در راستای آب کردن یخ سوژه
==================================
دینگ ، دینگ ، دینگ ، .... ( افکت پاره شدن نخ های ریش دامبلدور )
آلبوس بی خبر از صدا :
هری با خبر از صدا :
هری با سرعت بسیار زیاد در حال پایین آمدن از ریش دامبل هست ولی در این حین تار های ریش دامبل نیز با همان سرعت شروع به صدا دادن می کند .
۱۰ متر مانده به پایان مسیر ناگهان ریش دامبل با صدای جججججررررر ، جر می خورد و هری با سرعت زیاد در حال پایین آمدن است و دلش را به این خوش کرده که حداقل ریش های دامبل نرم هستند ولی در این حین با کله گرام به ریش ها برخورد کرده و در ضمن شکستن سطح زیرین ، با مخ به سطح زمین برخورد کرده و دچار فراموشی موقت ( به گونه ای که ادامه روند مسالمت آمیز سوژه را دچار بحران می کند ) می شود .
دامبلدور : ( هنوز )
در این سوی سوژه در کنار لرد و بلا
لرد : خوبه حالا من اول می رم و تو با فاصله دنبال من میای . شیر فهم شد ؟
بلا : بله ، ارباب .
لرد با سرعت تمام داخل تونل شده و تا بلا به خود بجنبد تقریبا نصف مسیر را طی می کند و در این حین به علت فریاد ساختگی و بلند ( عجله کن بلا ) ی لرد نصف تونل ریزش می کند و بلا در آنسوی تونل می ماند و لرد از تونل بیرون آمده و پاق ... غیب می شود .
دوباره آنسوی سوژه پیش آلبوس
دامبل با طمانینه تمام به پایین پنجره نگاه کرده و بعد از اطمینان از نفله شدن هری ، باقیمانده ریش چینی خود را برداشته و ریش اصلی خود را که ساخت ژاپن است را وصل کرده و پاق ... غیب می شود .
جایی وسط سوژه ، جایی که لرد و دامبل باهم ایستاده اند .
لرد : خوب ، هری رو فرستادی یه جای دیگه ؟
دامبل : آره ، پس قسمت دوم نامه رو خوندی ؟ بلا رو چی کار کردی ؟
لرد : آره خوندم . بلا هم پیش هریه ، ولی بهتره من با هری و تو با بلا بریم ، چطوره ؟
دامبل : خوبه ! :pashmak:
این ور و آنور سوژه
بلا و هری در کمال زوال عقل ( هر دو فراموشی دارند و فکر می کنند طرف مقابل هستند ) به هوش می آیند :
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج













