رز ویزلی در حال جست و خیز در گورستان ریدل هاست که پاش داخل یکی از قبر ها فرو می ره.مرده ای که داخل قبر خوابیده بود (قاسم ریدل) پای رز رو می گیره و می گه سالها پیش یک نات از مورفین قرض کرده و الان داره عذاب می کشه.از لرد و مرگخوارا می خواد بدهیشو به مورفین پرداخت کنن و ازش رسید بگیرن و رسید رو بیارن بذارن تو قبرشوگرنه رز خورده می شه.
مرگخوارا مورفین رو پیدا می کنن و یک نات بهش می دن.ولی مورفین قبول نمی کنه و سکه یک ناتی خودش رو می خواد.چون اون سکه در واقع یک کلاهه که سالها پیش به شکل سکه تغییر شکل داده شده.
مرگخوارا که مجبورن سکه مورفین رو پیدا کنن با تحقیق از قاسم ریدل می فهمن سکه احتمالا تو قبر پدر لرد سیاهه.تصمیم به نبش قبر می گیرن.مورفین هم در همین حین فرار می کنه که آیلین و یکی دو نفر می رن دنبالش.
______________________________
طولی نکشید که نارسیسا,آیلین و دار و دسته شان مورفین را کت بسته به گورستان آوردند.مورفین در حال اعتراض بود!
-شه خبره بابا...نژاشتین معامله رو ژوش بدم!شدها گالیون ژرر کردم به خاطر یه نات!

وقتی دید کسی به اعتراض هایش توجهی نمی کند پودر سفید رنگی را از جیبش خارج کرد و به شکل خط مرتبی روی یکی از قبر ها ریخت و به آرامی کنار قبر نشست و روی پودر خم شد.
-اوهوی...مرتیکه...جلو چشم زن و بچه هامون...

-شیه بابا توهین میکنی! فقط نمکه!
-خب نمکو برای چی داری می کشی؟
-ژّهّت ارژای امیال روانی! روانشناشم گفته اینژوری طی هشتاد و نه شال ممکنه به احشاش نیاز برای ترک کردن برشم.
مرگخواران مورفین را به حال خود رها کردند...پس از چند دقیقه صدای مورفین دوباره بلند شد.
-قاشم...هی قاشم هف خط ! اژ کفن شفیدت خژالت بکش.ول کن اون دختره رو. مرد حشابی...می خوام بگم یه پات لب گوره...ولی تو کل هیکلت توی گوره.ولش کن! این دختره ژریفه...می شکنه...

ملت مرگخوار بدون توجه به مورفین، ابزار بسیار پیشرفته نبش قبر را آماده کردند.ایوان بیل را برداشت.
-با اون بیل می خوای چیکار کنی؟
-نبش قبر کنم خب!
-اون که بیل ویزلیه. از شکنجه گاه ورش داشتی؟ ارباب هزار بار فرمودن به وسایلشون دست نزنیم.
-حالا مگه چی شده.کارم که تموم شد می ذارمش سر جاش.
ایوان بیل ویزلی را که به عنوان یک بیل زیادی تکان می خورد، با طلسمی سر جایش ثابت کرد و دهانش را باز گذاشت که وظیفه بیلی اش را به درستی انجام بدهد.
سالازار به سختی کلنگ را از روی زمین برداشت.
-من کمرم درد می کنه.این تام کجاس؟چرا غیبش زد؟
الادورا کلنگ را از سالازار گرفت.
-پدر جان تام گفت این سوژه جای من نیست.داریم قبر اونو می کنیم ناسلامتی. گفت بهتره من حضور نداشته باشم و با پای خودش سوژه رو ترک کرد.حالا نه که حضور شما در اینجا اصلا عجیب نیست و کلا همه چی در سوژه های ما منطقی و طبیعیه!

پس از گفتن این جمله سری به نشانه افسوس تکان داد و کلنگ جادویی رابرداشت و بالای سرش بلند کرد.فریادی کشید و ضربه سهمگینی به سنگ قبر زد.جرقه های درخشانی از انتهای کلنگ بلند شد و ضربه الا سنگ قبر را به دو نیم کرد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


من یه عضو تازه واردم خانوم. من خیلی به عمو دانگ اصرار کردم تا منو قبول کنه.بهش گفتم می خوام ایفای نقش سکه رو بردارم.خیلی بهش اصرار کردم تا قبول کنه. بهش قول دادم تا یک ماه آینده شخصیتم رو خوب معرفی کنم تو سایت خانوم.خانوم فکر کنم زوپسِ عمو دانگ خراب بود.به خاطر همین نتونست منو به شکل یک سکه ی کامل در بیاره.همین طور که می بینید خانوم به شکل یه کلاه سکه ای در اومدم خانوم. به نظرتون می تونم خوب از عهده ی نقشم بر بیام خانوم 
و باطن
، پلاکارد ِ «مرگ بر همر!
» رو بالا سرش بُرده بود، تقوای مرلینی پیشه میکنه! 
این پا و اون پا میکرد تا در لحظات فراغ، تأیید شه و بره تو.












حالا چی؟
حالا سوال اول: زندس؟