هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۱:۱۹ پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۹

آگوستوس پایold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۱ پنجشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱:۰۴ جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 375
آفلاین
1. یکی از ورد هایی را که تا به حال یاد گرفته اید یا اختراع کردید را با نحوه ی تلفظ و عملکردش بنویسید.*(10 امتیاز)

extera sensoyr navigator: حس جهت يابی و خطر را در فرد حين دوئل تقويت میكند. به اين صورت كه فرد را قادر می سازد به موقع در مواجعه با طلسم های رقيب عكس العمل مناسب از خود نشان دهد.


2. یک رول بنویسید که در آن با استفاده از درس این جلسه و طلسم های قبلی با یک نفر دوئل میکنید.(طنز یا جدی) - (20 امتیاز)

چشم در چشم، دايره وار بدور هم می چرخيدند.

_ حالا كارت بجایی رسيده كه منو مسخره می كنی!

_ من بيام تو رو مسخره كنم! هه... تو خودت سر تا پا مسخره هستی، ديگه نيا‍زی نيست تا من به بقيه بگم.

وقتی با طلسم چسبوندمت به ديوار می فهمی، يه من لاكهارت چقدر جادو داره!

و بدون انكه ادای احترام را كامل بجا بياورد، به سمت اگوستوس نشانه رفت و گفت:

_حدروسایوساستو

اما به جای اينكه آگوستوس به ديوار بچسبد به عقب تلو تلو خورد و بعد شروع كرد به حركات وزون و ...

_ اگوستوس و جانشين های هر دو طرف به اين صحنه خيره مانده بودند.

_ اگو، نگفتم سربه سرش نذار ببين بجای حدروسیوس چی گفت. اين بابا تو عمرش يه ورد درست نگفته بود.حالا چيكار كنيم؟

اگوستوس كمی جابجا شد تا لاكهارت 15 ساله با حركات موزونش به او برحورد نكند، كمی فكر كرد و گفت: من تا حالا با چنين طلسمی برخورد نداشتم تا ضد اونو انجام بدم بهتره با طلسم چسبندگی كه لاكهارت مثلا می خواست رو من اجرا كنه، فعلا نگهش داريم تا يكی از استادا بياد خلاصش كنه!

_ ولی ما داشتيم غير قانونی دوئل می كرديما!

_ اه لعنتی يادم نبود.

لحظه ای بعد اگوستوس با خنده ای شيطانی رو به اندو كرد و گفت ذهنشو پاك می كنيم.

_ سپس اگوستوس به سمت لاكهارت نشانه رفت و گفت:

_ حدروسيوس

لاكهارت به زمين چسبيد ولی همچنان در جای خود ول می خورد. اگوستوس به اطراف نگاهی كرد سپس گفت گوش به فرمان و شروع كرد به پاك كردن ذهن لاكهارت.

( برگی از خاطرات يك مرگخوار)


When the egg breaks by an external power, a life ends. When an egg breaks by an internal power, a life begins. Great changes always begin with that internal power


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۸:۴۳ پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۹

بادراد ریشو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۰۸ چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۱:۱۰ پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱
از شیر موز فروشی اصغر آقا!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 88
آفلاین
1. یکی از ورد هایی را که تا به حال یاد گرفته اید یا اختراع کردید را با نحوه ی تلفظ و عملکردش بنویسید.

توماریوس ( Tomarrious )
این ورد باعث میشه تا در حدود ده دقیقه ذهن فرد مقابل فلج بشه و در نتیجه کاملا خلع سلاح میشه و دیگه هیچگونه خطری برای شما نداره چون در اصل مرده متحرک هست.
البته این ورد، یک ورد کاملا باستانی و قدیمی هست و اجرای اون، کار هرکسی نیست و فقط افرادی که در دوئل کردن بسیار حرفه ای می باشند و به فنون بسیاری مسلط می باشند می توانند این ورد را اجرا کنند.

