نکته: تمام صحبت های لرد در این باره کاملا درست است، اما بنده می خوام نظر خودم را نیز عرض کنم.
1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
مزایا --»
۱. گندزاده کشی!
۲. شکنجه کردن!
۳. زجر کشیدن مردم برای بیش از یک روز!
۴. ارکستر! (می بریمشان آنجا و کلی پول می بریم!)
معایب --»
۰. صد در صد هرچی که پروفسور ساختن خوبه، ولی بدی هایی داره.
۱. زیادی ضایع است!
۲. کر می شیم از صدای مردم!
۳. اگر تا قبل از چاقو نکشیمشون بعدش می کشیمشون!
۲.یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
به نام مرلین! روزی روزگاری در روزگاران قدیم رابرت هیلیاردی بود که یک بار به یکی از جادو آموز ها شلیک کرد و بعد به جادو آموز پول داد و بعد که دید جادو آموز زنده است از کار خود پشیمان شد!
قصه ما به سر رسید رابرت به پولش نرسید! (خیلی بی نظیر شرح دادم نه؟!)
۳. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
سلام سلام! گزارش شده جادو آموز توانسته به درجاتی جدید از بصیرت دست بیابه و به همین دلیل تصمیم گرفت توسط جادو آموزان دیگر کشته شود! و از روی برج ستاره شناسی به دست دوستان پرت میشه!
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
16 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
گریفیندور
اسلیترین
آموزش تاریکی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1400/04/23
تولد نقش: 1400/04/24
آخرین ورود: یکشنبه 2 آبان 1400 17:22
از: بغل ریش بابا دامبلدور!
پستها:
80

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1400/03/20
تولد نقش: 1400/04/01
آخرین ورود: جمعه 21 فروردین 1405 23:08
از: پشت ویترین
پستها:
269

1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
مزایا:
۱. در صورت احتیاج به جیغ های وحشتناک میشه ازش استفاده کرد.
۲. طرف مورد نظر کشته نمیشه.
۳. برای شکنجه دادن احتیاجی به طلسم های نابخشودنی و در نتیجه تشریف بردن به آزکابان نداریم.
۴. باعث افزایش توانایی های عملی میشه چون باید پرتاب چاقو رو تمرین کنیم.
۵. باعث بهبود و تقویت هدف گیری میشه.
۶. از اونجایی که طلسم فقط درد رو شبیه سازی میکنه و خون طرف بیرون نمیاد کثافت کاری نداره.
۷. ممکنه دسته چاقو به گردن حریف بخوره و حریف چاقو رو برداشته و بر علیه ما ازش استفاده کنه.
۸. میشه به کمکش با میرتل نالان مسابقه جیغ گذاشت.
معایب:
۱. ایجاد آلودگی صوتی به مدت سی و هشت ساعت.
۲. ممکنه در صورت احتیاج به کشتن فردی به اشتباه از اینا بهش بزنی.
۳. ممکنه بعد از مدتی استفاده از طرف وزارت سحر و جادو جزو طلسم های نابخشودنی محاسبه بشه.
۴. تمرکز کردن و روش گرفتن و پرتاب کردن چاقو سخته و به همین دلیل باید کلاس های چاقو پرت کنی در جامعه راه اندازی بشه که برای کودکان یه مقداری بد آموزی داره.
۵.هدف گیری کردن سخته و ممکنه آدم یه بدبخت دیگه رو از لذتش مستفیض کنه.
۶. اگر افرادی مثل فنریر گری بک متمدن شده و بخوان ابتدا با چاقو اجزای بدن قربانی رو باز کنن با این چاقو ها نهایتا میتونن قربانی رو به جیغ وادار کنن.
۷. اگر مادران باهاش آشنا شن احتیاجی به سلاح های سرد از جمله دمپایی ابری خیس و ماهیتابه و... ندارند.
۲. یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
من بعد از خروج از کلاس شما در حالی که روی یک چاقو طلسمی که گفتید رو اجرا کرده بودم به دنبال لینی وارنر گشتم( که روز قبل قوزک پامو نیش زد و باعث شد تعادلمو از دست بدم و بعد از اینکه من از طبقه سوم به طبقه همکف پرت شدم بهم خندیده بود) که طلسمو روش اجرا کنم.
ولی وقتی به لینی رسیدم یادم اومد لینی کلا دو میلیمتر گردن داره.
بنابراین در نهایت ناامیدی چاقو رو به سمت یه کسی که کنارش وایستاده پرت کردم و بعد هم به علت خسته شدن از جیغاش با اردنگی به انبار جادو ها تبعیدش کردم و رفتم سراغ کار و زندگی خودم.
۳. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
پس از اینکه جادو آموز مذکور ۵ ساعت تمام در تمامی کلاس ها به جیغ زدن ادامه داد.
پرفسور اسنیپ که حوصلهاش سر رفته بود وی را از کلاس تبعید نموده و به دستشویی میرتل نالان منتقل نمود تا با هم تمام شب را جیغ بکشند.
فقط متاسفانه میرتل نالان هم اعصابش از دست جادو آموز مذکور به تنگ آمد و وی را در دستشویی قرار داده و سیفون کشید تا با ماهی های مرکب دریاچه آشنا گردد.
متاسفانه خبر تازهای حاکی از وضعیت کنونی جادو آموز مذکور در دسترس نیست.
مزایا:
۱. در صورت احتیاج به جیغ های وحشتناک میشه ازش استفاده کرد.
۲. طرف مورد نظر کشته نمیشه.
۳. برای شکنجه دادن احتیاجی به طلسم های نابخشودنی و در نتیجه تشریف بردن به آزکابان نداریم.
۴. باعث افزایش توانایی های عملی میشه چون باید پرتاب چاقو رو تمرین کنیم.
۵. باعث بهبود و تقویت هدف گیری میشه.
۶. از اونجایی که طلسم فقط درد رو شبیه سازی میکنه و خون طرف بیرون نمیاد کثافت کاری نداره.
۷. ممکنه دسته چاقو به گردن حریف بخوره و حریف چاقو رو برداشته و بر علیه ما ازش استفاده کنه.
۸. میشه به کمکش با میرتل نالان مسابقه جیغ گذاشت.
معایب:
۱. ایجاد آلودگی صوتی به مدت سی و هشت ساعت.
۲. ممکنه در صورت احتیاج به کشتن فردی به اشتباه از اینا بهش بزنی.
۳. ممکنه بعد از مدتی استفاده از طرف وزارت سحر و جادو جزو طلسم های نابخشودنی محاسبه بشه.
۴. تمرکز کردن و روش گرفتن و پرتاب کردن چاقو سخته و به همین دلیل باید کلاس های چاقو پرت کنی در جامعه راه اندازی بشه که برای کودکان یه مقداری بد آموزی داره.
۵.هدف گیری کردن سخته و ممکنه آدم یه بدبخت دیگه رو از لذتش مستفیض کنه.
۶. اگر افرادی مثل فنریر گری بک متمدن شده و بخوان ابتدا با چاقو اجزای بدن قربانی رو باز کنن با این چاقو ها نهایتا میتونن قربانی رو به جیغ وادار کنن.
۷. اگر مادران باهاش آشنا شن احتیاجی به سلاح های سرد از جمله دمپایی ابری خیس و ماهیتابه و... ندارند.
۲. یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
من بعد از خروج از کلاس شما در حالی که روی یک چاقو طلسمی که گفتید رو اجرا کرده بودم به دنبال لینی وارنر گشتم( که روز قبل قوزک پامو نیش زد و باعث شد تعادلمو از دست بدم و بعد از اینکه من از طبقه سوم به طبقه همکف پرت شدم بهم خندیده بود) که طلسمو روش اجرا کنم.
ولی وقتی به لینی رسیدم یادم اومد لینی کلا دو میلیمتر گردن داره.
بنابراین در نهایت ناامیدی چاقو رو به سمت یه کسی که کنارش وایستاده پرت کردم و بعد هم به علت خسته شدن از جیغاش با اردنگی به انبار جادو ها تبعیدش کردم و رفتم سراغ کار و زندگی خودم.
۳. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
پس از اینکه جادو آموز مذکور ۵ ساعت تمام در تمامی کلاس ها به جیغ زدن ادامه داد.
پرفسور اسنیپ که حوصلهاش سر رفته بود وی را از کلاس تبعید نموده و به دستشویی میرتل نالان منتقل نمود تا با هم تمام شب را جیغ بکشند.
فقط متاسفانه میرتل نالان هم اعصابش از دست جادو آموز مذکور به تنگ آمد و وی را در دستشویی قرار داده و سیفون کشید تا با ماهی های مرکب دریاچه آشنا گردد.
متاسفانه خبر تازهای حاکی از وضعیت کنونی جادو آموز مذکور در دسترس نیست.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1400/03/20
تولد نقش: 1400/04/01
آخرین ورود: جمعه 21 فروردین 1405 23:08
از: پشت ویترین
پستها:
269

