هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۹:۱۴:۴۹ سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف، محفل ققنوس

وین هاپکینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۱۶:۲۱ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۱۸:۱۱
از خانه ی فلفل دلمه ای زرد هاگزمید!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 177
آفلاین
سلام.
لطفا این پست رو نقد بکنید.
(لطفا اگه نکته مثبتی هم داشت بگین خب. )


در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو می زنند... فرزندان هلگا می درخشند!

تصویر کوچک شده

only Hufflepuff




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۸:۴۷:۳۶ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

بلاتریکس لسترنج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۵ سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶
آخرین ورود:
دیروز ۸:۲۶:۵۸
از زير سايه لرد سياه
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 502
آفلاین
بررسی پست شماره ۲۲۹ فرهنگستان ریدل، جودی جک‌نایف:

پستتون نقد خاصی نداره. یه پست ساده است.
عموما درخواست نقد پست‌هایی رو می‌دیم که در مورد چیزیشون شک داشته باشیم. مثلا به یه سبک جدید نوشتیم، یا تغییری تو سوژه‌ بوجود آوردیم و می‌خوایم بدونیم خوبه یا نه.
یا سوژه خاصی داره و می‌خوایم ببینیم برخوردمون باهاش خوب بوده یا نه.
حتی می‌تونیم چیزی که می‌خوایم بدونیم رو بپرسیم تو درخواست نقدمون. که آقا گفته بودی این‌کار رو بکن، کردم، خوب شده؟

من الان صرفا چندتا نکته مثبت و منفیش رو می‌گم بهتون.

طول پست خیلی خوب بود.
روند پست همچنین. فقط دامبلدور می‌تونست مقاومت بیشتری نشون بده. مخالفت کنه، سعی کنه کراب رو راضی کنه بیخیال زدن ریشش بشه. خیلی راحت قبول کرد.
کلا ریش دامبلدور سوژه زیاد داره. چیزایی که ممکنه تو ریشش وجود داشته باشن، مخالفت کنن و نخوان بی‌خانمان شن.

نقل قول:
-هی؟ پروفشون؟ به یه خوشمل نگاه کن دیگه!

اونقدر ریز ریز خندید که دامبلدرو بهش نگاه کرد.
-بله بابا جان؟
-هیچی!... آخیــــــــــــش! راحت شدم!


پروفشون جالب بود. ولی بقیه جمله حتی برای کراب هم لوس بود.

ببینین یه چیزی یادتون باشه.
دامبلدور یکی از قوی‌ترینِ جادوگراست.
مرگخوارا همه ازش می‌ترسیدن. شاید اینو بروز ندن اما خیلی هم پررو و بی پروا رفتار نمی‌کنن باهاش. دامبلدوره به هر حال.
قبلا ها این چیزا تو سایت مد بودا. سیاها به دامبلدور تو چت‌باکس می‌گفتن دمبل و فلان. سفیدا هم لرد رو مثلا کچل صدا می‌کردن. اما شکر سالازار این چیزا از مد افتاد. چون کلا خلاف ایفای نقش صحیح بود. کجای کتاب ملت (چه سفید چه سیاه) اینقدر لوس و پررو صحبت می‌کردن با لرد؟ یا با دامبل؟
خوبه حواستون به اینا باشه.

کیفیت پستاتون بهتر شده. از الان فقط باید سعی کنین بهتر بنویسین و پسرفت نداشته باشین.

موفق باشی.


I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۷:۳۹:۳۱ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۰۳:۳۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
سلام آگاتا


نه...این جا مختص مرگخوارا نیست. همه(مرگخوار، محفلی، عضو بدون گروه) می تونن پست بزنن. همونطور که مرگخوارا هم می تونن تو انجمن محفل ققنوس پست بزنن.


بررسی پست شماره 159 گلخانه تاریک، آگاتا تراسینگتون:


پست شما کمی طولانیه. این یه ایراد نیست. فقط برای این می گم که خیلیا فکر می کنن کوتاه نوشتن یه ایراده. اگه لازمه داستان رو به جای خاصی برسونین می تونین طولانی بنویسین، یا اگه مثلا پستتون توضیحاتی لازم داره که باعث طولانی شدنش می شه هم اشالی نداره که طولانی بشه. ولی اگه دلیل خاصی نداره، بهتره کوتاه بنویسین. اینجوری هم وقت خودتون خیلی گرفته نمی شه و هم پست های کوتاه معمولا خواننده های بیشتری دارن. احتمال ادامه داده شدنشون بیشتر می شه.