2. یک رول بنویسید که در آن با استفاده از درس این جلسه و طلسم های قبلی با یک نفر دوئل میکنید.(طنز یا جدی)

باران به شدت میبارید و مردی که ردای خود را محکم به دور خود پیچیده بود با عجله در میان گل و لای حرکت میکرد. گویا از چیزی ترسناک فرار میکرد.
با هر بار رعد و برق، جنگلی که مرد ناشناس در آن قرار داشت روشن میشد. صدای جغد و دیگر صداهای مرموز به وضوح قابل شنیدن بودند. اما مرد به اینها توجهی نداشت بلکه با عجله از میان شاخ و برگ درختان رد میشد و بی توجه به شاخه هایی که به سر و صورتش برخورد میکرد و آن را زخمی میکرد به سرعت رو به جلو حرکت میکرد.
شاید دیگه گمم کرده... مردک احمق!

اما او اشتباه فکر میکرد و ظاهر شدن یک پیکر دیگر در مقابل وی در حالیکه چوب دستیش را به طرف وی گرفته بود گواه این قضیه بود.
او وقت را تلف نکرد پس به سرعت او نیز چوبش را بیرون آورد و قبل از اینکه طلسمی به وی برخورد بکنه پشت درختی پناه گرفت.
- بهت گفتم که دنبالم نیا! جک... این اشتباه محضه. باید بیخیال من بشی. برو و قبل از اینکه بکشمت از اینجا فرار کن.

اما پیکر سیاه و عظیم الجثه ای که به جای ردا کت فراک زشتی را به تن کرده بود با احتیاط جلوتر اومد و با صدای بم ولی رسایی شروع به حرف زدن کرد.
- ولی من به تو توصیه میکنم که هرچه سریعتر از پشت اون درخت لعنتی بیرون بیای و خودتو تسلیم کنی.

ولی مرد قصد این کار را نداشت پس باید حریفش را از سر راه بر میداشت. او از پشت درخت به سرعت بیرون آمد و چوبش را به طرف مرد تازه وارد گرفت و فریاد کشید : استیوپیفای!

خودش هم باور نمیکرد که اینقدر سریع حریفش در آستانه شکست قرار گرفته باشد. ولی ناله ی مرد، بیانگر همه ی قضیه بود.
حالا وقت تصمیم گیری بود.
نه... نباید بکشمش. کشتن یک کاراگاه اصلا به نفع من نیست.

پس چوبش را به سمت مرد گرفت که اکنون چشمانش را بسته بود و انتظار مرگ را میکشید. در حالیکه ابروانش به یکدیگر گره خورده بودند فریاد زد : حدروسیوس!

گویی چنگک هایی نامرئی از زمین بیرون آمده و مرد شکست خورده را در آغوش گرفتند. مرد اندکی در ابتدا تقلا کرد ولی بعد از آن به طور کامل بی حرکت ایستاد.
مرد پیروز ، چوبش را در درون جیبش قرار داد و دوباره به سرعت در میان جنگل تاریک گم شد. این بار بدون اینکه ترس از دنبال شدن را داشته باشد...




Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۴:۲۱ پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۹

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۳:۵۱:۲۴ پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ریونکلاو
پیام: 4812
آفلاین
1.

ورد وینگاردیوم له وی یوسا!

وردی که با استفاده از اون میتونیم اجسام را بلند کنیم و در هوا به حرکت درش بیاریم و در نهایت هرجا که میخوایم بذاریمش.

برای تلفظ کردن این ورد در قسمت " له وی " ما دقیقا نمیخونیم leh vi بلکه levi تلفظش میکنیم. برای آخرشم نمیگیم vi yusa و میگیم viusa. بقیه ی تلفظش کاملا مث دیکته شه. وینگاردیوم لویوسا!

2.

لینی سریع چوبدستیش را زودتر از لونا بیرون کشید ، اما قبل از اینکه وردی را به زبان بیاورد لونا فریاد زد: صبر کن! هنوز شرط نبستیم!

لینی حالت متفکرانه ای به خود گرفت و گفت: شرط لازم نیس. اگه من بردم تو باید بهم قضیه رو لو بدی و اگه نه هم هرچی تو بگی!

لونا نگاهی مرموزانه به لینی انداخت و گفت: هرچی من بگم؟

لینی نیشخندی زد و گفت: هرچی تو بگی. ولی بازنده ای!

لونا نیز چوبدستیش را بیرون کشید و گفت: قبوله! حالا شروع میکنیم!

هر دو همزمان فریاد زدند: اکسپلیارموس!

طلسمشان به یکدیگر برخورد کرد و هرکدام به سمتی کمانه گرفت. صدای پرت شدن قوطی هایی که در گوشه ی گاراژ روی هم چیده شده بودند سراسر آنجا را فرا گرفت.

لونا از فرصت استفاده کرد و به سمت لینی که توجهش به قوطی های پخش زمین جلب شده بود طلسمی فرستاد.

طلسم به کله ی لینی برخورد کرد و از پشت به عقب پرتاب شد. اما سریع چوبدستیش را به سمت قوطی ها گرفت و فریاد زد: وینگاردیوم له وی یوسا!

قوطی از زمین بلند شد و مستقیما به سمت لونا رفت. لونا جای خالی داد اما دوباره قوطی تغییر مسیر داد و به سمت لونا حمله ور شد.

لینی با خیال راحت همین طور که مرتب قوطی را به لونا نزدیک میکرد و لونا خیلی ماهرانه جای خالی میداد از روی زمین بلند شد و آماده برای مغلوب کردن لونا شد.

قوطی را برای آخرین بار به سمت لونا هدایت کرد و با جاخالی دادن وی ، آن را روی زمین انداخت و دوباره قبل از اینکه لونا بتواند کاری انجام دهد ، چوبدستیش را در جهت عقربه های ساعت ، دایره وار تکان داد و فریاد زد: حدروسیوس!

لونا که تا چند ثانیه پیش برای در امان ماندن از دست قوطی ها به دیوار نزدیک شده بود ، با برخورد این طلسم به دیوار پشت سرش چسبید.

لینی به دست های لونا که لا به لای بدنش گیر کرده بود نگاهی انداخت و گفت: از اونجایی که این اولین بارم نی و تو هم هیچ وقت زمانی که میبازی به قولت عمل نمیکنی ، این طوری کردمت تا مجبور شی بگی. حالا تا سه میشمرم یا میگی یا با طلسم این قدر میخندومت تا ...

لونا که به شدت از قلقلک کردن واهمه داشت سریع گفت: اوکی میگم!

و شروع کرد به تعریف کردن چیزی که لینی از او میخواست.




Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۰:۲۱ چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۹

نارسیسا مالفویold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۳:۰۷ چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۲۱:۱۷ جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 177
آفلاین

1. یکی از ورد هایی را که تا به حال یاد گرفته اید یا اختراع کردید را با نحوه ی تلفظ و عملکردش بنویسید.*(10 امتیاز)


من اولین طلسمی که یاد گرفتم همین آواداکداورای خودمون بود که خیلی هم جیگره. فقط کافی چوب دستی رو نشونه بری و این ورد رو بگی. نور سبز رنگی از چوبدستیت خارج میشه و طرف مقابلت رو مرلین رحمت میکنه و دیگه نیازی به ورد گفتن و ورد شیدن اضافی نداری. تلفظ درستشم Avada Kedavra هست.

2. یک رول بنویسید که در آن با استفاده از درس این جلسه و طلسم های قبلی با یک نفر دوئل میکنید.(طنز یا جدی) - (20 امتیاز)



هوا ابری بود. نارسیسا و بلاتریکس تنها در وسط خانه ی اربابی مالفوی ایستاده بودند و چوبدستی هاشون رو به سمت هم نشانه رفته بودند.

-هی سیسی, حالا دیگه کارت به جایی رسیده که رو خواهرت چوبدستی بلند می کنی؟ بالاخره اون روی خودت رو نشون دادی؟ تو همیشه به این که ارباب منو بیشتر دوست داشت حسودی می کردی!

