی های اخلاقی :
به طرز خیلی ناراحت کننده ای بد شانس!
تنها چیزی که بیلی رو می ترسونه سوسکه ( این طور که معلومه ترس رون از عنکبوت ها ریشه خانوادگی داره )
از ویژگی های بارز اخلاقیش میشه به جدی بودن و خجالتی بودنش اشاره کرد .
استعداد عجیبی توی تقلب کردن داره

معرفی کوتاه :
بیلی از همون سال اول ورود به هاگوارتز روش های جدید و منحصر به فرد خودشو توی تقلب کردن ابداع کرد و به کار گرفت و از اونجایی که هیچ کدوم از قلم های ضد تقلب هاگوارتز حریفش نمی شدن و همه ی نمره هاش فراترازحدانتظار بود کسی بهش شک نمی کرد و مالی هم به عنوان دومین پسر نخبه ش کلی بهش افتخار می کرد
در سن ۱۵سالگی یه بار که با جرج و فرد تو خونه تنها بوده یه سوسک می بینه و از ترس غش می کنه . فرد و جرج هم تا سال های مدیدی به این بهانه ازش حق السکوت می گرفتن که قضیه رو به کسی نگن
وقتی بچه بوده علاقه زیادی به جن های خاکی داشته و حتی یه بار سعی کرد با یکیشون دوست بشه . به این ترتیب که جن خاکی بخت برگشته رو توی زیر زمین خونشون قایم کرده بود و چند ماه براش کلم و آبنبات های برتی بات با طعم همه چیز می برده . که خوشبختانه بعد دو ماه مالی ویزلی جن خاکی رو پیدا می کنه و قضیه ختم به خیر می شه

---
تایید شد.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۵ ۱۱:۴۶:۰۱


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۹:۱۱ دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹

بیل ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۸ جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۳:۲۳:۰۷ شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰
از ویزلی آباد!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 53
آفلاین
نام:بیلی ویزلی
گروه:گریفندور!
از اعضای محفل ققنوس
چوبدستی:چوب بلوط با مغز موی تک شاخ
جارو:پاک جاروی هفت (که بعد از بیلی به ترتیب توسط پرسی،فرد(نه جرج)،رون و جینی مورد استفاده قرار گرفت و از قرار معلوم بعد از جینی هم به بچش(لوسی) میرسه )
نژاد:اصیل

خانواده:
نام پدر:آرتور ویزلی
نام مادر:مالی ویزلی
خواهر و برادرها:جینی،چارلی،پرسی،فرد،جرج و رون ویزلی

ویژگی های ظاهری:
قد:۱۷۸
وزن:۶۵(در همین حد بگم که برخلاف برادر های چهارشونه ای که داره خودش مثه چوب کبریته )
رنگ مو:قرمز
رنگ چشم:فندقی(تقریبا همرنگ موهاش)

ویژگی های اخلاقی:
به طرز خیلی ناراحت کننده ای بدشانس!
تنها چیزی که بیلی رو می ترسونه سوسکه (این طور که معلومه ترس رون از عنکبوت ها ریشه خانوادگی داره )
از ویژگی های بارز اخلاقیش جدی بودن و خجالتی بودنشه.
استعداد خیلی عجیبی توی تقلب کردن داره.

معرفی کوتاه:
بیلی از همون سال اول ورود به هاگوارتز روش های جدید و منحصر به فرد خودشو توی تقلب کردن ابداع کرد و به کار گرفت. واز اونجایی که هیچکدوم از روش هاش به عقل جن هم نمی رسیدو همه ی نمره هاش فراترازحدانتظار بود کسی بهش شک نمی کرد و مالی هم به عنوان دومین پسر نخبه ش کلی بهش افتخار می کرد
در سن۱۵سالگی یه بار که با جرج و فرد توی خونه تنها بوده یه سوسک می بینه و از ترس غش می کنه و فرد و جرج تا سال های مدیدی به این بهانه ازش حق السکوت می گرفتن که قضیه رو به کسی نگن
وقتی بچه بوده علاقه خاصی به جن های خاکی داشته و حتی یه بار سعی کرد با یکیشون دوست بشه .به این ترتیب که جن خاکی بدبخت رو توی زیر زمین خونشون قایم کرده بوده و چند ماه براش کلم و دانه های برتی بات با طعم همه چیز می برده.که خوشبختانه بعد دو ماه مالی ویزلی جن خاکی رو پیدا می کنه و قضیه ختم به خیر میشه


---
با سلام.
من نتونستم پست کارگاهی ازتون پیدا کنم و به طبع به این معنیه که هنوز مرحله اول ورود به ایفای نقش، یعنی کارگاه رو، نگذروندین.
توی گروهبندی اشتباه پیش اومده و هنوز باید توی مرحله اول شرکت کنید.

با عرض معذرت در این‌باره،

تایید نشد.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۳ ۹:۳۶:۰۳


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۲۰ شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹

زاخاریاس اسمیتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۲ پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۵:۰۱ شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
پیام: 77
آفلاین
نام: گلگومات

نام خانوادگی: یادم نیست. شایدم همیشه همین صدام می کردن...فقط گلگومات

نام کامل: Golgomath
گلگومات

گروه: ریونکلاو

جبهه: مرگخواران

محل و تاریخ تولد: ما مثل آدم ها درگیر زمان نیستیم. شمال اروپا.

چوبدستی: درک ما از جادو جور دیگه ایه و نیازی به چوبدستی نداریم.

خصوصیات ظاهری: هیکلی تنومند و قدی به بلندی درخت سیب ، با سری بدون مو و ریش روی گردنی کلفت که مرزش با بدن قابل افتراق نیست.

خصوصیات اخلاقی: همیشه عصبانی و تحمل هیچ سرپیچی از طرف ضعیف تر ها رو نداره. خون و خون ریزی تنها تفریج واقعی است که داره. علی رغم ظاهر غیرانسانیش، گفته میشه گلگومات از غول های زیرک قبایل کوهستانی به شمار میره.

توضیحی از زندگی:

گلگومات علی رغم در دست داشتن قدرت به عنوان رئیس قبایل یا گورگ غول های کوهستان های شمالی، شخصیت شناخته شده ای ندارد. تنها زمانی که با زور قدرت را از رئیس پیشین قبایل غصب کرد مورد توجه جامعه ی جادوگری قرار گرفت. توجه جامعه ی جادوگری به او زمانی افزایش پیدا کرد که به یکی از متحدان اصلی لرد ولدمورت تبدیل شد و حتی پس از مرگ موقتی ولدمورت هم به او وفادار ماند و حاضر به همکاری با وزرات سحر و جادو و محفل ققنوس نشد.

========================================================
گذشته رو درست به خاطر ندارم.حتی بچگیم رو. شایدم چیز مهمی برای یادآوری نباشه ولی گاهی یه چیزایی یادم میاد.بیشتر شبیه رویا. خاطرات خودم نیستن. شایدم باشن. خاطرات آدم ها. یکی که توی یه مدرسه جادو یاد می گرفت. پر از ترس و نگرانی، چه آدم ضعیفی. و یه نفر دیگه، میان سال و شجاع تر از قبلی. یکی از خادمین لرد سیاه. خیلی به من نزدیکن ولی نمی خوام که باشن. من، گورگ قبایل شمالی، بالاتر از این حرفام که با دو تا آدم بی ارزش ارتباطی داشته باشم... ولی رویاها هیچ وقت تموم نمیشن...

پ.ن: برای انتخاب گروه ظاهرا قوانین جدیدی هست. من ریون رو انتخاب کردم چون قبلا هافل پاف رو دیدم (Obviously!) و 3 4 سال هم یه اسلیترینی بودم. ترجیحم اینه که ریون که برام
جدیده رو ببنیم.

---
درود.
خوش برگشتید.
طبق قوانین ایفا، نمی‌شه با یه اکانت دو شناسه نمایشی رو داشت. لطف کنید بلیت بزنید و اکانت جدیدی باز کنید، بعد همینجا معرفی‌تون رو ارسال بفرمایید.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۱ ۲۰:۱۵:۵۵

وقتی توی خونه ات موش رخنه میکنه، خونه رو دور نمی ریزی! موش رو بیرون میکنی!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۰۱ جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۹

مرگخواران

پاتریشیا وینتربورن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۳ یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۱:۰۲ جمعه ۷ آبان ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
پیام: 51
آفلاین
نام: پاتریشیا (پترا، پاتریک، پاتری، پات، پت، پتی، پاتی، شیا، تریشا، تریشی و خیلی چیزای دیگه هم صداش میکنن!)