1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
مزایا:
۱. در صورت احتیاج به جیغ های وحشتناک میشه ازش استفاده کرد.
۲. طرف مورد نظر کشته نمیشه.
۳. برای شکنجه دادن احتیاجی به طلسم های نابخشودنی و در نتیجه تشریف بردن به آزکابان نداریم.
۴. باعث افزایش توانایی های عملی میشه چون باید پرتاب چاقو رو تمرین کنیم.
۵. باعث بهبود و تقویت هدف گیری میشه.
۶. از اونجایی که طلسم فقط درد رو شبیه سازی میکنه و خون طرف بیرون نمیاد کثافت کاری نداره.
۷. ممکنه دسته چاقو به گردن حریف بخوره و حریف چاقو رو برداشته و بر علیه ما ازش استفاده کنه.
۸. میشه به کمکش با میرتل نالان مسابقه جیغ گذاشت.
معایب:
۱. ایجاد آلودگی صوتی به مدت سی و هشت ساعت.
۲. ممکنه در صورت احتیاج به کشتن فردی به اشتباه از اینا بهش بزنی.
۳. ممکنه بعد از مدتی استفاده از طرف وزارت سحر و جادو جزو طلسم های نابخشودنی محاسبه بشه.
۴. تمرکز کردن و روش گرفتن و پرتاب کردن چاقو سخته و به همین دلیل باید کلاس های چاقو پرت کنی در جامعه راه اندازی بشه که برای کودکان یه مقداری بد آموزی داره.
۵.هدف گیری کردن سخته و ممکنه آدم یه بدبخت دیگه رو از لذتش مستفیض کنه.
۶. اگر افرادی مثل فنریر گری بک متمدن شده و بخوان ابتدا با چاقو اجزای بدن قربانی رو باز کنن با این چاقو ها نهایتا میتونن قربانی رو به جیغ وادار کنن.
۷. اگر مادران باهاش آشنا شن احتیاجی به سلاح های سرد از جمله دمپایی ابری خیس و ماهیتابه و... ندارند.
۲. یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
من بعد از خروج از کلاس شما در حالی که روی یک چاقو طلسمی که گفتید رو اجرا کرده بودم به دنبال لینی وارنر گشتم( که روز قبل قوزک پامو نیش زد و باعث شد تعادلمو از دست بدم و بعد از اینکه من از طبقه سوم به طبقه همکف پرت شدم بهم خندیده بود) که طلسمو روش اجرا کنم.
ولی وقتی به لینی رسیدم یادم اومد لینی کلا دو میلیمتر گردن داره.
بنابراین در نهایت ناامیدی چاقو رو به سمت یه کسی که کنارش وایستاده پرت کردم و بعد هم به علت خسته شدن از جیغاش با اردنگی به انبار جادو ها تبعیدش کردم و رفتم سراغ کار و زندگی خودم.
۳. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
پس از اینکه جادو آموز مذکور ۵ ساعت تمام در تمامی کلاس ها به جیغ زدن ادامه داد.
پرفسور اسنیپ که حوصلهاش سر رفته بود وی را از کلاس تبعید نموده و به دستشویی میرتل نالان منتقل نمود تا با هم تمام شب را جیغ بکشند.
فقط متاسفانه میرتل نالان هم اعصابش از دست جادو آموز مذکور به تنگ آمد و وی را در دستشویی قرار داده و سیفون کشید تا با ماهی های مرکب دریاچه آشنا گردد.
متاسفانه خبر تازهای حاکی از وضعیت کنونی جادو آموز مذکور در دسترس نیست.
مزایا:
۱. در صورت احتیاج به جیغ های وحشتناک میشه ازش استفاده کرد.
۲. طرف مورد نظر کشته نمیشه.
۳. برای شکنجه دادن احتیاجی به طلسم های نابخشودنی و در نتیجه تشریف بردن به آزکابان نداریم.
۴. باعث افزایش توانایی های عملی میشه چون باید پرتاب چاقو رو تمرین کنیم.
۵. باعث بهبود و تقویت هدف گیری میشه.
۶. از اونجایی که طلسم فقط درد رو شبیه سازی میکنه و خون طرف بیرون نمیاد کثافت کاری نداره.
۷. ممکنه دسته چاقو به گردن حریف بخوره و حریف چاقو رو برداشته و بر علیه ما ازش استفاده کنه.
۸. میشه به کمکش با میرتل نالان مسابقه جیغ گذاشت.
معایب:
۱. ایجاد آلودگی صوتی به مدت سی و هشت ساعت.
۲. ممکنه در صورت احتیاج به کشتن فردی به اشتباه از اینا بهش بزنی.
۳. ممکنه بعد از مدتی استفاده از طرف وزارت سحر و جادو جزو طلسم های نابخشودنی محاسبه بشه.
۴. تمرکز کردن و روش گرفتن و پرتاب کردن چاقو سخته و به همین دلیل باید کلاس های چاقو پرت کنی در جامعه راه اندازی بشه که برای کودکان یه مقداری بد آموزی داره.
۵.هدف گیری کردن سخته و ممکنه آدم یه بدبخت دیگه رو از لذتش مستفیض کنه.
۶. اگر افرادی مثل فنریر گری بک متمدن شده و بخوان ابتدا با چاقو اجزای بدن قربانی رو باز کنن با این چاقو ها نهایتا میتونن قربانی رو به جیغ وادار کنن.
۷. اگر مادران باهاش آشنا شن احتیاجی به سلاح های سرد از جمله دمپایی ابری خیس و ماهیتابه و... ندارند.
۲. یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
من بعد از خروج از کلاس شما در حالی که روی یک چاقو طلسمی که گفتید رو اجرا کرده بودم به دنبال لینی وارنر گشتم( که روز قبل قوزک پامو نیش زد و باعث شد تعادلمو از دست بدم و بعد از اینکه من از طبقه سوم به طبقه همکف پرت شدم بهم خندیده بود) که طلسمو روش اجرا کنم.
ولی وقتی به لینی رسیدم یادم اومد لینی کلا دو میلیمتر گردن داره.
بنابراین در نهایت ناامیدی چاقو رو به سمت یه کسی که کنارش وایستاده پرت کردم و بعد هم به علت خسته شدن از جیغاش با اردنگی به انبار جادو ها تبعیدش کردم و رفتم سراغ کار و زندگی خودم.
۳. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
پس از اینکه جادو آموز مذکور ۵ ساعت تمام در تمامی کلاس ها به جیغ زدن ادامه داد.
پرفسور اسنیپ که حوصلهاش سر رفته بود وی را از کلاس تبعید نموده و به دستشویی میرتل نالان منتقل نمود تا با هم تمام شب را جیغ بکشند.
فقط متاسفانه میرتل نالان هم اعصابش از دست جادو آموز مذکور به تنگ آمد و وی را در دستشویی قرار داده و سیفون کشید تا با ماهی های مرکب دریاچه آشنا گردد.
متاسفانه خبر تازهای حاکی از وضعیت کنونی جادو آموز مذکور در دسترس نیست.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1400/02/28
تولد نقش: 1400/02/31
آخرین ورود: دوشنبه 31 فروردین 1405 08:14
از: شما بعیده!
پستها:
257

-مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
》مزایا
۱. نیازی به چاقو های تیز و گرون قیمت نداره.
۲. وقتی به چاقو نیاز نداره، یعنی چاقو تیز کن هم نمی خواد.
۳. حتی اگه فقط پیاز داشته باشیم هم میشه انجامش داد.
۴. میتونه توسط ویزلی ها هم انجام بشه...چی؟ ادامه ندم؟
》معایب
۱.ممکنه پرده های گوش از فریاد های فرد طلسم خورده، پاره بشه و کر بشیم!
۲. اقتصاد چاقو ها خراب شده و دیگه فروش نخواهند داشت!
۳. به عنوان مفسد اقتصادی شناخته شده و توسط وزارت خونه دستگیر میشیم!
-یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
اگه قول بدین بهم پیاز بدین میگم!
میدین؟ باشه!
بعد از خروج از کلاس جادوی سیاه فوق پیشرفته، یکی از اینا پرت کردم هوا، ولی چون هاگوارتز سقف داشت، تو آسمون نرفت و به جاش به در و دیوار خورد و صاف خورد به یه بدبخت بیچاره ای که داشت از اونجا رد می شد.
منم بعد از تماشای این اتفاق، رفتم و ۳۸ ساعت آینده رو یه جا قایم شدم!
چند تا پیاز گفتین میدین؟
-چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
این جادو آموز در هاگوارتز قدم زده و مثل تو کارتون ها با دهن خیلی باز جیغ میزده و زبونش مثل پرچم تو دهنش تکون میخورده که بالاخره بعد ساعاتی با کفش فوتبال رو مخ بقیه دوییدن و اعصاب بقیه رو تراشیدن تصمیم میگیره خودشو کنترل کنه ولی نمیتونه و پروفسوران که حوصلشون سر رفته بود، با اردنگی از هاگوارتز بیرونش میکنن.
》مزایا
۱. نیازی به چاقو های تیز و گرون قیمت نداره.
۲. وقتی به چاقو نیاز نداره، یعنی چاقو تیز کن هم نمی خواد.
۳. حتی اگه فقط پیاز داشته باشیم هم میشه انجامش داد.
۴. میتونه توسط ویزلی ها هم انجام بشه...چی؟ ادامه ندم؟

》معایب
۱.ممکنه پرده های گوش از فریاد های فرد طلسم خورده، پاره بشه و کر بشیم!
۲. اقتصاد چاقو ها خراب شده و دیگه فروش نخواهند داشت!
۳. به عنوان مفسد اقتصادی شناخته شده و توسط وزارت خونه دستگیر میشیم!
-یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
اگه قول بدین بهم پیاز بدین میگم!

میدین؟ باشه!

بعد از خروج از کلاس جادوی سیاه فوق پیشرفته، یکی از اینا پرت کردم هوا، ولی چون هاگوارتز سقف داشت، تو آسمون نرفت و به جاش به در و دیوار خورد و صاف خورد به یه بدبخت بیچاره ای که داشت از اونجا رد می شد.
منم بعد از تماشای این اتفاق، رفتم و ۳۸ ساعت آینده رو یه جا قایم شدم!
چند تا پیاز گفتین میدین؟

-چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
این جادو آموز در هاگوارتز قدم زده و مثل تو کارتون ها با دهن خیلی باز جیغ میزده و زبونش مثل پرچم تو دهنش تکون میخورده که بالاخره بعد ساعاتی با کفش فوتبال رو مخ بقیه دوییدن و اعصاب بقیه رو تراشیدن تصمیم میگیره خودشو کنترل کنه ولی نمیتونه و پروفسوران که حوصلشون سر رفته بود، با اردنگی از هاگوارتز بیرونش میکنن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
احتمالات مختلفی محتمله!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/04/16
تولد نقش: 1399/04/18
آخرین ورود: سهشنبه 12 دی 1402 18:24
از: عشق من دور شو!
پستها:
263

سلام پِروفِسور!
1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
مزایا:
۱-میشه به هرماینی گرنجر شلیکش کرد.
۲-باعث خنده سی و هشت ساعته میشه.
۳-میشه به هرماینی گرنجر شلیکش کرد.
۴-کثافت کاریش کمه.
۵-در صورتی که به هرماینی شلیک شده باشه، قابل برگشت نبودنش یه حسنه.
۶-میشه به هرماینی گرنجر شلیکش کرد.
۷-میشه باهاش سی و هشت ساعت رقیب عشقی رو از میدون بدر کرد.
۸-میشه به هرماینی گرنجر شلیکش کرد!(گفته بودم قبلا؟)
معایب:
۱-امکان داره به خودمون شلیکش کنن.
۲-اگه بهمون شلیک کنن، سی و هشت ساعت درد داره
۳-ممکنه یه گرنجر نامی به من شلیکش کنه.
۴-خون نمیاد برای همین کسی حرفمونو باور نمیکنه.
۵-در صورتی که به من شلیک شده باشه، غیر قابل برگشته.
۶-ممکنه به من شلیکش کنن.
۷-ممکنه رقیب عشقیم منو سی و هشت ساعت با این طلسم از میدون به در کنه.
۸-ممکنه به من شلیکش کنن.
یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
به نام خدا، یه روز من داشتم تو برج گریفندور راهمو میرفتم(دروغ گفتم داشتم رون رو دید میزدم) که یهو دیدم یه کله وزوزی از اومد جلوی سیمای بی همتای رون رو گرفت. هرچی من تغییر زاویه میدادم، اونم یجوری وامیستاد که من رون رو نبینم. خلاصه اعصابم بهم ریخت و این طلسمو به جایی که حدس میزدم گردنش باشه شلیک کردم. اون یه صدایی شبیه"خخخخخخررر خِررر" در آورد و بعدش شروع کرد به جیغ زدن.
من خوشحال و خندون رفتم سمت رون که دیدم اون هم داره جیغ میکشه. همونجا بود که قلبم شکست و رفتم توی تختخوابم و کلی گریه کردم و بقیه روزم رو هم به اجرای حرکت "وودو! وودو!" با سوزن روی عروسک هرماینی کردم.
2. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
دانش آموز پررو ابتدا حیرت زده شد. یک نگاهی به چاقوی توی گلویش کرد، یک نگاه به استاد، یک نگاه به چاقو، و همینطور نوبتی.گزارش ساعت به ساعت:
ساعت ۱: جیغ میکشید.
ساعت ۲:جیغ میکشید.
ساعت ۳: جیغ میکشید.
....
ساعت بیست و سوم: بیشتر از یک شبانه روز بود که جیغ میزد. لذا من با اجازه شما حوصلهم سر رفت و از پنجره پرتش کردم توی محوطه... یه مقداری صدای جیغ میومد که تخت خواب یه مادرمرده ای رو درست روی همون نقطه پرت کردم و اون... اون... خب... مُرد!
1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
مزایا:
۱-میشه به هرماینی گرنجر شلیکش کرد.
۲-باعث خنده سی و هشت ساعته میشه.
۳-میشه به هرماینی گرنجر شلیکش کرد.
۴-کثافت کاریش کمه.
۵-در صورتی که به هرماینی شلیک شده باشه، قابل برگشت نبودنش یه حسنه.
۶-میشه به هرماینی گرنجر شلیکش کرد.
۷-میشه باهاش سی و هشت ساعت رقیب عشقی رو از میدون بدر کرد.
۸-میشه به هرماینی گرنجر شلیکش کرد!(گفته بودم قبلا؟)
معایب:
۱-امکان داره به خودمون شلیکش کنن.
۲-اگه بهمون شلیک کنن، سی و هشت ساعت درد داره
۳-ممکنه یه گرنجر نامی به من شلیکش کنه.
۴-خون نمیاد برای همین کسی حرفمونو باور نمیکنه.
۵-در صورتی که به من شلیک شده باشه، غیر قابل برگشته.
۶-ممکنه به من شلیکش کنن.
۷-ممکنه رقیب عشقیم منو سی و هشت ساعت با این طلسم از میدون به در کنه.
۸-ممکنه به من شلیکش کنن.
یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
به نام خدا، یه روز من داشتم تو برج گریفندور راهمو میرفتم(دروغ گفتم داشتم رون رو دید میزدم) که یهو دیدم یه کله وزوزی از اومد جلوی سیمای بی همتای رون رو گرفت. هرچی من تغییر زاویه میدادم، اونم یجوری وامیستاد که من رون رو نبینم. خلاصه اعصابم بهم ریخت و این طلسمو به جایی که حدس میزدم گردنش باشه شلیک کردم. اون یه صدایی شبیه"خخخخخخررر خِررر" در آورد و بعدش شروع کرد به جیغ زدن.
من خوشحال و خندون رفتم سمت رون که دیدم اون هم داره جیغ میکشه. همونجا بود که قلبم شکست و رفتم توی تختخوابم و کلی گریه کردم و بقیه روزم رو هم به اجرای حرکت "وودو! وودو!" با سوزن روی عروسک هرماینی کردم.
2. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
دانش آموز پررو ابتدا حیرت زده شد. یک نگاهی به چاقوی توی گلویش کرد، یک نگاه به استاد، یک نگاه به چاقو، و همینطور نوبتی.گزارش ساعت به ساعت:
ساعت ۱: جیغ میکشید.
ساعت ۲:جیغ میکشید.
ساعت ۳: جیغ میکشید.
....
ساعت بیست و سوم: بیشتر از یک شبانه روز بود که جیغ میزد. لذا من با اجازه شما حوصلهم سر رفت و از پنجره پرتش کردم توی محوطه... یه مقداری صدای جیغ میومد که تخت خواب یه مادرمرده ای رو درست روی همون نقطه پرت کردم و اون... اون... خب... مُرد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لاوندر براون در 1400/5/1 20:35:48

دختری تنها در میان باد و طوفان...
آیا او را رهایی خواهد بود از این شب غربت؟
یا مامانش دوباره او را به خانه راه خواهد داد؟
او در کوچه ی سرد قدم برمیدارد ومی اندیشد:
آیا ریختن آبلیمو در قهوه ی مادر کار درستیست؟
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

پروفسور راکارو؟
جادوی سیاه؟ فوق پیشرفته؟
این تخصص ماست!
ما نیز تکلیف انجام دادیم.
1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
مزایای طلسم:
1- خون و خونریزی بی دلیل صورت نمی گیره و در نتیجه جایی کثیف نمی شه. وقتی جایی کثیف نشه، مجبور نمی شیم از مواد شوینده مضر استفاده کنیم.
2- استفاده از مهارت های دستی! بر خلاف چوب جادو، این طلسم احتیاج به تمرین و سرعت عمل و تمرکز زیادی داره و انجامش کار هر کسی نیست. می تونیم با اجراش، خفن جلوه کنیم.
3- ایجاد رعب و وحشت در دشمن یه دلیل خشونت ظاهری این طلسم.
4- موقتی بودن طلسم و پاک شدن آثارش بطور کامل.
5- بی گردن ها می توانند از این طلسم جان سالم به در ببرند.
معایب:
1- تجاوز به حقوق چاقوهای واقعی و خرد کردن شخصیت آن ها
2- ایجاد آلودگی صوتی بی دلیل به مدت سی و هشت ساعت. طرف آسیب خاصی ندیده ولی همینجوری هی قراره عربده بکشه.
3- احتیاج داشتن به چاقوهای خاص آرکو که باعث می شه آرکو روز به روز ثروتمند تر و ما روز به روز فقیر تر شویم.
4- احتمال اشتباه در حین تلاش برای خفن به نظر رسیدن هنگام اجرای طلسم. ممکنه گلوی یکی دیگه رو جر بدهیم یا به درو دیوار و اشیاء آسیب برسانیم.
5- عدم امکان پس گرفتن یا خنثی کردن طلسم در صورت پشیمانی!
2. یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین. (چهار نمره)
روزی روزگاری، کله سحر از مرگخواران خواستیم مرتب و منظم کنار دیوار ایستاده و صف را به هم نزنند... که به هم هم نزدند. قصد داشتیم طلسم سیاه جدیدی را که آموخته بودیم روی یکی از آن ها اجرا کنیم.
کمی گردن هایشان را بررسی کردیم.
گردن در اجرای این طلسم، بسیار حائز اهمیت است. البته استاد تاکیدی روی این موضوع نداشت. ولی ما داشتیم.
لینی را فورا در ذهنمان خط زدیم. به دلیل ریزی مفرط، اصلا مناسب نبود.
ایوان روزیه را هم خط زدیم. زیادی سفت بود.
هکتور را نیز خط زدیم. زیاد تکان می خورد.
و رسیدیم به آرکو!
گردن مناسبی داشت. ولی یقه لباسش به حالت ایستاده بود و همین ایجاد مزاحمت می کرد. از سوسک سیاهی که داشت روی دیوار برای خودش سوسکی راه می رفت کمک گرفتیم. او را با طلسم فرمان به داخل یقه آرکو هدایت کردیم. و درست وقتی که آرکو برای خلاص شدن از شر سوسک، یقه اش را تا کرد، طلسم را اجرا کرده و با شنیدن صدای فریاد آرکو غرق در شادی شدیم.
هر چند همه ادعا می کردند فریاد آرکو در نتیجه نفوذ سوسک به لایه های زیرین لباس هایش بوده. ولی ما که باور نکردیم. ما طلسم را به زیبایی اجرا کرده بودیم.
3. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین.(دو نمره)
طبق گزارش شاهدان عینی، جادو آموز پررو درد کشید و فریاد زد. منشا پررویی او، تربیت خانوادگی اش بود. برای همین در همین حالت هم دراکو مالفوی وار، به پدرش پناه برد. در حالی که فریاد می کشید:
- پددددددرررر... پدرررررر... پد عرررررر!
همین تلاش برای غلیظ کردن فریاد هایش او را دچار دردسر کرد. سفینه فضایی غیر جادویی ای که برای جمع آوری یک نمونه "خر" به کره زمین آمده بود، با شنیدن "عر" گوش هایش تیز شد. درست بالای سر پررو متوقف شد. چنگکی از قسمت زیر سفینه در آمد و پررو را با خودش بالا کشید و برای بررسی های دقیق تر به سیاره ای ناشناخته برد. از سی و هفت ساعت بعدی هیچ اطلاعاتی در دست نیست.
جادوی سیاه؟ فوق پیشرفته؟
این تخصص ماست!
ما نیز تکلیف انجام دادیم.
1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره)
مزایای طلسم:
1- خون و خونریزی بی دلیل صورت نمی گیره و در نتیجه جایی کثیف نمی شه. وقتی جایی کثیف نشه، مجبور نمی شیم از مواد شوینده مضر استفاده کنیم.
2- استفاده از مهارت های دستی! بر خلاف چوب جادو، این طلسم احتیاج به تمرین و سرعت عمل و تمرکز زیادی داره و انجامش کار هر کسی نیست. می تونیم با اجراش، خفن جلوه کنیم.
3- ایجاد رعب و وحشت در دشمن یه دلیل خشونت ظاهری این طلسم.
4- موقتی بودن طلسم و پاک شدن آثارش بطور کامل.
5- بی گردن ها می توانند از این طلسم جان سالم به در ببرند.
معایب:
1- تجاوز به حقوق چاقوهای واقعی و خرد کردن شخصیت آن ها
2- ایجاد آلودگی صوتی بی دلیل به مدت سی و هشت ساعت. طرف آسیب خاصی ندیده ولی همینجوری هی قراره عربده بکشه.
3- احتیاج داشتن به چاقوهای خاص آرکو که باعث می شه آرکو روز به روز ثروتمند تر و ما روز به روز فقیر تر شویم.
4- احتمال اشتباه در حین تلاش برای خفن به نظر رسیدن هنگام اجرای طلسم. ممکنه گلوی یکی دیگه رو جر بدهیم یا به درو دیوار و اشیاء آسیب برسانیم.
5- عدم امکان پس گرفتن یا خنثی کردن طلسم در صورت پشیمانی!
2. یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین. (چهار نمره)
روزی روزگاری، کله سحر از مرگخواران خواستیم مرتب و منظم کنار دیوار ایستاده و صف را به هم نزنند... که به هم هم نزدند. قصد داشتیم طلسم سیاه جدیدی را که آموخته بودیم روی یکی از آن ها اجرا کنیم.
کمی گردن هایشان را بررسی کردیم.
گردن در اجرای این طلسم، بسیار حائز اهمیت است. البته استاد تاکیدی روی این موضوع نداشت. ولی ما داشتیم.
لینی را فورا در ذهنمان خط زدیم. به دلیل ریزی مفرط، اصلا مناسب نبود.
ایوان روزیه را هم خط زدیم. زیادی سفت بود.
هکتور را نیز خط زدیم. زیاد تکان می خورد.
و رسیدیم به آرکو!
گردن مناسبی داشت. ولی یقه لباسش به حالت ایستاده بود و همین ایجاد مزاحمت می کرد. از سوسک سیاهی که داشت روی دیوار برای خودش سوسکی راه می رفت کمک گرفتیم. او را با طلسم فرمان به داخل یقه آرکو هدایت کردیم. و درست وقتی که آرکو برای خلاص شدن از شر سوسک، یقه اش را تا کرد، طلسم را اجرا کرده و با شنیدن صدای فریاد آرکو غرق در شادی شدیم.
هر چند همه ادعا می کردند فریاد آرکو در نتیجه نفوذ سوسک به لایه های زیرین لباس هایش بوده. ولی ما که باور نکردیم. ما طلسم را به زیبایی اجرا کرده بودیم.
3. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین.(دو نمره)
طبق گزارش شاهدان عینی، جادو آموز پررو درد کشید و فریاد زد. منشا پررویی او، تربیت خانوادگی اش بود. برای همین در همین حالت هم دراکو مالفوی وار، به پدرش پناه برد. در حالی که فریاد می کشید:
- پددددددرررر... پدرررررر... پد عرررررر!
همین تلاش برای غلیظ کردن فریاد هایش او را دچار دردسر کرد. سفینه فضایی غیر جادویی ای که برای جمع آوری یک نمونه "خر" به کره زمین آمده بود، با شنیدن "عر" گوش هایش تیز شد. درست بالای سر پررو متوقف شد. چنگکی از قسمت زیر سفینه در آمد و پررو را با خودش بالا کشید و برای بررسی های دقیق تر به سیاره ای ناشناخته برد. از سی و هفت ساعت بعدی هیچ اطلاعاتی در دست نیست.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1400/02/14
تولد نقش: 1400/02/14
آخرین ورود: جمعه 12 دی 1404 19:50
از: سی سی جی!
پستها:
128

