هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۲۰:۱۴ جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸

آلبوس دامبلدور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۳ چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۵۶ سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۳
از تو دورم دیگه!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 586
آفلاین
جغدها یکی پس از دیگری بر سر آلبوس دامبلدور هوار می شدند و دامبلدور نیمی از آنها را نخوانده می سوزاند!

از همه ی این ها به راحتی می شد گذشت ولی از برنامه ی امروز پاتربان که به دستور دامبلدور پخش می شد نمی شد صرف نظر کرد.

- رانده شدگان!

دامبلدور کلمه ی رمز را گفت و به رادیو ضربه زد. بلافاصله قوطی چوبی به صدا درآمد.


- همه ی جان و تنم.. وطنم وطنم وطنم!

آهنگ رو به خاموشی میره و صدای داخل اتاق پخش بیشتر میشه:
- شنوندگان همیشه در صحنه ی رادیو پاتربان این دفعه دیگه بیخیال صحنه بشید برید خونه هاتون.. فکر می کنید دارم شوخی می کنم.. خب آره.. شما اینطوری فکر کنید... به گزارش خبرنگار ما در کنفرانسهای تبلیغاتی کاندیدا توجه کنید.

ممدها و فاطی های اتاق فرمان دست بکار میشن و این بار صدای اتاق فرمان زیاد میشه:

- شنوندگان عزیز امروز کارمون رو از خیابونهای لندن شروع می کنیم. بزرگترین خیابون جادویی بریتانیا..کوچه دیاگون. من از اون وقتی که وارد کوچه دیاگون شدم... دقیقا بعد از اینکه از جلوی قیافه ی منحوس تام گذشتم سیلی از تبلیغات و بنرها رو در آغوش خودم حس کردم. باید توی کوچه ی دیاگون باشید تا ببینید چه خبره.. علت عمده ی این شلوغی کنفرانسیه که ستاد تبلیغاتی ایگور کارکاروف ترتیب داده.. با هم می بینیم یا بهتر بگم می شنویم! هم اکنون آقای کارکاروف در حال سخنرانیه!

نقل قول:
- خب وزارت ارتباط هایی با محفل و مرگخواران داره که من میخوام این رابطه ها رو تقویت کنیم.به این شکل که ما با محفل و مرگخوار ها ماموریت خواهیم داشت.فعالیت های انجمن رولی میکنیم و در حمله ها و جنگ ها دخالت میکنیم.

من بیشتر رو این میخوام کار کنم که بعضی اوقات اهداف وزارت با ملحق شدن به محفلی ها تامین میشه،بعضی اوقات هم با ملحق شدن به مرگخواران و به این صورت با طرف مقابل به جنگ میریم و ماموریت اجرا میکنیم.

البته وزارت از اعضای محفل و مرگخوار تشکیل شده و ما به دلیل اینکه تعداد اعضا اونقدر نیست که بتونیم یه قطب جدا تشکیل بدیم بنابراین به همین صورت میتونیم فعالیت کنیم و سوژه سازی کنیم.به هر حال دخالت وزارتی هم خودش سوژه ای هست برای پست زدن و همین خیلی کمک میکنه.

و از طرف دیگه مطمئنن ما نمیتونیم ارتباط دیگه ای با محفل و مرگخوارا داشته باشیم چون وزیر به انجمن خودش محدود هست و هیچ تسلطی به هیچ جای دیگه نداره.بنابراین ما باید از تنها سوراخی که میشه با بیرون رابطه برقرار کرد استفاده کنیم و این هم همین هست.


- خب اینجا حرفهای کارکاروف رو شنیدید. وزارتخونه ای که از پتانسیلها استفاده می کنه و اینطور که ما فهمیدیم به سمت مرگخوارها هم خواهد رفت. شما فکر می کنید بازهم آلبوس دامبلدور این یگانه رهبر جبهه ی سفید، با وزارتخونه به مشکل بر خواهد خورد؟ مایلید با یه آپارات سریع به هاگزمید بریم جایی که همزمان با این کنفرانس مری فریز باود مامور سازمان اسرار در حال سخنرانی برای طرفداران زرد پوش خودش هست؟ با هم می بینیم.

نقل قول:

خب البته من لذت بردم که برنامه های کاندیدای دیگه رو برنامه وزارت دیدم ، و اینم بگم که من کاندیدای دیگه رو دوست دارم اما دلم برای آن افرادی میسوزه که وظیف اصلی یک ناظر رو کم میگیرن

البته وظیفه اصلی ناظر یک انجمن هیمن ها بوده و است و ما باید به دنبال تغییرات اساسی دیگه ای باشیم.

تغییر برای وزارت بهتر

تغییر برای رولهای بهتر

تغییر برای جذابیت و تفریح بهتر

که البته این موارد رو باید عزیزان جادوگر در برنامه های کانیدای مورد نظرشون کشف کنن به آن رای بدن ..

من فکر میکنم سخنرانی بعدی برنامه من رو کمی بهتر و بیشتر برای دوستان معرفی کنه .


- همونطور که شنیدید خانم باود با شعار تغییر اومدن. و همونطور که می دونید اعتراضات محدودی رو پس از اعلام نتایج دوره ی قبل، از جانب خانوم باود، که دوره ی پیش هم کاندیدای وزارت بود؛ شاهد بودیم اعتراضاتی که کوئیرل رو برای باطل کردن یک سری از آرای ایشون زیر سوال برده بود. فکر می کنید خانوم باود بازهم اعتراض خواهند داشت؟

توجه شما رو به حرفهای خانوم باود جلب می کنم. ایشون در بخشی از حرفاشون گفتن که به بقیه کاندیدا علاقه مندن ولی دلشون برای اونها می سوزه. خانوم باود به طور مستقیم برنامه های کارکاروف رو زیر سوال برد. ما منتظریم ببینیم خودشون چه برنامه ای دارن و واکنش کارکاروف به این صحبتها چی خواهد بود. شما فکر می کنید این صحبتها درست هستن و این نوع رقابت مناسبه؟ به اتاق پخش می ریم جایی که نماینده ی پرفسور دامبلدور حضور داره.

بار دیگر اتاق پخش:
- سلام مجدد به شما و به مهمانمون که می خوایم ازش در موردنقش محفل در این دوره سوال کنیم. خانوم دامبلدور..

- ضمن سلام و عرض ادب سریعن حرفهای پدر رو می گم. محفل ققنوس قطعا تاثیر گذار خواهد بود، چون طرفداران بسیار داره ولی نظر محفل مثل نظر گروه موسوم به مرگخواران نیست که سریع واکنش نشون بده و عجولانه تصمیم بگیره. پدر همیشه از تصمیم گیریهای تام ریدل انتقاد می کرده و می گفته که این کارها باعث خراب شدن نقشه های تام میشه. ولی همونطور که گفتم محفل هنوز قانع نشده و تصمیم نگرفته. زمزمه هایی مبنی بر شرکت نکردن وجود داره و صراحتن می گم که جیمز داره پدر رو راضی می کنه. می خوام این رو از همینجا به کاندیدا بگم.. چه برنامه هایی برای متقاعد کردن محفل ققنوس دارید؟!


دامبلدور لبخند می زنه و با ضربه ی چوبدستی رادیو رو خاموش می کنه.


باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر کوچک شده


Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۲۰:۳۸ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

آبرفورث دامبلدورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۰ شنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۱۰ دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 804
آفلاین
خش خــــــــــــــش
- اه بکش دستتو پسر
- جیــــــــــــــــــــــغ!عمو دامبل بوقی
- آها درست شد،بزار ببینیم بچه ها چی کردن

*سلــــــــــــــــام سلام
سلام بر تو ای جوان جادوگر
سلام بر تو ای آینده دنیای جادویی
*

من آبرفورث دامبلدور خبر نگار ورزشی رادیو پاتر بان در خدمت شما هستم با برنامه خارج از*زمین کوییدیچ*

دیریدی دید دید دیریری دید دید...(آهنگ ورزشی خفن)

-خوب بینندگان عزیز خدمت سرمربی محترم تیم کوییدیچ ریش سفیدان هستیم،خانوم آنیتا دامبلدور... خانوم دامبلدور خدمتتون هستیم
- اهم اهم بسم المرلین،منم سلام دارم خدمت شنوندگان عزیز و بینندگان محترم.
- * آنیت زایه نکن تیم مدیریتو،این برنامه رادیوییه بچه،بینندگان نداره.
- هووم بله و به بینندگانی که الان توی استادیوم هستن هم خوش آمد میگم
آبر : خانوم دامبلدور درسته که شما تصمیم دارین یه مسابقه دوستانه با تیم مرگخواران برگزار کنید؟
- بله،هماهنگی های لازم با فدراسیون صورت گرفته،به امید مرلین همین روزاست که بزنیم...(سانسور شد توسط عمو آبر جونیور)
- اما شما توی تیمتون گویا تعدادی مرگخوار هم دارین.
- خوب که چی؟
در این لحظه آنیت لوح طلایی رنگی رو از جیبش در میاره و شروع میکنه با چوبدستیش به اون ضربه میزنه تا شنونده ها بفهمون که چیه.
آبر در حالی که آب دهانشو قورت میده : بله بله هیچی هویجوری.خوب شایعه شده که مورگانا لی فای تو تیم مرگخوارا بازی خواهد کرد درسته؟
- در درجه اول بنده تکذیب میکنم.در درجه سوم ایشون یک بازیکن آزاد هستن،ما نیازی به ایشون نداریم.
- آها بله،معذرت میخوام مورد دومی وجود نداشت؟
- آها چرا بله میگفتم در درجه دوم مورگانا... چچچی؟
- هیچی عمو جان،ممنونم از وقتی که به ما دادین

