- رزروه!
- رزرویوس!
- رزروینگا !
- رزرویوس جریوس سوژهایوس!

همونطور که احتمالاً حدس زدید، اینجا دفتر ِ کاراگاهان ِ وزارتخانهس و افراد با جدیت در حال ِ پیگیری ِ مأموریتهای خودشون هستن. انوار ِ جادویی از نوک چوبدستیها بیرون اومده و به در و دیوار برخورد میکنه و چیزی نمونده دفتر ِ کاراگاهان با شپشهای ریش ِ مرلین یکسان بشه که همین لحظه یکی از این امواج ِ " رزرویوس " میخوره به تیلفیزیون ِ مشنگی ِ دفتر کاراگاهان و تیلفیزیون روشن میشه.
- بیم..بیم...بیم..... با سلام. هم اکنون یک خبر فوری به دست ما رسیده که حاکی از کلاهبرداری شخصی به نام سوروس اسنیپ است. او پس از لو رفتن مفقود شده و تحت تعقیب ماموران وزارتخانه و همچنین ماموران پلیس است. خواهشمند است در صورت مشاهده ی او با این شماره تماس حاصل.....
کاراگاها یه لحظه به همدیه نگاه میکنن، بعد دوباره توجهشون به مأموریتشون معطوف میشه و اخبار رو پشمک حساب میکنن، غافل از این که خیر سرشون الان باس دنبال ِ یه مجرم فراری باشن. البته که وزیر آگاه و همیشه در صحنهی ملت جادوگری، اجازه نمیده وضع به همین منوال ادامه پیدا کنه. صدای جادوییش در کل دفتر کاراگاها، عررربدهزنان میپیچه:
- کاراگاهای فشفشهی این وژارت ِ دو ژاری ِ من!! شماها الان نباید دنبال ِ اون اشنیپ ِ فشفشهتر اژ خودتون باشید!؟ :vay:
در اثر خشم وزیر و این نعرهای که هرگز در حالات ِ عادی ( = عادی ِ وزیر = غیرعادی ِ جادوگران سالم ) از حلقومش خارج نمیشد، کاراگاها دستپاچه هرکدوم به سویی میدون، به هم برخورد میکنن و برای آپارات کردن، انواع و اقسام ِ وردها رو به کار میگیرن:
- اکسپلیارموس!
- رزرویوس!
- شترقیوس!
- سوروس!
در لحظه، دفتر کاراگاهان از هر موجود زندهای خالی میشه و فقط نفر ِ آخر میمونه و ...!
__________________________
پرسی ویزلی با عصبانیت داره خونهی شماره دوازده گریمولد رو متر میکنه. بهش خبر رسیده که سوروس زده به چاک و مأمورای وزارتخونه که هیچی، مرگخوارای لُرد در به در دنبالش میگردن. خب، یه دو دوتا چارتای سادهس که اولین جایی که پیداشون میشه، کجاس..!
صدا قشنگه رو توی محفل رها میکنه:
- اعضای محفل! از جلو، نظـــــــــــــــــام!!

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

مشغول تماشای سرهم شدن استخونای ایوان میشه. 

نگاه میکنه.









شما باید از من قدردانی کنید.