جلسه اول کلاس پرتاب چاقو بر گلوی دانش آموزان جادوی سیاه فوق پیشرفته
جادو آموزان پس از شرکت در کلاس طاقت فرسای ماگل شناسی, از پله ها بالا رفتند تا خود را به کلاس جادوی سیاه پیشرفته...
- جادوی سیاه پیشرفته؟
جادو آموزی که لیست درس ها را در دست داشت این را گفت.
- نه "جادوی سیاه فوق پیشرفته" ببین اینجا نوشته!
- حالا هر چی!
- من که فکر می کردم شوخی مدیر جدیده؛ آخه مثل اینکه خیلی خنده روئه.
دیگری به تابلوی کلاس رو به رو اشاره کرد.
- انگار واقعیه!
هیچ کس باورش نمی شد در هاگوارتز کلاس جادوی سیاه برگزار شود، هر آن منتظر بوند که کسی بیاید و بگوید آنها در مقابل یک دوربین مخفی هستند.
کسی نیامد بنابراین با احتیاط وارد کلاس شدند. در کلاس با پسری مو سفید که به این صورت روی میز نشسته بود و دو چیز پف پفی در دست داشت، رو به رو شدند.
جادو آموزان ترسیده، هر کدام به گوشه ای خزیدند و به دلیل اینکه زبانشان بند آمده بود، چیزی نگفتند.
- میناسان، اوهایو!
*دانش آموزان نگاهی به یکدیگر انداختند مطمِئن بودند در بینشان مینایی وجود ندارد.
- به کلاس مهارت در پرتاب چاقو با اسم مستعار جادوی فوق سیاه پیشرفته، خوش اومدید.
در این لحظه جادو آموزان مطمئن شدند که شوخی ای در کار نیست.
- من استاد این درس، ارکوارت راکارو هستم.شاید از خودتون بپرسید چرا این شکلیم؛ باید بگم به دلیل کمبود بودجه و ساحره مجبور شدیم که جمعی از جادوگران به تیم چیر لیدری بپیوندیم و تا آخر ترم قراره این پف پفیا رو ببینین!
جادو آموزان:
- شوخی کردم، فقط امروز با اینا اومدم!
بریم سر درسمون ولی اول باید یه سری چیزا رو روشن کنم!1. سر کلاس من هر کاری آزاده: زدن، تیکه تیکه کردن، امحا رو از احشا جدا کردن و... اما یه خط قرمز دارم؛ هر کس برای پیتر و الکس قلدری کنه با چاقوی من طرفه!
الکس و پیتر که در بین دانش آموزان سال اولی حضور داشتند در نیمکتشان فرو رفتند؛ نیمکت که چه عرض کنم با توجه به بودجه مدرسه نیمکتی در کلاس در وجود نداشت بنابراین در قالی کرمانشان فرو رفتند.
جادو آموزی که به نظر ارشد می آمد، با پررویی رو به ارکو گفت:
- اگه قلدری کنیم مثلا چی می شه؟
ارکو با سرعن زیاد از زیر پف پفی دست راستش، چیزی به طرف گلوی جادو آموز بی نوا پرتاب کرد.
همه جادوآموزان جیغ کشیدند، چاقویی بر گلوی جادو آموز مذکور فرو رفته بود!
- گفتم که شوخی ندارم؛ نگفتم؟
خب الان می گم. من با کسی شوخی ندارم.
جادو آموزان با ناباوری نگاهی به ارکو بی خیال انداختند؛ انگار نه انگار همین الان به یکی از جادو آموزان سوء قصد کرده بود.
- نترسید همونطور که می بینین، این چاقو واقعی نیست.
ارکو به گلوی جادو آموز پرو اشاره کرد.
- این یه طلسمه تاریکه که امروز خودم اختراعش کردم؛ این طلسم تا سی و هشت ساعت، درد چاقو رو برای فرد تداعی می کنه اما هیچ صدمه ای وارد نمی کنه، بیشتر وسیله ای برای دست گرمیه!
جادو آموز درحال خفه شدن بود و مانند هیپوگریف پر کنده، بال بال می زد.
ارکو بدون اینکه از جایش تکانی بخورد، رو به دیگر جادو آموزان گفت:
- تکلیفتون اینه:
1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.(چهار نمره) یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.تاکیید می کنم که شرح بدین!(چهار نمره)
2. چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟ سی هشت ساعت عذاب جادو آموز رو به صورت گزارش، شرح بدین. تاکید می کنم به صورت گزارش نه رول!(دو نمره)
ارکو این را گفت و با همان حالت از کلاس خارج شد.
* صبح بخیر همگی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اركوارت راكارو در 1400/5/1 17:23:11
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/06/25
تولد نقش: 1397/06/27
آخرین ورود: یکشنبه 11 مرداد 1405 22:55
از: قـضــــاااا
پستها:
211
شغل
مدیر کل دیوان جادوگران