نام خانوادگی: وینتربورن

نام کامل: Patricia Dominus Silva Winterborn
پاتریشیا دامینیوس سیلوا وینتربورن

گروه: ریونکلاو

جبهه: مرگخواران

محل و تاریخ تولد: همراسمیت، انگلستان - 13 فوریه 2001

چوبدستی: چوب درخت سرو، ریسه قلب اژدهای جنگل، 13 اینچ و انعطاف پذیر.

خصوصیات ظاهری: موهای سفید، چشماش سبز-آبیه و لباسای خیلی خیلی ساده.

خصوصیات اخلاقی: اون می‌تونه با هرچی تو جنگل هست حرف بزنه؛ از حیوونا گرفته تا درخت و چمن! پاتریشیا درواقع یه درخته. نه شوخی نیست؛ اون واقعا مثل درخت‌هاست و میتونه تبدیل به هر درختی (از درختای میوه تا درختای سرو و چنار) بشه. اون سرعت رشد زیادی داره و اگه بخواد، میتونه خیلی رشد و از این جثه‌ی کوچیکش، تبدیل به یه سرو بلند بشه.

توضیحی از زندگی: پاتریشیا عضوی از یه خانواده‌ی سه نفره، اصیل‌زاده و انگلیسی بود. از ۶ تا 13سالگی تو مدرسه‌ی هارو درس می‌خوند؛ اما چرا وقتی 11 ساله شد و نامه هاگوارتز سراغش نیومد، دلیل داره.
اون تو سن 10سالگی، به دست یه ساحره‌ی شرقی ربوده میشه. پدر و مادرش هم بعد از ربوده شدنش، توسط همون جادوگر می‌میرن. جادوگر برای اینکه پاتریشیا کنارش بمونه، مجبورش میکنه تو همون مدرسه‌ی ماگلی درس بخونه.
بعد از گذشت سال‌ها، نامه هاگوارتز بالاخره سراغ پاتریشیای 13ساله هم اومد، اما جادوگر نمی‌خواست پاتریشیا رو انقدر راحت از دست بده، چون پاتریشیا رو خیلی دوست داشت.
جادوگر پاتریشیا رو تهدید کرد که اگه برای رفتن به هاگوارتز از خونه فرار کنه، یه طلسم ابدی روش می‌ذاره. پاتریشیا قول دروغی به جادوگر میده و به دلیل دیدن دوستاش از خونه میره. جادوگر کل شب متنتظر پاتریشیا می‌مونه ولی وقتی می‌فهمه رو دست خورده، خشم تمام وجودش رو فرا می‌گیره و یه طلسم ابدی روی پاتریشیا می‌ذاره. طلسمی که هر شب پاتریشیا رو وادار می‌کنه تا به جنگل ممنوعه بره و مثل درختا اونجا بشینه تا صبح بشه.
بله، جادوگر پاتریشیا رو تبدیل به یه درخت کرده بود تا هرگز از شب لذت نبره. اما نمی‌دونست که پاتریشیا از قبل هم علاقه‌ی زیادی به جنگل داشته و از اینکه این قدرت رو داره چقدر خوشحاله!
یک شب، در حالی که درخت شده بود در جنگل قدم می‌زد، سر و صدایی شنید و سمت صدا رفت. پاتریشیا به طور ناگهانی شاهد بازگشت لرد ولدمورت بود و این دلیل محکمی شد تا اون یکی از مرگخواران لرد ولدمورت بشه. پاتریشیا همیشه با افتخار از این اتفاق حرف میزنه و به این اتفاق افتخار می‌کنه.


***************
اگه بهتون بگم فقط یه ولدمورت رو ادیت کردم بازم جایگزین می‌کنین؟!



انجام شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۰ ۱۳:۲۶:۰۴

Dico debere eum multum


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۲۴ سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

Bellaaaa


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۴۲ جمعه ۵ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۴:۰۲ پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
پیام: 12
آفلاین
نام: لورا.
نام خانوادگی: مدلی.
القاب : لور . ادامس بادکنکی .
گروه: هافلپاف .
چوب دستی : به دلیل دست و پا چلفتی بودن هر هفته چوب عوض میکنه و اصلا براش مهم نیست که چوب دستی ها اونو انتخاب نمیکنن .
پاترونوس : مورچه ؛ حیوانی بس باشکوه
نژاد: دورگه .
ویژگی : دگرگون نمایی که از مادرش به ارث برده .

مشخصات ظاهری: دگرگون نما ست ولی بیشتر اوقات مو ها و چشم هاش صورتیه .

زندگینامه:
لورا از بچگی علاقه زیادی به میوه ها داشت .
همچنین منبع مطمئنی ذکر کرده که از سن نه سالگی به بعد با میوه ها حرف میزده .
وی در سن یازده سالگی به هاگوارتز رفت و به دلیل دیدن شگفتی های هاگوارتز همیشه مرلین دهنش باز بود.
لورا در سن سیزده سالگی عاشق و شیفته یک سیب شد و متاسفانه جواب اقا سیبه نه بود .
هر سال می گذشت و لورا بزرگتر و بزرگتر و بزرگتر شد و اصلا هم در این سال ها درسر درست نمیکرد ، اصلا لورا و خرابکاری ؟ .
سال ها به همین منوال گذشت و لورا همچنان همون دست و پا چلفتیه قبلیه
همین .

---
تایید شد. خوش اومدید.


ویرایش شده توسط Bellaaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۲۳:۲۸:۱۷
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۲۳:۴۲:۱۹


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۴۱ سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

ریونکلاو، زندانی آزکابان، مرگخواران

دیزی کران


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۹ سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۶:۰۸ یکشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۱
از کنار خیابون رد شو. ಠ_ಠ
گروه:
مرگخوار
ریونکلاو
کاربران عضو
زندانی آزکابان
ایفای نقش
پیام: 154
آفلاین
نام : دِیزی

نام خانوادگی: کُران

نام کامل: دِیزی کُران/Deasy Coran

نژاد: دورگه

القاب: زی _دیز_ دی_آبگوشت

گروه:‌ ریونکلاو

جبهه: سیاهی


چوب دستی: چوب صنوبر و هسته پر ققنوس ۱۳/۵ اینچ

شغل: پیدا کردن یک کار مناسب در صفحه نیازمندی های روزنامه ( به زبان ساده این سرکار خانم بیکار تشریف دارند.).

خصوصیات ظاهری:
قد متوسطی داره . بیشتر لباس های ماگلی میپوشه و از ردا زیاد خوشش نمیاد.روی صورتش یه سوختگی داره که به قول خودش با موهای بلوندش ، جذابش میکنه.



خصوصیات اخلاقی:
دارای اکثر خصوصیات اخلاقی بارز به جز مسئولیت پذیری و سخت کوشی در برار عده ی کثیری از مردم و موجودات زنده. ایشون به جملاتی مانند "از تو حرکت از مرلین برکت " و یا " کار کردن عار نیست" اعتقادی نداره و اول و آخر صحبت هاشون می رسیم به اینکه " گیریم من این کار رو هم انجام دادم، ته این دنیا قراره همه مون بمیریم، پس چرا خودمون رو خسته کنیم". با این حال بعضی افراد هم هستند که دیزی براشون حاضره کوه اِورست رو هم فتح بکنه.

داستان زندگی:
دیزی در یک خانواده پنج نفره اسپانیایی به دنیا آمده است. از همان بچه گی علاقه زیادی به پولدار شدن داشت و همیشه فکر میکرد روزی تمام جهانیان اسم او را به عنوان پولدارترین فرد جهان یاد میکنند(لازمه که بگم شتر در خواب بیند پنبه دانه).

خانواده کران به جز دیزی شون آدم های قانع و سخت کوشی بودند و از زمانی که به آرمان های دیزی پی بردند، به بهانه هوا خوری دست جمعی رفتن شمال و دیزی هنوز که هنوز است منتظر است تا آنها از هواخوری برگردند.

در سن یازده سالگی برخلاف بیشتر جادوآموزان اسپانیای که به بوباتون میرفتند، او نامه هاگوارتز را دریافت کرد و به سوی لندن رهسپار شد.

در هاگوارتز به گروه ریونکلاو فرستاده شد و تا سال ششم کنار بقیه دوستانش روزگار خوبی را سپری میکرد تا اینکه برای شانه خالی کردن از زیر بار تکالیف و کارهای مربوط به تحصیل با ایمان آوردن به جمله " گیرم مدرکم رو هم گرفتم، تهش میمیرم" ترک تحصیل کرد و زندگی جدیدی را آغاز کرد.

در حاضر او به جز خدمت به جبهه سیاه و دیدن هر روز صفحه نیازمندی های روزنامه برای یافتن شغلی پر درآمد دغدغه دیگری ندارد و زیر سقف آسمان روزهای نسبتا خوبی را سپری میکند.

--------


جایگزین بشه لطفا.
پیشاپیش ممنونم.

----
انجام شد. خواهش می‌کنم.


ویرایش شده توسط دیزی کران در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۱۶:۴۶:۰۷
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۲۰:۱۰:۰۱

بیکار ترین مرگخوار اربــــــــــــــاب

~ only Raven ~

swim in space


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۹:۵۲ سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

Katrin


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۲۶ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۹:۳۲ چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹
از در دل هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
پیام: 3
آفلاین
نام:کاترین
نام خانوادگی:ردکینگ
نام کامل به انگلیسی:Katrin Redking
تاریخ تولد:۲سپتامبر
رتبه خون:خون خالص(اصیل زاده)
جنسیت:دختر


خانواده:

نام پدر=آنتونی ردکینگ
نام مادر=کاملیا پکس میت
نام خواهر=آنجلینا ردکینگ


گروه:ریونکلا
جارو:نیمبوس ۲۰۰۵
چوب دستی: جنس=چوب درخت مو طلایی/مغز=موی تک شاخ/اندازه:۱۲.۴اینچ/انعطاف پذیر
پاترنوس:گرگ
جانور نما:گرگ سفید


ویژگی های ظاهری:

رنگ مو ها:قهوه ای سوخته
رنگ چشم ها:عسلی تیره
رنگ پوست:روشن
قد:حدود۱۶۰سانت
هیکل:عالی
با گونه های همیشه قرمز
رو لبم هم همیشه خنده


حیوان خانگی:گربه پرشین


ویژگی های اخلاقی:

خیلی مهربون،شوخ طبع،درس خون،دوست دارم به همه کمک کنم،باهوش،یکمی مغرور،شجاع،اهل یادگیری چیز های جدید.


علاقه مندی ها:

دروس هاگوارتز از جمله،افسون ها،طلسم ها و معجون ها.کوییدیچ


مهارت ها:

توانایی خوبی در فراگیری ورد های جادویی دارم،جانور نمای خوبیم،مهارت بالایی در یادگیری موضوعات جدید در علم مقابله با جادوی سیاه دارم.


خلاصه زندگی:

بعد از ازدواج پدر گریفیندوریم با مادر ریونکالاییم من به دنیا اومدم.در سن ۹ سالگی با جادو و جادوگری آشنا شدم و یکمی رو ورد های جادویی کار کردم.بعدش هم در سن ۱۱ سالگی نامه ای از طرف هاگوارتز برام اومد و من به هاگوارتز رفتم و گروه بندی شدم و در گروه ریونکلا افتادم و خانوادم از این بابت خیلی خوشحال شدن.در سن ۱۴سالگی عضو گروه کوییدیچ ردای آبی(گروه کوییدیچ ریونکلا)در اومدم.یک سال بعدش خواهرم هم به هاگوارتز اومد و عضو گروه گریفیندور شد و خانوادم از این بابت واقعا خوشحال بودن که دخترانشون عضو گروه هایی شدن که بار ها و بارها افتخار آفریدن.
من الان جستوجو گر گروه کوییدیچ ردای آبی هستم و میخوام وقتی که بزرگ تر شدم تدریس علم(درس)مقابله با جادوی سیاه رو به عهده بگیرم... .

