
تنبرای ققنوست چطوره؟ وقتی میشینه رو شونت یا سرت باعث آتیشسوزی نمیشه؟
با کمال میل خط خطی میکنم و در آخر نقاشیو بهت میدم!

بررسی پست ۱۴۵ کریدنس بربون
همین اول کاری بگم پست واقعا خوبی بود. علائم نگارشی و پاراگراف بندی رو رعایت کرده بودی و حتی احترام نیمفاصله رو هم نگه داشته بودی! (خودم که معمولا نیمفاصله رو یادم میره.
) داستانت هم روند مناسبی داشت و بلافاصله بعدش دملزا پست زد و این یعنی پستت مشوق هم بوده!
نقل قول:
محفلیها غرق این فکر بودن که چه چیزایی دارن که بشه باهاش سر توریست جدیدشون رو گرم کنن و ازش گالیون تیغ بزنن، که سوروس اسنیپ، توریستی که از همون اول تا همین لحظه تو خونه گریمولد باقی مونده و کسی هم نمیدونه چرا، رشته افکارشون رو نصف میکنه و توی معجونی که در مدت زمانی گذشته مشغول درست کردنش بوده میریزه.
برای شروع جای اینکه همون اول دیالوگ سوروس رو بگی، اومدی چنین توضیحاتی دادی اونم به روشی بسیار خلاقانه! کیف کردم واقعا!
یادم باشه رشته افکارمو دم دست پروفسور ترسناکه نذارم.
نقل قول:
- تبعیض تا کی؟! آلبوس... از همون اول فقط زورت به من میرسید... نگهداری از پاتر من، هر چی کار داری من، صد گالیون بلیط هم من؟!![]()
اینجا پروفسور اسنیپ عصبانیه، نه؟
چون عصبانیه، بهتره که لحنش رو به صورت تاکیدی نشون بدی. یعنی علامت تعجب بذاری تا تاثیرش بیشتر بشه. اینجوری:
نگهداری از پاتر من! هر چی کار داری من! صد گالیون بلیط هم من؟!
نقل قول:
با توجه به تورمهای کنونی و اینکه توریست جدید به نظر پولدار میومد، دامبلدور جلو میاد و با لبخند پدرانه-سیاستمدارانهای میگه:
- باباجان بدون بلیط همینجاها در دسترسه... برای دیدن مکانهای دیگه باید بلیط تهیه کنی!![]()
تورم... من که نمیدونم چیه اما بابا همیشه ازش میناله. لابد چیز خوبی نیست.
اما اینجا استفاده کردنش بامزه بود.
تصور دامبلدور نیمه شیطان صفت هم باحال بود.
نقل قول:
ویولا، با نارضایتی تمام، فقط و فقط چون برای مأموریت مهم اینجا بود حاضر میشه صد گالیون بده.
یه مقدار سختگیرانه رفتار کنم؟
خیلی زود از این بخش گذشتی. طبق پست قبلی میدونیم ویولا زیادی ایرادگیره برای همین عجیب بود به این زودیا راضی بشه. میتونستی بیشتر روی بخش ماموریتش مانور بدی و درگیری ذهنی ویولا، بین دادن ۱۰۰ گالیون یا ندادنش رو هم بنویسی.نقل قول:
ـ حالا اینجا چه چیزای اینترستینگی دارین که هم لول من باشه؟![]()
اینجا کلی چیز اینترستینگ داریم! همین کریدنس ققنوس به دست رو ببین! اصلا میدونی چند تا دامبلدور و گریندلوالد و یتیمخونه و اسکمندر دنبالش بودن؟
همونطور که بالاتر هم گفتم ایشون پسر برگزیده زمان خودش بوده! نقل قول:
ـ ما اینجا همزمان یه ققنوس و یه کلاغ داریم! تو کدوم جبهه اینقدر روشن فکری بوده؟ تازه نهانه هم داریم!![]()
واقعا این همه پذیرش و روشن فکری رو کجا دیدین؟
آیا ایمان نمیآورید؟
واقعا خوب بود دیالوگت.

فقط یه چیزی... شکلک رو بهتره خیلی فاصله ندی. یدونه فاصله کافیه و جلوه بصری بهتری داره.
نقل قول:
ـ توی آشپزخونه هم یه جن خونگی داریم که همزمان با کوبوندن سرش به پایه میز، نتها متفاوت موسیقی رو میگه! البته این نتها هنوز کشف نشدن...![]()
حتی خود شخص دابی هم استعداد کشف نشدهست. یادمون باشه برای عصر جدید جدید ثبت نامش کنیم.
و کار خوبی هم کردی کریدنس رو داخل پست آوردی ولی مسیر سوژه رو تغییر ندادی. امیدوارم دفعههای بعدی بیشتر تو پستها باشه.
پایان بندی هم روون و مناسب بود. حسابی خسته نباشی.
هنر دست هنرمند بزرگ(!) هم تقدیم به شما:

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج











