-آقا من بگم...من بگم؟ گیوتین؟
لینی سرش را تصور کرد که با فاصله دو کیلومتری از خودش افتاده بود.
اشک در چشمان لینی حلقه زد!
-منسوخ شده است!
لینی نفس راحتی کشید.
-خوردن غذاهای بانو مروپ؟!
-یعنی انقدر دستپخت من بده فرزندم؟ فرزند بی وفا؟ دل شکستگی مادرانه؟ خانه سالمندان؟
-نه...چیز...نه دستپخت شما که عالیه! من روزی سه وعده غذاهای شما رو نخورم کرونا می گیرم!
-نظم دادگاه را رعایت کنید.

مدتی سکوت در دادگاه حاکم شد و پس از آن سیل انواع مجازات های قسی القلبانه بود که جاری می شد.
-اجبار به پا کردن دمپایی خیس مرلینگاه؟
-استفاده از مسواک ارباب؟
-دارید ما را مجازات می کنید یا لینی را ملعون؟!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










