هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۱۶:۰۵ شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۹

ریونکلاو

میلیسنت بگ‌نولد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۱:۴۶ دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۲:۵۶:۴۸ دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 4
آفلاین
نام: آلنیس

گروه: ریونکلاو

نژاد: اصیل زاده

حیوان نما: ببر

چوبدستی: چوب درخت کاج با رشته موی تک شاخ و انعطاف پذیر

جارو: نیمبوس 2001

پاترونوس: گوزن ماده

ویژگی های ظاهری: دخترک زیبا و بلند قامت، با موهای قهوه ای و پوست شیری رنگ
ماهر در مقابله با نیروی های سیاه و شجاع و پر جنب و جوش

درس مورد علاقه: دفاع در برابر جادو های سیاه

ظاهر: شنلی حریری با گیره ای صورتی که با ظرافت به موهایش زده است.

خلاصه زندگی: او در خانواده ای اصیل زاده به دنیا آمد. از ابتدای به دنیا آمدنش، باجادو آشنا بود و در رویا های خود، جادوگری ماهر را تصور میکرد. او دخترکی ساکت و درس خوان بود که رویا های زیبایی داشت. در سن یازده سالگی نامه اش با جغدی رسید و او راهی هاگوارتز شد. همه فکر میکردند او در گریفیندور بیفتد. اما او در ریونکلاو افتاد و باز هم به خودش افتخار میکرد. بعد ها، او به جمع سازمان دوئل پیوست و نامی برای خودش دست و پا کرد.


سلام، خوش اومدین.
این شخصیت توسط این شناسه گرفته شده است. لطفاً شخصیت دیگه‌ای رو انتخاب کنین و اینجا برگردین تا معرفی‌تون رو ارسال کنین.

موفق باشید.


ویرایش شده توسط SaraAminirad در تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۲ ۱۸:۱۹:۳۳
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۲ ۱۸:۴۳:۰۵


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۰۰:۵۸ جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۹

هافلپاف

برتا جورکینز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۱ چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۲:۲۶:۰۹ چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 5
آفلاین
نام شخصيت:برتا جورکینز
لقب:یویو، تاتا، بری، کلا هرچی خواستین/B
گروه :هافلپاف
ویژگی های اخلاقی: متخصص فضولی و خاله زنک بازی. اندکی سرحال و خوشبین.
رنگ چشم:قهوه ای روشن
رنگ مو:مشکی
چوبدستی:۲۴ سانتی متر از جنس چوب بو و موی تک شاخ
رنگ عینک:سرخابی
مدل عینک:عینکا مدل دارن مگه؟XD چشم گربه ای
معرفی کوتاه:به شدت کنجکاو(دقت کنید کنجکاو نه فضول^^) و مشتاق دونستن چیزای دیگه ام. خیلی چیزا رو فراموش میکنم. معمولا زمان از دستم در میره. وقتی از هاگوارتز فارق التحصیل شدم شروع به کار توی وزارت سحر و جادو کردم اما بعد از فهمیدن اینکه کراوچ پسرشو توی خونش نگه داشته و در اثر افسون حافظه کراوچ یکم به یاد آوردن مسائل برام سخته.
برای حفظ کردن مسائل به ویژه روش ماموریت هام از موسیقی استفاده میکنم تا یادم نره. کشور ایتالیا رو دوست دارم ولی هیچ وقت ماموریتامو نمیفرستن اونجا:( البته شاید چون دیگه برنمیگردمD:


تایید شد!

خوش اومدی!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۲ ۰:۰۰:۵۶

MIROH

I AM WHO? STAY!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۲۱:۱۷ جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۹

هافلپاف

برتا جورکینز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۱ چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۲:۲۶:۰۹ چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 5
آفلاین
نام شخصيت:برتا جورکینز
گروه :هافلپاف
ویژگی های ظاهری و اخلاقی: متخصص فضولی و خاله زنک بازی.
چوبدستی:۲۴ سانتی متر از جنس چوب بو و موی تک شاخ
معرفی کوتاه:به شدت کنجکاو(دقت کنید کنجکاو نه فضول^^) و مشتاق دونستن چیزای دیگه ام. خیلی چیزا رو فراموش میکنم و مشتاق دونستن چیزای دیگه ام. معمولا زمان از دستم در میره. وقتی از هاگوارتز فارق التحصیل شدم شروع به کار توی وزارت سحر و جادو کردم اما بعد از فهمیدن اینکه کراوچ پسرشو توی خونش نگه داشته و در اثر افسون حافظه کراوچ یکم به یاد آوردن مسائل برام سخته.

---
سلام، خوش اومدی.
معرفی شخصیت، مهم‌ترین جاییه که می‌تونی شخصیتی که تو ذهنت داری رو به بقیه بشناسونی. حالا اگه اینجا صرفاً اسم، گروه و یه توضیح خیلی کوتاه بذاری، به نظرت می‌تونی به بقیه بشناسونی که با چه شخصیتی طرفن؟ قطعاً این‌طور نیست. پس ازت می‌خوام یکم بیشتر وقت بذاری و به این فکر کنی که قراره چه ویژگی‌های واضحی شخصیتت داشته باشه، و با توضیح بیشترشون (دستت هم بازه. می‌تونی یه پست کوتاه رو توی معرفی‌ت جا بدی حتی برای این‌که توضیح بدی چه شخصیتی مد نظرته) اون چیزی که تو ذهنته رو به بقیه اعضا هم منتقل کنی.

پس فعلا،
تایید نشد.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۱ ۱۹:۱۳:۵۱

MIROH

I AM WHO? STAY!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۴۴:۱۰ دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۹

گریفیندور

ویکتور کرام


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۴۶ سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۶:۱۹:۲۲ چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
از مدرسه دورمشترانگ (بلغارستان)
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 509
آفلاین
نقل قول:

ویکتور کرامold نوشته:
سلام.
شناسه قبلی:ویکتور کرام
دسترسی ویکتور کرام در گروه گریفندور رو میخوام.
اگر امکانش نیست لطفا راهنماییم کنید، ممنون.

از ابتدا شخصیت خود من بوده سال عضویت رو ببینید متوجه میشید

سلام؛ خوش برگشتین.
مشکلی نیست، یه معرفی شخصیت بنویسید برای کرام و اینجا ارسال کنید تا دسترسی هاتون داده بشه.


نام : ویکتور
نام خانوادگی : کرام
گروه : گریفیندور
محل زندگی : مدرسه دورمشترانگ
سن : 18
هیکل : چهارشونه باشونه های افتاده
قد : نرمال
طریقه راه رفتن : مانند اردک
رنگ مو : اصلاً بیمو هستم ( کچل)
مدل ریش : ته ریش
ابرو : پرپشت
رنگ لباس مدرسه : ردای قرمز و کلاهانی از خز
رنگ چشم : مشکی
شغل : محصل
دوستدار : هری پاتر ( این رو میگم که چون در مرحله سوم مسابقه سه جادوگر بوسله موی چشم بابا قوری قلابی طلسم شدم به دستور ولدمورت تا از هری پاتر محافظت کنم ودر مرحله سه اورا اول کرده تا به پایان خط رسیده وبا ولدمورت رودررو شود)
چوبدستی : از چوب اولس و در آن از تار و پود قلب اژدها استفاده شده
توضیحات: جستجوگر جوان تیم ملی بلغارستان دربازیهای کوییدیچ و همچنین من در سال چهارم به مدرسه هاگوارتز اومدم و در مسابقه سه جادوگر شرکت کردم
علایق : به کوییدیچ و هرمایونی گرنجر


تایید شد.


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۷ ۱۵:۱۹:۰۳

کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۵۴:۳۵ یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹

گریفیندور

ویکتور کرام


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۴۶ سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۶:۱۹:۲۲ چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
از مدرسه دورمشترانگ (بلغارستان)
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 509
آفلاین
سلام.
شناسه قبلی:ویکتور کرام
دسترسی ویکتور کرام در گروه گریفندور رو میخوام.
اگر امکانش نیست لطفا راهنماییم کنید، ممنون.

از ابتدا شخصیت خود من بوده سال عضویت رو ببینید متوجه میشید

سلام؛ خوش برگشتین.
مشکلی نیست، یه معرفی شخصیت بنویسید برای کرام و اینجا ارسال کنید تا دسترسی هاتون داده بشه.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۷ ۹:۵۰:۴۹

کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۸:۳۲:۰۵ یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹

هافلپاف

هدر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۲۷ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۰:۱۹:۴۷ چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 45
آفلاین
سلاااام
نام: هدر
جنسیت :مونث
سن :20
گروه: هافلپاف
رده خونی :دورگه
پاترونوس :سگ
حیوان خانگی :جغد سیاه
چوب دستی :12اینچ چوب درخت گردو با مغز موی تک شاخ
خصوصیات ظاهری :چشم بنفش و موی مشکی قد نسبتا بلند و موهای کوتاه لباسشم همیشه مشکیه
علاقه مندی ها : کتاب و معجون سازی
خصوصیات اخلاقی :مهربون شیطون سرحال شجاع وفادار خوش خنده (در مواقع عصبانیت ترجیحا فرار کن )
داستان زندگی: توی پنج سالگی مادرو پدرش میمیرن و توسط یک مشنگ (دوست قدیمی مادر و پدرش ) ک اسمش الکسه بزرگ میشه و الکس همه چیز رو راجب به جادو بهش میگه ولی توی نه سالگی هدر الکس میمیره و هدر مجبور میشه ی سال توی یتیم خونه بمونه تا وقتی ک برای رفتن ب هاگوارتز از یتیم خونه در میره و از نظر مشنگا تا اخر عمر گمشده باقی میمونه

🌹⛤

تایید شد؛ خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۶ ۸:۴۲:۱۲

ای کاش ادمی گاهی فقط گاهی ب اندازه ی نیاز بمیرد و بعد بلند شود خود را بتکاند و ب زندگی ادامه دهد اگر خواست بلند شود و زندگی کند و اگر نخواست تا ابد در کنار خدا و در ارامش بماند و لذت ببرد


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۱۶:۰۰ پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۹

ریونکلاو

آنانیو دیلن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۶:۱۰ پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۲۰:۵۳:۲۴
از زیر خاک
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 9
آفلاین
سلام.
شناسه قبلی:ریموند
دسترسی ریون رو میخوام.
اگر امکانش نیست لطفا راهنماییم کنید، ممنون.



نام:آنانیو
فامیل:دیلن
رنگ:سبز

زندگینامه:

از لحظه ای که همه چیز روشن شد و پرده ها عقب رفت، از لحظه ای که موهای بلند و سبز رنگم و با عشوه بیرون ریختم و با چشم رنگی و مژه های بیشمارم به اون پسر خوش اندام و سیکس پک پوش ته بار چشمک زدم، از لحظه ای که با دندون های خرگوشیم لبای خوشمزه و آبدارم و گاز گرفتم تا بوی آب شیرین لبام همه رو جذب کنه...
تا شنیدن صدای جیغ، فقط یک هزارم ثانیه طول کشید.

ترسوهای قدر نشناس، بدبخت های خوشگل ندیده، بی لیاقتای از هم دریده، انگار واکینگ دد شروع شده و این منم که قراره شما رو بِدَرم...
نهههه! من فقط...
من فقط میخوام بهم توجه کنین، تو چشای پاچه گیرم نگاه کنین، دستم و بگیرین و بکشنیم تو بغلتون، موهامو کنار بزنین و پوست خوشرنگ و نازکم و با تمام وجودتون لمس کنین.
بعد تمام قد بکنیدم توی یه مخلوط کن و جر وا جرم کنید و تا قطره ی آخر خونم و بریزید توی یه لیوان بی دسته و یه نفس سرم بکشین.

یا شایدم... دوست داشته باشین با نوازش پیشونیم و بین دستاتون بگیرین، لباتون و به لبام نزدیک کنین و موهام و از ته بکشین و بدنم و ریز ریز کنین تو ماستخوری های قشنگ و چینی ای که مامانبزرگاتون من و توی اونا با ماست قاطی میکرد میریخت به حلقتون و اینبار شما به حلق بچه های فسقلی و معصومتون بریزین.

ولی افسوس، که کسی دوست نداره منو گاز بزنه، قاطی بقیه خواستنی های سالاد ریز ریزم کنه و منم سس مالی کنه، یا چنگالش و توی پوستم فرو کنه و با غام غام کردن، چنگال و توی هوا بچرخونه و توی دهن کوچولوی بی ادبش فرود بیاره که من و با آب دهن قاطی شده تف کنه روی زمین.
مرده ی اون شعورتون و ببرن با این تربیت مزخرف و سطح پایینتون.
حتی هنوز اینقدر سواد ندارین که بفهمین هواپیما غام غام نمیکنه.


هاااوم، پوف... شاید باورش برای بقیه سخت باشه که یه کرفس چه زندگی خفت بار و تحقیر کننده ای رو میگذرونه.
شاید هیچکس ندونه وقتی تمام قفسه های گوجه و خیار و کلم و کاهوی کنارت خالی میشه و تو تک و تنها به چراغ بالای سرت که خاموش میشه نگاه میکنی یعنی چی!
خب یعنی فروشگاه تعطیل شده پشمک.