---
با سلام.
شخصیتی که انتخاب کردید در لیست شخصیت‌ها موجود نیست.
لطفاً یکی از شخصیت‌های آزاد این لیست رو انتخاب کنید و دوباره معرفی‌تون رو ارسال کنید.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۲۰:۰۸:۰۷

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲:۲۱ سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

Bellaaaa


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۴۲ جمعه ۵ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۴:۰۲ پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
پیام: 12
آفلاین
نام: زیبا ترین اسم جهان؛لوسی
نام خانوادگی: خانواده ای مو قرمز...
خانواده ای مشهور...
خانواده ای همیشه گرسنه
ویزلی
گروه: هافلپاف
نام های مستعار: خل؛ دیوونه؛لوس(نه که لوسی بچه مظلومی بوده، هر اسمی میخواستن صداش میکردن )
چوب دستی: به دلیل نداشتن پول؛ چوب دستی جد مومیایی شده اش رو استفاده میکنه ؛ که متشکل از چوب بید و ریسه قلب اژدهاست.
پاترونوس: مورچه .

مشخصات ظاهری:
مو قرمز (از یه ویزلی چه توقعی داری )
چشم هاش هم قهوه ایه؛ خیلی ساده (البته توی عکس بالا که با برنامه اسنپ چت گرفته؛ مشکی افتاده )
زندگینامه:
به میوه ها علاقه زیادی داره .
دیده شده حتی باهاشون حرف میزنه.
و وقتی که توی سن پانزده سالگی بود کمپین "ح.ا.م.ب.خ." را تاسیس کرد که معنی "حمایت از میوه ها به جز خیارشون" رو داره .
البته لوسی مطمئن نیست که اسم کمپینش درست باشه
طی دوره دوازده سالگی عاشق یه سیب شد؛ که جواب آقا سیبه نه بود .
و اینجوری شد که شکست عشقی خورد (وقتی ادم گرسنه باشه به همینم راضی والا ).
توی یازده سالگی براش نامه هاگوارتز نیومد؛ چون تعدادی بچه ویزلی گشنه جغد بیچاره رو خورده بودن(برای شادی روح جغد از دست رفته صلوات )
طی عملیاتی برنامه ریزی شده لوسی با تعدادی دختر عمو و پسر عمو؛ به سمت ویزلی نامشخصی که نامه در شکمش در حال هضم شدن بود، حمله ور شدن و بقایای نامه را نجات دادند و ویزلی بخت برگشته را به عنوان میان وعده خوردن .
با یافتن نامه؛ لوسی راهی هاگوارتز شد تا آشپزخانه را غارت کند درس بخواند.
و به همین منوال بزرگ شد بزرگ شد بازم بزرگتر تا اینکه دیگه بزرگ نشد
همین .

---
سلام. شخصیتی که انتخاب کردید در ایفای نقش موجوده. لطفا شخصیت دیگه ای از لیست رو انتخاب کنید.


ویرایش شده توسط Bellaaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۲:۲۹:۲۱
ویرایش شده توسط Bellaaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۱۱:۵۳:۲۳
ویرایش شده توسط Bellaaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۱۱:۵۸:۵۴
ویرایش شده توسط Bellaaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۱۱:۵۹:۵۵
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۲۰:۰۱:۳۱
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ ۲۰:۰۴:۰۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۰۲ دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۴۵:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6774
آفلاین
نام : فنریر گری بک

نام پدر : فنریر بلک بک
نام مادر: فنریر وایت بک

خونواده ما اینجوریه. اسم ثابته. نام خانوادگی عوض می شه.


گروه: گرگیشلا
این گروه جدیده که باید برای دفاع از حقوق گرگینه ها تاسیس بشه. سرگروه و تنها عضوش خودمم. هر وقت بخوام امتیاز می دم و هر وقت بخوام کم می کنم. وقتی ماه کامل می شه باید تعطیل رسمی باشیم. تو درس دفاع در برابر جادوی سیاه، بخش دفاع در برابر گرگینه ها باید حذف بشه و به جاش آناتومی بدن گرگینه و غذای مناسب و مفید برای گرگینه ها توضیح داده بشه.

