هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۱۱:۵۹ پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۷
#34

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۲:۳۴ پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
سلام



هووم ، در مورد پست اول تاپیک نظر میدم !

ببینید ، هر آدمی راه خودش رو خودش انتخاب میکنه و ما نمیتونیم دلیل برای این موضوع بیاریم ، گفتی ولدمورت میتونست جادوگر خوب بشه و به بشر کمک کنه ولی نکرد ، دامبلدور هم میتونست یه جادوگر سیاه بشه و با قدرت فوق العاده زیادش جامعه جادوگری رو به تسلط خودش در بیاره و این کار رو نکرد ، میشه بگیم چرا ؟

همینطور که در زندگی واقعی نمیشه دلیلی برای این مورد آورد برای این شخصیت ها هم این امکان نیست ! هیچ ربطی هم به این نداره که یتیم بود یا پدرش ماگل بود یا ... !

هم یه کسی که پدر و مادر جادوگر و خوب داره میتونه تبهکار بشه و هم یه کسی که این وضعیت رو نداره !


به نظرم بحث در مورد این مطلب بی فایده و نتیجه هست


ما شیفتگانِ خدمتیم ، نه تشنگانِ قدرت


Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۲۰:۵۱ چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۷
#33

پروفسور هوريس اسلاگهورن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۷ پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۲:۴۴ پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۷
از از یه جای خیلی دور!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 72
آفلاین
به نظر من جواب این سوال یه چیزه کاملا واضحه!همه ی اون چیزایی که شما دوستان گفتین به نظر من درسته این که به انتخاب خود ولدمورت بستگی داشت و غیره و به نظر من دلیل انتخابشم اینه که اون از بچگی از همه ی دور و وری هاش متنفر بوده از این که مجبور بوده مثل یه بچه یتیم توی یه پرورشگاه معمولی بزرگ بشه متنفر بوده و به نظر من همین باعث شده که اون دوست داشته باشه که یه آدم استثنایی باشه و در اون موقع راه استثنایی شدن رو در داشتن قدرت و زور گفتن به دیگران پیدا کرده و از این کار لذت می برده و چون هیچ کسی رو هم دوست نداشته روز به روز از احساساتش دور تر می افتاده و سنگدل تر می شده و عاقبت کارش به همون جایی می کشه که هممون دیدیم.
به نظر من اون اگر از همون بچگی سعی می کرد که با بقیه دوست بشه و دوستشون داشته باشه چنین انتخابی نمی کرد و اصلا به چنین راهی کشیده نمی شد هر چند ظاهرا اون خودش از اول نمی خواسته اصلا با کسی دوست بشه و این در نهایت خیلی براش گرون تموم شد.
ضمنا اون همیشه میل به قدرتو در وجودش داشته (البته این چیزیه که همه ی ما داریم ولی مثل این که مال اون شدتش خیلی زیاد بوده!)و این میل این قدر زیاد بوده که تبدیل به هدف زندگیش شده و همین باعث شده که برای رسیدن به هدفش دست به چنین کارایی بزنه و بخواد جاودانه بشه چون همه ی ما به امید و آرزو ها مون زنده ایم و به خاطر کسایی که دوستشون داریم و وقتی امید و آرزو مونو از دست میدیم دیگه میلی به زنده بودن در خودمون احساس نمی کنیم.


ویرایش شده توسط پروفسور هوريس اسلاگهورن در تاریخ ۱۳۸۷/۳/۱ ۲۱:۰۳:۰۸

((شعار ما: راحتی دوری از خطر معاشرت با کله گنده ها))!!


Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۲۰:۲۱ چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۷
#32

دورنت دایلیس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۵ پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۶:۰۸ جمعه ۸ شهریور ۱۳۸۷
از سرزمين سايه ها
گروه:
کاربران عضو
پیام: 36
آفلاین
همون جمله اي كه دمبلدور گفت
اين انتخاب ماست كه به ما نشان مي دهد چه هستيم به كلي جدا از توانايي هايمان...
ولدمورت قدرتو انتخاب كرد غريزه اي كه خيلي ها انتخابش ميكنند ...يكم محيط زندگي نقش داره و ميزاني هم ذات ادما...
هري پدر و مادر فداكاري داشت و تا يكسال فرصت داشت كه محبت اونها رو ببينه و عشق مادرش براش يادگار موند
بر خلاف ولدمورت كه از محبت محروم موند
علم امروز هم اين چيزا رو ثابت كرده كه حتي سال اول زندگي نقش بسزايي داره در اينده ي بچه..
خواستيد در اين باره ميتونم براتون مطلب بذارم...


ویرایش شده توسط athena_grenger در تاریخ ۱۳۸۷/۳/۱ ۲۰:۳۷:۴۵

شايدفراسوي زمان و مكان و در درون واقعيتي ژرف تر همگي اعضاي يك بدن باشيم
-----
ايا شما كه صورتتان را
در


Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۱۸:۳۳ چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۷
#31

باب آگدنold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۵۸ پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۹:۳۹ جمعه ۱۳ آبان ۱۳۹۰
از گروه همیشه پیروز گریفیندور
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 527
آفلاین
نقل قول:
هری یتــــــــــــــــیم نبود؟ چرا او هم یتیم بود و او هم هیچ وقت پیش دروسلی ها طعم عشق رو نچشید.پیش دروسلی ها به سفید بودن پی نبرد ولی سیاه نشد!

خب ببین پدر و مادر هری هر دوتا سفید و عضو محفل بودن و کلا حدفشون از بین بردن سیاهی بود.
هری وقتی فهمید یک پدر ومادرش چطوری مردن و دو بدست کی کشته شدن تصمیم گرفت سیاه نشه.
حالا برات توضیح میدم چطوری:
شاید بگی اون وقت هری نمیدونست پدر و مادرش سفیدن و عضو محفلن و...ولی اینو میدونست که هر چی بودن سیاه نبودن.
هاگرید در کتاب اول،فصل چهارم(کلید دار)به هری میگه:
نقل قول:
...این ماجرا خیلی غم انگیزه.آخه من پدر وماردتو میشناختم.خیلی آدم های خوبی بودن

و اگر همون کتاب اول یادت باشه هری بعد از باخبر شدن از مرگ والیدنش از ولدمورتو سیاهی بدش اومد:
نقل قول:
هری لبه چها پایه را محکم گرفت.خدا خدا میکرد که کلاه وی را در اسلایترین نندازد...

دلیل اینکه نمیخواست بره اسلایلرین هم این بود که ولدمورت و انسانهای فاسد و تبهکار توی ÷روه اسلایترین هستن(هاگرید اینو به هری گفت)


ولی ولدمورت فرق داشت.هم بقول شما تربیت و مهر وعشق و...رو نداشت و هم به این دلیل:
تو کتاب دوم گفتش که از پدش تنفر زیادی داشته و همیشه دوست داشته پدرشو بکشه تا انتقام زندگی سختی که میتونست شیرین باشه رو ازش بگیره.یکی از اولین آدمهایی هم که کشت پدرش بودن.پس میشه گفت بخاطر تنفر از پدرش جادوی سیاه رو خوب یاد گرفت.
بخاطر حس انتقام
و در پرورش گاه هم آدم خیلی شرور و قلدری بود.این بخاطر تربیت نادرسته.

یکی از دیگر دلایلش ممکنه برتر دونستن خودش باشه.
نقل قول:
ریدل آهسته گفت:من هر کاری میتونم بکنم.من میتونم چجیزها رو لمس کنم بدون اینکه دست بزنم.مینوم...من میدونستم برترم.میدونستم استثنائیم

و چون برتر بوده وخودش رو برتر میدونسته،سایرین واونایی که "برتر"نبودن رو اذیت میکرده.در آینده این اشخاص ماگل ها و ناپاکان بودن.


ویرایش شده توسط باب آگدن در تاریخ ۱۳۸۷/۳/۱ ۱۸:۳۷:۴۲



Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۱۵:۱۵ جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۸۷
#30

هپزیبا اسمیت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۰ سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۴۴ یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷
از شیون آوارگان.
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 62
آفلاین
جاناتان نوشته:
نقل قول:
من در همین جا موافقت شدید و اکید خودم رو با هرمیون اعلام می کنم و میگم که هیچ ربطی به خون و اصالت و حتی به جایی که ولدمورت بزرگ شده نداره...همه چیز مربوط به انتخابها میشه...دیدیم که دامبل دور هم گرایش به جادوی سیاه داشت هر چند در نوجوانی و هر چند برای مقاصد خوب...اما اون انتخابشو کرد که خوب بمونه و موند.اما ولدمورت بد شد چون میخواست به چیزهایی برسه مثل زندگی جاوید و قدرت اما شاید اگر می دونست که با خوب بودن شاید سختتر ولی بهتر به چیزایی که میخواد برسه(مثل دامبلدور) اون وقت شاید هیچوقت بد نمیشد.در ضمن اگه بدی وجود نداشته باشه اونوقت خوب بودن چه معنایی پیدا می کنه و اگه انشانهای بد وجود نداشته باشن اونوقت تکلیف انتخاب انسان برای انتخاب مسیر زندگیش چی میشه.به طور کلی میشه گفت ولدمورت به همون دلیلی یک جادوگر سیاه شد که دامبلدور یک جادوگر سفید.همین

