-اجازه؟یعنی ماگلا رو میکشیم و میاریم سر کلاس تیکه پاره میکنیم؟
آگوستوس:نه فرزندم!ما هرگز چنین کاری نمیکنیم.بکشیم؟نه!ما اونا رو زنده زنده میاریم.با افسون سکوت ساکتشون میکنیم.من مایلم که شما ببینین وقتی طلسم شکنجه گر رو روشون اجرا میکنم چه اثری روی اعضای داخلیشون میذاره.

بچه ها:

آگوستوس از کلاس خارج میشه.بعد از خروج آگوستوس سه تا از بچه ها میزنن زیر گریه و اعلام میکنن که مامانشونو میخوان!با سرو صدای بچه ها پروفسور دامبلدور وارد کلاس میشه.با دیدن صورت اشک آلود بچه ها میپرسه:
-اینجا چه خبره؟چرا گریه میکنین؟
قبل از اینکه کسی جواب بده دامبلدور متوجه سرو صدای عجیبی از ته کلاس میشه.چوب دستیشو در میاره و آروم آروم بطرف منبع صدا میره.
.
.
.
-بچه اژدها؟!!!
کی اینو آورده اینجا؟شماها واقعا...به چه جراتی؟با اجازه کی؟

یکی از اسلایترینی ها دستشو بلند میکنه.
-اجازه.پروفسور پای گفتن از این به بعد میتونیم هر نوع موجود جادویی که میخواییم داشته باشیم و با خودمون به مدرسه بیاریم.تازه،پروفسور پای گفتن ورود به جنگل ممنوعه آزاده و میتونیم اوقات فراغتمون بریم اونجا و تک شاخ شکار کنیم.بعدش پروفسور پای گفتن که...
چند ضربه به در کلاس میخوره و آرگوس فیلچ وارد کلاس میشه.
-پروفسور، دو نفر اومدین میگن بازرسهای جدید وزارتخونه هستن و از این به بعد اینجا میمونن.ظاهرا از دوستان پروفسور پای و پروفسور اسلایترین هم هستن.چون داشتن با هم خوش و بش میکردن.
دامبلدوریه نگاه به بچه اژدها میندازه و یه نگاه به فیلچ:همینو کم داشتیم!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



حـــــــــمله !






[img 