کلاس جادوی سیاه فوق پیشرفته
با تدریس پروفسور اركوارت راكارو
نوع درس: عمومی
* اساتید محترم موظف هستن زمانبندی های زیر را جهت تدریس و تصحیح تکالیف در نظر داشته باشند. تاخیر در تدریس یا تدریس زودهنگام موجب کسر امتیاز از گروه استاد می شود مگر آنکه از قبل با دفتر مدیریت مدرسه هماهنگ شده باشد.
جلسه اول
زمان تدریس: از ساعت 00:00:00 تاریخ 1 مرداد تا ساعت 23:59:59 تاریخ 2 مرداد
آخرین مهلت پذیرفتن تکالیف: ساعت 23:59:59 تاریخ 13 مرداد
شرح امتیازات: هر زمان قبل از تدریس جلسه دوم
جلسه دوم
زمان تدریس: از ساعت 00:00:00 تاریخ 15 مرداد تا ساعت 23:59:59 تاریخ 16 مرداد
آخرین مهلت پذیرفتن تکالیف: ساعت 23:59:59 تاریخ 27 مرداد
شرح امتیازات: هر زمان قبل از تدریس جلسه سوم
جلسه سوم
زمان تدریس: از ساعت 00:00:00 تاریخ 29 مرداد تا ساعت 23:59:59 تاریخ 30 مرداد
آخرین مهلت پذیرفتن تکالیف: ساعت 23:59:59 تاریخ 10 شهریور
شرح امتیازات: قبل از جلسه امتحانا برای کلاس های تخصصی و حداکثر تا 15 شهریور برای کلاس های عمومی
با تدریس پروفسور اركوارت راكارو
نوع درس: عمومی
* اساتید محترم موظف هستن زمانبندی های زیر را جهت تدریس و تصحیح تکالیف در نظر داشته باشند. تاخیر در تدریس یا تدریس زودهنگام موجب کسر امتیاز از گروه استاد می شود مگر آنکه از قبل با دفتر مدیریت مدرسه هماهنگ شده باشد.
جلسه اول
زمان تدریس: از ساعت 00:00:00 تاریخ 1 مرداد تا ساعت 23:59:59 تاریخ 2 مرداد
آخرین مهلت پذیرفتن تکالیف: ساعت 23:59:59 تاریخ 13 مرداد
شرح امتیازات: هر زمان قبل از تدریس جلسه دوم
جلسه دوم
زمان تدریس: از ساعت 00:00:00 تاریخ 15 مرداد تا ساعت 23:59:59 تاریخ 16 مرداد
آخرین مهلت پذیرفتن تکالیف: ساعت 23:59:59 تاریخ 27 مرداد
شرح امتیازات: هر زمان قبل از تدریس جلسه سوم
جلسه سوم
زمان تدریس: از ساعت 00:00:00 تاریخ 29 مرداد تا ساعت 23:59:59 تاریخ 30 مرداد
آخرین مهلت پذیرفتن تکالیف: ساعت 23:59:59 تاریخ 10 شهریور
شرح امتیازات: قبل از جلسه امتحانا برای کلاس های تخصصی و حداکثر تا 15 شهریور برای کلاس های عمومی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1388/03/30
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 19:05
از: رو شونههای ارباب!
پستها:
5457

1.
اینجا کلاس آموزش جادوی سیاه بود و استادشان بلاتریکس لسترنج. یعنی چهار دانشآموزی که فراخونده شده بودن، برای اطمینان از سالم خارج شدنشون از کلاس، تصمیم گرفتن دقیقا به ترتیبی که نامشون خونده شده بود جلو بیان و به شکنجهی رودولف بپردازن.
نوربرتا که اژدها بود و معلوم نبود چرا سرکلاس راش داده بودن، جلو میاد و نگاهی به رودولف که حالا دست و پاش بسته شده بود تا بیش از این اقدام به فرار نکنه میندازه. سپس نگاهشو از رودولف برمیداره و به ابزار آلات شکنجهای که روی میز ردیف شده بودن میدوزه.
برقی تو چشمای نوربرتا شروع به درخشیدن میکنه. رودولف با دیدن حرکت نوربرتا که کاملا مشخص بود قصد داره آتیش وجودشو به بیرون هدایت کنه، وحشت میکنه و سعی میکنه با ور رفتن به صندلی خودشو از مسیر آتش اژدهای خشمگین دور کنه. اما آتش با شدت خارج میشه و فریاد "سوختم، جزغاله شدم" از رودولف برمیخیزه.
- اوه دوشیزه نوربرتا. درسته که با وسایلی که خواستم شکنجهش نکردی، ولی خلاقیتت برای شکنجه قابل تحسینه. میتونی بشینی.
نوربرتا لبخند رضایتبخشی میزنه و پشتشو به رودولف میکنه. دم بلندش اشتباها یا از قصد محکم با صورت رودولف برخورد میکنه و فریاد آخ دیگهای از رودولف بلند میشه. بلا کاملا از این وضعیت راضی به نظر میرسید.
لینی که نفر بعدی بود، با خوشحالی جلو میاد و به ابزار آلات شکنجه خیره میشه. انتخاب یکی از اونا واقعا براش سخت بود. لینی نیمنگاهی به رودولفِ سوخته که همچنان در تلاش بود تا همراه صندلی خودشو از پنجره پرت کنه پایین میندازه و تصمیمشو میگیره.
چکش و جعبهی میخهارو برمیداره و رو به روی رودولف قرار میگیره. پیش از اینکه رودولف از وحشت بخواد بیهوش بشه، خم میشه و صندلیو با میخ به زمین میکوبه(!) تا خبری از تلاشهای رودولف برای فرار نباشه. رودولف نفس راحتی میکشه.
- همیشه میدونستم آدم خشنی نیستی. مرسی لینی! مطمئنم بلاتریکس از شکنجهی صندلی هم لذت میبره و کاری باهات نداره.
اما کار لینی با چکش و میخ به زمین و صندلی ختم نمیشد. لینی لبخندی شیطانی میزنه، میخو وسط دستای رودولف قرار میده و محکم با چکش روش میکوبه. فریاد دردآلود رودولف همانا و متصل شدن دستش به صندلی اونم توسط میخ نیز همانا! لینی به دست راضی نمیشه و حتی پاهای رودولفم با میخ به صندلی میکوبه.
با حرکت سر بلاتریکس که رضایت ازش میبارید، لینی برمیگرده و سرجاش میشینه. به نظر میرسید ریگولوس که نفر بعدیه نیازی به هیچگونه تفکری نداشت. گویا نقشهی چندماههای برای آزار و اذیت رودولف کشیده بود و حالا که فرصتشو بدست آورده بود از هیچ وسیلهای دریغ نمیکرد.
بنابراین به سمت میز میره و کلیهی ابزار آلاتو تو رداش میریزه و جلوی رودولف قرار میگیره. پنجه بوکسو تو دستاش محکم میکنه و چندین ضربهی جانانه به صورت و شکم رودولف وارد میکنه.
شکنجهی جسمی برای ریگولوس کافی نبود. بنابراین قیچی رو برمیداره و در حالی که تهدید کنان اونو باز و بسته میکرد به صورت رودولف نزدیک میشه.
- نه موهام نه!
با سوئیچ شدن نگاه رودولف از موهاش به سبیلش، وحشت رودولف دو چندان میشه.
- این سیبیل حاصل تلاش چند روزهی منه. دستش بزنی...
- هرکار میخوای بکن آقای بلک.
و همین حرف کافی است تا ریگولوس با قیچی به جون سیبیل رودولف بیفته و اونو از ریخت بندازه. رودولف که حالا ضربهی روحی محکمی هم خورده بود چه کاری جز چشمغره رفتن به ریگولوس میتونست بکنه؟
قبل از اینکه ریگولوس بخواد شکنجه بعدیشو اعمال کنه، بلاتریکس مانع میشه و ازش میخواد فرصتو به نفر بعدی بده. ریگولوس با ناامیدی آهی میکشه و وسایل شکنجه رو به جای قرار دادن روی میز، تو دستای ارنی خالی میکنه.
ارنی وسایلو یکی پس از دیگری از نظر میگذرونه. به نظر میرسید همهشون یه دور توسط نفرات قبلی مورد استفاده قرار گرفتن و ارنی آدمی نبود که به حرکت تکراری رضایت بده.
- اوه ناخنگیر!
در ادامه شاهد از جا در اومدن تعدادی از ناخنهای رودولف توسط ارنی میشیم. ازونجایی که صحنه شدیدا خشن بود و از رودولف تقریبا هیچی باقی نمونده از توصیف بیشتر وقایا میپرهیزیم. رودولف نفله شده تقدیم پروفسور لسترنج باد.
2.
قیچی - کوفته قلقلی - عینک - ژاکت - مرلین - ساعت برنارد - میخ
برنارد ژاکت مشکی رنگشو میپوشه و با گذاشتن عینکی بر چشم درست همانند ماموران حرفهای تفنگ به دست میشه. خب، البته با این تفاوت که به جای تفنگ در یک دست قیچی و تو دست دیگهش میخ به همراه داشت. کوفته قلقلی رو از روی میز برمیداره و رهسپار عالم بالا میشه. با دیدن مرلین که با خوشرویی دهنشو باز کرده بود تا سلام کنه، بلافاصله دکمه ساعت برناردیشو فشار میده. کوفته قلقلیو تو حلق بازموندهی مرلین میچپونه و دوباره زمانو به حرکت در میاره. مرلین در اثر خوردن کوفته قلقلیه آغشته به داروی خواب آور بیهوش رو زمین میفته. برنارد لبخندی شیطانی میزنه و انتقام زجری که تو پست آرسینوس کشیده بودو، با میخ کوبیدن تو سر و صورت مرلین و قیچی کردن موهای بلندش و تیکه پاره کردن بدن مرلین میگیره!
اینجا کلاس آموزش جادوی سیاه بود و استادشان بلاتریکس لسترنج. یعنی چهار دانشآموزی که فراخونده شده بودن، برای اطمینان از سالم خارج شدنشون از کلاس، تصمیم گرفتن دقیقا به ترتیبی که نامشون خونده شده بود جلو بیان و به شکنجهی رودولف بپردازن.
نوربرتا که اژدها بود و معلوم نبود چرا سرکلاس راش داده بودن، جلو میاد و نگاهی به رودولف که حالا دست و پاش بسته شده بود تا بیش از این اقدام به فرار نکنه میندازه. سپس نگاهشو از رودولف برمیداره و به ابزار آلات شکنجهای که روی میز ردیف شده بودن میدوزه.
برقی تو چشمای نوربرتا شروع به درخشیدن میکنه. رودولف با دیدن حرکت نوربرتا که کاملا مشخص بود قصد داره آتیش وجودشو به بیرون هدایت کنه، وحشت میکنه و سعی میکنه با ور رفتن به صندلی خودشو از مسیر آتش اژدهای خشمگین دور کنه. اما آتش با شدت خارج میشه و فریاد "سوختم، جزغاله شدم" از رودولف برمیخیزه.
- اوه دوشیزه نوربرتا. درسته که با وسایلی که خواستم شکنجهش نکردی، ولی خلاقیتت برای شکنجه قابل تحسینه. میتونی بشینی.

نوربرتا لبخند رضایتبخشی میزنه و پشتشو به رودولف میکنه. دم بلندش اشتباها یا از قصد محکم با صورت رودولف برخورد میکنه و فریاد آخ دیگهای از رودولف بلند میشه. بلا کاملا از این وضعیت راضی به نظر میرسید.
لینی که نفر بعدی بود، با خوشحالی جلو میاد و به ابزار آلات شکنجه خیره میشه. انتخاب یکی از اونا واقعا براش سخت بود. لینی نیمنگاهی به رودولفِ سوخته که همچنان در تلاش بود تا همراه صندلی خودشو از پنجره پرت کنه پایین میندازه و تصمیمشو میگیره.
چکش و جعبهی میخهارو برمیداره و رو به روی رودولف قرار میگیره. پیش از اینکه رودولف از وحشت بخواد بیهوش بشه، خم میشه و صندلیو با میخ به زمین میکوبه(!) تا خبری از تلاشهای رودولف برای فرار نباشه. رودولف نفس راحتی میکشه.
- همیشه میدونستم آدم خشنی نیستی. مرسی لینی! مطمئنم بلاتریکس از شکنجهی صندلی هم لذت میبره و کاری باهات نداره.

اما کار لینی با چکش و میخ به زمین و صندلی ختم نمیشد. لینی لبخندی شیطانی میزنه، میخو وسط دستای رودولف قرار میده و محکم با چکش روش میکوبه. فریاد دردآلود رودولف همانا و متصل شدن دستش به صندلی اونم توسط میخ نیز همانا! لینی به دست راضی نمیشه و حتی پاهای رودولفم با میخ به صندلی میکوبه.
با حرکت سر بلاتریکس که رضایت ازش میبارید، لینی برمیگرده و سرجاش میشینه. به نظر میرسید ریگولوس که نفر بعدیه نیازی به هیچگونه تفکری نداشت. گویا نقشهی چندماههای برای آزار و اذیت رودولف کشیده بود و حالا که فرصتشو بدست آورده بود از هیچ وسیلهای دریغ نمیکرد.
بنابراین به سمت میز میره و کلیهی ابزار آلاتو تو رداش میریزه و جلوی رودولف قرار میگیره. پنجه بوکسو تو دستاش محکم میکنه و چندین ضربهی جانانه به صورت و شکم رودولف وارد میکنه.
شکنجهی جسمی برای ریگولوس کافی نبود. بنابراین قیچی رو برمیداره و در حالی که تهدید کنان اونو باز و بسته میکرد به صورت رودولف نزدیک میشه.
- نه موهام نه!

با سوئیچ شدن نگاه رودولف از موهاش به سبیلش، وحشت رودولف دو چندان میشه.
- این سیبیل حاصل تلاش چند روزهی منه. دستش بزنی...

- هرکار میخوای بکن آقای بلک.

و همین حرف کافی است تا ریگولوس با قیچی به جون سیبیل رودولف بیفته و اونو از ریخت بندازه. رودولف که حالا ضربهی روحی محکمی هم خورده بود چه کاری جز چشمغره رفتن به ریگولوس میتونست بکنه؟
قبل از اینکه ریگولوس بخواد شکنجه بعدیشو اعمال کنه، بلاتریکس مانع میشه و ازش میخواد فرصتو به نفر بعدی بده. ریگولوس با ناامیدی آهی میکشه و وسایل شکنجه رو به جای قرار دادن روی میز، تو دستای ارنی خالی میکنه.
ارنی وسایلو یکی پس از دیگری از نظر میگذرونه. به نظر میرسید همهشون یه دور توسط نفرات قبلی مورد استفاده قرار گرفتن و ارنی آدمی نبود که به حرکت تکراری رضایت بده.
- اوه ناخنگیر!

در ادامه شاهد از جا در اومدن تعدادی از ناخنهای رودولف توسط ارنی میشیم. ازونجایی که صحنه شدیدا خشن بود و از رودولف تقریبا هیچی باقی نمونده از توصیف بیشتر وقایا میپرهیزیم. رودولف نفله شده تقدیم پروفسور لسترنج باد.

