مدتی میشد که از قبول کردن معامله میگذشت، اما برخلاف انتظار همگان، نجینی بی هیچ حرکتی به روبهرویش خیره مانده بود و تلاشی برای یافتن فنریر نمیکرد.
- پرنسس؟
- تمرکز دخترمان را بهم نریزید! بگذارید حواسش را بر پیدا کردن فنریر متمرکز کند!
مرگخواران پس از این دستور صریح لرد، چند قدمی عقب رفتند و بی هیچ حرفی، به نجینی زل زدند. دقایقی دیگر به کندی سپری شد.
کمکم حوصلهی مرگخواران سر رفت و خستگی بر آنان چیره شد. سدریک بیتوجه به اتفاقات اطرافش، گوشهای دراز کشید و با خیال راحت به خوابی عمیق فرو رفت.
مروپ که میدید احتمال دارد این اوضاع بسیار طول بکشد، بساط آشپزیاش را به راه انداخت و مشغول تفت دادن پیاز و آناناس در ماهیتابه شد.
اگلانتاین در گوشهای خلوت درحال روشن کردن پیپش بود و تام نیز با کندن اعضای مختلف بدنش و مجددا چسباندن آنها سر جایشان، خود را سرگرم میکرد.
هر یک از مرگخواران مشغول انجام کاری بودند، که ناگهان حرکتی از سوی نجینی توجه همه را جلب کرد.
نوک دم نجینی رو به بالا سیخ شده و به آرامی به سمت راست در حال خزیدن بود.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



دلتان کروشیو میخواهد یا منتظری غذای نجینی شوید؟
خدمتگزار شما رودولف دفترچه کیس های مناسب را برداشته بود و آن را به ما نمیداد
چطور جرئت کردی خاطر ما و خدمتگزارمان را مکدر سازی؟