-انگار همچین خوب نیستی بلا! این تو بودی که همیشه به من حسودی می کردی! به خوشگلیم , به باهوشیم, به شوهرم, به دراکو, به...

-کروشیو!

نارسیسا روی زمین افتاد از درد به خود می پیچید و اشک جلوی چشم هایش را گرفته بود.

-کی باهوش تره سیسی؟ کی قوی تره؟ تا حالا تو عمرت تونستی اینجور کسی رو کروشیو کنی؟ تا حالا تونستی کسی رو بکشی؟

-اکسپلیارموس!

چوب بلاتریکس از دستش خارج شد و چند متر آن طرف تر بر زمین افتاد.

- سیسی تو از این وردای ساده استفاده می کنی؟

-خفه شو بلا!

نارسیسا حرکت مستقیمی به چوبدستیش داد و فریاد زد:
- حدروسیوس

دو مین بعد

بلاتریکس به زمین چسبیده بود و با تعجب به خواهر کوچیکترش که با ناراحتی به او نزدیک می شد نگاه می کرد.

-حیف که خواهرم هستی وگرنه بهت نشون می دادم که
آواداکداورا یعنی چی!



Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۴:۱۸ چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۹

ارگ کثیفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۰ یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۲:۰۶ پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۷
از این به بعد...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 105
آفلاین
1. یکی از ورد هایی را که تا به حال یاد گرفته اید یا اختراع کردید را با نحوه ی تلفظ و عملکردش بنویسید.

طلسم ضد جسم یابی ( غیب و ظاهر شدن ) (anti-disapparition)


وردی که از غیب شدن در مکانی که طلسم اجرا شده جلو گیری می کند و تلفظ درست ان "انتی دیسَپیریشن" می باشد !

حرکت چوب دستی در این طلسم به صورتی است که فرد باید با چوب جادو شکل یک پراوانه مجازی رو روی هوا رسم کنه تا جادو به خوبی عمل کند!
این طلسم توسط البوس پرسیوال ولفریک بریان دامبلدور اختراع شد و همین طور البوس دامبلدور مرگخوارهایی را که در سازمان اسرار می جنگیدند دستگیر کرد و با استفاده از این طلسم از غیب شدن انها جلوگیری کرد !

به نظر می رسد دفتر نخست وزیر به عنوان یه فرد مهم در برابر جسم یابی محافظت شده چون در بازدید های فاج از نخست وزیر ، به جای جسم یابی از شبکه پرواز استفاده می شد.


2. یک رول بنویسید که در آن با استفاده از درس این جلسه و طلسم های قبلی با یک نفر دوئل میکنید.



دانش اموز راونکلاو : یعنی چی من دیگه نمی تونم این همه تحقیر و حقارت و تحمل کنم به اینجام رسیده ، اینجا می فهمی !

دانش اموز هافل : مگه چی شده بابا!؟
راونکلاو : دیگه می خواستی چی بشه , اخه تو با این حرکتت می خواستی چی رو ثابت کنی واسه ما ابرو نذاشتی ، تو وجدان نداری قرمساق!؟
هافل:
راونکلاو : ببند اون چشای گور به گور شده تو شغال مردتیکه ... !

در این لحظه ایوان سریع وارد صحنه میشه و می گه : هوی ببند دهنتو بزمچه ، خب اینجا چه خبره!؟

هافلپافی : من اصلا ...
راونکلاوی : اخه مگه اینجا صاحب نداره که این هر غلطی می خواد می کنه ، شما شان گروه مارو بردین زیر سوال همتون دستتون تو یه پاتیله !
ایوان : اخه مگه ...

شرق شرق شرق

ریونکلاوی سه تا میزنه تو گوش ایوان و میگه : من اجازه نمیدم گروه ما رو به بازی بگیرید این پسره بی همه چیز ورداشته شرت ابی پوشیده خجالتم نمی کشه ، این یک توهینه ، اصلا خود شما ایوان بکش پایین ببینم شرتت چه رنگیه!