هوم بازم مهم نیست، مهم نیست که میدونی یا نمیدونی زندگی یه کرفس چه قدر خفت باره چون با ترحم نمیتونی بهش کمکی کنی.
یا مثلا بخریش و درسته قورتش بدی که در حقش لطف کرده باشی.
نه!
ترحمتون توی سرم بخوره، شما باید عاشقم بشین، با عشق بخورینم.
چون طلسم کرفسی فقط همین طوری باطل میشه.
با گاز عشق واقعی!
اون روزی که طلسم بشکنه من دیگه کرفس نیستم و میتونم یه زندگی جدید توی یه بدن جدید داشته باشم. میتونم امیدوار باشم تو زندگی بعدیم منم یه آدم باشم.
یا یه سمور آبی... یا کبوتر! تا حالا طعم نشونه گیری هوایی وقتی رو ابرا سُر و میخوری و یه شیشه ی تمیز ماشین زیر پات چشمک میزنه رو چشیدی؟


خب این زندگی یه کرفسه! بله! یه کرفس همیشه دنبال عشق واقعیش میگرده تا اون و از این زندگی خفت بار نجات بده.
و البته، هیچ کس هم نمیتونه اندازه ی یه کرفس شکست عشقی بخوره در حالی که یه دروغگو با دندون های نشسته گازش میزنه و بعد از تحمل پاره پاره شدن و به اعماق دل و روده فرو رفتن، دوباره به عنوان یه کرفس دیگه متولد بشه، و بفهمی همه ی اون دوست دارم ها دروغ بوده و طلسم تو هنوز باطل نشده. و هنوزم که هنوزه یه کرفس بدبختی.
آره من دقیقا یه کرفس بدبختم که قراره به زندگی فلاکت بارش توی جادوگران ادامه بده، شاید کسی عاشقم شد و درسته جویدم.
مهم نیست، نه! این بار واقعا مهمه که بدونی، اونم این و که هر چه قدر خودت و سفت و سخت میگیری من اینجام تا تو رو عاشقت کنم.
یادت باشه اهمیتی نداره چه جنسیتی داری، چه رنگی هستی یا کجا به دنیا اومدی، من اینجام تا شاید... شاید تو نیمه ی گمشده ات و توی یه کرفس پیدا کنی.
بهش فکر کن... یه گاز کوچیک کسی و نکشته.


تایید شد. خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۳ ۲۰:۱۱:۳۵


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۱۸:۵۹ جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۹

amindehqan


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۱۵:۳۴ دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۵:۴۳:۳۳ دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
پیام: 6
آفلاین
نام : ابرفورث دامبلدور

نام مستعار:ابی

گروه :اسلیترین

جبهه سفیدی از اعظای برجسته محفل (ققنوس نداشت جغد گذاشتم)

سن : انقد زیاد که ریشاش از دندونای لاکهارت سفید تره

خانواده: پرسیوال پدر، اریانا خواهر ، البوس پرسیوال والفریک برایان (همشون یه نفره) برادر
مشخصات ظاهری قد۱۸۴ وزن۸۲
رنگ مو سفید دندون لاکهارتی رنگ چشم خداوکیلی خیلی ابی و با نفوذ بسیار بالا

پاترونوس: بز

چوبدستی: چوب راش با ریسه قلب اژدها ۳۵سانتی با ۴۰درصد انعطاف پذیری

وی در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود و مادرش در ۴سالهگی او سر زا مرد
و پدرش به چخ رفت و الکلی شد و متوجه شد خواهرش فشفشه است و مردم انقدر خواهرش را اذیت کردند که او هم مرد بعد از این جریان ابی نیز به چخ رفت و الکلی شد و به سراسر دنیا سفر کرد تا استاد جادوی سیاه شد
زمانی که برگشت محفل به او نیاز داشت و او به محفل ملحق شد .

در کل بدبخت دهانش سرویس شد

---
شخصیت آبرفورث دامبلدور توسط این شناسه گرفته شده، شخصیت دیگه‌ای رو انتخاب کنین.
تایید نشد.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۸ ۹:۰۲:۱۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۳۰:۳۱ جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۹

هافلپاف

ایزابلا تینتوئیستل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۳ شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۷:۲۰:۲۹ جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹
از ارباب دورم نکن
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 124
آفلاین
نام:ایزابلا

نام مستعار:ایزا.

نام خانوادگی: تینتوئیستل (اصلا هم فامیله سختی نیست؛ درست تلفظ ش کنید .)

نام کامل : ایزابلا جکسون تینتوئیستل .

