جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: یکشنبه 19 شهریور 1402 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
- من نه! لعنتی... من نه. من یک حشره ناچیزم! ضعیفم. نحیفم. بیهودم! چرا منو تسخیر کردی!

ولی کار از کار گذشته بود.

مرگخواران حمله ور شده و لینی وارنر روح زده را دستگیر کردند.


شکنجه گاه:

- بلا... نمی شه!

بلاتریکس با کلافگی رو به دوریا کرد.
- یعنی چی که نمی شه. باید بشه.

دوریا نخ جراحی را دور دستان لینی پیچید.
- این دیگه نازک ترین چیزیه که داریم. با طناب بستیمش نشد. با نخ بستیم نشد. با کش بستیم برگشت خورد تو صورت خودمون. با هر چی دستاشو می بندیم می تونه خودشو آزاد کنه. دستاش زیادی حشره ای و باریکن.

بلاتریکس آهی کشید و چند تار مو از سرش کند.
- بگیر با اینا ببند. اعضای بدنم فدای ارباب!

دوریا موها را گرفت و لینی را بست. لینی همچنان در حال داد و فریاد بود.
- من حشره ای وفادار به ارتش سیاه بودم. من کلی خدمت کردم. روونا رو خوش نمیاد با من این کارو بکنین. ارباب رو هم خوش نمیاد. خیال دارین چیکار کنین دقیقا؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: پنجشنبه 9 دی 1400 19:55
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:
مرگخوارا روحی رو دستگیر کردن که باید شکنجش کنن و متناسب با بدنی که روح توشه شیوه های شکنجه متفاوته.
روح وارد بدن لرد ولدمورت میشه و مرگخوارا که اصلاً جرأت شکنجه کردنش رو ندارن، تصمیم می‌گیرن از یوآن استفاده کنن و بهش میگن که لرد باید دچار شکست نفرتی بشه. این وسط لرد که از تلاش‌های یوآن حوصله‌ش سر رفته، یه حرکتی می‌زنه که باعث میشه راسوی خوش‌بو گارد دفاعی بگیره و واسه همین، مقادیری اکسیژن تصفیه‌نشده از دمش ترشح می‌کنه و چندتا مرگخوار بیهوش میشن.


★★★


یه جاروی جامبولانس با سرعت شونصد کیلومتر بر ساعت خودش رو رسوند و دکتر ملانی استانفورد به همراه کادر پزشکیش فوراً پیاده شدن و مشغول رسیدگی به مرگخوارای بیهوش شدن.

- تقصیر خودتونه! تا شماها باشین و به راسوها پلن B و C پیشنهاد ندین!

یوآن اینا رو رو به مرگخوارایی که اینجوری پخش زمین شده بودن، گفت و با اعتماد به نفسی مثال‌زدنی برگشت سمت لرد.
- And you...

لرد از درون دچار استرس و اضطراب شد.
البته خودش نه ها. خودش که اصلاً ککش هم نگزید.
اون روح مزاحم بود که اوضاع رو خیط می‌دید.

- نظرت چیه که پلن A رو روت اجرا کنم؟

یوآن دم راسوییش رو که کاپوت بالا زده بود و داشت دود می‌کرد، بالا گرفت.
لرد که فهمید پلن A اینه، این دفعه اتفاقاً ککش گزید. ولی قبل از اینکه واکنشی نشون بده، روح مزاحم Oh Shit گویان از بدنش خارج شد و این دفعه سمت بلاتریکس پرواز کرد ولی اون وسط خیلی یهویی و غیر ارادی، وارد بدن ریزالجثه‌ترین مرگخوار شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
If you smell what THE RASOO is cooking!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: چهارشنبه 28 مهر 1400 13:41
نمایش جزئیات
آفلاین
برخلاف انتظار همگان، یوآن شروع خوبی نداشت چرا که لرد با بی‌میلی نگاهی به سرتاپاش می‌ندازه.
- مطمئنم اون پیری بشنوه خوش‌حال می‌شه که تو هم این چیزا سرت می‌شه.

یوآن سعی می‌کنه منظورش رو دقیق‌تر بیان کنه.
- منظورم اینه که اگه بفهمی من عاشقتم چی می‌شه؟
- اونوقت ما فهمیدیم که عاشقمون شدی.

یوآن با بدخلقی نگاهشو از لرد برمی‌داره و به مرگخوارا می‌ندازه که اونا هم همونقدر ناامید نظاره‌گر ماجرا بودن.
- من دارم جدی باهات صحبت می‌کنم. من واقعا ازت خوشم میاد!

لرد اشاره‌ای به مرگخواراش می‌کنه.
- مرگخواران ما همه‌شون از ما خوششون میاد.
- نه نه اونطوری نه! منظورم عشقه. عاشق شدن. من اونطوری دوستت دارم!
- آها. خب؟
- خب نداره که من عاشقتم!

برای چند ثانیه یوآن به لرد، و لرد به یوآن زل می‌زنه. لحظاتی که یوآن حس می‌کنه داره به موفقیت می‌رسه. اما خب اشتباه می‌کنه!

- تو هم داری بهم دل می‌بندی؟
- خیر. داریم فکر می‌کنیم چقدر ابله هستی که فکر کردی ما اهمیت می‌دیم.

لرد ضمن گفتن این حرف دستشو جلو میاره و ضربه‌ای به یوآن می‌زنه که باعث می‌شه یوآن ناخودآگاه حالت دفاعی به خودش بگیره و عطر زیبای دمش فضا رو آکنده کنه. چندین مرگخوار درجا بیهوش می‌شن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: یکشنبه 11 مهر 1400 11:52
نمایش جزئیات
آفلاین
ناگهان لب های یوان به لبخند شیطانی مزین شد.
-می‌تونیمم دقیقا برعکس این کار رو بکنیم!

قدمی به سمت لرد سیاه برداشت و ناگهان از ناحیه دم بین زمین و هوا معلق ماند.

-تو! به ذهنتم خطور نکنه که بدون این که به من بگی نقشه‌ات چیه، اجراش کنی!

لبخند یوان کش آمد.
-اربابتون از من متنفره... می‌دونین دیگه؟ حالا اگه من بخوام بهش عشق بورزم، شکنجه روحی میشه! دقیقا برعکس شکست عشقی... شکست نفرتی می‌خوره!

بلاتریکس به فکر فرو رفت. به نظر راه بی خطری می‌آمد.
-بی خطره؟ به نظر بی خطر میاد. موافقین؟

نظر مرگخواران هم موافق بود.
بلاتریکس یوان را رها کرد.
-بدون اینکه یک تار موت حتی اربابم رو لمس کنه، می‌تونی نقشه‌ات رو اجرا کنی.

یوان که در اثر برخوردش به زمین، پنجه‌اش درد گرفته بود، چشم غره‌ای به بلاتریکس رفت.
-من اگه کارم گیر کسی بود، یه کم با ملایمت بیشتری باهاش برخورد می‌کردم.

پاسخ بلا تنها یک لبخند بود.

-باشه بابا! قیافت رو اونجوری نکن! من ازت نمی‌ترسم.

و به سمت لرد سیاه برگشت.
-عشق من چطوره؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: چهارشنبه 31 شهریور 1400 21:42
نمایش جزئیات
آفلاین
فرد بعدی، ذهنش را برای بدست آوردن جواب، دار زد. تا نهایت، جوابی را پشت شیشه سرکه انگوری، در زیر زمین ذهنش یافت.
- شکست عشقی! دقیقا! شکست عشقی، قلب و روح را، میشکند. بشان، آسیب میزند. جواب همینه. مطمئنم!

مرگخواران، بر خلاف همیشه، سردرگم نشده، و زودی دست به کار شدند.

- هی، یوآن! باید کاری کنی که ارباب، شکست عشقی بخورن. شیرفهم شد؟

یوآن، بسیار گیج شد.
- اصن شکست عشقی، چی هست؟

هر کدام از مرگخوارن، دستمالی درآوردند و آبغوره شان، سرازیر شد. غم و اندوه، گلوی مرگخواران را، فشرده بود نمیگذاشت که حرفی بزنند. که نگهان مرگخوار مذکوری، به حرف آمد.
- شکست عشقی، یعنی اونقدر عاشق یکی بشی، که وقتی ولت کنه، در هم بشکنی.

بعد، در دستمالش فین کرد. یوآن، راه درازی را در پیش داشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب من Lord

گر کسی مرا ببیند نتواند که ببیند چون که او قارقارو نیست!

قاقاروی بدون مو!


شناسه بعدی
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 شهریور 1400 23:07
نمایش جزئیات
آفلاین
بلا که در لیگ کویبدیچ قبلی هم پستش مدافع بود، بدون توجه به سرخگون به سمت بلاجر رفت. دم آپشن C راسویی یوآن را گرفت و او را به وسط زمین اورد.

- بدون هیچ گونه آسیب جسمانی و فیزیکی ارباب رو تحت شکنجه های روحی و روانی قرار میدی. اگه بخوای زیر آبی بری تر و تمیز با یه پرواز یه طرفه میفرستمت اون دنیا!

یوان از اونجایی که آپشن C راسوییش شبیه گربه بود خوشبختانه و یا متاسفانه بعضی از خصلت های گربه ها رو هم داشت، مثل هر گربه ی دیگه ای از آب و حتی زیر آب رفتن بدش میامد بنابراین تسلیم شد و آستین های نداشته اش را بالا زد.

- خیالت راحت! فقط باید چجوری اربابتون رو تحت شکنجه های روحی و روانی قرار بدم؟


مرگخواران به یک دیگر نگاه کردند. هیچ کدام جوابی نداشتند. این اولین بار بود که باید شخص شخیص لرد سیاه را غیر مستقیم شکنجه روحی میداند. از آنجایی مه ذهن فرد پشت اسکرین جواب سوال یوان رو در هوش ریونیون، پشتکار هافلیون، شجاعت گریفیون و غرور اسلیتریون ندید، تصمیم گرفت مانند یوان تسلیم شود و جواب دادن به سوال یوان را به عهده فرد بعدی بگذارد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: چهارشنبه 3 شهریور 1400 03:06
نمایش جزئیات
آفلاین
زمان زیادی میگذره و مرگخوار ها همچنان داشتن به هم نگاه می کردن. بلاخره بعد از دقایق طولانی درست وقتی پاتیل خشم بلا درست لب به لب شده بود، لینی به داد همه میرسه.
- اهم اهم. یعنی میخواین خودتون اذیت کردن اربابو شروع کنید؟

دهان تمام مرگخوارانی که برای جواب باز شده بود، همون جوری باز مونده و صدایی ازش خارج نشد. جواب دادن به این سوال در هر دو صورت باخت بود.
اگه به این سوال جواب بله میدادن زنده زنده توسط بلا رنده میشدن. و اگه جوابشون به این سوال منفی بود، زنده زنده توسط بلا ریز ریز میشدن.
انتخاب بسیار سختی بود که بین رنده شدن و ریز ریز شدن وجود داشت. بنابراین در یک توافق دسته جمعی در سکوت همگی تصمیم گرفتن خود بلا رو جلو بندازن تا تصمیم نهایی با خودش باشه. اینجوری از رنده شدن و ریز ریز شدن هم فرار می کردن.

- به نظرم باید بذاریم بلا تصمیم بگیره!
- بله بعد از ارباب، بلا دستور میده.
- مطمئنم اگه الان ارباب هم بودن میخواستن که بلا این تصمیم سخت رو بگیره.

مرگخوار ها حالا سرخگون رو انداخته بودن تو زمین بلا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 مرداد 1400 21:47
نمایش جزئیات
آفلاین
این حقیقت که لینی در اکثر مواقع صدا داشت اما تصویر نداشت، دیگه برای همه جا افتاده بود و هر از گاهی به دلیل نبود تصویر مرگخوارا سعی می‌کردن صدا رو هم نادیده بگیرن.

اما لینی هم اصولا کوتاه بیا نبود و شده جلوی چشم تک‌تک مرگخوارا یک دور بال‌بال می‌زد تا گوش‌هاشون رو مجبور کنه شنوای حرفاش بشن.
- هی با شماهام! حواستون کجاس؟ تا در نرفته نگاش کنین دیگه!

مرگخوارا علی‌رغم میل باطنیشون سعی می‌کنن نگاه ‌کنن. اما نمی‌دونن چیو!
- چیو نگاه کنیم خب؟

لینی که انگشتشو مستقیما به سمت یوآن گرفته بود جواب می‌ده:
- اونجا که دارم نشون می‌دم دیگه. ببینینش!

مرگخوارا باز هم تلاش می‌کنن ولی موفق نمی‌شن. بالاخره آلانیس نکته قابل توجه رو به زبون میاره.
- لینی ما خودتو هم به درستی نمی‌بینیم چه برسه به انگشتت. یکم ریزه می‌دونی!

لینی بال‌بال‌زنان جلو میاد.
- اون راسوهه رو می‌گم! اگه نمی‌خواین خودتون اذیت کردن اربابو شروع کنین اونو بفرستین جلو!

مرگخوارا ابتدا نگاهی به یوآن و سپس نگاهی هم می‌ندازن. تصمیم سختی بود. باید خودشون دست به کار می‌شدن یا اربابشونو دست غریبه می‌سپردن؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: دوشنبه 18 مرداد 1400 18:19
نمایش جزئیات
آفلاین
کافی بود بحث کمک به لرد بشه تا مرگخوارا داوطلبانه از همدیگه سبقت بگیرن، حتی از نوع غیر مجازش!
ولی این یکی فرق داشت و واقعاً هیچکدوم از مرگخوارا شخصاً جرأت شکنجه کردن لرد رو نداشتن.

- چی شده؟

همه برگشتن سمت رودولف، ولی خود رودولف هم برگشته بود سمت منشأ صدا. پس بقیه هم برگشتن همون سمت.
- یوآن؟!
- تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟!
- می‌دونی اینجا جمع مرگخواراس و به تو هیچ ربطی نداره که چی شده؟!
- دور شو ای یوآن!

یوآن که متوجه شد اینا الآن اعصاب معصاب ندارن، بحث رو کش نداد و با احتیاط از کنارشون رد شد. مرگخوارا هم دوباره مشغول همفکری شدن تا ببینن کدومشون داوطلب میشه.

ولی خارج از بحث، لینی به دم راسوییِ یوآن زل زده بود.
- بچه‌ها داوطلب گیر آوردم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در 1400/5/18 18:24:37
If you smell what THE RASOO is cooking!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: دوشنبه 18 مرداد 1400 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:

مرگخوارا روحی رو دستگیر کردن که باید شکنجش کنن و متناسب با بدنی که روح توشه شیوه های شکنجه متفاوته.
روح وارد بدن لرد سیاه شده و ایوا لرد رو قورت داده!

............................

تخ کرد!

ایوا بر خلاف همیشه و همه وقت، لرد سیاه را تف کرد بیرون و لرد سیاه حتی تفی هم نشد.
لرد بودن این مزایا را دارد.

ولی مشکل اصلی هنوز سر جایش بود.

بلاتریکس موقتا مشکل اصلی را کنار گذاشت و فرصت را غنیمت شمرد و پرید و لرد سیاه را در آغوش گرفت.
-ارباب! شما اینجایین. زنده و سالم و کامل. شما هضم نشدین.

اسکورپیوس به صورت لرد اشاره کرد.
-ولی... زیاد هم... کامل... نیسـ ...

سدریک که ایستاده و بالشی را کنار سرش نگه داشته بود، بدون این که چشمانش را باز کند، بوته کاهویی را داخل دهان اسکورپیوس چپاند و ساکتش کرد. لرد سیاه، بدون بینی هم همیشه کامل محسوب می شد.

بلاتریکس دست بردار نبود. سه مرگخوار به طرفش رفتند و او را از لرد سیاه کندند!

اینجا بود که بلاتریکس هم صلاح دید که به مشکل اصلی توجه کند.
-روح هنوز توی اربابه و ما باید برای خارج کردنش، اذیتش کنیم... یعنی باید لرد رو شکنجه روحی بدیم! ارباب رو آزار و اذیت کنیم!

صدای زمزمه اگلانتاین به گوش رسید:
-ارباب... ناراحت بشن؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!