ایوان و هافلپافی :

ریونکلاوی : عه این که نمیشه شما ها دارین حق گروه مارو می خورین ، همش دارین مال ما بدبختارو می خورین ، فقط بخور بخوره اصلا بخور باو !

ریونکلاوی چوبشو در میاره و به سمت ایوان و دانش اموز هافل میگیره و میگه : اواداکاداورا ،اواداکاداورا !

در این لحظه استر از راه میرسه و چشش به لاشه ایوان و دانش اموز هافل میوفته و فکش به زمین ساییده میشه !

ریونکلاوی : اتفاقا تو هم با اینایی ، کار خودته ، همه این مشکلات ریون توی هاگ تقصیر توئه !

شرق شرق شرق

ریونکلاوی سه تا هم میزنه تو گوش استر و از راه رو خارج میشه که یهو یادش میاد قرار بود توی این رول دوئل هم انجام شه سریع بر می گرده جای استر و می گه : چوبتو درار!

استر : اخه نیازی به این کــــ...
ریونکلاوی : درارش!

قبل از اینکه استر چوبشو کامل دربیاره ریونکلاوی چوبشه به سمت استر هدف میره و میگه : اواداکادورا!

حالا خوشحال از اینکه تو رولش یه دوئلم کرده شاد خندون میره به سمت تالارش!


ویرایش شده توسط ارگ کثیف در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۶ ۱۵:۱۲:۰۴
ویرایش شده توسط ارگ کثیف در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۶ ۱۵:۲۲:۲۱

arAm EsSa


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۵:۴۸ شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹

بیل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۰۴ پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۱۴:۴۸ شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۹
از پناهگاه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 42
آفلاین
1_یکی از ورد هایی را که تا حالا یاد گرفتید یا اختراع کردیبا نحوه ی علکردش و تلفظ بیان کنید.(10نمره)
من ورد استوپیفای رو خودم ساختم.
کاربردش اینه که پرتت می کنه.
تلفظشم:استوپیفای.stupify
2_منم عینه ملیندابوبینم:
یک روز دراکو مالفوی اومد جلو.کراب و گویلم پشتش بودن.
_هی.ویزلی بلدی دویل کنی.
_هی مالفوی.پشت سرت رو.
برگشتند به عقب ومنورد رو خوندم:
هدروسیوس.
هرس نفر با صورت به درخت خوردند و بهش چسبیدند.
زابینی اومد.طلسم شکنجه فرستاد.جا خالی دادم.بعد گفتم:
_اکسپلیارموس.اکسپلیارموس.اکسپلیارموس.اکسپلیارموس.
چهار تا چوبدستی رفت اونور.
_آچیو.
همش اومد طرفم پانسی پارکینسون اومد.
دوتایی رفتیم جلو ولی تعظیم نکردیم.برگشتیم.
_یک.دو_سه.
_اکسپلیارموس.
_استوپیفای.
_کروشیو.
_ریدکتو سمپرا.
_آوادا کداورا.
نور خیره کننده ای فضا را پرکرد.اما من جا خالی داده بودم.
_اکسپلیارمس.
چوبدستی هر5 نفر را در دست داشتم.من بر5 جادوگر پیروز شده بودم.


ویرایش شده توسط بیل ویزلی در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۲ ۱۶:۲۲:۰۷

آخرین دشمنی که بایدنابود شود مرگ استتصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۸:۳۰ شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹

آدریان پیوسی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۶ یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۱۳:۱۳ سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴
از این شناسه تا اون شناسه
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 81
آفلاین
1. یکی از ورد هایی را که تا به حال یاد گرفته اید یا اختراع کردید را با نحوه ی تلفظ و عملکردش بنویسید.*(10 امتیاز)
من تو اسلیترین کروشیو رو خیلی خوب یاد گرفتم!!! خیلی ورد قشنگیه و باعث میشه شما به طرف مقابلتون در کشف استعداد های نهفته ای مثل توانایی فریاد کشیدن یا میزان استواریش در برابر درد کمک کنید. این ورد بسیار خوشگله. کاری که میکنید اینه. اول یارو رو خلع سلاح میکنید چون بعدش ممکنه اتفاقای بدی بیوفته. بعد با یه حرکت مستقیم و یک تلفظ صحیح "کروشیو" از جانب شما فرد مذکور روی زمین غلط میزند و فریاد میکشد. این روند تا زمانی که شما چوبدستی را مصممانه به طرف نشانه رفتید ادامه دارد و ممکن است دیوانگی و مرگ را به همراه داشته باشد. یکی یه لیوان آب به من بده!

2. یک رول بنویسید که در آن با استفاده از درس این جلسه و طلسم های قبلی با یک نفر دوئل میکنید.(طنز یا جدی) - (20 امتیاز)

اولا که من سال اولی ام و تاحالا تو کلاس ها شرکت نکردم. ولی خب توهم زدن که جرم نیست! رول:

از تماشای منظره ی جنگل آن هم در زمستان که از برف پوشیده شده است لذت میبرم. از بالای برج نجوم و با وجود آفتاب ملایم تابستانی این زیبایی چندین برابر میشود. محو تماشای منظره ی رو به رویم بودم.( آقا من اینجا کسی رو نمیشناسم همینجوری یکی از اسم های کتاب رو میگم!). صدای نچندان گرم اسمیت از پشت سر, آرامش مخملین اطرافم را در هم درید.

- من مسئول محافظت از برج نجوم در برابر خرابکارهای اسلیترینی هستم. اینجا چه غلطی میکنی ملی؟! چه جوری اومدی تو؟!

میدونستم در مورد مسئولیتش خالی میبنده. دلم میخواست تلافی اون ضربه ی محکم توی زمین گویدیچ که باعث شد به مدت یک هفته با دست گچ گرفته این طرف و اون طرف برم رو در بیارم. آروم چوبم رو از تو آستینم بیرون کشیدم و اولین طلسم رو به طرف روانه کردم: پروتگو!

اما اون از قبل آماده ی این واکنش بود و به سرعت پشت یکی از ستون ها پناه گرفت و بعد طلسمش رو به سمتم روانه کرد: حدروسیوس!

قبل از اینکه بفهمم چی شده با ستون پشت سرم برخورد و بهش چسپیده بودم. احساس میکردم ستون فقراتم در حال له شدنه. زاخاری از پشت ستون بیرون اومد و با لبخندی چندش آور به شاهکارش نگاه میکرد. چوبش رو تو دستش میچرخوند و جلو میومد. ناگهان صدای پایی از راهپله ها او را از ادامه ی مسیرش بازداشت. نمیخواستم اینجوری تموم بشه. چوبم رو به طرف نشونه گرفتم و زیر لب(گفتم که این طلسم رو دوست دارم): کروشیو!

روی زمین افتاده بود و دست پا میزد. صدای فریادهاش توی اون فضای گمبدی شکل انعکاس پیدا میکرد. تصمیم نداشتم حالا حالاها ولش کنم اما با ورود مکگانگل و فریادی که خشم اسمم رو صدا میزد ناچار به توقف طلسم شدم. جوری بهم نگاه میکرد که انگار بالاسر جسدی که دستام هنوز به خونش آغشته بود پیدام کرده در حالی که میتونست ببینه هنوز به دیوار چسپیدم. زاخاری کم کم خودش رو از رو زمین جمع کرد و مکگناگل منو پایین اورد. با لحنی که عصبانیت درش موج میزد فریاد کشید: دنبال من بیاین, هر دوتا تون!

نگاه پر نفرتی به اسمیت انداختم و پشت سر مکگناگل از تالار بیرون رفتم.


تفاوت را احساس کنید:
این ----» :-| مثالی مناسب از همه ی انسان هاست.
این -----» : | لرد سیاه است.