ملیت : جزایر ساندویچی .

گروه : هافلپاف .

جبهه:مرگخوار (گروهی که مرگ را میخورند)

چوب دستی : چوب بید و هسته ریسه قلب اژدها

سن:معلوم نیست؛ چون علاوه بر این که خیلی دوست داره ادم رو گاز بگیره؛ فراموش کارم هست.

مشخصات:
دختری مبتلا به بیماری گاز گیری (فکر کنم نسبتی با ایوا داشته باشه ) و بسیار فراموش کار؛ انقدر که گاهی فراموش میکنه مرگخواره و میره پیش محفلی ها تا سوپ پیاز بخوره .

ناگفته نماند از نظر خودش بهترین دختر دنیاست البته فقط از نظر خودش .
در سال چهارمی که مشغول تحصیل در هاگوارتز بود تا مرز اخراج شدن رفت بخاطر اینکه یه طلسم روی همکلاسیش اجرا کرده بود .

در سن ۱۸ سالگی به خدمت لرد سیاه درامد البته هیچ کس نمیدواند لرد سیاه به کدام معیاری او را در خانه ریدل ها راه داد ؛ چون تنها کاری که میکند فراموش کردن دستورات است .
~~~~~~~~~~~~~~~~~
جایگزین بشه لطفا .

------
انجام شد.


ویرایش شده توسط ایزابلا تینتوئیستل در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۷ ۱۵:۴۴:۰۷
ویرایش شده توسط ایزابلا تینتوئیستل در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۷ ۱۵:۴۴:۴۴
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۸ ۸:۵۹:۵۴

!Warning
Risk of biting


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۸:۵۷:۲۷ چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۹

گریفیندور

بیل ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۸:۲۵ جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۱:۵۹:۴۲ چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
از ویزلی آباد!
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 37
آفلاین
نام :بیلی ویزلی
گروه:گریفندور!
از اعضای محفل ققنوس
چوبدستی : چوب بلوط با مغز موی تک شاخ
جارو : پاک جاروی هفت (که بعد از بیلی به ترتیب توسط پرسی ، فرد (نه جرج) ، رون و جینی مورد استفاده قرار گرفت و از قرار معلوم بعد از جینی به بچش (لوسی) می رسه )
نژاد : اصیل

خانواده :
نام پدر: آرتور ویزلی
نام مادر: مالی ویزلی
خواهر و برادرها : جینی ، چارلی ، پرسی ، فرد ، جرج و رون ویزلی

ویژگی های ظاهری :
قد : ۱۷۸
وزن : ۶۵ ( در همین حد بگم که برخلاف برادر های چهار شونه ای که داره مثه چوب کبریته )
رنگ مو : قرمز
رنگ چشم : فندقی ( تقریبا همرنگ موهاش)

ویژگی های اخلاقی :
به طرز خیلی ناراحت کننده ای بد شانس!
تنها چیزی که بیلی رو می ترسونه سوسکه ( این طور که معلومه ترس رون از عنکبوت ها ریشه خانوادگی داره )
از ویژگی های بارز اخلاقیش میشه به جدی بودن و خجالتی بودنش اشاره کرد .
استعداد عجیبی توی تقلب کردن داره

معرفی کوتاه :
بیلی از همون سال اول ورود به هاگوارتز روش های جدید و منحصر به فرد خودشو توی تقلب کردن ابداع کرد و به کار گرفت و از اونجایی که هیچ کدوم از قلم های ضد تقلب هاگوارتز حریفش نمی شدن و همه ی نمره هاش فراترازحدانتظار بود کسی بهش شک نمی کرد و مالی هم به عنوان دومین پسر نخبه ش کلی بهش افتخار می کرد
در سن ۱۵سالگی یه بار که با جرج و فرد تو خونه تنها بوده یه سوسک می بینه و از ترس غش می کنه . فرد و جرج هم تا سال های مدیدی به این بهانه ازش حق السکوت می گرفتن که قضیه رو به کسی نگن
وقتی بچه بوده علاقه زیادی به جن های خاکی داشته و حتی یه بار سعی کرد با یکیشون دوست بشه . به این ترتیب که جن خاکی بخت برگشته رو توی زیر زمین خونشون قایم کرده بود و چند ماه براش کلم و آبنبات های برتی بات با طعم همه چیز می برده . که خوشبختانه بعد دو ماه مالی ویزلی جن خاکی رو پیدا می کنه و قضیه ختم به خیر می شه

---
تایید شد.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۵ ۱۱:۴۶:۰۱








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.