هووم خوشحالم که نظرم رو تایید کردی دوست عزیز.
این انتخاب های انسان است که اورا در مسیر زندگی راهنمایی می کند.نباید به انتخاب ها و علاقه مندی های دیگران ایراد گرفت چرا که دامبلدور از لحاظ جامعه ی سیاه یک جادوگر خرفت است و کسانی مثله بلاتریکس لسترنج و ارباب تاریکی با این که از او می ترسند اما از سفید بودنش متنفرند.توی جامعه ی سفیدان هم دامبلدور هری مک گونگال و کلا کسانی که طرف دامبلدور هستند از لرد سیاه متنفر هستند.،پس این علاقه مندی ها و انتخاب های انسان است که اورا در رسیدن به پایان هدایت می کند!


ملیکا نوشته :
نقل قول:
خب به نظر من اون از کوچیکیچ ادم بد و خشن بوده و ذاتش هم اصلا خوب و پاک نبوده.
مادرش هم خوب نبود زنیخشن و بسیار بد بوده پدرش هم که ادم مغرور و پر افاده ای بوده پس حاصل این دو مثلما نباید خوب از اب در بیاد. تازه خود ولدمورت هم نمیخواسته خوب باشه.


جرا همچین حرفی می زنی؟ چون پدر و مادرش بد بودند اون هم باید بد میشد؟
یک مثال بارز مذهبی برات می زنم :
حضرت موسی پیامبر دین یهـــــــــود یک برده زاده بود اما در دربار بزرگ شد کنار آسیه که حالا ادم خوبی بوده و کنـــــــــــــــار فرئون و درباریانی که از معرفت و شعور هیچی سرشون نمی شده.ایا حضرت موسی هم باید این طور می شد؟
و یا چوچانگ که پدر و مادرش طرفدار وزارت خونـــــــه بودند.اون باهری بودن رو انتخاب کرد ...مخالفت با وزارت خونه رو انتخاب کرد به خاطر نیتی که در دلش داشت یعنی سدریک دیگوری !
هرکسی انتخاب هایی می کنه که همه ی انتخاب هایش به خواسته ای که در دل داره بر میگرده.! اگر قرار بود بچه عین مامان باباش بشه خداوند عقل و اراده را در او قرار نمی داد و اصلا انسان را به زمین نمی فرستاد چون می گفت ادم و حوا اشتباه کردند بچه هاشون هم مثله خودشونند دیگه برای چی بیان زمین؟
این نشون می ده هرکسی انتخابی داره.،درکی داره ،و اراده ای!


دنیس کریوی نوشته :
نقل قول:
اما ولدمورت یتیم بود و در ضمن هیچ وقت طعم عشق و محبت رو نچشید.شاید به این خاطر بود که از هری شکست خورد وهیچ وقت به سفید بودن و نیروی عظیم عشق پی نبرد.

چه ربطی به یتیم بودن داره؟
هری یتــــــــــــــــیم نبود؟ چرا او هم یتیم بود و او هم هیچ وقت پیش دروسلی ها طعم عشق رو نچشید.پیش دروسلی ها به سفید بودن پی نبرد ولی سیاه نشد!
تام توی هاگوارتز تحصیل کرد در کنار دامبلدور می تونست معنی عشق رو درک کنــــــــــــــــــــه.می تونست سفید بودن رو بفهمه اما نخواســـــــــت
شاید تام ریدل می خواست از دنیا انتقام بگیرد.!
کسی چه می دونه؟


[size=small][b][color=00CC00]شناسه ی جدید مÙ


Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۱۷:۴۵ چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷
#29

هوگو ویزلیold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۳ جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۴:۰۷ جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۸۷
از کنار لیلی لونا پاتر
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 270
آفلاین
: داداش کی گفته ولدرموت جادوگر سیاه هستش ؟
این پرسش از طرف پرفسور مینروا انیشتین است که این سوال را پرسید و من هم به او گفتم .
: درست است در نگاه اول آدم فکر می کند که او پسری یتیم بود و می خواست به قدرت برسد برای همین هم کارهایی را انجام داد که به نظر دیگران بد بود ولی یادمان نرود که دامبلدور هم قبلاً همچین قدرتی را می خواست ولی سرش به سنگ خورد ، شاید اگر ولدرموت هم خواهری داشت که نمی دانست چه کسی او را کشته است این کار ها را نمی کرد. شاید او برای انجام کارهای خوبی قصد داشت دنیا را تصرف کند ولی یادمان نرود که او برای رسیدن به قدرتش کسانی را زا جمله خود تو (مینروا انیشتین) کشت ؛ اگر او کسی را نمی کشت شاید می توانست آدم بگوید که او برای رسیدن به قدرتش کارهایی را انجام داده و قصد او خیر است .
ولی با کشتن ملت جادوگر و مشنگ آدم نتیجه می گیرد که او یک انسان خبیث است .
شاید یکی از علت بد شدن ولدرموت بد بودن اصالت آنهاست .
با توجه به سالازار کچل
راستی یه چیزی این ها خانوادگی کچل هستند از اون سالاز بگیر تا خود ولدرموت .