دی دین(آهنگ عوض شدن خبر)


- خوب شنوندگان عزیز اینجا ساختمان کمیته انضباطی فدراسیون کوییدیچ هستش و ما اینجاییم تا از جزییات درگیری های به وجود اومده در بازی دو تیم ریش سفیدان و مرگخواران بیشتر با خبر بشیم.
خششش خـــــــش خششششش
- جیمزی چیش کردی پس؟
- هیچی به خدا،خودش...
- خوب فهمیدم ساکت شو وصل شد.
- شنوندگان عزیز در خدمت لرد ولدمورت هستیم سر مربی تیم مرگخواران. جناب لرد ما شاهد درگیری های متعددی توی بازی بودیم نظر شما چیه؟
- تکذیب میکنم،درگیری وجود نداشته.
- یعنی اینم تکذیب میکنید که شما با آنیتا دامبلدور درگیری لفظی داشتین؟
- بله کاملا
- کاملا چی؟
- کاملا تکذیب میکنم دیگه

در ین لحظه صدایی شنیده میشه : تام،تامی؟
لرد به سرعت بلند میشه و از جلوی دوربین کنار میره.
آبر : بینندگان عزیز،امشب در برنامه نود و سه و نیم با تحلیل این گزارش خدمتتون هستیم.
دامبل رادیو رو خاموش میکنه و میگه : این پسره ام واسه ما برادر بشو نیست.
جیمز : خوب آخه عمو جون،عمو آبرو چه به این کارا.شما ام ماموریت میدین به ملتا
-



امتیازات این تاپیک تا بدین جا به روز شده!


ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۱۹ ۱۵:۳۱:۳۹

seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۱۸:۵۰ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
#99

گودریک گریفیندورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۶ پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۵:۴۹ پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
از دل تاريكي ها
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 302
آفلاین
اينجا راديو پاتر بان است ..خش خشش....خش...صداي محفل هميشه سفيد ...خشش خشش

- با عرض سلام خدمت شما شنوندگان عزيز راديو پاتر بان ،من چارلي ويزلي هستم مجري اين فركانس .
ممنون مي شم اگه تار آخر اين برنامه با ما بشيد .

موزيك لايت

بله پس از شنيدن اين موسيقي زيبا نوبت رسيد به بخش اصلي برنامه !! طبق عادت معمول ما ،امشب از يكي از كارگردانان افتخار ساز محفلي دعوت كرديم تا در مورد فليم در دست ساختشون توضيح بدن .
- اقاي جيمز پاتر سلام عرض مي كنم .
- منم سلام دارم خدمت دايي چارلي عزيزم
- (اههمم ، لو نده فاميليم ) بله خيلي ممنون كه دعوت ما رو پذيرفتيد ،خوشحال هستم كه امشب در خدمتتونيم .

- منم همينطور ، سريع سوالاتت رو بپرس بايد برگردم سر لوكيشن
- بله .همم چشم ، مي خواستم اول يه توضيحي بديد در مورد اثر تاريخي كه در دست ساخت داريد .
- اولا كه بايد بگم در دست ساخت نيست ، هي مي گي در دست ساخت
- بيخيال
-بله اين فيلمي كه ديگه آخراي ساختشه ، اسمش گودريك نامه هس ، و در اين فيلم ما از پيري گودريك و شهادتش شروع كردم و جووني و بچه گيش رو به صورت فلش بك به بيننده نشون داديم .

- مقطع زندگي گريفيندور ،مقطع پيچيده اي از تاريخ جادوگري هس ، شما چطور اين رو به تصوير كشيديد يا بهتر بپرسم منابع تاريخي اين عزيز رو از كجا گير آورديد ؟
- نمگيم تا دلت بسوزه
- منم يويوي صورتي ات رو بهت نمي دم !!
- نه ميگم ، راستش من يه سر رفتم تالار گريف ، ديدم خود گودريك پاي حوض اساطير زمانش نشسته و داره گردش ماهي ها ، روشني من گل آبش رو مي خونه . منم رفتم سير تا پياز زندگيش رو ازش پرسيدم .

- اونم همكاري كرد ؟
- خـــــــــــــيلي

سوال آخر ،آخه ديدم مدير برنامه هاتون گير داده مي گه دير شده وگرنه دوست داشتيم بيشتر در خدمتتون باشيم و ...
- مي شه زودتر بپرسي دايي؟
- بله ، فيلمبرداري رو كجا انجام داديد؟
يه عكس بهتون مي دم خودتون حدس بزنيد كجاس .
- ممنون مي شيم
- اينم عكس
تصویر کوچک شده

ما كه نفهمديم كجاس ؟
- پس بمون تو شك .
- خيلي ممنونم كه امشب مهمان برنامه ي ما بوديد و ...
- تشريفات رو بي خيال ، يويو رو بده ، خداحافظ .
-بعداً مي دم ،شنوندگان عزيز ممنون كه شنونده ي اين برنامه ي ما هم بوديد .
شب خوبي داشته باشيد ، خداحافظ

ديديريريم

خشش..خش..خششش


ویرایش شده توسط گودریک گریفندور در تاریخ ۱۳۸۸/۲/۱۳ ۱۹:۱۲:۵۵

[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!!
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت


Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۱۶:۵۵ دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸
#98

چارلی ویزلی old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۰ دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۲:۰۶ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲
از دوستان جانی مشکل توان بریدن!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 377
آفلاین
- جوان جادوگر! ســـــلـام!
موزیک بین صحبت های گوینده: چنگ دل آهنگ دل کش می زند...
- من،جیمز سیریوس پاتر گوینده برنامه تازه تاسیس جوان جاوگر سلام ،به همراه دست اندکارانم به مدت 30 دقیقه همراه شما هستیم.
- ناله ی عشق است و آتش میزند!
- شما میتونید با شماره های دو دویست و پنجاه ، و دو دویست و نود تماس گرفته و آهنگ های درخواستیتون رو مطرح کنید!
- قصه ی دل دلکش است و خواندنی
- همچنین شما میتونید هر سوالی از ما دارین، بپرسین!فقط کافیه با شماره ای که گفتم تماس بگیرین!
- تا ابد این عشق و این دل ماندنیست.
- خوب!اولین ارتباط تلفنی ما برقرار شد!شنونده عزیز سلام!
- خش...سلام!آقای پاتر شومایین؟!
- خودم هستم جناب!امرتون رو بفرمایین!
- با تشکر از برنامه خوبتون،میخواستم بگم دنبال کسی میگردم که صداش خوب باشه و بتونه ترانه زیر رو به صورت فایل صوتی اجرا کنه.
- عزیز!زیر کجاست؟!
- همین ترانه ای که تو پروفایلم هست دیگه!
- متاسفم،نمیبینمش!میشه برامون بخونینش؟
- آهای سوروس عاشق ، آهای قفل حقایق،آهای مالیده به موهای تو روغن شقایق!
- خیلی قشنگ بود!
- بله آقا!تازه تو تولد ها هم میشه خوندش!
- خیلی قشنگ بود عزیز!ولی متاسفانه ما نمیتونیم این کارو بکنیم!مرسی که تماس گرفتی! خوب! تماس بعدی رو میشنویم. بفرمایین!
- ورژن ژدید آهنگ مورفین رو میخواشتم!
- میشه خودتون رو معرفی کنین؟!
-اژ دوشت های شمیمی مورفینم!انقدر اژ من حرف نکش!کشیدن خوب نیشت!
- چشم!همین الان پخش میکنیم دوشت ...دوست عزیز!
فیش فیشو مار ناژنین
بخژ برو روی ژمین
با مورفینت بر نکنی!
یه وقت باهاش قهر نکنی!
وگرنه میخت میکنه
به در آویژونت میکنه!
آویژونت میکنه!
آویژونت میکنه...
- به به!لازم به ذکر هست که این ترانه برای بار دوم با صدای مورفین گانت ضبط و پخش شده!داریم کم کم به لحظات پایانی برنامه نزدیک میشیم.به آخرین تماس تلفنی گوش میکنیم،عزیز بفرمایین!
- آقای پاتر شومایین؟!
- بفرمایین!
- آقا برنامه رادیویی هم برنامه های قدیم!پس چرا کسی ترانه زیر رو اجرا نکرد؟اصلا شما و برنامتون با هم....بــــیـــب!
- متاسفانه کسانی هستند که سعی میکنن کار های مارو زیر سوال ببرن.برای بار دوم به آخرین تماس تلفنی گوش میدیم!بفرمایین.
- سلام!من یه سوال داشتم.
- خوش حال میشیم بشنویم!خودتون رو معرفی میکنین؟
- من ناشناس هستم!میخواستم ببینم ما چرا از واژه پست استفاده میکنیم؟پایین بخش گروه پروفایل ما نوشته پیام و وقتی که میخوایم متنی رو ارسال کنیم،نوشته پاسخ! واقعا چرا ما از واژه غربی و نامانوس پست استفاده میکنیم؟
- آقا سیاسیش نکن برنامه رو دیگه!شنوندگان عزیز!تا برنامه بعدی با شما خداحافظی میکنیم!


