
- اونا بیشتر مشتاقن بسوزوننت! چرا بیخیال نمیشی؟

همینطور که عوامل بِکِش، گابریل بِکِش در جریان بود، ناگهان حجم آتیشی که از کاغذ پوستی به هوا بلند میشه بیشتر میشه. مروپ با خوشحالی فریاد میزنه:
- میبینین؟ پرتقال مامان اثر کرد. گوشت بشه به تنت!

مروپ همزمان با گفتن این حرف، از غیب تابلو و دکهای ظاهر میکنه تا کاسبی خودش رو راه بندازه. به نظر معاشرت با اسکورپیوس در مروپ هم اثر کرده بود!
اما قبل از این که مروپ بخواد پشت دکه جا بگیره و اسمی برای فروشگاه جدیدش بذاره، اسکارلت که یه دستش به انتهای جمعیتی که گابریلو گرفته بودن وصل بود، با دست دیگهش مروپ رو میگیره.
- مامان مروپ کمک!

مروپ با شنیدن تقاضای کمک، بند و بساط کاسبیش رو به همون سرعتی که ظاهر کرده بود غیب میکنه و شروع به کشیدن اسکارلت از پشت میکنه. به نظر همین زور مادرانه کافی بود تا عوامل صحنه موفق بشن. گابریل توسط جمعیت به عقب کشیده میشه و جلوییها رو عقبیها میفتن. در نتیجهی این حرکت کوهی از عوامل که روی هم تلنبار شدن تشکیل میشه که در صدر اون گابریل وایساده بود.
گابریل پرچم کوچیکی به نشانه فتح قله تو دهن پاتریشیا میذاره که نوک کوه عوامل رو تشکیل میداد و بعد پرشی رویایی رو به سمت تلما و آتش اطرافش آغاز میکنه.
- جرقههای نازنینم! دارم میام پیشتون!
درست در لحظهای که چیزی نمونده بود گابریل در آغوش آتیش فرو بره و تبدیل به خاکستر بشه، تلما نوشتن فیلمنامه رو با ثبت "The End" به پایان میرسونه و آتیش از بین میره. گابریل هم به جای سوختن، با مخ رو زمین فرود میاد و کتلت میشه!
تلما که تازه متوجه شده بود اطرافش چه خبره، اول نگاهی به کوه عوامل و بعد نگاهی به گابریل که با زمین یکی شده بود میکنه.
- اینجا چه خبره؟ شما چرا کوه ساختین؟ یکی یه کاردک بیاره اینو از زمین جدا کنیم!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج










