هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۵ چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۴
#2

سدريك ديگوري


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۴ شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۲:۲۲ جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵
از لبه ي پرتگاه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 530
آفلاین
هوا به شدت تاريك بود,هيچ چيز در آن شب پيدا نبود حتي سياهي نميتوانست راهش را در آن هوا بيابد.اما اين براي مرگخواران و لرد سياه نه تنها باعث رنجش نبود بلكه باعث آرامش خاصي بود كه تنها وفاداران واقعي لرد آن را احساس ميكردند.

محل تجمع لرد و افرادش درست در قلب اين سياهي بود جايي كه تاريكي متراكم بود و ميتواسنتي آن را لمس كني.
سكوت و تاريكي تركيب زيبايي را به وجود آورده بود ولي گاهي صداي گفتگوهاي آرام مرگخواران آن سكوت زيبا را ميشكست و اين موضوع باعث رنجش لرد شده بود.
قسمتي از فضا سياهي بيشتري داشت گويي تمام آن سياهي و تاريكي از او متولد شده بود.
صدايي بيروح و در عين حال پر ابهت تمام صداهاي كوچك و بي ارزش مرگخواران را قطع كرد.
حتي صداها نيز مطيع او بودند.

_شما مرگخواران همگي خوب ميدونيد كه براي چي اينجا جمع شديد,اون احمقهايي كه در مدت كوتاه غيبت من رنگ عوض كردن و
به نيروي كوچك و ضعيف دشمن پيوستن سزاي عملشون رو خواهند پرداخت,كساني كه حاضر شدن قدرت خودشون رو تقسيم كنن و زيبايي قدرت كامل رو نچشيدن همه مجازات خواهند شد,من يعني لرد سياه...

صداي قدمهاي فردي سخنان لرد را قطع كرد,مرگخواري وحشتزده وسراسيمه به سرعت خود را به جلوي پاي لرد رساند و تعظيم كرد او كسي نبود جزو پيتر پتي گروي جانورنما:ارباب ارباب واقعا متاسفم كه صحبتهاتونو قطع ميكنم ولي عده اي از اعضاي محفل دارن ميان اينجا خودم با دو تا چشماي خودم ديدم.
لرد بدون اينكه تغيري در صدايش ايجاد شده باشد رو به پيتر كرد:احمق۔واقعا فكر كردي من اين محل رو بدون محافظ گذاشتم؟

پيتر همانند كسي كه ناگهان شوكه شده باشد به پاي لرد افتاد:ارباب ببخشيد عفو كنيد استباهه از من بود كه به قدرت شما شك كردم.
لرد:ميدوني مجازات كساني كه به قدرت من شك كنن چيه؟
پيتر :ارباب رحم كنيد قول ميدم جبران كنم.
لرد:پس سريعتر از جلوي چشمام دور شو.
و با حركتي پيتر را از خودش راند
پيتر به آخرين صف از مرگخواران پيوست.

براي دومين بار صداي قدمهايي از پشت مرگخواران سكوت را در هم شكست.
همهمه هاي مبهمي از آخرين صفه مرگخواران به گوش ميرسيد.
_اون زندس؟
_بگيريدش.
_چطور ممكنه؟
-آدواكدورا.

لرد با فريادي كه مو را بر اندام حتي كوچكترين ذره بشريت سيخ ميكرد همه را به سكوت دعوت كرد:ساكت باشيد,بزاريد بياد جلو.
فرد همانگونه به سمت لرد ميامد و مرگخواران به دستور لرد هيچ حركتي از خود نشان نميدادند.
فرد به جلوي پاي لرد رسيد و تعظيمي به نشانه ي احترام جلوي لرد كرد:سلام بر بزرگترين جادوگري كه تمام دنيا تا به حال به خودش ديده.
لرد بدون توجه به سخنان فرد پاسخ داد:سدريك بگو ببينم كارشونو تموم كردي؟
سدريك در حالي كه لرزش در صدايش احساس ميشد گفت:نه ارباب فقط بيهوششون كردم.
لرد با عصبانيت بر سر سدريك فرياد زد:احمق مگه نگفتم كاره همشونو ميسازي,كرشيو.

با شنيدن صداي ذجه هاي سدريك سكوت چند دقيقه قبل غير باور به نظر ميرسيد.
لرد پس از چند دقيقه دستورات لازم را صادر كرد:دالاهوف و مورتيمر شماها ميريد و كار رو تموم ميكنيد.
دو نفر از ميانه صف پيوسته مرگخواران جدا شدند و به عقب رفتند.
لرد:و تو سدريك فقط به پاس چند وقتي كه توي محفل جاسوسي ميكردي بهت اجازه ميدم كه دوباره به من خدمت كني.
سدريك با صداي ضعيف و ناله مانندي گفت:ممنونم ارباب واقعا ممنونم.
_________________________________________________________________________________________________
اميدوارم مورد قبول لرد سياه قرار گرفته باشم.

---------------------------------------------------
سدريك عزيز!
بايد بگم كارت خوب بود. براي عضويت در گروه مريدان لرد تاييدي!! بهت تبريك مي گم...اما اين تازه اول راه بود. بودن در اين گروه احتياج به كار و تلاش زيادي داره. همينطور كه با تلاش زياد مي تونيد پيشرفت كنيد به همين صورت هم اگر خمودگي مشاهده بشه سقوط خواهيد كرد!! سپاس گذاري خود را نثار لرد كنيد كه اين سخنان از سوي اوست اوست!!


ویرایش شده توسط پيتر پتي گرو در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۲۵ ۲۱:۳۶:۲۰

[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده Ø


خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۱۸:۱۴ چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۴
#1

پيتر پتي گرو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۲۵ جمعه ۲ دی ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۹:۴۵ شنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۵
از بالاي ديوار آخري!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 305
آفلاین
نوادگان تاريكي!

امروز براي همگي ما روز فرخنده اي است!! روزي است كه بار دگر مي توانيم در زير نشان سياه سرورمان گرد هم آييم!
باشد تا در پناه لرد سياه باز هم قدرت را در دست گيريم و سياهي را بگسترانيم!!
تمامي افرادي كه از خون اصيل و پاكي هستند و تشنه ي رسيدن به قدرت بيايند و به لرد تاريكي ها بپيوندن.

و اما شرايطي كه بايد هر مرگخواري داشته باشد:
لطفا در همين جا يك نوشته از خودتان بر جاي بگزاريد تا لرد عزيز بدانند كه شما چگونه به سويش شتافتيد و نشان داغ را بر دستانتان پذيرفتيد!

فعلا وفاداريتان را به همين روش به اثبات برسانيد!!باشد تا بعد از اين شايستگان برگزيده شوند.
به نسبت نوشته اي كه قرار مي دهيد و تواناييتان را اثبات مي كند سنجيده خواهيد شد!
و در مورد تایید شدگان رتبه شون در میون مرگ خوار ها مشخص خواهد شد! چرا که قدرت در میون مرگ خوار ها پایه های مختلفی خواهد داشت!

لرد سياه منتظر است تا مرگخواراني كه نشان داغ را حس كرده اند بازگردند....اميد است شما از كساني نباشيد كه بازگشت قدرت را فهميده اند اما پشت كردند!!







پيتر پتي گرو!!خادم وفادار لرد سياه


ویرایش شده توسط پيتر پتي گرو در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۲۴ ۱۸:۴۵:۴۷
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۶/۵/۳۰ ۱۶:۰۶:۵۷
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۷ ۲۳:۱۹:۱۰
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۰/۷/۱۳ ۴:۰۵:۳۰

[b][size=large][color=003300][font=Georgia]و ازش پرسيدم كه:خ







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.