ویرایش شده توسط چارلی ویزلی در تاریخ ۱۳۸۸/۱/۳۱ ۱۸:۴۱:۰۱

دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام

تصویر کوچک شده


Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۱۸:۱۴ پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۸
#97

پروفسور گرابلی پلنک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۹ سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۸:۴۰ شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳
از این به بعد آواتار فقط مردونه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 621
آفلاین
سلام بر همه شنوندگان عزیز و محترم...

-امروز باری دیگر با برنامه آشپزی با احشام خدمت رسیدیم. من مجری برجسته(!) دورکاس میدوز به همراه کارشناس آشپزی پروفسور گرابلی پلنک، آمده ایم تا غذایی با پای اژدها آموزش دهیم...
پروفسور ؟ما آماده ایم...

- منم سلام عرض میکنم خدمت شنوندگان...خب بسه دیگه هر چی حال اینا پرسیدیم...میریم سراغ غذا، مواد لازم برای استیک پای اژدها برای 16 نفر:
دو عدد پای اژدها که شنوندگان توجه کنن...باید از بالای قوزک تا ران باشه.
نیم عدد پیاز
دوتکه گوچه که قبلا خوب لهشون کردیم، حالا با پا یا با هر چیز دیگه
پودر شکلات،نمک و دارچین به مقدار لازم

خب ابتدا پای اژدها رو ورقه ورقه کرده و به صورت قطعات با سطح صاف و قطر 1/65 سانت در میاریم، و میذاریمشون کنار.
سپس دو ربع پیاز رو خوب رنده میکنیم هب طوری که آبشون در بیاد و چشتون هم در حال در اومدن باشه.
پیاز ها رو به همران پاها توی یک پاتیل میذاریم و اجازه میدیم که دوتا قل بخوره. بعد از اینکه قلید، گوجه لهیده ها رو بهش اضافه میکنیم.

بعد از اینکه دوباره دوتا قل خورد، مواد رو توی آبکش میریزیم و هر چیش توی آبکش موند توی ماهی تابه میریزیم و خوب سرخش میکنیم.
در ضمن قبل از اینکه بریزیم توی ماهی تابه نمک و زرد چوبه و پودر شکلات رو اضافه میکنیم.

بعد از سرخ شدن آماده سرو هست که نوش جان همه تون.

- خب پروفسور عزیز خیلی ممنون...مطمئنا غذای خیلی خوشمزه ای هست، اگه اجازه بدید من یکمیش رو بچشم.... بله واقعا عالیه. فقط منم یه تذکر بدم که غذا رو دور از دسترس کودکان بگذارید. خیلی ممنون خدا نگهدار...


امتیازات این تاپیک تا بدین جا به روز شده!


ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۸/۱/۲۹ ۱۱:۴۸:۵۶

[color=FF0000][b]پس قدم قدم تا روشنايي از شمعي در تاريكي تا نوري پر ابهت و فراگير!
ميجنگيم تا آخØ


Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۱۰:۴۰ یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۸
#96

دوركاس ميدوز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۶ شنبه ۷ آبان ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۰:۵۳ یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۲
از روز اول می دونستم ...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 178
آفلاین
(پخش موزیک از کرخه تا راین ...)


- مورفینم از اون کوچیکیاش کمک خرج خونه بود .هر روز ساعت 5 از خواب که بیدار می شد میرفت کلیسای بالای تپه یه گونی پر می کرد از کفش و می برد می فروخت ، خرج خواهر و برادرش رو می داد.

موزیک .....


- خیلی بچه ی پاکی بود ، اصلا نورانی بود این بچه . هیچ موقعی این عبادتش ترک نمی شد . همیشه در حال عبادت بود . هر موقع می دیدیش در حال سجده بود .

موزیک ...


- همیشه ی خدا پیشونیش روی زمین بود .پای سفره هم که می نشست همینطور ، اصلا بعضی وقت ها با کله می رفت تو ظرف پیتزاش .



موزیک ...