تصویر کوچک شده


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲:۳۶ شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹

لودو بگمنold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۲ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۰:۵۷ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
از در عقب، صندلی جلو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1317
آفلاین
1. جريوس:
اين طلسم جادويي بسيار قديميست كه خود مرلين آن را اختراع كرده و ميتوان اولين طلسم دوئلي تاريخ جادوگري ناميدش!
اين طلسن بسته به نوع اداي آن ميتواند تاثيرات متفاوتي داشته باشد اما در كل تاثير اصليش جردادن حريف است. اين جر دادن ميتواند از وسط او را به دو نيم كند يا از نواحي مختلف فراواني جرواجرش ميكند.
برا اجرا كافيست چوب خود را مستقيم به سمتشكم حريف نشانه گرفته و بدون تكان دادن ورد را ادا كنيد: جريوس ( jerioos ) اگذ چوبدستي موقع اجرا طلسم تكان بخورد ممكن است جرخوردگي به جاهاي نامناسبي هدايت شود!

2.
- هي لودو، چه طوري بوقي خائن به هافل؟
- به من ميگي خائن؟ به من ميگي بوقي؟ بزنم يكجوري شپلخت كنم كه به زندگيت خيانت كني؟ بزنم صداي بوق ماشين مشتي ممدلي بدي؟
- من كه چيزي نگفتم شوخي كردم چرا قاط ميزني؟
- به من گفتي قاطي؟ چطور جرئت كردي؟ ميخواي بزنم با ننت قاطي كنمت؟ جريوس!
- پروتگو! ميخوا دوئل كني؟ بچرخ تا بچرخيم.
- ميچرخيم، اكسپليارموس.

زاخي شيرجه زد به سمت چوبدستي اما هنوز به زمين نرسيده ...
- حدروسیوس.
زاخار همان جا به زمين چسبيد و چند تا از استخوان هايش هم خرد شد.
- موهاهاها! ب من توهين ميكني؟ چسبوندمت كف زمين تا بفهمي برا من عددي نيستي،حالا آماده سزاي اعمالت باش، جريو...
- صبر كن! هر چه قدر بخواي بهت ميدم از جون من بگذر...
- اين شد يه چيزي! وايسا حساب كتاب كنم! 100 گاليون به گابلينه براي بتخت غنا، 300 تا به دالاهوف برا حذف برزيل ... 60 تا هم براي انگليس و 40 تا هم براي خودم ... 500 تا رد كن بياد!
- نات يا سيكل؟
- گاليون جوجه!
- بوق بخورر بابا! عمرا بدم.
- جري...
- غلط كردم، جان مادرت نزن. بيا اين كارت گلبهي گرينگوتز منه پونصد و هشتاد گاليون توشه بردار!
- دستت درد نكنه.
پاق! (افكت آپارات)