اگه شرایطمو قبول نکنین می رم بوباتون! مدرسه دخترونه اس ولی جنسیت نباید مانع تحصیل ما بشه. خودمو با زنجیر به میله های مدرسه می بندم.


سن : 99.90... ارباب فرمودن حق ندارم صد ساله بشم. منم دارم در جا می زنم.

قد : در حالت چهار دست و پا، یک متر.

مشخصات :

گرگینه ای پشمالو، کثیف، هپلی، بدبو. با توانایی غیب شدن به مدت طولانی که این یکی رو تازگیا به دست آوردم.
ردای مرگخواری بهم ندادن. منم از شدت خشم، پدرم را از هم دریده و از پوستش برای خود ردایی تدارک دیدم.
نخیر... پدرمو دریدم... ولی نکشتم. مثل گربه های اسفینکس داره به زندگیش ادامه می ده.
توانایی پرواز هم دارم. به این شکل که دمم رو بصورت هلیکوپتری می چرخونم. وقتی سرعتش به اندازه کافی بشه، از روی زمین بلند می شم. هنوز تعادل ندارم و بعد از پرواز نمی تونم سرعت و مسیر رو کنترل کنم؛ ولی همینم خوبه.

جادو بلد نیستم. ولی اینو به کسی نگفتم. یه چوب تزئینی دارم که با باتری کار می کنه و از نوکش جرقه در میاد. با همون کارامو پیش می برم. دیگه جایی که حرف لاکهارت رو باور می کنن و به اسنیپ شک نمی کنن و کله زخمی رو قهرمان می دونن و یهو مارزبان می شن، این مسئله خیلی مهمی نیست.


تایید کنین بیام!

---
نقل قول:
نخیر... پدرمو دریدم... ولی نکشتم. مثل گربه های اسفینکس داره به زندگیش ادامه می ده.

متاسفانه این عملتون از نظر مدیریت ضد گربه و در رده‌ی گونی گونی گربه بردن هست؛ در نتیجه...

تایید نشد.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۲۹ ۱۶:۰۷:۱۷



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۵۱ دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹

Taha_pa


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۸ جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۴:۰۴ شنبه ۵ تیر ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
پیام: 25
آفلاین
نام : کورمک مک لاگن

نام پدر : شان مک لاگن

گروه : گریفیندور

سن : ۱۷

قد : ۱.۸۷

مشخصات : پسری زیبا قد بلند با موهایی تقریبا سفید و خاکستری
کورمک در استفاده از جاروی پرنده و در دروازه بانی کوییدیچ مهارت بسیار زیادی داشت.

توضیحات : کورمک مک لاگن یکی از اعضای باشگاه اسلاگ است
که به وسیله عموی مشهورش با افراد مهم و عالی مرتبه دنبای جادو گری در ارتباط است
او به کوییدیچ بسیار علاقه مند است
و بهترین دروازه بان تاریخ هاگوارتز به شمار میرود و اگر بخاطر عشق بازی هرمیون به رون نبود در حال حاضر در تیم گریفیندور در دروازه بود
کلا زیاد اهل شرط بندی هست و اکثرا هم در شرط ها میبازد
برای نمونه میتوان به بزرگترین
شرط بندی تاریخ هاگوارتز اشاره کرد
که کورمک در ان نیم کیلو تخم داکسی خورد
و بعد هم به مدت سه روز بیهوش شد
کورمک همچنین در زمانی که پرفسور اسلاگهرن معلم معجون ها بود یکی از برترین شاکرد های کلاس بود
و در تمام جشن هایی که اسلاگهرن در طول سال تحصیلی برگزار کرد نیزشرکت داشت او همچنین در ششمین سال از دوران تحصیلی در هاگوارتز عاشق هرمیون شده بود
و همچنین برای حضور در تیم کوییدیچ گریفیندور در سال ششم رقابت سختی با رون ویزلی داشت که بخاطر ورد هایی که هرمیون در روز انتخاب دروازه بان تیم بر علیه او استفاده کرد
و رقابت را به ویزلی باخت...

---
تایید شد؛ خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۲۹ ۱۴:۵۸:۳۷

(Aleksander viliyam)







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.