2.
قیچی - کوفته قلقلی - عینک - ژاکت - مرلین - ساعت برنارد - میخ
برنارد ژاکت مشکی رنگشو میپوشه و با گذاشتن عینکی بر چشم درست همانند ماموران حرفهای تفنگ به دست میشه. خب، البته با این تفاوت که به جای تفنگ در یک دست قیچی و تو دست دیگهش میخ به همراه داشت. کوفته قلقلی رو از روی میز برمیداره و رهسپار عالم بالا میشه. با دیدن مرلین که با خوشرویی دهنشو باز کرده بود تا سلام کنه، بلافاصله دکمه ساعت برناردیشو فشار میده. کوفته قلقلیو تو حلق بازموندهی مرلین میچپونه و دوباره زمانو به حرکت در میاره. مرلین در اثر خوردن کوفته قلقلیه آغشته به داروی خواب آور بیهوش رو زمین میفته. برنارد لبخندی شیطانی میزنه و انتقام زجری که تو پست آرسینوس کشیده بودو، با میخ کوبیدن تو سر و صورت مرلین و قیچی کردن موهای بلندش و تیکه پاره کردن بدن مرلین میگیره!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/04/11
تولد نقش: 1395/04/14
آخرین ورود: سهشنبه 22 خرداد 1403 18:37
از: روی جارو
پستها:
140

(1) یک رول بنویسید که طی اون رودولف توسط نوربرتا و لینی و ریگولوس و ارنی با وسایلی که نام بردم شکنجه میشه. ( 30 نمره )
رودولف به صندلی با طنابی بسته شده.ودهنش با پارچه ای بسته شده بود.
در همین حین ناگهان در اتاق باز میشود وچهار نفر وارد اتاق میشوند.رودولف ابتدا به خاطر نور شدیدی که از بیرون اتاق وارد اتاق شده نتوانست ان چهار شبح را بشناسد.بعد از کمی مدت که چشم های رودولف به ان روشنایی عادت کرد توانست ان ها رو بشناسد.
این همان چیزی بود که ازش حسابی میترسید گیر افتادن در چنگ این چهار نفر.
نوربرتا درحالی که لبخند بر لبش بود جلو آمد.میزی در سمت چپ رودولف وجود داشت که روش چند عدد وسیله ی شکنجه وجود داشت .نوربرتا دستش رو روی آن ها کشید.سپس طناب را برداشت و محکم به بدن رودولف کوبید.رودولف اه دردناکی کشید اما هیچکس آن اه درد ناک را نشنید.
نوربرتا بعد برگشت به سمت میز دستش را روی بقیه وسایل کشید انگار مردد بود که کدام وسیله ی شکنجه رو برای ردولف بخت برگشته انتخاب کنه .سپس دو میخ رو برداشت و در چشمان رودولف فرو کرد باز هم کسی صدایش رو نشنید.
-نوربرتا بسته ولش کن نوبت ما هم بشه.
-لینی فقط دو کار دیگه انجام میدم بعد تمومش میکنم وواگذارش میکنم به شما سه تن ولبخند مکش مرایی تحویل لینی داد.
بعد با ناخن گیر ده تا ناخن های رودولف را کشید .وبعدش با اره گوش های رودولف را برید.
رودولف دیگر داشت از درد بیهوش میشد.نوربرتا دستش را بخودش مالید تا خون رودولف پاک شود .
-نوبت شما هاست زود تمامش کنید کار دیگری هم باید انجام بدهیم.
ریگولوس جلو امد از روی میز پنج بکس رو برداشت و چند تایی به صورت رودولف زد.بعد هم لبخند کوچکی زد واتاق بیرون امد.
نوبت ارنی بود که با قیچی دستای رودولف رو زخمی کرد از اتاق که بیرون رفت .لینی جلو امد و با چکش ضربه ای محکمی به سر رودولف زد که رودولف از درد بیهوش شد.
لینی نگاهی به نوشته ها انداخت با خودش فکر کرد عجب داستان باحالی بود رودولف رو چه شکنجه ی باحالی دادن.برگه ها رو برداشت تا ببرد پیش دوستانش تا انها هم بخواننش.
(2) یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " قیچی - کوفته قلقلی - عینک - ژاکت - مرلین - ساعت برنارد - میخ " استفاده شده باشد و در متن یک نفرشکنجه شود.(مخصوص دانش آموزان رسمی ) ( 5 امتیاز )
مری نگاهی به بیرون انداخت هوا خیلی سرد بود ژاکتش رو پوشید وعینکش را روی صورتش مرتب کرد.با خودش گفت مرلین رحم کند چه قدر سرده.شام کوفته قلقلی داشتن.باخودش گفت ای کاش ساعت برنارد رو داشت تا بتونه زمان رو متوقف کنه .قیچی ومیخ رو برداشت و به کافه رفت اونجا قرار بود یکی رو ببند.وقتی رسید دید اون شخص نشسته سریع جلو رفت باید تا کافه خلوت بود اون رو شکنجه کند.سریع میخ رو به بدنش زد اجازه واکنش نشون دادن نداد .بعد چوبش رو در اورد ودست وپاهاش رو بست .سپس با قیچی به بدنش زد پس از بیست دقیقه شکنجه کردن او را رها کرد واز کافه بیرون رفت.
رودولف به صندلی با طنابی بسته شده.ودهنش با پارچه ای بسته شده بود.
در همین حین ناگهان در اتاق باز میشود وچهار نفر وارد اتاق میشوند.رودولف ابتدا به خاطر نور شدیدی که از بیرون اتاق وارد اتاق شده نتوانست ان چهار شبح را بشناسد.بعد از کمی مدت که چشم های رودولف به ان روشنایی عادت کرد توانست ان ها رو بشناسد.
این همان چیزی بود که ازش حسابی میترسید گیر افتادن در چنگ این چهار نفر.
نوربرتا درحالی که لبخند بر لبش بود جلو آمد.میزی در سمت چپ رودولف وجود داشت که روش چند عدد وسیله ی شکنجه وجود داشت .نوربرتا دستش رو روی آن ها کشید.سپس طناب را برداشت و محکم به بدن رودولف کوبید.رودولف اه دردناکی کشید اما هیچکس آن اه درد ناک را نشنید.
نوربرتا بعد برگشت به سمت میز دستش را روی بقیه وسایل کشید انگار مردد بود که کدام وسیله ی شکنجه رو برای ردولف بخت برگشته انتخاب کنه .سپس دو میخ رو برداشت و در چشمان رودولف فرو کرد باز هم کسی صدایش رو نشنید.
-نوربرتا بسته ولش کن نوبت ما هم بشه.
-لینی فقط دو کار دیگه انجام میدم بعد تمومش میکنم وواگذارش میکنم به شما سه تن ولبخند مکش مرایی تحویل لینی داد.
بعد با ناخن گیر ده تا ناخن های رودولف را کشید .وبعدش با اره گوش های رودولف را برید.
رودولف دیگر داشت از درد بیهوش میشد.نوربرتا دستش را بخودش مالید تا خون رودولف پاک شود .
-نوبت شما هاست زود تمامش کنید کار دیگری هم باید انجام بدهیم.
ریگولوس جلو امد از روی میز پنج بکس رو برداشت و چند تایی به صورت رودولف زد.بعد هم لبخند کوچکی زد واتاق بیرون امد.
نوبت ارنی بود که با قیچی دستای رودولف رو زخمی کرد از اتاق که بیرون رفت .لینی جلو امد و با چکش ضربه ای محکمی به سر رودولف زد که رودولف از درد بیهوش شد.
لینی نگاهی به نوشته ها انداخت با خودش فکر کرد عجب داستان باحالی بود رودولف رو چه شکنجه ی باحالی دادن.برگه ها رو برداشت تا ببرد پیش دوستانش تا انها هم بخواننش.
(2) یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " قیچی - کوفته قلقلی - عینک - ژاکت - مرلین - ساعت برنارد - میخ " استفاده شده باشد و در متن یک نفرشکنجه شود.(مخصوص دانش آموزان رسمی ) ( 5 امتیاز )
مری نگاهی به بیرون انداخت هوا خیلی سرد بود ژاکتش رو پوشید وعینکش را روی صورتش مرتب کرد.با خودش گفت مرلین رحم کند چه قدر سرده.شام کوفته قلقلی داشتن.باخودش گفت ای کاش ساعت برنارد رو داشت تا بتونه زمان رو متوقف کنه .قیچی ومیخ رو برداشت و به کافه رفت اونجا قرار بود یکی رو ببند.وقتی رسید دید اون شخص نشسته سریع جلو رفت باید تا کافه خلوت بود اون رو شکنجه کند.سریع میخ رو به بدنش زد اجازه واکنش نشون دادن نداد .بعد چوبش رو در اورد ودست وپاهاش رو بست .سپس با قیچی به بدنش زد پس از بیست دقیقه شکنجه کردن او را رها کرد واز کافه بیرون رفت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