هیچی به هیچی!
تصویر کوچک شده


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۰:۳۳ جمعه ۱۱ تیر ۱۳۸۹

ارنی مک میلان


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۹ دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۶:۴۵ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲
از اون بالا اکبر می آید!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 250
آفلاین
جلسه ی اول
اولین جلسه ی کلاس آموزش دوئل بود. بچه ها سعی کرده بودند برای یه بار هم که شده حداقل جلسه ی اول را عین آدم بشینند تا معلم یه کمی به آنها امیدوار بشه.
زارت
این صدای در بود که با لگد پرفسور مک میلان زارتش در اومد. دانش آموزان خدا را شکر کردند که دیگه بز چران به آنها درس نمیده.
پرفسور مک میلان گفت: سمبلی بلیکم.
دانش آموزان: سلام پرفسور.
- زهر مار و پرفسور. اسم من ارنی مک میلانه، دوستام ارن صدام میکنن ولی شما بوق میخورین ارن صدام کنین. پرفسور هم باباتونه. به من بگین ارنی. این اولین جلسمونه و من بیشتر به معارفه می پردازم. یه توضیحاتی راجع به خودم میدم. اول از همه بگم که من یه کمی خُلم.
-
- زهر مار.
-
- داشتم میگفتم. من بیماری چند شخصیتی دارم، یه روز شادم، یه روز عصبی، یه روزم جدی و سختگیر. حتی ممکنه توی یه جلسه ی کلاس هم رفتارم عوض بشه. من 22 سالمه و اولین سالیه که معلم میشم. در ضمن بگم که من خیلی خوب نمره میدم. حالا بریم سراغ درس. میخوایم ببینیم تا حالا چی یاد گرفتین. در این جلسه یه درس خیلی کوچیک میدم. راستی یه چیز دیگه، من مثل این اسکل ها چوبم رو تکون نمیدم یه چیزایی روی تخته ظاهر بشه. عین آدم میرم با گچ مینویسم.
ارنی به سمت تخته رفت، یک گچ رنگی برداشت و نوشت:
به نام مرلین
جلسه ی اول
نام طلسم: طلسم چسبنده
تلفظ ورد: حدروسیوس (haderosios)
عملکرد: چسباندن حریف به زمین یا دیوار
- بعضی وقت ها نیازی نیست حریفتون رو بکشید یا آسیبی بهش بزنید. فقط میخوایید چند ساعت زمین گیرش کنید. با این طلسم حریفتون به زمین میچسبه و نمیتونه راه بره و یا اگر کنار دیوار بود به دیوار بچسبه. فقط یادتون نره این طلسم باعث نمیشه که نتونه جادو کنه، اگه دستش آزاد باشه راحت میتونه شما را طلسم کنه. پس بهتره خلع سلاحش هم بکنید.
مدت زمان ماندگاری این طلسم به چند چیز مختلف بستگی داره.
اگه میخوایید مدت زمانش کمتر از 15 دقیقه باشه چوبدستیتونو دایره وار در جهت حرکت عقربه های ساعت تکون بدید و این ورد رو بگید.
اگه میخواین بین 15 تا 30 دقیقه باشه باید بعد از حرکت دایره ای یک حرکت مستقیم و ناگهانی با چوبتون انجام بدید.
اگه هم میخواید بیشتر از 30 دقیقه باشه باید فقط همون حرکت مستقیم رو انجام بدید.
برای مدت زمان های بیشتر هم باید از عوامل دیگه کمک بگیرید که درس امسالتون نیست.
کسی سوالی نداره؟
خب پس بریم سراغ تکالیف:
1. یکی از ورد هایی را که تا به حال یاد گرفته اید یا اختراع کردید را با نحوه ی تلفظ و عملکردش بنویسید.*(10 امتیاز)
2. یک رول بنویسید که در آن با استفاده از درس این جلسه و طلسم های قبلی با یک نفر دوئل میکنید.(طنز یا جدی) - (20 امتیاز)

* اگر وردی که بیان میکنید با دانش آموز دیگری یکی باشه 10 امتیاز را از دست میدهید.

--------------------------------------------------------------
یک نکته ی مهم در ارائه ی تکالیف: از کلیشه پرهیز کنید که امتیازتان را خفن کم میکنه.


ویرایش شده توسط ارنی مک میلان در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۱ ۱۰:۳۶:۵۵

تصویر کوچک شده


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۲:۰۴ سه شنبه ۱ تیر ۱۳۸۹

گریفیندور

استرجس پادمور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۳ شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۵۴:۲۱ دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۸
از یک جایی!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 3558
آفلاین
تدریس جلسه اول آموزش دوئل در 11 تیر ماه توسط استاد ارنی مک میلان

*تا قبل از تدریس جلسه اول از ارسال پست خودداری نمایید.


ویرایش شده توسط استرجس پادمور در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱ ۲۲:۲۱:۱۷

تو این سایت از نوجوانی بودیم تا الان ... خیلی وقت ها دلمون شکست خیلی وقت ها هم از خوشحالی نمیدونستیم چی کار بکنیم ... یادش بخیر ...

تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.