نقل قول:
_پیا...پیاز؟
_آره،پیــــــــــــاز.
_ولی آخه...
_ولی و اما نداریم،من پیاز میخوام.
دیالوگ، توضیح، توصیف بی دلیل ننویسین. هر چیزی باید هدفی داشته باشه. یا برای داستان مفید باشه، یا طنز خوبی داشته باشه، یا بالاخره به یه دردی بخوره. حرفا و توضیحای اضافی و بی هدف، خواننده رو خسته می کنه. پست رو هم بی دلیل طولانی می کنه. اینا رو بهتره حذف کنین.


در مورد یه موضوعی توضیح بدم. این حالت رو بیشتر تازه واردا دارن.
وقتی یه سوژه ای داده می شه، فکر می کنن هدفمون اینه که سریع بریم جلو و به هدف برسیم. به آخر سوژه.
ولی وقتی برسیم چی می شه؟
مجبوریم بگردیم و یه سوژه جدید بدیم!
برای همین، هدفمون اصلا سریع پیش رفتن نیست. استفاده از موقعیت هاست. سوژه رو باید تا جایی که می تونین کند پیش ببرین. باید از هر موقعیت و سوژه ای که وجود داره استفاده کنین.
الان اینا می خوان سوپ درست کنن. این که هکتور مجبور بشه مدتها دنبال یه پیاز بگرده و گیرش نیاره، خیلی مفید تر از اینه که فورا یه کاسه سوپ بدن دستش.
تو سوژه های دیگه هم اینجوریه. گره های ماجرا رو سریع باز نکنین...گاهی همون گره ها بهترین ایده برای نوشتن هستن.
دلیل طولانی شدن پست شما همینه که می خواستین داستان رو به اون قسمت برسونین. این کار لزومی نداشت. شما می تونین فقط تا یه قسمتی جلو برین و بقیه شو بذارین به عهده نفر بعد.


شخصیت ها رو حتما بشناسین. شخصیت های سایت، مهم تر و گاهی به دردبخورتر از شخصیت های کتاب هستن. مثلا ممکنه لوسیوس سایت یه ویژگی خاصی داشته باشه که لوسیوس کتاب نداره. هر شخصیتی اخلاق و رفتار و سبک زندگی خودشو داره. اینا موقع نوشتن خیلی بهتون کمک می کنن. مثلا هکتور یکی از شخصیت های خیلی مشخص سایته. معجون سازه...ولی معجوناش هیچوقت درست از آب در نمیان. یه ذوق زدگی بی دلیل داره...حرف حساب هم سرش نمی شه. هکتور پست های شما هم باید کم و بیش اینجوری باشه. تا حدودی هم بود البته...برای قسمت های ساده پست می شه از شخصیت های کم سوژه تر استفاده کرد.


جمله هاتون خوبه. این خیلی مهمه که بتونین منظورتونو خوب و درست برسونین. چون مثلا با شخصیت ها بالاخره آدم آشنا می شه، ولی یاد گرفتن جمله بندی سخت تره. این که از اول، درست بنویسین خیلی خوبه. بهترین ایده ها هم اگه مبهم نوشته بشن به درد نمی خورن.


نقل قول:
چند دقیقه بعد،آشپزخانه هاگواتز
چرا هاگوارتز؟ اگه می رفت تو آشپزخونه یه رستوران کار می کرد منطقی تر بود. هاگوارتز رو نمی شه همینجوری و به همین سادگی رفت.


نقل قول:
هکتور با شنیدن این مکالمه فکری به سرش زد،تا بناگوش لبخند زد و به سمت آشپزخانه هاگوارتز دوید.
هکتور به خود افتخار می کرد و می بالید که همچین فکر نابی به سرش زده است.
این "هکتور" لازم نبود تکرار بشه. بهتر بود دو تا جمله با هم ادغام بشن. اینجوری:
با شنیدن این مکالمه فکری به سر هکتور زد. در حالی که از این فکر به خودش افتخار می کرد و می بالید، تا بناگوش لبخند زد و به سمت آشپزخانه هاگوارتز دوید.


فضای آشپزخونه رو خوب توصیف کردین. جمله ها کوتاهن و کمی خلاصه اس. مثلا همین قسمت می تونست یه پست کامل باشه. روی هدف تمرکز نکنین. موقعیت ها مهم ترین. تو همچین موقعیتی، فقط در مورد آشپزخونه بنویسین. اینم همیشه یادتون باشه که این جا دنیای جادوییه. برای همین کمی آزاد تر و خلاق تر باشین. اتفاقایی که تو یه آشپزخونه جادویی می تونن بیفتن، خیلی می تونن عجیب و غریب و جالب باشن.


نقل قول:
سرآشپز که یک جن خانگی بود تا به حال ازش این چنین تعریف نشده بود،میخواست جیغ بزند،اما جلوی خود را نگه داشت.
این جاش خیلی خوب بود. یه سرنخ خوب هم بهمون می داد. این که شما اگه شخصیت ها رو خوب بشناسین، خیلی خوب می تونین درباره شون بنویسین. چون اینجا شخصیتی داریم که نمی شناسیمش...ولی همین "جن" بودنش باعث شده شما بتونین طنز خوبی از شخصیتش بگیرین.


نقل قول:
_خب من خواهر کوچیکم سخت مریضه و دکتر یه سوپ مخصوص براش تجویز کرده که فقط آشپز های زبر دست شم بلدن اونو درست کنن.اگه شما لطفا کنیدو به من کمک کنید.
ایده خوبی بود.
هنوزم معتقدم که اینجور سوژه ها باید مرحله به مرحله پیش برن، نه یهویی. ولی گذشته از این، روش پیش بردن داستان خوب بود. یه ذره می شد از سادگی درش آورد:
نقل قول:
_اینم خدمت شما.امیدوارم خواهر کوچولوت حالش بهتر بشه.
این که هکتور گفت خواهرم مریضه و آشپز قبول کرد و سوپ رو بهش داد...
اینو می شد کمی متفاوت نوشت. مثلا هکتور به عنوان آشپز یا ظرفشور یا سبزی پاک کن یا هر چی، وارد آشپزخونه می شد...و به محض آماده شدن سوپ برش می داشت و فرار می کرد.


نقل قول:
آشپز ها همینطور که فریاد زنان دور آشپزخانه می چرخیدند گارد را صدا زدند.
داستان رو خوب پیش بردین...خوب توضیح دادین. عضویتتون خیلی جدید نیست ولی تعداد پست های ایفای نقشتون خیلی کمه. اینم یعنی تازه کار محسوب می شین. با توجه به این موضوع، نوشته تون خیلی خوب بود. خیلی از ایرادای رایج تازه کارا رو نداشتین. ایرادایی داشتین که خیلی ساده رفع می شه. مثلا آشنا شدن با شخصیت ها و سوژه ها و بهترین روش پیش بردنشون. اینا موارد پیچیده ای نیستن. با خوندن و نوشتن چند پست می شه یاد گرفت.

از روی سوژه ها رد نشین. وقتی می شه توی سوژه در جا زد این کارو بکنین. مثلا یکی قراره بره یه جایی...لازم نیست سریع به مقصد برسه. تو مسیر می تونه خیلی اتفاقا براش بیفته. شما نباید از همون اول روی این موضوع تمرکز کنین که اینو برسونم به فلان جا.
از موقعیت ها هم رد نشین. مثلا قسمت آشپزخونه و اون جن آشپز و تعریف هکتور ازش به نظر من خیلی جالب بود. موقعیت خوبی بود که خودتون ایجاد کرده بودین. اون قسمت اگه کمی مفصل تر نوشته می شد می تونست یه پست کامل باشه.
یا حتی نشستن و فکر کردن هکتور به بدبختیاش...این جا می شه از تخیلمون کمک بگیریم و چند مورد از بدبختیای هکتورو مثال بزنیم. سوژه پیش نمی ره...ولی ما ایده برای نوشتن داریم.


فاصله ها رو خوب گذاشتین، تیتر ها رو خوب مشخص کردین. اینا باعث می شن پستتون راحت تر خونده بشه.


بازم بنویسین...و حتما بخونین. شخصیت ها رو از پست های اعضای قدیمی تر بشناسین. بعدش نوشتن براتون خیلی راحت تر می شه.


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۲۲:۵۳ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف

آگاتا تراسینگتون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۰۴:۵۵ یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۲:۴۸:۲۳ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸
از کتابخونه
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 51
آفلاین
سلام
نمیدونم چون من مرگخوار نیستم اشکالی داره اینجا پست بزنم اما خب یدونه زدم.
اگر داره بیزحمت تذکر بدید تا بدونم.
لطف می کنید پست من تو گلخانه تاریک رو نقد کنید؟
ممنونم


نذار مشنگ ها روزت رو خراب کنن :)

هافلپاف عشقه


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۹:۵۳:۳۴ یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۳:۴۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۶:۲۷:۴۷
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 118
آفلاین
سلام ارباب. خوبین ارباب؟
میشه اینو واسمون نقد کنین ارباب؟


سلام خالی!

بله...می شه...شد!
نقد پست شما ارسال شد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۱۱ ۱۵:۵۰:۴۱

رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۳۵:۵۱ یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸

گریفیندور

آستریکس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۹ شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۷:۵۹:۴۶ جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸
از شبانگاه توی سایه ها.
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 138
آفلاین


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۱:۴۷:۳۳ شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۰۳:۳۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
نقل قول:
لطفا اینو برای مادر سالخوردت نقد میکنی؟
مامان، شما در اوج جوانی و نشاط می باشید!


بررسی پست شماره 160 زمان برگردان مرگخواران، مامانمون:


نقل قول:
_پیشنهاد می کنیم نظر بچه را بپرسید.
نفر قبلی چقدر خوب بوده، چقدر راه حل های خوبی داده، چقدر خوب پستش رو تموم کرده. لذت بردم!
شما هم بهترین راه حل رو انتخاب کردین. موقع ادامه دادن سوژه ها همیشه مجبور به انتخاب هستیم. چیزی که باید بهش توجه کنیم اینه که کدوم مسیر در درجه اول جالب تر و در درجه دوم طولانی تره. چون ممکنه سوژه ای جالب باشه، ولی سریع تموم بشه و نشه کاری باهاش کرد. اگه مسیری پیدا بشه که کمی کمتر جالب باشه، ولی قابل ادامه دادن باشه، مفید تره. این مسیر هم جالبه و هم می شه ادامه دادش.


نقل قول:
دامبلدور شیشه شیرش را به کناری پرتاب کرد و به لرد زل زد.
جلب توجه دامبلدور با این کلمه، حرکت جالبی بود و بعد از اون، استفاده از کلمه اعتماد، هم به همون اندازه جالب بود.

شما سوژه رو کمی پیش بردین، ولی تمرکزتون روی شخصیت دامبلدور بوده. کل پست برای این نوشته شده که با توجه به ویژگی های شخصیتی دامبلدور سوژه رو پیش ببریم. این تمرکز روی یک شخصیت، باعث می شه پیخ و خم هاش رو بهتر ببینیم و راحت تر بتونیم تصمیم بگیریم که تو همچین موقعیتی، چه استفاده ای ازش بکنیم.


نقل قول:
چشم های دامبلدور از پشت عینک هلالی شکل کوچکش درخشیدند. از ته دل انگیزه داشت که بگوید به در و دیوار اعتماد کامل دارد!
پایان ناتمام پست، کاملا ترغیب کننده اس. نفر بعدی می تونه تصمیم بگیره که دامبلدور حرف بزنه یا نه...چی بگه...یا حرف نزنه و لرد همچنان به تلاشش ادامه بده.
این "دادن حق انتخاب" ترفند خیلی خوبی برای تشویق خواننده ها به ادامه دادنه.


شما طنز خیلی خوب و قوی ای دارین که جاش کمی توی این پست خالی بود. ولی از نظر داستانی، سوژه خوب پیش رفته.


پست کوتاهی بود. حرف زیادی هم برای گفتن وجود نداره. به عنوان یه پست معمولی، قابل قبول بود.


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۶:۵۹:۱۰ جمعه ۸ شهریور ۱۳۹۸

جودی جک نایفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۴۰:۴۴ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۱:۴۱:۰۰ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
از هـᓄـیــטּ ᓗـوالیـ جهنـᓄـ...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 91
آفلاین
ارباب... بلا... سلام!
یه نقد میخوام!



فرهنگستان خانه ریدل


...You must believe me to exist
...wait
God is busy
?Can i help you

***
آری، آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۵۹:۳۴ جمعه ۸ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

مروپ گانت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۸ شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱:۰۶:۳۲
از زیر سایه عزیز مامان
گروه:
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 102
آفلاین
سلام عزیز مامان.

لطفا اینو برای مادر سالخوردت نقد میکنی؟




پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۴:۰۷:۴۷ پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۰۳:۳۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
سلام رکسان خالی!


بررسی پست شماره 1507 خاطرات مرگخواران، رکسان ویزلی:


نقل قول:
چند روزی بود که وارد خونه ریدل شده بود، ولی هنوز نتونسته بود اونجا رو خونه خودش بدونه. قبل از این، توی خونه گریمولد زندگی میکرد. جایی که اعضاش چپ و راست همدیگه رو در آغوش میگیرفتن و به همدیگه عشق می ورزیدن. انتظار نداشت اینجا هم همونجور باشه، ولی انتظار این رفتارا رو هم از مرگخوارا نداشت.
شروع پست برای یه پست جدی زیادی ناگهانی بود. توضیحات هم خیلی سریع پیش رفتن. یه مقدمه سریع نوشته شده، ولی این وسط احساساتی وجود داره که باید توضیح داده بشه.
جمله های پست جدی مهم هستن. باید تاثیر بذارن. یکی از اشتباهاتی که خیلیا مرتکب می شن اینه که به بار طنز پشت جمله ها توجه نمی کنن. یه طنز تلخی هست که می شه وارد پست جدی کردش...ولی این طنز پنهانی که من می گم، برای پست جدی مناسب نیست. این جا جمله "چپ و راست همدیگه رو در آغوش می گرفتن و به همدیگه عشق می ورزیدن" همچین حالتی داره.

توضیحات ناقصه. گفته انتظار همچین رفتارایی از مرگخوارا نداشت...ول توضیح نداده که چه رفتاری باهاش شده. توضحی که داده شده، یکی دو خط پایین تره...و اون جا برای اون توضیح کمی دیره. اول باید توضیح داده می شد و بعد می گفت که انتظار این رفتارا رو نداشته. یا مثلا یکی جواب سلامشو نمی داد و بعد توضیح می داد که دلیلش اینه؛ که در این صورت هم اشتباه بود. هم از نظر منطقی و هم از نظر سیاه نویسی.
چون این ارتش و این مرگخوارا قبل هم ویزلی داشتن...خیلی هم قبولشون داشتن. پرسی ویزلی، رز ویزلی، هوگو ویزلی... آریانا دامبلدور هم دارن. نمی شه اینا رو ندیده گرفت و گفت مرگخوارا صرفا به دلیل ویزلی بودن یه مرگخوار دیگه تحویلش نمی گیرن.


انتخاب "بچه" برای حرف زدن، انتخاب خیلی خوبی بود. شکل حرف زدنش خیلی قشنگ و معصومانه بود. لحن و طرز حرف زدنش، جدیت پست رو از بین نبرده...چون یه حالت تلخی داره.


نقل قول:
یه گوشه نشست و زانوشو بغل گرفت. بغض کرده بود، ولی با خودش فکر کرد، اون دیگه بچه نبود. یه مرگخوار بود. باید قوی تر میشد... ولی نتونست. بغضش ترکید و بی صدا، شروع به گریه کرد.
گفته بچه نبود...ولی رفتارش خیلی بچگانه بود. اینو باید کمی ملایم تر می کردی. اولا دلایل بیشتری برای گریه بهش می دادی و دوما حالت گریه شو کمی بزرگانه تر می کردی. به این شکل نمی شد.


نقل قول:
- پس سفیدا اینجوری ابراز علاقه کردن میشن؟ خیلی طول میکشه تا سیاه رفتار کردن بشی؟
اصل ایده پست اشکال داره.
سیاها رو آدمای خشن و بی احساس و بد فرض کرده. سیاها هم آدمن...احساس دارن. بین سیاها هم خوب و بد پیدا می شه. شما دیگه کلا ربات فرضشون کردین...کسایی که همدیگه و دیگران رو دوست ندارن. عشق نمی ورزن. در آغوش نمی گیرن.
این درست نیست. سیاها عاشق می شن...بچه دارن. خانواده دارن. می تونن همدیگه رو و دیگران رو دوست داشته باشن. تو کتاب و تو سایت اینجوریه. حتی اگه دقت کنین آریانا خیلی وقتا به دامبلدور ابراز علاقه می کنه. چون برادرشه. دیگه از اون سفید تر که نداریم.


نقل قول:
رکسان میدونست خیلی طول میکشه، ولی فعلا تصمیم داشت جوابی نده و فقط از این آغوش گرمی که مدتها ازش دور مونده بود، لذت ببره.
آخرش بدون توجه به سوژه و داستان، خوب بود.


پست، برای جدی بودن، کمی با عجله پیش رفته. یه ذره توضیح لازم داره. یه ذره منطق بیشتر. ولی طرز نگاهت خیلی قشنگه. احساس کافی رو برای نوشتن پست جدی داری. همین مورد می تونه کمبود جمله های خاص و متفاوت رو جبران کنی. چون یکی از این دو تا حتما باید باشن. یا جمله های قوی و خاص...و یا احساسات و زاویه دید متفاوت.


برو رکسان خالی!


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.