- خیلی ارادت خاصی به جرج واشنگتن داشت . اصلا علاقه ی عجیبی داشت . همیشه می گفت مامان از اون اسکناس سبزا که عکس جرج واشنگتن روشه بهم بده . منم بعضی اوقات که بهش نمی دادم بلند می شد کل این شیشه های خو نه رو می آورد پائین .



موزیک ...



- چقدر علاقه داشت ، همیشه می رفت سر جیب باباش این اسکناس واشنگتنی ها رو بر می داشت می ذاشت تو جیب خودش . باباشم اونو زیاد تنبیه می کرد . منم می گفتم نکن مرد ، خوب علاقه داره . اصلا از کوچیکیاش از جرج واشنگتن خوشش می اومد .



موزیک ...


- خیلی دستش شفا بخش بود ، هروقت که من سر درد می گرفتن و یا باباش پا درد یه چیزایی مثل شکر می ریخت توی قهومون تا می خوردیم خوب می شدیم .


موزیک ...



- همه ی جوون های محل برای مریضیاشون می اومدن پیش مورفین من . هر کی می اومد پیشش خوب می شد . یه دفعه این آخریا گفت که این شکرام تموم شده (گریه) می خوام برم از میامی یکی دو گونی از اون شکرا بیارم برای شفای مردم که شهید شد ...



موزیک تا پایان ...


- با تشکر از توجه شما به بر نامه ی روایت فتح . تاثیرگذار بود . واقعا قلبم گرفت . خوب ، تا برنامه ی بعد خدا نگهدار ...


ویرایش شده توسط دوركاس ميدوز در تاریخ ۱۳۸۸/۱/۲۳ ۱۰:۵۰:۰۹
ویرایش شده توسط دوركاس ميدوز در تاریخ ۱۳۸۸/۱/۲۳ ۱۲:۲۱:۱۲

Can You Forgive Me Again, You're My One True Friend, And I Never Ment To Hurt You

[url=http://meadowsisadorc.livejournal.com/profile]حقایق ت


Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۱۴:۳۸ شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۸
#95

پروفسور گرابلی پلنک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۹ سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۸:۴۰ شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳
از این به بعد آواتار فقط مردونه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 621
آفلاین
شنوندگان عزیز توجه شما را به مشروح خبری که تازه به دست ما رسیده جلب میکنم.

طبق مصاحبه ای که خبرنگار واحد مرکزی خبر رادیو پاتر بان، با سران ارتش دامبلدور داشته است، مطلع شدیم که ویلهلمنا گرابلی پلنک و زینوفیلیوس لاو گود اعلام کرده اند که الف دال همیشه پیروز است.

زینوفیلیوس لاو گود اظهار داشته:
ما در همه جنگ ها پیروز بوده ایم...و هم اکنون نیز پیروز خواهیم...بدانید که الف دال قری تر از همیشه ظاهر شده است.

این مصاحبه در پی جنگ و در گیری میان گروهی موسوم به جوخه ی بازرسی و اعضای الف دال، انجام شده. این درگیری در یکی از مخروبه های پایین شهر هاگزمید صورت گرفته که به زخمی شدن چند تن و مرگ ریموس لوپین یار با وفای الف دال انجامیده است.

پروفسور گرابلی پلنک اعلام کرد که مرگ ریموس لوپین، چیزی جز دسیسه نبوده و او واقعا نمرده است. او اضافه نمود::
مرگ ریموس واقعی نیست...یه مطلب ساختگی است..او همیشه با ما خواهد بود.

شنوندگان گرامی از توجه شما به این بخش خبری تشکر میکنم.


ویرایش شده توسط پروفسور گرابلی پلنک در تاریخ ۱۳۸۸/۱/۲۲ ۱۴:۴۵:۱۰

[color=FF0000][b]پس قدم قدم تا روشنايي از شمعي در تاريكي تا نوري پر ابهت و فراگير!
ميجنگيم تا آخØ


Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۱۱:۱۳ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۷
#94

محفل ققنوس

جیمز سیریوس پاتر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۶:۵۰ جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۲:۳۷ یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید.
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 1532
آفلاین
شنوندگان عزیز، توجه فرمایید.
شنوندگان عزیز، توجه فرمایید!
دهه! میگم شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!!!


آژانس مسافربری بلاک سایت، به زودی مسافر دیگری را رفتنی میکند، گزارش خبرنگار ما را از جزایر بالاک به صورت زنده می شنوید.

ویولت اونجا چه خبره؟

خشش...خششش..

- ویولت هستم، خوشحال هستم، ما اینجـ....

خششششششششششش!

- حقایقی رو فهمیدیم در مورد جیمـ..

خششششششش!

- به نظر میرسه اون واقعیات رو گفته در مورد ...

خشششششششششش!!

- و در نتیجه وقتی به ضرر اون تموم شده ازشون خواسته تا جیمز رو بلـ....

ای بابا دارم میگم خششششششش!!

- اهم اهم! کوییرل صحبت میکنه! در این رادیو تا اطلاع ثانوی تخته میشه موفق باشید



Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۱۳:۳۰ یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷
#93

دوركاس ميدوز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۴۶ شنبه ۷ آبان ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۰:۵۳ یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۲
از روز اول می دونستم ...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 178
آفلاین
امیدوارم از موزیک لذت کافی برده باشید .


خبری که هم اکنون به دست ما رسیده حاکی از انفجاری در استگاه کینگزکراس است . طبق گزارش خبرنگار ما که الان در محل حضور دارند با حمله ی جن های خونگی به دانش آموزان آنها شروع به دفاع از خود کردند و این جنجال باعث این رویداد شده .
در این گزارش آمده که دانش آموزان با وجود کمیود تجربه و دانش لازم جادوگری موفق به دفاع از خود در برابر حمله ی جن های جونگی شدند .


ارتباطمون با کالین کریوی بر قرار شده . ادامه ی اخبار رو از خود کالین می شنویم .
- سلام کالین
- با سلام خدمت شنوندگان عزیز .
- - خوب چه خبر از اونجا ؟


- من چند ثانیه بعد از شروع درگیری در صحنه حضور داشتم و شاهد مقاومت دانش آموزان هاگوارتز بودم . وقتی دانش آموزان در حال سوار شدن بودند با وجود بی اطلاعی از حمله ی جن های خانگی موفق شدند به خوبی از خود دفاع کنند .


دانش آموزان هیچگونه آسیبی ندیدند و همگی سالم به سمت مدرسه حرکت کردند . جن های خانگی زیادی اینجا آسیب دیده افتادند و قدرت تکان دادن حتی یک انگشت خود را ندارند .


با یکی از جن هایی که بدون آسیب گریخته می خواهیم صحبتی داشته باشیم .


- سلام . خودتون رو معرفی کنید و دلیل حملتون رو بگید .
- سلام . من دیندا هستم و از این حمله پشیمونم . ما برای حمله دلیلی نداشتیم . ما از ماجرا هیچ خبری نداشیم . فکر می کنم با طلسم فرمان تونستن ما رو به این کار وادارند . من واقعا از این کار متاسفم و نمیدونم چی باید بگم .


- بازم خوبه که دانش آموزا تونستند از خود دفاع کنند وگر نه شما نباد هیچ وقت خودتون رو می بخشیدید .


خوب به هر حال این قضیه به خوبی و خوشی به پایان رسیده و مامورین وزارتخونه برای دستگیری جن های خانگی اینجا حضور دارند .
من دیگه اینجا کاری ندارم . امیدوارم کامل در جریان قضیه قرار گرفته باشید .

کالین کریوی

ایستگاه کینگز کراس


رادیو پاتر بان


- ممنون از این که ما رو در جریان این حمله قرار دادی . از مدیر مدرسه هم تشکر می کنیمبخاطر این همه آمادگی که بچه ها از خودشون نشون دادند .

به آهنگی از گروه خواهران عجیب گوش می دیم ...

9 از 10.


ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۷/۱۲/۱ ۱۱:۵۶:۵۶

Can You Forgive Me Again, You're My One True Friend, And I Never Ment To Hurt You

[url=http://meadowsisadorc.livejournal.com/profile]حقایق ت


Re: "رادیو پاتر بان!"
پیام زده شده در: ۱۶:۵۲ شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷
#92

آلبوس دامبلدور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۳ چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۵۶ سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۳
از تو دورم دیگه!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 586
آفلاین
- تق آلبوس..تق دامبلدور.. تق..ممد.. تق جاسم پاتر..تق گروه مرلین صغیر..دههه نون خامه ای شکلاتی!

ممد ایفای نقش هر بار با چوبدستیش به رادیوی جادوییش ضربه می زد و اسم رمز رو میگه.. در آخر هم خواستن توانسته و روح هلگا هافلپاف پاداش این سختکوشی رو به ممدش می ده و رادیو از صوت تراوش می کنه و ممد ایفای نقش لبخند ملیحی می زنه و روی صندلیش ولوتر می شه!

- سلام شنوندگان عزیز من نهنگ هستم به همراه سیناپس هزار رنگ در خدمت شماییم!

- یه لحظه صبر کن نهنگ تا منم بتونم سلام علیک کنم با شنوندگان عزیزم.. شنوندگان عزیز سلام چطورید ..خوبید.. خوشید.. سلامتید؟ من هزار رنگ هستم و امشب با دوست و برادر عزیزم در خدمت شماییم تا یک مصاحبه ی خفن داشته باشیم..

- و قابل ذکر این که ما گولاخیم!

- تا شما یه آهنگ زیبا و نوستالژیک گوش بدید مهمون ما هم وارد میشه و ما مصاحبه رو شروع می کنیم.

بلافاصله صدای آواز خواننده ی خوش صدا اوج می گیره:

یادم میــــاد اون قدیــــمــا کـــه مـــن بودم تـازه و نو
هاگوارتز شروع نکرده بود هنوز تا اون وقت کاری رو
پایـــه گــــزاران همـــین مدرسه ی هاگــــوارتز مـــا
هرگز به خـــــواب نمی دیدند جـدایی از همدیگه رو

- خشششش خششش..

- فیشو فیش مــار نازنین
بــخـــز و بــرو روی زمیــن
با مـــورفینـــت بد نکــــنی
یه وقـت باهاش قهر نکنی
و گرنـه میـــخت مــی کنه
بــه در آویــزونـت می کنه!

- خشش خششش..

- وقـتی داری میری سفر
هرچی دلت می خواد ببر
گیتـــــــارو با خودت نبر...!

- پششش!

- مــی افتادن به جــون هم با طــعنــه و پــرده دری
هر چهـــارتاشون جدا از هم به دنبال سلـــطه گری
چی میشه کرد وقتی دویار جنجال و بلوا می کنن؟
چه میشه کرد وقتی با هم دوئــل و دعوا می کنن؟

- خشش خششش

- هاگوارتزمون در خطره، دشمن بیرون منتظره
دشــــمن ما رحم نداره خیلی پـــلـید و مـکاره
باید توی مدرسمون همه با هم یــکی بشیم..

-خششش!

ممد:!!!؟!
ممد ایفای نقش از این حرکت شاکی میشه و یه نامه به سازمان ثبت گروهها می فرسته و از این بی برنامگی رادیوپاتربان شکایت می کنه.

چند لحظه بعد صدای مجری اول رادیو پاتربان از داخل جعبه ی چوبی بیرون میاد که میگه:

- خیلی از اشکالات پیش اومده پوزش می طلبیم.. ولی ما بی تقصیریم مامورین امنیت پاتربان جادوهایی رو کشف کردن که قصد دارن به سرور ما حمله کنن!

- خب نهنگ به نظرم باید بریم سر مصاحبمون.. سلام استاد شاندو..

- نخیر من قرار بود استاد وال ریشو باشم!
- خب پس سلام استاد وال ریشو.. اوضاع چطوره؟
- اینجای احوال پرسی بود؟.. اوضاع وخیمی رو می بینم.. اخبار ماگلها می گفت که جریان گلف استریم از کار افتاده در نتیجه تمام شبه جزیره در یخ فرو خواهد رفت.. تازه خیابون ها هم خیلی ترافیک بود مجبور شدم پشت ترقه بشینم و بیام اینجا!

- ترقه؟
- آره دیگه اسامی مستعاره.. وزارت سحر جادو هم حقوق کارگران رو نداده تازه یه سازمان هم این وسط نیست و نابود شده.. فرزندهای من می گن که هوکی ملعون العلیه(!) همشون کشته .. بوق بر تو ای وزیر دماغ دراز گوش خفاشی زگیلی..

- عمو دا.. استاد وال ریشو ایندفعه سرورمون رو به فنا می دیا!
- نترس نهنگ کوچولو.. من حمایت می کنم.. من از همه ی یارانم حمایت می کنم.. لازم باشه خودم وارد میدان جنگ می شم.. هیچ کس نمی تونه هیچ کاری بکنه ما می جنگیم ولی نه با اجبار ما راهمون سفیده و با علاقه می جنگیم.. اون سربازان مزدور در نهایت خسته میشن ولی ما می جنگیم..

- استاد وال می خواین یه آهنگ نوستالژیکه دیگه هم گوش کنیم؟

- نخیر.. من همینجا هرگونه سازش کاری را نفی می کنم.. جنگ جنگ تا پیروزی.. تا حوض برادران جادویی راهی نیست.. دشمن ما شیطان بزرگ است.. ببینم اینجا مرلینگاه کجاست من یه ذره مشکل چیز دارم.. کلیوی!
- پس از همون ور تشریف ببرید لطفا.. شنوندگان عزیز یه ترانه گوش کنید!
-


باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.