چه کسی بود صدا زد هوگو ؟

تصویر کوچک شده


Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۱۵:۳۰ چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷
#28

گیلدروی لاکهارتold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۵۸ چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۵:۰۶ شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 596
آفلاین
نقل قول:
یادمون نره پدر ولدمورت یا همون تام خودمون اونو و مادرشو رها
کرد اصلا نذاشت اون به دنیا بیاد


بعله! و همینجا داستان تموم شد و دامبلدور و هری اینا چون ولدمورت موفق نشد به دنیا بیاد بر پلیدی ها پیروز شدن و جینی هم سریع همونجا رفت سوروس آلبوس ریموس پاترو زایید!



Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۱۴:۲۳ سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
#27

نیلوفر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۱ چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۵:۱۲ یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸
از عکاسی کریوی
گروه:
کاربران عضو
پیام: 62
آفلاین
خب دلایل خیلی زیادی می تونه داشته باشه که دوستان به اونا اشاره کردن.
خب اغلب اسلایترینی ها به طرف جادوی سیاه و مرگخوار شدن پیش رفتند.
اما هر کسی حتی اگه در اسلایترین باشه می تونه به تصمیم خودش جادوگر سیاه یا سفید بشه.نمونش اسنیپ بود که تا پای جان شجاعانه از هری حمایت کرد و جاسوس دامبلدور بود.اونم به خاطر نیروی عشقی بود که از بچگی در وجودس بود.عشق لیلی.
اما ولدمورت یتیم بود و در ضمن هیچ وقت طعم عشق و محبت رو نچشید.شاید به این خاطر بود که از هری شکست خورد وهیچ وقت به سفید بودن و نیروی عظیم عشق پی نبرد.


آماده باشید که الآن عکسو می گیرما!






تصویر کوچک شده


Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۱۲:۴۴ سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
#26

لونا لاوگود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۲ سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۶:۵۳ دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸
از خرس مستربین خوشم میاد!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 706
آفلاین
خب به نظر من اون از کوچیکیچ ادم بد و خشن بوده و ذاتش هم اصلا خوب و پاک نبوده.
مادرش هم خوب نبود زنیخشن و بسیار بد بوده پدرش هم که ادم مغرور و پر افاده ای بوده پس حاصل این دو مثلما نباید خوب از اب در بیاد. تازه خود ولدمورت هم نمیخواسته خوب باشه.


Only Raven !


تصویر کوچک شده


Re: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۱۸:۱۵ دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷
#25

جاناتان وایز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۰ یکشنبه ۹ دی ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۱:۴۴ یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
از دفتر مدیریت هاگوارتز
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 37
آفلاین
من در همین جا موافقت شدید و اکید خودم رو با هرمیون اعلام می کنم و میگم که هیچ ربطی به خون و اصالت و حتی به جایی که ولدمورت بزرگ شده نداره...همه چیز مربوط به انتخابها میشه...دیدیم که دامبل دور هم گرایش به جادوی سیاه داشت هر چند در نوجوانی و هر چند برای مقاصد خوب...اما اون انتخابشو کرد که خوب بمونه و موند.اما ولدمورت بد شد چون میخواست به چیزهایی برسه مثل زندگی جاوید و قدرت اما شاید اگر می دونست که با خوب بودن شاید سختتر ولی بهتر به چیزایی که میخواد برسه(مثل دامبلدور) اون وقت شاید هیچوقت بد نمیشد.در ضمن اگه بدی وجود نداشته باشه اونوقت خوب بودن چه معنایی پیدا می کنه و اگه انشانهای بد وجود نداشته باشن اونوقت تکلیف انتخاب انسان برای انتخاب مسیر زندگیش چی میشه.به طور کلی میشه گفت ولدمورت به همون دلیلی یک جادوگر سیاه شد که دامبلدور یک جادوگر سفید.همین


و اکنون جاناتان وایز می رود تا جای خود را به جد بزرگ بدهد
شناسه بعدی من:
گودریک گریفیندور







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.